توقيعات مباركه حضرت ولی امرالله
خطاب به احباى شرق
توقیع مبارك نوروز ٨٨ بديع

ممثّلین آئین حضرت ربّ البریّه در بلدان و ممالک شرقیّه اعضای مجلّلهٴ محافل مقدّسهٴ روحانیّه علیهم آلاف التّحیّة و الثّناء طرّا ملاحظه نمایند

یا أمناء الرّحمن بین خلیقته و صفوته فی بریّته تبارک اللّه ربّنا المقتدر المتجبّر المتباهی البهیّ الأبهی بما کشف برقع السّتر عن وجه شریعته السّمحاء و أفاض علی أهل البهاء فی مشارق الأرض و مغاربها بفیوضاته المتتابعة من الرّفرف الاسمی و أظهر من خفیّات سرّه الأکتم الأخفی ما عجزت عن عرفانه إدراکات العارفین له العزّة و السّناء و له الرّفعة و الضّیاء و له العظمة و الکبریاء بما أظهر بدائع وعده و وفی بمیثاقه و أنار قلوب أصفیائه و رفع شأن أودّائه و أمنائه بین الخلائق أجمعین ”لن یمنعه شیء عن حکومته و لن یصدّه أمر عن سلطانه و إنّه لهو الفرد العلیّ العالی العظیم“.

أیّها المتمسّکون بالعروة الوثقی حمد بی قیاس ایزد متعال را شایسته و سزا که در این روز فیروز و عید نوروز که جهان ترابی حلّهٴ موهبت در برنموده و بحلیهٴ حیات جدید مزیّن گشته تأثیرات حیرت بخش جلوهٴ ربیع الٓهی نیز در کلّ آفاق بأشدّ اشراق ظاهر و باهر و نفحات مسکیّه‌اش از مهبّ ریاض قلوب ستایندگان اسم اعظم در اکثر بلدان ساطع و متضوّع برد قارس شتا برطرف گشت و اشعّهٴ ساطعهٴ تأیید از مرکز انوار بر جمع اهل بهاء بتابید. اریاح لواقح که در مدّت هشتاد سال منبت شجرهٴ مبارکه را من جمیع الجهات احاطه نموده بود بتقدیر ربّ قدیر تسکین یافت و سَورت طغیان و طوفان انقلابش فرو نشست. غیوم کثیفهٴ هموم و کروب لا تعدّ و لا تحصی از افق آن صقع جلیل دفعةً واحده متلاشی شد و دلبر آمال بدر منیر سعادت ابدیّه از پس حجبات غلیظه اشراق بر ساکنین فلک بها کرد. ظلمت تعدّیات و تجاوزات که از هیاکل بغضیّه و نفوس منعیّه سنین متوالیه بر حزب مظلوم وارد بوسائل غیبیّه زائل گشت و شجرهء خبیثهٴ ظلم ونفاق به نیروی ملیک آفاق از بیخ و بن برافتاد نهال امید اهل بها در مزرعهٴ جهان انبات نمود و از ریزش باران جفا سقایت گشت. سیل جارف بلیّات متنوّعه را در این سنین عدیده یک یک مقاومت نمود و از ریح عقیم و برد زمهریر مأمون و مصون بماند. از زوبعهٴ امتحان متزلزل نگشت و از تند باد غضب و جفای اهریمنان مقطوع و مستأصل نشد. بر نشو و نما بیفزود و از هبوب نسمات دلکش ربیع موعود آن نهال نورستهٴ الٓهی ببرگ و شکوفه‌های گوناگون تزیین یافت اغصان رفیعهٴ منیعه‌اش در اقصی ممالک غربیّه و اقطار شمالیّه سایه بیفکند و از حفیف اوراق و اهتزاز افنانش ولوله‌ای محیّر العقول در اعلی المقامات بینداخت.

تعالی تعالی هذه الشّجرة المرفوعة المنبتة فی بحبوحة الفردوس. قد علت و اخضرّت و تورّقت و ذاعت و شاعت صیتها بین العالمین أحسب الّذین اتّخذوا هذا الأمر هُزوءًا بأنّ افول کوکب المیثاق فرّق جمعنا و شتّت شملنا و اضلّ سبیلنا و اضاع آمالنا أزعموا بأنّ هذه الدّوحة الإلٓهیّة و السّدرة الازلیّة قد انقعرت و اغصانها قد یبست و اوراقها قد انتثرت و زفیرها قد خمدت و حیاتها قد انعدمت و بطلان امرها قد تحقّقت. لا فو ربّ العماء. سوف تنفتح ازهارها و تتضوّع عبیرها و تنضج اثمارها و تنشعب فروعها و تمتدّ ظلّها علی من علی الارض اجمعین.

سبحان صانعها و واضعها و مغرسها و منبتها و الحافظ علی کیانها و النّاشر لآثارها له القدرة من قبل و من بعد و انّه لعلی کلّ شئ قدیر.

ای آشفتگان جمال ذوالجلال. یوم یوم اشراق انوار است و دور دور ظهور و بروز تجلّیات سلطنت حیّ لایزال. هر چند جهان منقلب و جهانیان در غمرات بلایا و متاعب مستغرق ولی هزار شکر حضرت بدیع الأوصاف را که با وجود موانع عدیده و انقلابات ملکیّه و امتحانات متتابعه و فقدان وسائل ظاهره آئین نازنین اسم اعظم روح الوجود لعظمته الفداء یوماً فیوماً در اتّساع و شعلهٴ فروزنده اش آناً فآناً در ارتفاع. صیتش در اقالیم عالم منتشر و پرچم عزّت و استقلالش بر اعلی المقامات مرتفع و متموّج. روح مقدّسش در عروق و شریان شعوب متمدّنهٴ راقیه نبّاض و از ولولهٔٔ آهنگ دلربایش ارواح مؤمنین در طرب و اهتزاز.

نام جهان آرایش در السن و افواه اعاظم امم از قریب وبعید و وضیع و شریف متداول و بمبادی قیّمهٴ سامیهاش قلوب صافیهٔٔ مجرّدهای در قطعات خمسهٴ عالم متوجّه و متمایل. بنیان متین معبد عظیم الشّأنش در قطب آمریک دراین بحران اعظم علم برافراخته و گنبد رفیعش بر ابنیهٴ شاهقهٴ آن قطر جلیل سایه افکنده. ولولهٴ بیت اعظمش در خطّهٴ عراق زلزله بأرکان دولت و ملّت انداخته و در مقامات رسمیّه در قلوب زمامداران اقالیم غربیّه رعبی شدید و اضطرابی جدید تولید نموده. رافعان لوایش در بسیط غبراء بعزمی آهنین به ایفای وظائف موکولهٴ مفروضهٔ خویش مشغول و به تشیید روابط روحانیّه و استحکام مؤسّسات امریّه و ترویج مصالح هیئت اجتماعیّه و تنفیذ احکام منصوصهٔ الهیّه و تهیّهٴ مقدّمات مشروعات عظیمهٴ جلیلهٴ آینده مألوف و مأنوس. اسرار مکنونهاش که در خطّهٴ ایران در پس سبحات غلّ و بغضاء سنین متوالیه مستور بمساعی جلیلهٴ جند اهل بها در آن موطن اعلی ظاهر و پدیدار گشت و عروس آمال دیرینهٴ آن ستمدیدگان رغماً لکلّ افّاک حسود نقاب از رخ بیفکند. ناموس اکبرش بهمّت مبارزان دلیر در ممالک فرنگ حجاب ستر بدرید و منصوصات کتاب اقدسش مشهور و مرکوز ذهن اولوالألباب شد. غبار ظلم اهل شرور بنشست و سدّ متین شبهات مرتفع گردید.حجاب غلیظ ترّهات و اراجیف مکذّبین و مبطلین امر بها برخاست و حبائل تسویف و انکار اهل ادبار به سر پنجهٴ قدرت منفصم شد. مقامات مقدّسهاش در ارض نوراء و بقعهٴ بیضاء مطمح نظر و مزار و نزهتگاه فرق و طوائف متنوّعهء متباینه گردید و در انظار ولاة امور از معابد مشروعه و معاهد مستقلّهٴ دینیّهٴ معتبره محسوب و موصوف گشت. قصر مبارکش پس از چهل سال انتظار از تسلّط اهل فتور برهید و چون لؤلؤ لالا زینت بخش مرج عکّا شد. قوائم و دعائم دیوان عدل اعظمش بیمین قدرت در اقالیم متعدّده منصوب گردید. و اصول و فروع شریعت غرّایش گوشزد اقوام و ملل از قریب و بعید گشت. تباشیر مدنیّت سرمدیّ الآثار حضرت بهاءاللّه از افق عزّت دیرینه به ارادهٴ ازلیّهٴ مالک البریّه طالع شد و نوامیس و شعائر اسم اعظم باصبع اقتدار خیمه و خرگاه برافراشت. سلطهٴ محیطهٴ روحانیّهاش پدیدار گردید و وعود مبرمهاش تحقّق یافت. علمای رسوم خصم الدّ آئین حضرت قیّوم در پنجهٴ تقلیب گرفتار و محافل مجلّلهٴ روحانیّه واضعان شرع بدیع بر سریر عزّت و قدرت مکین و استوار. امّت ممسوخهٴ یحیی در أسفل درکات قنوط ساقط و نام و نشان اتباع و اشیاعش مفقود و منعدم. سردار نقض و سالار نکث در حفرهٴ ظلمانی خزیده و چون خفّاش در مقابل اشراق اشعّهٴ تأیید در گوشهٴ عزلت کور و مأیوس طپیده. از تلاطم بحر البحار فیوضات ملیک آفاق، آن محور نفاق و قطب شقاق پریشان و حیران و از مهابت فریاد ثابتان بر عهد و میثاق نالان و هراسان له الغلبة و الهیمنة و الاستقلال لا رادّ لأمره و لا مبدّل لکلماته و لا مفرّ من قضائه و تقدیره. هذا ما وعدنا به مولانا فی السّرّ و الأجهار من فمه الدّرّیّ الطّاهر الصّادق البدیع. قوله عزّ بیانه:

”سینکشف القناع بأذن اللّه عن وجه الأمر و یسطع هذا الشّعاع فی آفاق البلاد و یعلوّ معالم الدّین و تخفق رایات ربّکم المجید علی الصّرح المشید و یتزلزل بنیان الشّبهات و ینشقّ حجاب الظّلمات و ینفلق صبح البیّنات و یشرق بأنوار الآیات ملکوت الأرض و السّموات. اذاً ترون اعلام الأحزاب منکوسةً و وجوه الاعداء ممسوخةً و احکام رؤساء السّوء منسوخةً و المؤمنون فی فرح العظیم و المکذّبون فی خسران مبین“.

ای برادران و خواهران روحانی چه مقدار عظیم است امر الٓهی و چه شدید است سیاط قهر آن محتسب حقیقی. فرخنده نفسی که در ظلّ ظلیلش محشور و مستظلّ گشت و خجسته قلبی که از شعشعات انوارش مستمدّ و مستفیض شد. وای بر نفسی که از الواح نصحیّهٴ قلم اعلی و نعماء و آلاء این دور امنع ابهی رو بتافت و میثاق غلیظ حیّ لا یموت را واهی و موهون بشمرد و تطوّرات و تقلّبات لازمهٴ این امر خطیر را میزان بطلان و علامت نقصان و انقراض آئین لایزال ایزد متعال بپنداشت. امر عظیم است عظیم و حوادثش بس خطیر و جسیم صرصر امتحانش شدید است و صراطش احدّ از سیف حدید جز جبال باذخه و اطواد شامخه مقاومت ریح عقیم نتواند و جز اقدام ثابتهٴ مستقیمه از این منهج قویم نگذرد. شعلهٴ انقلابش شرر بار است و صاعقهٴ قهرش اشدّ از لهیب نار. النّاس هلکاء الّا المؤمنون و المؤمنون هلکاء الّا الممتحنون و الممتحنون هلکاء الّا المخلصون و المخلصون فی خطر عظیم.

ای یاران ممتحن جمال ابهی و یاوران برگزیدهٴ حضرت عبدالبهاء اگر چه شئونات و حوادث این امر خطیر مهیّج و مخیف است و انقلاباتش عجیب و مهیب ولکن شمس حقیقت که از ذروهٔ علّیّین بر گروه ثابتین لا ینقطع مشرق پرتوش بینهایت شدید است و تأثیراتش در حقائق ممکنات بغایت عظیم. در لوحی از الواح لسان عظمت باین بیان ناطق. قوله جلّ بیانه: ”قد کنز فی هذا الغلام من لحن لو یظهر اقلّ من سمّ الإبرة لتندکّ الجبال و تصفرّ الأوراق و تسقط الأثمار من الأشجار و تخرّ الاذقان و توجّه الوجوه لهذا الملک الّذی تجده علی هیکل النّار فی هیئة النّور و مرّة تشهده علی هیئة الأمواج فی هذا البحر الموّاج و مرّة تشهده کالشّجرة الّتی اصلها ثابت فی ارض الکبریاء و ارتفعت اغصانها ثمّ افنانها الی مقام الّذی صعد عن وراء عرش عظیم“ و در مقامی دیگر می‌فرماید: ”چقدر از لئالی بیشمار که ناسفته در صدف قلب مانده و چه مقدار حوریّات معانی که در غرفه‌های حکمت مستور گشته که احدی مسّ آنها ننموده. لم یطمثهنّ إِنس قبلهم و لا جانّ“.

قوای جهان مقاومت فیض مدرار نتواند و آشوب و غوغای جهانیان تابش انوار را مانع و حائل نگردد بلکه هر قدر آئین مقدّس بر شهرت و اتّساع بیفزاید و صیحهٴ پیروانش بلندتر گردد و ابهّت و سطوتش در انجمن عالم بیشتر جلوه نماید، انقلاباتش هائل ‌تر و جوش و خروشش عظیمتر و فریاد و فغان اعدایش مرتفع ‌تر و زفیر افتتانش شدید تر شود و هر قدر طوفان انقلاب و غلیان غلّ و بغضا در قلوب مشرکین تزاید جوید و صولت هجوم احزاب و قبائل بر جند الٓهی شدّت نماید اشعهٴ تأیید بر اشراق بیفزاید وبدایع قدرت قدیمه و لطائف حکمت الٓهیّه و ظهورات غلبه و قهّاریّت کلمهٴ نافذهٔ جامعه بر مدّعیان مکشوف تر و واضح ‌تر گردد. ”سنّة اللّه الّتی قد خلت من قبل و لن تجد لسنّة اللّه تبدیلاً“.

ای حامیان حصن حصین الٓهی نظری بگذشتهٴ این امر عظیم اندازید و در حوادث دورهٴ اوّلیّهٴ این قرن مشعشع الٓهی تفکّر نمائید و مراحل پیموده را یک یک بیاد آرید. لعلّکم بمواقع امره تطّلعون و من آیات قدرته تتذکّرون و فی آفاق علمه تتفرّسون ظلمی نماند که بر اصل شجرهٴ نابتهٴ الٓهیّه وارد نگشت و طعنی نماند که از نفوس واهیهٴ ساهیهٴ سافله بر پیروان امر حضرت ربّ البریّه متوجّه نگردید. از بدو طلوعش از آن اقلیم پر بلا آن نجم بازغ هدی طلعت اعلی روح الوجود لمظلومیّته الفداء در خلف حجبات محن و رزایای لا تعدّ و لا تحصی محجوب و روی چون مه تابانش در خسوف حسد و بغضا مخسوف و مقنوع. سهام مفترین و طعن مشرکین و دسائس مغلّین آن هیکل الطف اعزّ اعلی را آنی فارغ و آسوده نگذاشت و از اجرای نوایا و مقاصد مقدّسه‌اش ظاهراً مانع و حائل شد. ایّام پر طلاطم حیاتش بپایان رسید و در انظار محتجبین، آمال دیرینه‌اش در عرصهٴ شهود جلوه ننمود. کوته نظرانی چند که بظواهر امور ناظر و از حقیقت کلیّهٴ محیطهٴ فائضه که در هویّت امر الٓهی مکنون و مندمج است غافل در آن ایّام چنان انگاشتند که هر قدمی که آن محیی رمم در سبیل اعلای امر اعظمش در ایّام حیاتش برداشت اثر و ثمری جز یأس و حرمان و پشیمانی و خذلان نبخشید. قائم موعود بزعم آن قوم جحود ولوله‌ای در جوار بیت الحرام نینداخت و جمّ غفیری را از سکّان حجاز مفتون امرش ننمود. پیام مبین را که در مکّهٴ مکرّمه بطلعت قدّوسی رسول امینش بسپرد شریف مغرور اجابت نکرد و در زاویهٴ نسیان انداخت و از حقیقت مطلب مستفسر نشد. غوغای عوام آن مظهر ربّ الأنام را پس از زیارت حرمین از سفر عتبات و زیارت کوفه منصرف نمود و از اعلان آئینش علی رؤوس الأشهاد باز داشت و در قلوب عدّه‌ای از اصحاب که مترصّد ظهور آثار وعد الٓهی بودند تولید تردید و ارتیاب بنمود. تعلیمات و دستورات کافیهٴ وافیه که خود بنفسه بحروفات خویش در مدینهٔ شیراز در سنهٴ ستّین تلقین و ابلاغ نمود اکثرش انجام نیافت و از شدّت هیجان امتحان و هجمات عنیفهٴ اهل شرک و عدوان اثر و ثمری نبخشید. ناشر لواء اقدسش که خود از بین نخبهٴ اصحابش برانگیخت و به تبشیر آئین رحمان در ممالک عثمانیان مأمور ساخت در اوّلین وهله اسیر بند ستمکار گشت و در دیار غربت جام شهادت بکمال مظلومیّت بنوشید. شیخ هندی که بأمر مظهر رحمن در سنهٴ اوّل ظهور به اقلیم هندوستان رهسپار گشت پس از تحمّل متاعب بیکران نفسی را جز سیّدی ضریر در آن سامان مستعدّ اقبال و اذعان نیافت و عاقبة الأمر آن سیّد جدید الإِقبال در لرستان طعمهٴ شمشیر به امر حاکم غدّار گشت معتمد مقتدر که بکمال فتوّت و شجاعت و ثبوت و استقامت بر خدمت و حمایت آن مظهر ربوبیّت قیام نموده بود و جز خضوع و تسلیم مرکز سلطنت تلقاء سریر سلطان احدیّت آمال و آرزوئی نداشت دفعةً واحده هدف تیر قضا گشت و مخدوم جلیل خود را در قبضهٴ گرگین پر کین بگذاشت. وزیر بی‌تدبیر خبردار شد و فریاد و فغان برآورد و به انواع حیل از ورود آن ذات مقدّس بعاصمهٴ مملکت و وفودش در بساط سلطنت که نفس مظهر عبودیّت از شهریار عادل تمنّا و مسألت نموده بود مانع شد. آن محور نفاق کمر ظلم ببست و همّت بگماشت و آرام نگرفت تا آنکه محبوب آفاق را بظلمی مبین در قلعه‌ای از قلاع آن سرزمین مسکن و مأوی داد و در اَبعد نقطه‌ای از قلل آذربایجان محصور و مسجون نمود.

در توقیعی از توقیعاتِ آن طلعت نوّار که بافتخار سلطان ایران در آن زندان نازل این کلمات درّیّات مدوّن و مسطور ”الا انّنی انا رکن من کلمة الاولی الّتی من عرفها عرف کلّ حقّ و یدخل فی کلّ خیر و من جهلها جهل کلّ حقّ و یدخل فی کلّ شرّ قد جعل کلّ خیر احاط به علمه فی طاعتی و کلّ نار یحصیها کتابه فی معصیتی قد جعل اللّه کلّ مفاتیح الرّضوان فی یمینی و کلّ مفاتیح النّیران فی شمالی انا النّقطة الّتی ذوّت بها من ذوّت و انّنی انا وجه اللّه الّذی لایموت و نوره الّذی لا یفوت. من عرفنی ورائه الیقین و کلّ خیر و من جهلنی ورائه السّجّین و کلّ شرٍّ قسم بسیّد اکبر اگر بدانی در چه محلّ ساکن هستم اوّل کسی که بر من رحم خواهد کرد حضرتت میبود. در وسط کوهی قلعه‏ایست در آن قلعه از مرحمت آن حضرت ساکن و اهل آن منحصر است بدو نفر مستحفظ و چهار سگ. حال تصوّر فرما چه میگذرد الحمد للّه کما هو اهله و مستحقّه قسم بحقّ اللّه که آنکسی که راضی باین نوع سلوک با من شده اگر بداند با چه کسی است هرگز فرحناک نشود. الا اخبرک بسرّ الأمر کأنّه احبس کلّ النّبیّین و الصّدّیقین و الوصیّین در این جبل فرد ماندهام و بموقفی آمدهام که احدی از اوّلین مبتلا نشده و احدی هم از مذنبین متحمّل نشده. فحمدًا له ثمّ حمدًا لا حزن لی لأنّی فی رضاء مولائی و ربّی و کأنّی فی الفردوس متلذّذ بذکر اللّه الاکبر و انّ ذلک من فضل اللّه علیّ واللّه ذو الفوز الکبیر“.

طولی نکشید که در مشرق ایران حادثهٴ مولمهٴ مازندران وقوع یافت و شرر بدودمان جند رحمن زد. شعلهٴ فروزنده‌اش بعنان آسمان متواصل گشت و در زندان آذربایجان این خبر دهشت اثر بر تأثّرات و احزان بی‌پایان آن محبوب امکان بیفزود. نقطهء اخری طلعة قدّوسی طعمهٴ شمشیر سعید شقی شد و حسین بشروئی هدف تیر سردار تبه کار گشت. اعوان و انصارش بعضی قتیل و جریح و برخی در دست ظالمان اسیر و جمعی متشتّت بی‌معین و مجیر. عالم نحریر وحید فریدش در واقعهٴ نیریز با عدّه‌ای از نخبهٴ اصحابش شربت شهادت بنوشید و جسد مطهّر حجّت اکبرش در محاصرهٴ زنجان معرض تعدّیات و تجاوزات دشمن بی‌امان گشت. اعمدهٔ آئین گرانبهایش در این مخاطرات عجیبه و حوداث غریبه یک یک از پا برافتاد و بر گروه پیروانش در کلّ اطراف و اکناف مملکت امطار بلیّات از سحاب قضا پی در پی ببارید. در بحبوحهٴ انقلاب، امیر کبیر که بر مسند صدارت جالس در فکر قلع و قمع اصل شجرهء الٓهیّه بیفتاد و حکم مبرم شهادت آن مظلوم یکتا را در مدینهٴ تبریز صادر کرد. آن هیکل نازنین را در هوا بیاویخت و سینهٴ مطهّر را برصاص اولو البغضاء مشبّک نمود. در این گرد باد بلا انقلابی اعظم در عاصمهء مملکت رخ بنمود و بر اثر حادثهٴ رمی شاه بقایای فئهٴ مؤمنین را در آن سرزمین اسیر و دستگیر کرد. آتش نمرودی برافروخت و طاهرهٴ زکیّهٴ مشتعلهٴ ثابتهٴ بیگناه را زهر جفا بچشانید. کاتب وحی را که حامل و حافظ اسرار الٓهی بود در قعر زندان بینداخت و عاقبة الامر بدست جلّاد سفّاک بی‌باک بسپرد. نیّر آفاق یگانه امید و منقذ آن جمع بینوا را چهار ماه در حفرهٴ ظلمانی در مقرّ سارقان و قاتلان مسکن و مأوی داد و بر عنق مطهّر ثقل فادح سلاسل و اغلال بنهاد. بمشارکت در این امر فضیح و عمل شنیع متّهم نمود و عاقبة الأمر بدیار غربت منفی ساخت. حال ملاحظه نمائید که چه هیجان و انقلابی و شورش و اضطرابی ید تقدیر بحکمت کبرایش در سنین اوّلیّهء کور بدیعش احداث فرمود و چه وحشت و دهشتی حضرت مقلّب القلوب در صدور پیروانش بیفکند. سلطان مغرور ایران که در آن ایّام بر اریکهء ظلم جالس و بر نوائب و مصائب مستولیه بر حزب مظلوم واقف و مطلّع بزعم باطل خویش چنین تصوّر نموده که بسیف شاهرش شجرهٴ لا شرقیّه و لاغربیّه را از ریشه برانداخت و فئهٴ قلیلهٴ مقهوره را رسوای خاص و عام بنمود. روح آزادش را بسر پنجهٴ اقتدار از جریان و سریان در عروق و شریان جهان مانع گشت و یگانه امید پیروانش را بقوّهٴ تدبیر از وطن مألوف بکمال یأس و ذلّت اخراج کرد. غافل از آنکه آن رجفهٴ کبری و زندان پر بلا نتیجه‌اش ظهور تباشیر اوّلیّهٴ عصر اعظم ابهی شد و آن حفرهٴ تنگ و تاریک معرض تجلّی اشعّهٴ ساطعهٴ الهامات غیبیّهٴ الٓهیّه گشت. نسائم سبحان بر مظلوم عالمیان در آن زندان از مهبّ عنایت بوزید و اریاح مشیّت رحمن بر آن مقام ظلمانی مرور نمود. جمال ابهی موعود نقطهٴ اولی نقاب از رخ بیفکند و جبرئیل امین با بشارت کبری بین جُدران آن سجن مظلم نزول یافت. اشعّهٴ ساطعهٴ ظهور چون برق خاطف بر صدر منوّرش بتابید و ورقاء روح الأمین در آن قلب ممرّد ندا در داد: الا الا قد ظهر سرّ الأمر و ظهر عن خلف الحجاب من بشّر به النّقطة البیان و عن ورائه کلّ النّبیّین و المرسلین.

در رسالهٴ ابن ذئب قلم اعلی بنفسه المهیمنة علی الأشیاء شهادت داده و به این امر خطیر به احلی البیان اشاره فرموده. قوله جلّ بیانه: ”و بعد از توجّه حکایت حضرت سلطان ایّده اللّه تبارک و تعالی واقع و در آن ایّام امور منقلب و نار غضب مشتعل. جمعی را اخذ نمودند. از جمله این مظلوم را. لعمر اللّه ابداً داخل آن امر منکر نبودیم و در مجالس تحقیق هم عدم تقصیر ثابت معذلک ما را اخذ نمودند و از نیاوران که در آن ایّام مقرّ سلطنت بوده سربرهنه و پای برهنه پیاده با زنجیر بسجن طهران بردند چه که یک ظالمی سواره همراه کلاه از سر برداشت و بسرعت تمام با جمعی از میر غضبان و فرّاشان ما را بردند و چهار شهر در مقامی که شبه و مثل نداشت مقرّ معیّن نمودند.امّا سجن که محلّ مظلوم و مظلومان بوده فی الحقیقه دخمهٔ تنگ و تاریک از آن افضل بوده و چون وارد حبس شدیم بعد از ورود ما را داخل دالانی ظلمانی نمودند. از آنجا از سه پلهٔ سراشیب گذشتیم و بمقرّی که معیّن نموده بودند رسیدیم. امّا محلّ تاریک و معاشر قریب صد و پنجاه نفس از سارقین اموال و قاتلین نفوس و قاطعین طرق بوده مع این جمعیّت، محلّ منفذ نداشت جز طریقی که وارد شدیم. اقلام از وصفش عاجز و روائح منتنهاش خارج از بیان و آن جمع اکثری بی لباس و فراش. اللّه یعلم ما ورد علینا فی ذاک المقام الانتن الأظلم. و در ایّام و لیالی در سجن مذکور در اعمال و احوال حزب بابی تفکّر مینمودیم که مع علوّ و سموّ و ادراک آن حزب آیا چه شده که از ایشان چنین عملی ظاهر یعنی جسارت و حرکت آن حزب نسبت بذات شاهانه. و بعد این مظلوم اراده نمود که بعد از خروج از سجن بتمام همّت در تهذیب آن نفوس قیام نماید و در شبی از شبها در عالم رؤیا از جمیع جهات این کلمهٴ علیا اصغا شد: انّا ننصرک بک و بقلمک لا تحزن عمّا ورد علیک و لا تخف انّک من الآمنین. سوف یبعث اللّه کنوز الأرض و هم رجال ینصرونک بک و باسمک الّذی به احیی اللّه افئدة العارفین“.

و در مقامی دیگر میفرماید ”و در ایّام توقّف در سجن ارض طا اگر چه نوم از زحمت سلاسل و روائح منتنه قلیل بود ولکن بعضی از اوقات که دست میداد احساس میشد از جهت اعلای رأس چیزی بر صدر میریخت بمثابه رودخانهٴ عظیمی که از قلّهٴ جبل باذخ رفیعی بر ارض بریزد و بآن جهت از جمیع اعضاء آثار نار ظاهر و در آن حین لسان قرائت مینمود آنچه را که بر اصغاء آن احدی قادر نه“.

ای برادران و خواهران روحانی اهراق دم مقدّس نتیجهاش انبات شقایق و سنبلات ظهور اعظم ابهی شد و غربت و اسارت و مقهوریّت ظاهرهٴ جمال قدم عاقبتش استقرار عرش اسم اعظم در خطّهٴ عراق گشت. ”و اللّه یدعوا الی دار السّلام و یهدی من یشاء الی صراط مستقیم. لهم دار السّلام عند ربّهم و هو ولیّهم بما کانوا یعملون“. جمعی از بلها و سفها چنان انگاشتند که این لیل دیجور را صبح هدی در پی نه و این شام ظلمانی را آفتاب تابانی از عقب نبوده و نیست. بئس ما ظنّوا و ساء ما فعلوا. هر چند نجم درّیّ قائم موعود در مغرب زندان متواری گشت و فئهٔ انصار و اشیاعش در دامگاه عصبهٴ غرور بیفتاد و اسیر و مقتول شد ولیکن طولی نکشید که اشراقی اعظم و ظهوری اکمل و اتمّ از افق مدینة اللّه در انجمن بنی آدم جلوه نمود و از خلف خیام غیب صمدانی هیکلی مبعوث و مشهود گشت که چون اسرافیل حیات روح جدیدی در کالبد حزب مظلوم بدمید و امّت مقهور مأیوس متشتّت را عزیز دو جهان کرد. کریم اثیم از نهیب این قیام انگشت حیرت بدندان بگرفت و شاه غدّار از آثار نهضت جدیده مبهوت و حیران شد. چه مطابق است این وقوعات عجیبه و حوادث غریبه با حدیث صحیح نبوی در شأن اصحاب این ظهور که شرح آن در فتوحات مکیّهٴ شیخ ابن العربی مذکور و مسطور است: ”و یُقتلون کلّهم الّا واحد منهم ینزل فی مرج عکّاء فی المأدبة الالٓهیّة الّتی جعلها اللّه مائدة للسّباع و الطّیور و الهوام“.

پس از استقرار عرش مالک انام در مدینهٴ دار السّلام در کتاب مستطاب ایقان در وصف مشرکین این کلمات درّیّات نازل: ”هر چه میشنوند که این امر بدیع الٓهی و حکم منیع صمدانی در اطراف ارض ظاهر شده و هر روز در علوّ است ناری جدید در قلوبشان مشتعل میشود و آنچه ملاحظه مینمایند از قدرت و انقطاع و ثبوت این اصحاب که هر روز بعنایت الٓهی محکمتر و راسخ تر میشوند اضطراب تازه در نفوسشان ظاهر میگردد. در این ایّام که بحمد اللّه سطوت الٓهی چنان غلبه فرموده که جرأت تکلّم ندارند و عنقریب است که اعلام قدرت الٓهی را در همهٔ بلاد مرتفع بینی و آثار غلبه و سلطنت او را در جمیع دیار ظاهر مشاهده فرمائی“.

طولی نکشید که به ارادهٴ غالبهٴ محیطهٴ الٓهیّه و حکمت بالغهٴ صمدانیّه اریاح لواقح امتحان و افتتان مرّةً اخری بوزید و اریاح منتنهٴ کریههٴ نفاق و شقاق پیروان نیّر آفاق را از کلّ اطراف احاطه نمود. صوت ناعق اعظم در ارض سرّ مرتفع شد و عجل سامری بندا آمد و اوراق ناریّه در دو خطّهٴ عراق و ایران منتشر نمود. حیّهٴ رقطاء هیکل الطف اعزّ ابهی را سمّ جفا بچشانید و بغی و فحشای اتباع و اشیاع آن خصم لدود ذیل مطهّر را ملوّث ساخت. اختلافات داخله بر جرأت و جسارت ولاة امور بیفزود و قوای دو مملکت قوی شوکت بر اضمحلال حزب الٓهی برخاست و حکم فصل و تبعید و نفی مؤبّد به اخرب مدن عالم از مصادر رسمیّه در مدینهء کبیره صادر شد.

سلطان ایران و مرکز دائرهٔ خلافت عثمانیان بالاتّفاق در قلع و قمع امر نیّر آفاق همّت بگماشتند و آهنگ انقراض و اضمحلال فئهٴ بی‌گناه را هر یک بأعلی النّدا بنواختند. در این بحران اعظم جمال قدم روحی لسطوته الفداء بمفاد آیهٴ مبارکه ”و لمّا اخذت الظّلمة کلّ البریّة اظهرنا نفسنا الحقّ فضلاً من لدی العزیز الحکیم“ حجاب سَتر را از وجه امر بالمرّه بدرید و در خطابات قهریّه و الواح نصحیّه و انذارات شدیده و صحائف بدیعهٴ لمیعهٴ منیعه سرّ اکتم و رمز منمنم را بر ملا مکشوف کرد. ملوک و مملوک را در خاور و باختر دعوت به اعتناق آئین الٓهی فرمود و اصول شریعهٴ غرّاء و شرایط سلوک در منهج بیضا را بر قریب و بعید ثابت و مدلّل ساخت. انقلابات ارض سرّ نتیجه‌اش استقرار عرش قدم در سجن اعظم شد و حوادث فجیعهٴ مدینهٴ کبیره حاصلش ورود فلک بها بساحل بقعهٴ بیضا گشت. طغیان حزب یحیی بساط نعمت بی‌منتهی در مرج عکّا بگسترد و همزات آن سفیه بیوفا اثر و ثمرش ایصال رسالات بها بملوک و امرا گردید. خود در جزیرهٴ شیطان در حفرهٴ یأس بخزید و عاقبة الأمر بأسفل درکات نیران راجع شد. سلطان سریر لاهوت بر عرش کبریا مستقرّ گردید و ماء حیوان کتاب اقدس خود را بر عالمیان مبذول فرمود. بشارات کتب مقدّسه پدیدار شد و وعود الٓهیّه تحقّق یافت. میقات امم منقضی گشت و بهاء کرمل نمودار شد. صهیون بندا آمد و اورشلیم بنفحات یوم عظیم احیا گشت ندا از مکمن ابهی بلند شد و اصبع جمال قدم کوس اعظم در آن سجن مکرّم بکوبید که: ”قد اتّصل نهر الأردن بالبحر الاعظم و الأبن فی الواد المقدّس ینادی لبّیک اللٓهمّ لبّیک و الطّور یطوف حول البیت و الشّجر ینادی قد اتی المقصود بمجده المنیع… قل قد جاء الأب و کمل ما وعدتم به فی ملکوت اللّه…. قد اخذ الاهتزاز ارض الحجاز و حرّکتها نسمة الوصال تقول یا ربّی المتعال لک الحمد بما احییتنی نفحات وصلک بعد الّذی اماتنی هجرک طوبی لمن اقبل الیک و ویل للمعرضین انار جبل الطّور من اشراق الظّهور و قال قد وجدت عرفک یا الٓه من فی السّموات و الارضین تلک ارض فیها بعثنا النّبیّین و المرسلین قد ارتفع فیها نداء الخلیل ثمّ الکلیم و من بعده الأبن کلّ اخبروا و بشّروا العباد بهذا النّبأ العظیم و وروده فی تلک الدّیار. کذلک نزّل فی الالواح من لدن منزل قدیم“ اینست معنی حدیث مشهور: ”توقّعوا الصّوت یأتیکم بغتةً من قبل الشّام فیه لکم فرج عظیم“ و همچنین حدیث دیگر که می‌فرماید: ”خیر المساکن یؤمئذ بیت المقدس لیأتینّ زمان علی النّاس یتمنّی احدهم انّه من سکّانه“ کهنه دوزانی چند چنان تصوّر نمودند که نفی و تبعید آن مظلوم فرید به اخرب مدن دنیا علّت انقراض آئین بها گردد و احداث شقاق و نفاق در جمع پیروان نیّر آفاق نتیجه‌اش انحلال و اضمحلال امر ذوالجلال شود. افّ لهم و تعْساً لهم. سراپردهٴ این امر اعظم بقوّهٴ بازوی آن محیی رمم در سجن اعظم عمودش بلندتر گردید و ساحتش وسیعتر شد. روح حیات به اقلیم هندوستان سرایت کرد و در ممالک روس علم برافراشت به برّیّة الشّام صیت امر مولی الانام برسید و براقطار مصریّه، دوحهٴ الٓهیّه سایه بیفکند.

و چون میقات لیلهٴ لیلا و غروب شمس بها از بسیط غبرا فرا رسید کرّةً اخری طوفان بلا برخاست و نائرهٴ امتحان شعلهاش بعنان آسمان رسید. ریح عقیم بر سدرهٴ الٓهیّه اشدّ از قبل بوزید و فتنهٴ عمیا ظهور یافت. ناقض اکبر حجاب خود بدرید و بذر حسد و خصومت در قلوب جمعی از سست عنصران بکاشت. انقلاب اعظم احداث شد و کابوسش جَمْرهٴ مُحرقه در دلها بینداخت. سهام افترا پرّان شد و روضهٴ غنّا چندی جولانگاه شغالان نقض و ریا گشت. طیور لیل بحرکت آمد و بدر منیر عهد مولی الأنام در خسوف اهل ظنون و اوهام مخسوف و مقنوع گشت. خصم الدّ فرحناک شد و امّت مأیوس یحیی امیدوار گردید. محور میثاق در سجن نیّر آفاق قلعه بند گشت و عبدالحمید پلید به اغوای آن حزب عنید بر آن مظلوم فرید حملهای شدید بنمود.عیون سکّان ملأ اعلی خون بگریست و یوم ”تاللّه تفتن کلّ شئ فی کلّ شئ من کلّ شئ الی کلّ شئ بنفس کلّ شئ“ به وقوع بپیوست. حال ملاحظه نمائید که این زوبعهٴ کبری چه بهار جان افزائی از پی داشت و این فتنهٴ صمّاء چه انعکاسی در حیّز ادنی بینداخت. طوفانی اعظم از این سفینهٴ حمراء را از بدایت جریانش در دریای بلا احاطه ننموده بود و تند بادی اشدّ از این ریح جفا بر نهال بیهمال پروردهٴ دست بها از بدو نشئهاش در عالم ادنی نوزیده بود. با وجود این بلیّهٴ کبری طولی نکشید که به اثر کلک دائم الجولان مرکز عهد و میثاق غبار تیرهٔ نفاق و شقاق فرو نشست و دلبر آمال در خلوتگاه قلوب جلوهای محیّر العقول بنمود. صاعقهٴ غیرت بغتةً درخشید و فئهٴ ناکصهٴ متکبّران و گردنکشان را در اسفل درکات قنوط بینداخت غضنفر میثاق در بیشهٴ حقیقت غرّشی بنمود که از نهیب فریادش شغالان نقض فریاد واویلا برآوردند و در حفرات یأس مقرّ گزیدند. ورقاء ایکهٔ عبودیّت چنان نغمه و ترانهای بزد که در اقصی ممالک غربیّه، آن رنّهٴ ملکوتیّه گروهی از پاکان و صاف دلان را از خواب غفلت بیدار کرد و بفکر زیارت آن روضهٴ غنّا و حدیقهٴ غلبا بینداخت. ولوله در آمریک بیفتاد و پرچم امر بها در بعضی از عواصم اُروپ منصوب شد. اوّلین هیئت مجلّلهٴ زوّار بقعهٴ احدیّه احرام کعبهٔ مقصود ببست و هلهله کنان آهنگ زیارت تربت بهاء بنمود. بساط احزان اهل حرم را در ارض اقدس درهم پیچید و اهل شکوک و عدوان را بنار اسف شدید بگداخت. رستخیز کبری در نقطهء واقعهٴ بینالبحرین بر پا شد و جالس بر اریکهء ظلم و جفا را از اوج سریر سلطنت بینداخت و بخاک مذلّت بنشاند. طوق اسارت از عنق مرکز عهد سلطان احدیّت برداشت و بگردن آن ظالم بیباک بنهاد هدهد وفا از تنگنای زندان برهید و به اقالیم پر فسحت فرنگ پرواز نمود و ببدایع الحان پیام سلیمان سریر ملکوت ابهی را به اهل مدائن آن دیار برسانید. به اصبع اقتدارش حجر زوایهٴ اوّلین معبد الٓهی را در قطب آن مملکت بگذاشت و بنیاد بنیان متین قصر مشید بها را بقوّهای حیرت انگیز در قلوب برگزیدگانش بنهاد. در دامنهء کرم الٓهی هیکل موعود را بنا فرمود و بدست مطهّر، عرش ربّ اعلی را در آن مقام مقدّس مسکن داد. مشروع عظیم اوّلین معبد پیروان امر الٓهی در مدینة العشق بر اثر تعلیمات بهیّهاش اتمام پذیرفت و تموّجات روحانیّه از آن مرکز انوار و مشرق اذکار سرایت به اقالیم مجاوره بنمود. نمایندگان ملل و نحل از اروپ و آمریک و آسیا و افریک و ترک و تاجیک در ظلّ سراپردهٴ اسم اعظم محشور و بر خوان نعمتش وارد و از بدایع فیوضاتش مرزوق و مستمدّ. محافل مقدّسهٴ روحانیّه واضعان اساس مدنیّت بهیّهٴ الٓهیّه در خاور و باختر بدلالت آن مبیّن آیات رحمانیّه تأسیس یافت و حقیقت فائضهٴ کلیّهٴ قدسیّه در جمع آن نمایندگان امر حضرت ربّ البریّه مجسّم گشت. تباشیر یوم موعود که در سورهٴ هیکل، حضرت مقصود بآن اشاره فرموده از افق عزّت طلوع یافت و علائم اوّلیّهاش پدیدار گردید. قوله عزّ بیانه: ”سوف یخرج اللّه من اکمام القدرة ایادی القوّة و الغلبة و ینصرنّ الغلام و یطهّرنّ الأرض من دنس کلّ مشرک مردود و یقومنّ علی الأمر و یفتحنّ البلاد باسمی المقتدر القیّوم و یدخلنّ خلال الدّیار و یأخذ رعبهم کلّ العباد هذا من بطش اللّه انّ بطشه شدید“.

ای احبّای الٓهی، آوارهٴ مردود چون ناقض حسود و یحیای جحود و کریم عنود و عن ورائهم کلاب الأرض کلّها چنان تصوّر نمودند که ایجاد انقلاب و احداث فتن و اضطراب و ترویج شقاق و نفاق سدرهٴ الٓهیّه را از اشراق باز دارد و ماء ملح اجاج زفیر و لهیبش را بیفسرد غافل از آنکه انقلاب بنفسه ممدّ آئین نازنین است و امتحان و افتتان از لوازم ضروریّه تقدّم و استحکام اساس امر حضرت رحمن. در لوحی از الواح این کلمات عالیات از سماء مشیّت نازل: ”قل یا قوم اتمکرون فی امر اللّه و تخادعون به فی انفسکم فانّ اللّه اشدّ مکرا لو انتم من العارفین. فسوف یأخذکم بمکرکم و یرفع امره کیف یشاء و یعلن برهانه و یثبت آیاته و لو یکرهونها هؤلاء المبغضین“.

و همچنین میفرماید: ”قد جعل اللّه البلاء غادیةً لهذه الدّسکرة الخضراء و ذبالةً لمصباحه الّذی به اشرقت الأرض و السّماء“ و ایضاً میفرماید: ”بالبلاء ربّینا الأمر فی القرون الماضیة سوف تجد الامر مشرقاً من افق العظمة بقدرةٍ و سلطان قد جعل اللّه البلاء اکلیلاً لرأس البهاء سوف تستضیء منه الآفاق“ و در مقامی دیگر می‌فرماید: ”قل انّ البلاء ماء لما زرعناه فی الصّدور سوف تنبت منه سنبلات ینطق کلّ حبّةٍ منها: انّه لا إله الّا هو العزیز الحکیم و ایضاً می‌فرماید: ”تاللّه الحقّ لو یحرقونه فی البرّ انّه من قطب البحر یرفع رأسه و ینادی انّه اله من فی السّموات و الأرض ولو یلقونه فی بئر ظلماء یجدونه فی اعلی الجبال ینادی: قد اتی المقصود بسلطان العظمة و الاستقلال ولو یدفنونه فی الأرض یطلع من افق السّماء و ینطق بأعلی النّداء، قد اتی البهاء بملکوت اللّه المقدّس العزیز المختار“ تاللّه الحقّ بما فعلوا زاد لهیبها و اثمرت اغصانها و ارتفعت ندائها و اشتهرت آثارها و استحکمت اصولها و امتدّت ظلّها علی العالمین.

ای برادران و خواهران روحانی، قدری تفکّر نمائید و در حوادث این سنین اخیره تفرّس فرمائید که بعد از افول کوکب میثاق آن کاذب لعین و فاجر مهین چه طوفان عظیمی بر پا نمود و چه هجوم عنیفی بر مؤسّسات و مقدّسات شرع بها کرد. پردهٴ حیا آن سفیه مجنون بالمرّه بدرید و بر اصل شجره بهتانی نماند که وارد نیاورد. بتمام قوی بر قلع و قمع و تحقیر و تزییف آئین مقدّس برخاست و بنشاط و امیدی زاید الوصف کوس انقراض آتیهٴ امر حیّ لایموت را بر ملا بکوبید. بدشمنان داخل و خارج بپیوست و چون رقشاء زهر جفا بحامیان امر بها بچشانید. تیغ بجگرگاه فدائیان اسم اعظم زد و سیول دموع از عیون سکّان ملأ اعلی جاری کرد. جند بها مقاومت نمودند و اعتنائی بترّهات و اراجیف و اکاذیب و همزات و لمزات آن ابلیس پر تدلیس نکردند در موارد بأساء و ضرّاء بعروة الوثقای توکّل و تفویض تمسّک جستند و بکمال ادب و وقار از آن منشأ فساد و مزبلهٴ شیطانی احتراز جستند و تجنّب نمودند. از حرکات شیطانیّهاش هراسان نگشتند و به سعی و جدّیّتی خلل ناپذیر در ایفای وظائف روحانیّه و استحکام مؤسّسات امریّه قدم بفشردند و ثبات و استقامت بنمودند. هزار شکر ربّ عزّت را که بتأییدات لا ریبیّهء محیطهء متتابعهٴ غیبیّهاش آنچه را آن سبّاحان بحر بلا در موطن اعلی متجاوز از هشتاد سال است در طلب و انتظارش گریان و نالانند از پس پردهٴ قضا نمودار شد و دلبر آمال در موطن اصلی جمال ذو الجلال برقع از عذار بیفکند. نحیب واویلا از منابر و مقاعد علمای سوء مرتفع گشت و فریاد جان افزای وا طوبی و وا بشری از حنجر جنود منصورهٴ جمال ابهی برآمد و خصم الدّ آئین حضرت بهاءاللّه از اوج ماه بقعر چاه بیفتاد و طنطنه و دمدمهٴ کبری مبدّل به مقهوریّت عظمی گشت. سلسلهٴ ملوک قاجار در اوّلین قرن دور بهائی منقرض شد و نجم سلطنت و خلافت عثمانیان در مغرب زوال افول نمود. اهل بها در خطّهٴ ایران از زندان غم برهیدند و در ظلّ مَلِک عادل حلاوت آسایش بچشیدند. دست تطاول کوتاه گشت و صبح آمال بدمید. معبد جلیل القدر در قطب آمریک برپا شد و ولولهٴ بیت اعظم بغداد سطوت امر ملیک آفاق را در سبع طباق ذائع و شائع نمود. اعمدهٔ دیوان عدل الٓهی بر اساس رزین متین محافل مقدّسهٴ روحانیّه منصوب گشت و آثار اوّلیّهٴ ارتفاع گنبد رفیعش در ارض میعاد در سایهٴ مقامات مقدّسه پدیدار شد. منهج بیضاء در کلّ ارجاء نمودار گشت و میزان عدل منصوب شد و صراط امر کشیده گشت و المؤمنون کالبرق علیه یمرّون.

حال، ای برادران و خواهران روحانی، اگر چنانچه در مستقبل ایّام ناعقی دیگر بندا آمد و هیاهو و عربده‌ای جدید بینداخت هراسان مگردید و اعتنا مکنید بیان احلای مولای توانا مرکز عهد بها حضرت عبدالبهاء را بیاد آرید که در بحبوحهٴ بلا در سجن پر ابتلا خطاباً لأفنان سدرة المنتهی این کلمات درّیّات را رقم فرمود. ”امر عظیم است عظیم و مقاومت و مهاجمهٴ جمیع ملل و امم شدید است شدید. عنقریب نعرهٴ قبائل افریک و آمریک و فریاد فرنگ و تاجیک و نالهٴ هند و امّت چین از دور و نزدیک بلند شود و کلّ بجمیع قوی بمقاومت برخیزند و فارسان میدان الٓهی بتأییدی از ملکوت ابهی بقوّت ایقان و جند عرفان و سپاه پیمان “جند هنالک مهزوم من الاحزاب” را ثابت و آشکار کنند،“و ایضا می‌فرماید: ”این موهبت عظمی و این منقبت کبری حال اساسش بید قدرت الٓهیّه در عالم امکان در نهایت متانت بنیان و بنیاد یافت و بتدریج آنچه در هویّت دور مقدّس است ظاهر و آشکار گردد. الآن بدایت انبات است و آغاز ظهور آیات بیّنات. در آخر این قرن و عصر معلوم و واضح گردد که چه بهار روحانی بود و چه موهبت آسمانی“.

ای برگزیدگان حضرت کبریاء، روحی لحبّکم و خلوصکم و استقامتکم الفداء وقت آن است که بپاس این عنایت کبری و منحهٴ عظمی و بشارت امنع ابهی هر یک از جان بخروشیم و از روان بنوشیم و از تن بکوشیم تا بآنچه لازمهٴ عبودیّت صرفهٴ بحتهٴ تامّه است در این کور بدیع و قرن مجید موفّق گردیم ”لیقضی اللّه امرا کان مفعولا“. از انقلاب خائف نگردیم و از تلوّنات و حوادث این عالم ترابی نیندیشیم و از تطوّرات این امر اوعر خطیر مندهش و حیران نشویم بلکه بر ثبوت و استقامت و تعاون و تعاضد بیفزائیم و بقدر مقدور بکوشیم تا در این چند روز حیات باقیه بخدمتی که لایق آن آستان است موفّق گردیم.

و اختم القول بما نطق به لسان العظمة و الاقتدار فی لوحه البدیع: ”امر عظیم است و مطلب بزرگ و یوم یومی است که می‌فرماید: یا بُنیّ إنّها إن تک مثقال حبّة من خردل فتکن فی صخرة او فی السّموات أو فی الأرض یأت بها اللّه انّ اللّه لطیف خبیر“. ای قویّ قدیر، دست تضرّع ببارگاه قدست مرتفع امنای امرت را مأیوس مفرما و السن کائنات بذکر بدایع قدرتت ناطق ورّاث امرت را بیش از پیش مدد بخش. جمعی از ظهور خفیّات امرت و بروز لطائف حکمتت واله و حیرانند، مصداق وعود منصوصهٴ کتاب اقدست را بر عالمیان ظاهر و آشکار کن. ملائکهٔ تأیید پی در پی بفرست و آن موطن اعلی را جنّت ابهی نما. صوت رجال امرت را گوشزد اقالیم بعیده نما و مدینهٴ منوّرهٴ طهران را مطلع سرور عالمیان و مطمح نظر جهانیان کن.

عمود دیوان عدل اعظمت را به اصبع اقتدار بلند نما و امم و قبائل متنازعه را در ظلّ ظلیلش در آور. نقاب از وجه ناموس اعظمت بیفکن و بر فراز کرم الٓهی در ارض میعاد سرا پردهٴ وحدت عالم انسانی منصوب ساز. نهر دافق آئین نازنین را از قلّهٴ شاهقش جاری نما و حیات جدید بر عالم و عالمیان مبذول کن. بیت اعظمت را از پنجهٴ اهل عدوان برهان و قدر و منزلتش را بر مدّعیان ظاهر و آشکار کن. حزب جائر را از شمال وهم به یمین یقین بکشان و بر زخم دل آن ستمدیدگان برحمت کبرایت مرهم نه. مدینهٴ عشق را شور و نشوری جدید عطا کن و اقالیم مجاوره را از چنگ آن قوم پر لوم نجات بخش. ورّاث امرت را از تحدیدات ملکیّه و شئونات آفاقیّه و ظهورات ناسوتیّهٴ کونیّه پاک و منزّه نما و خلعت عزّ قدسی بهر یک بپوشان. از قید عسرت نجات بخش و باب رخا بر وجه منادیان امر بها بگشا. اسرار علم لدنّی به پیروانت بیاموز و چشمهٴ صنایع بدیعه و اکتشافات عظیمه از آن قلوب مجرّدهٴ صافیه جاری نما. قوائم و دعائم صلح اعظم را بسر پنجهٴ اقتدار استوار فرما و محکمهٴ کبرایت را بقوّهٴ تعلیمات بهیّه ات در انجمن عالم تأسیس کن. این مور ضعیف را بخدمت امنای امرت موفّق دار و در اجرای وصایای محکمه ات تأیید بخش و بآنچه مایهٔ سرور و روحانیّت عزیزان تو است در جمیع شئون دلالت فرما توئی مجیر توئی دستگیر توئی مقتدر و توئی توانا

نوروز سنهٴ ٨٨
بندهء آستانش شوقی


توقيع مبارك رضوان ٨٩ بديع

حامیان امر الٓهی برادران و خواهران روحانی در بلدان و ممالک شرقیّه علیهم اطیب التّحیّة و الثّناء ملاحظه نمایند

ای سپاهیان ملکوت. سلطان سریر لاهوت حضرت ربّ الجنود در این ربیع رحمانی و رضوان خوش روحانی ستایندگان اسم اعظمش را از اعلی رفارف قدس ندا می‌فرماید: أن یا عشّاقی و أنصاری و حملة أمانتی بین خلقی أن استمعوا ندائی أنا حیّ فی الأفق الأبهی أن یا أحبّائی إیّای فاشهدون. قد خلقتکم لأمری و اختصصتکم لنفسی و اجتبیتکم لعرفانی و ربّیتکم لإعزاز کلمتی و اقمتکم علی اظهار سلطنتی و جعلتکم ائمّة بین عبادی و جعلتکم الوارثین ان انتظروا یا اخلّائی سأریکم آیاتی، سأمدّکم بتأییداتی و أتمّ ما وعدتکم به فی الواحی و انصرکم علی اعدائی و احقّق آمالکم بقدرتی و سلطانی المهیمن علی العالمین.

انصرونی فی ارضی انصرکم من ملکوتی الشّامخ الباذخ المشعشع الممتنع الرّفیع ان یا خزنة اسراری اما ترون خفیّات امری و بدایع حکمتی و اسرار شریعتی قد بدت خالعة العذار عن خلف الحجبات و سیسطع شعاعها فی الآفاق باشراق لم تر شبهه القرون الاوّلون ان ابشروا فی قلوبکم و اطمئنّوا فی انفسکم بأنّ هذه الدّوحة الالهیّة و الشّجرة المرفوعة الازلیّة قد ثبت اصلها فی قلب العالم و انشعب فروعها و امتدّت افنانها بین الامم و ارتفع حفیف اوراقها و نضجت و انتثرت اثمارها بین الخلائق اجمعین. لکم بشارة العظمی یا اهل البهاء بما کشفنا النّقاب عن وجه امرنا البهیّ الابهی وارفعنا برقع السّتر عن سرّنا المستسرّ الاکتم الأخفی و یهلّلنّ و یستبرکنّ بذلک هیاکل الصّافین و الکرّوبیّین فی الملأ الاعلی و عن ورائهم کلّ النّبیّین و المرسلین فی الرّفرف القصوی و سوف ترون بأعینکم ما اودعناه بأیادی الفضل بحکمة من عندنا و قدرة من لدنّا فی هذا الامر الاوعر المبرم الخطیر اذا تشهدون آثارها و تحدّثون اخبارها و تفتخرون بأسرارها تعالی تعالی هذا الاقتدار لا تشکّوا فیه و لا تضطربوا منه انّه کان فی امّ الکتاب امرا مقضیّا محتوما.

کینونتی و ما اعطانی ربّی فداء حبّکم یا ملأ المحبّین. چه مقدار مرتفع است امر الٓهی و چه عظیم است بدائع آثار اوّلین قرن دوربهائی. شعشعات انوارش را جز خفّاش کور صفت احدی انکار نتواند و تصرّفات لا ریبیّهٴ حیرت انگیزش را جز علیلان روزگار نفسی شبهه ننماید. روائح طیب سنایش در کلّ اکناف متضوّع مشام مزکومان ازشمیمش محروم و رنّهٴ ملکوتیش در سبع طباق منتشر آذان متکبّران از استماعش مهجور و ممنوع. سیطرهٴ محیطه‌اش را قلوب صلدهٴ صلبه ادراک ننماید و به عمق حکمتهای بالغه‌اش افهام کوته نظران پی نبرد.عقول عقلا از کشف رموزش قاصر و عرفان عرفا از تبیین و تشریح قوّهٴ جاذبهء دافعه‌اش عاجز. ناموس اعظمش به افکار بالیهٴ قاصرهٴ نفوس سقیمه قیاس نگردد و مبادی سامیهٴ مؤسّسات روحانیّه‌اش بعقائد سخیفه و قواعد باطلهٴ نفوس سافلهٴ واهیه تشبیه وتطبیق نشود. مدنیّت سرمدیّ الآثارش را توانگران نابالغ که بر وسائد عزّ متّکئند قدر ندانند و سیاست الٓهیّه‌اش را همج رعاع که در دام هوی گرفتارند نشناسند.

کلمات جعلیّه که از نفوس بغضیّه چون سیل جارف منهمر اساس این آئین مبین را متزعزع ننماید و هیاهو و عربدهٴ اهریمنان سست عنصر آوازهٴ جان افزایش را از ارتفاع باز ندارد. اریاح سموم سراج وهّاجش را خاموش نکند و اسنادات مبطلین و اراجیف متوهّمین حقیقت فائضهٴ نافذه‌اش را ننگین نگرداند. ارتداد ملحدین و انکار مدبرین در صفوف مجنّدهٴ مجاهدانش رخنه ننماید و دسائس مغلّین روح آزادش را از جریان وسریان در شریان امکان ممنوع نسازد. دانشمندان ارض از سرّ غلبه‌اش حیرانند و حسودان بی‌امان از حرارت لهیبش نالان و سوزان. دانایان امم بتعلیمات قیّمهٴ بهیّه‌اش متوجّه و حولش طائف و از انوارش مقتبس.

”ولوله در شهر نیست جز شکن زلف یار
فتنه در آفاق نیست جز خم ابروی دوست“

قل سیروا فی الأرض لترون آثار قدرة ربّکم الأبهی قد تجلّت و علت و استشرقت و امتلأت منه الخافقین.

ای آشفتگان جمال کبریاء بشارات باد یاران را که در این رضوان اعزّ ابهی و بهار جان افزا در چهل اقلیم از اقالیم دنیا راکبین سفینهٴ حمراء به احتفال این عید اعظم و تهلیل و تکبیر آن اسم مکرّم مشغول و مألوفند جند بها روحی لقیامهم الفداء دراین اقالیم شاسعه درخاور و باختر چون ملائکهء ناشرات منتشر و از تتابع تأیید که ازمکمن اعلی متواصل است کلّ شاد و مستبشر. اقلیم فرنگ از بروق انوارش در اهتزاز است و قطعهٴ آسیا از فوران نار محبّتش در سوز و گداز. آمریک هلهله کنان است و افریک از نهیب این قیام حیران. شمال مقتبس از شعلهٴ شرر بار است و جنوب مستفیض از این امر گهر بار. ندای وا طربا از شش جهت بلند است و فریاد وا ویلا از حنجر اعدای امر بها مرتفع بالکان ندای الست را اجابت نموده و پرچم هدایت عظمی برافراشته و بساط تبلیغ گسترده. بذلک تحقّق ما نزّل من القلم الابهی فی لوح الرّئیس قوله جلّ بیانه:”قد خرج الغلام من هذه الدّیار و اودع تحت کلّ شجر و حجر ودیعة سوف یخرجها اللّه بالحقّ کذلک اتی الحقّ و قضی الأمر من مدبّر حکیم“.

جزائر محیط اعظم در اقصی جنوب عالم از این رنّهٴ ملکوتی مدهوش و در مسابقهء روحی با امم غربیّه همدم و مألوف. شجرهء الهیّه بر ماوراء البحار سایه افکنده و در ابعد مدن دنیا قبائل متأخّرهٴ متباغضه را در ظلّ ظلیلش مجتمع ساخته. امّت چین از خواب کابوسی بیدار و بهمّت مردان دلاور از نفحات مسکیّهٴ ظهور الّهی آگاه و پر انتباه رسولان اسم اعظم در عواصم اروپ بهتک استار و کشف اسرار و اعلان جامعیّت و استقلال شریعت ربّ مختار مشغولند و در احقاق حقّ مظلومین و دفع شرّ غاصبین و استحکام اساس امر حضرت ربّ العالمین لیلا و نهارا ساعی و جاهد. با اعاظم رجال در اعلی المقامات مرتبطند و بوسائل فعّاله متمسّک و متشبّث. عروس آمال در مجمع نمایندگان عصبهٴ امم نقاب از رخ برانداخته و در خلوتخانهٔ قلوب زمامداران دول مقهوره جلوه نموده و رعبی شدید افکنده.

ای احبّای الٓهی علمای رسوم در موطن اصلی حضرت قیّوم چنان انگاشتند که زجر و عقوبت و ظلم و اسارت و نفی و شهادت علّت انقراض آئین گرانبهای الٓهی گردد و سبب تشتّت و اضمحلال جمع پیروان نیّر آفاق شود. تبّا لهم و تعسا لهم انّهم و اعوانهم لفی عمه عظیم. ای بیخبران سراز نوم غفلت بردارید و از حفرات یأس در این روز فیروز قدم بیرون گذارید و خاک سیاه بر سر ریزید و نظری بر اشراقات این کوکب نوّار اندازید که چگونه این امر معصوم و مظلوم که سنین متوالیه در پنجهٔ تقلیب گرفتار و محصور بود و در هر یومی بجفای جدیدی از عصبهٴ غرور معذّب ناگاه از چنگ ظلم و جفایتان نجات یافت و روح آزادش از تنگنای آن اقلیم پر بلا برهید و به اقالیم مجاوره سرایت نمود و در ممالک پر فُسحت فرنگ انتشار یافت و به ابعد نقاط ارض برسید و در مقامات عالیه خیمه و خرگاه برافراشت و در مؤسّسات جدیده و معاهد بدیعه و معابد فخیمهٴ مجللّهای آن روح مقدّس مجسّم و مصوّر گشت.

صلایش را اعاظم رجال بشنیدند و جلوه‌اش را ملوک و مملوک هر دو بشناختند. دستتان بالأخره کوتاه شد و شعار اقدستان بر خاک مذلّت بیفتاد. جمعتان متشتّت گشت و کوکب سعادتتان آفل شد ولی این امر الٓهی هر چند مدّتی در آن محیط کدر انگیز در کسوف حسد مکسوف بود و در قناع بغضا متواری عاقبة الامر رغما لأنفکم و لمن کان یعینکم در آسمان غرب از خلف حجبات غلیظه ظاهر و پدیدار گشت و چنان فروغ خورشیدش پرتو بینداخت که از انعکاساتش کلّ مرعوب و حیران گشتید.

ای احولهای روزگار آیا نشنیده‌اید که قلم اعلی دراین مقام چه فرموده: ”تاللّه الحقّ لو یحرقونه فی البرّ انّه من قطب البحر یرفع رأسه و ینادی انّه الٓه من فی السّموات و الأرض و لو یلقونه فی بئر ظلماء یجدونه فی اعلی الجبال ینادی قد اتی المقصود بسلطان العظمة و الاستقلال و لو یدفنونه فی الأرض یطلع من افق السّماء و ینطق بأعلی النّداء قد اتی البهاء بملکوت اللّه المقدّس العزیز المختار ولو یسترون النّور فی البرّ انّه یظهر من قطب البحر و یقول انّی محیی العالمین ثمّ اعلموا یا ملأ الاعجام بانّکم لو تقتلونی یقوم اللّه احد مقامی و هذه من سنّة اللّه الّتی قد خلت من قبل و لن تجدوا لسنّة اللّه تبدیل و لا من تحویل“.

ای بیخردان اهل بها از بلا شکوه ننمایند و از تتابع محن و شدّت ابتلا آزرده و مأیوس نگردند. مولای بیهمتا ارواحنا لمظلومیّته الفداء میفرماید: ”قل البلایا دهن لهذا المصباح وبها یزداد نوره ان کنتم من العارفین بالبلاء ربّینا الأمر فی القرون الماضیة سوف تجد الأمر مشرقا من افق العظمة بقدرة و سلطان قد جعل اللّه البلاء اکلیلا لرأس البهاء سوف تستضئ منه الآفاق قد جعل اللّه البلاء غادیة لهذه الدّسکرة الخضراء و ذبالة لمصباحه الّذی به اشرقت الأرض و السّماء قل انّ البلاء ماءٌ لما زرعناه فی الصّدور سوف تنبت منه سنبلات تنطق کلّ حبّة منها انّه لا الٓه الّا هو العزیز الحکیم“.

ای کودکان مهد ظلمتان شجرهٴ لا شرقیّه و لا غربیّه را سقایت نمود و جورتان صیت مظلومیّت و بزرگواری آئین الٓهی را به اقصی ممالک عالم برسانید. این کلمات درّیّات که از قلم گهربار مرکز میثاق که در بحبوحهٴ بلا مخاطبا للّذین کانوا مثلکم نازل بیاد آرید: از سرشک دیدهٴ یتیمان ستمدیدگان حذر لازم زیرا سیل خیز است و از دود آه مظلومان پرهیز باید زیرا شررانگیز است. و اللّه ولیّ المظلومین قل مالکم لا تنتبهون و ویل لکم لم لا تتیقّظون أَ حسبتم انفسکم ایقاظا کلّا انّکم لفی مضاجع الجهل ترقدون. أَ زعمتم انّکم تبصرون او تسمعون هیهات هیهات بل انّکم صمّ بکم عمی فی صقع المیثاق تحشرون و انّکم الأخسرون فسوف فی غمرات الذّلّ تغرقون“.

یا نصراء الرّحمن و حلفاء حبّه سرشک دیدهٔ ستمدیدگان است و دود آه عزیزان ایران که قلب ملکهٴ نیک اختر را متوجّه بآئین الٓهی فرموده و از کلک ملوکانهاش این کلمات درّیّات صادر فرموده که کلّ حکایت از عظمت امر اللّه و استقلال دین اللّه و جامعیّت تعالیم اللّه و حقّیّت رسالت رسول اللّه مینماید و در این ایّام اعلان رابعش که بخطّ خود بنام فخر المبلّغین و المبلّغات حضرت میس مارثاروت ارسال نموده به ارض اقدس رسیده و قلوب عاکفان کعبهٴ مقصود را سرور و امیدی جدید بخشیده و آن کلمات اینست: ”آئین بهائی منادی صلح و سلام است و مروّج حسن تفاهم در بین انام. سالکان وادی حیرت را که در ره امید پویانند در آغوش خود گرفته و در ظلّ واحد مجتمع ساخته. پیامش مصدّق ادیان الٓهیّه است و مبدئش موافق معتقدات سابقه. هیچ بابی را سدّ ننماید و هر سبیلی را مفتوح گذارد. در حینی که قلبم از مخاصمات متمادیهٴ پیروان مذاهب عدیده محزون بود و روحم از حمیّهٴ جاهلیّهٴ آنان خسته و آزرده نظرم بتعلیمات بهائی بیفتاد و روح حقیقی حضرت مسیح که بسا از نفوس ندانسته و نشناخته در آن تعالیم ظاهر و پدیدار گشت و این تعالیم جوهرش وفاق است نه خلاف. امید است نه قطع رجا. مهراست نه بغضا. اطمینان اعظم است لمن فی الانشاء“.

ای برادران و خواهران روحانی در لوح اقدس جمال قدم جلّت عظمته میفرماید: ”انّه قد اشرق من جهة الشّرق و ظهر فی الغرب آثاره تفکّروا فیه یا قوم و لا تکونوا کالّذین غفلوا اذ جائتهم الذّکری من لدن عزیز حمید“. و همچنین: در لوحی از الواح این خطاب مستطاب به افتخار کنیزی از کنیزان جمال ابهی در سنین اوّلیّهٴ ظهور امر اللّه در ممالک فرنگ نازل ”یا أمة اللّه إِنّی ادعو اللّه أن یبعث نفوسا مقدّسة منزّهة نورانیّة فی الأقطار الغربیّة و الأقالیم الشّمالیّة حتّی تکون تلک النّفوس آیات الهدی و رایات الملأ الأعلی و ملائکة ملکوت الأبهی عند ذلک تجدین الغرب أفق الشّرق و الأنوار تتلئلأ کالاقمار فی تلک الأقطار“. و همچنین میفرماید: ”ثمّ اعلم بأنّ الشّرق قد استضائت آفاقها بأنوار الملکوت و عنقریب تتلئلأ هذه الأنوار فی مطالع الغرب اعظم من الشّرق و تحیی القلوب فی تلک الأقالیم بتعالیم اللّه و تأخذ محبّة اللّه الأفئدة الصّافیة“. و همچنین میفرماید: ”اگر این سجن و زنجیر نبود حال حضرت بهاءاللّه بر افکار عمومی اروپ مستولی شده بود… اگر بهاءاللّه در اروپ ظاهر شده بود ملل اروپ غنیمت می‌شمردند و تا بحال بسبب آزادی جهان را احاطه نموده بود“. و همچنین میفرماید: ”قطعهٴ آمریک در نزد حقّ میدان اشراق انوار است و کشور ظهور اسرار و منشأ ابرار و مجمع احرار“.

ای برادران و خواهران روحانی قدری تفکّر نمائید که در این قرن اوّل دور بهائی چه آثار عظمت وغلبه و هیمنه‌ای در دو قارّهٴ اروپ و آمریک بلکه در تمام جهان ظاهر و پدیدار گشته و این نیست مگر از تأثیرات نافذهٴ علقم جفا که چون عسل مصفّی متغمّسین بحر بلا در آن اقلیم پر ابتلا سالیان دراز از دست الوالبغضاء چشیدند.

اهراق دماء مطهّرهٴ شهیدان ایران است که قلب ممرّد علیا حضرت ملکه را متوجّه به این نهال نو رستهٴ الٓهی نموده و به این خطابهای مهیّجهٴ متتابعه عالمی را بیدار و پر انتباه ساخته.

اهراق دماء مطهّرهٴ شهیدان ایران است که فارسان مضمار الٓهی را در قطب آمریک به رفع و اتمام بنیان رفیع الشّأن اوّلین مشرق الأذکار اقطار غربیّه موفّق و مفتخر فرموده و جمّ غفیری را از اجناس و مذاهب و فرق و طبقات متباینه شیفته و آشفتهٴ آن رمز مبین و کهف امین و هیکل نازنین امر حضرت ربّ العالمین نموده.

اهراق دماء مطهّرهٴ شهیدان ایران است که علمداران حزب مظلوم را در مغرب اقصی بمؤسّسات مجلّله و تأسیس اوقاف امریّه و تحصیل اعتبار نامهٴ رسمی از مصادر و مقامات عالیه و اجرای نوامیس و شعائر الٓهیّه و وضع دستور محافل ملیّهٴ روحانیّه هدایت و موفّق فرموده.

اهراق دماء مطهّرهٴ شهیدان ایران است که ولولهٴ بیت اعظم را در دوائر عصبهٴ امم انداخته و افکار و قلوب زبر دستان را بحقوق مسلوبه و مبادی سامیهٔ حزب مظلوم متوجّه ساخته و اعضاء آن انجمن محترم را بر آن واداشته که از دو حکومت قویشوکت احقاق حقوق مظلومین را از غاصبین مطالبه نمایند. صدّق اللّه ربّنا البهیّ الأبهی ”فسوف یظهر اللّه قوما یذکرون ایّامنا و کلّما ورد علینا و یطلبون حقّنا عن الّذینهم ظلمونا بغیر جرم و لا ذنب مبین“.

اهراق دماء مطهّرهٴ شهیدان ایران است که متمسّکان بعروة الوثقای ایمان را در اقلیم آلمان به ثبوت و رسوخی مبعوث فرموده که با وجود هبوب صرصر امتحان و ریح عقیم هذیانات دشمنان که بجز در آمریک به این شدّت بر آفاق غربیّه نوزیده این اطواد باذخه مقاومت هر افتتانی نمودند و از صراط دقیق نلغزیدند بلکه بر اشتعال و شهامت و تعاون و استقامت افزودند و در اتّساع نطاق امر اللّه و دائرهٴ نشریّات امریّه و استحکام مؤسّسات امریّه در اقلیم خویش بیش از پیش همّت بگماشتند.

اهراق دماء مطهّرهٴ شهیدان ایران است که بدست باسلان میدان عبودیّت در دیار مصریّه علم استقلال شرع بها را بر اعلی قلل آن اقلیم برافراشته و به سطوت و تجرّدی و بسالت و شهامتی در انجمن بنی آدم مبعوث فرموده که شبه آنرا تواریخ ادوار سابقه ثبت و تدوین ننموده.

اهراق دماء مطهّرهٴ شهیدان ایران است که رسولان الٓهی را در مغرب زمین بفتح اقالیم جدیده سوق و دلالت فرموده. مبارزان میدان انقطاع به سرداری سرخیل عاشقان امة اللّه الفریده سرور مؤمنین و مؤمنات کتاب ”بهاءاللّه و عصر جدید“ را که یادگار آن مؤلّف شهیر و نفس نفیس است و اخیرا بدوازده لغت از لغات شرقیّه و اجنبیّه ترجمه و طبع گردیده بدست گرفته نعره زنان در دیار اللّه سایرند و بر صفوف و الوف غافلان مهاجم. چون باد بادیه پیمایند و چون اسرافیل حامل نفخهٴ حیات بهدم بنیان عتیق تعصّبات وطنیّه و سیاسیّه و جنسیّه و اقتصادیّهٴ آن قارّهٔ پر شور و اضطراب مفتخرند و به دفع اسقام مزمنهٴ اسیران و علیلانش مألوف.

اهراق دماء مطهّرهٴ شهیدان ایران است که یاران عزیز موطن اصلی جمال قدم را از مخالب سباع ضاریه نجات داده و بر مقاعد عزّت نشانده و بر دشمنان دیرین غالب و مسلّط فرموده و سایهٴ ملک عادل را برآن کشور مقدّس گسترده ومفاسد قویّهٴ مزمنه را از بیخ و بن برانداخته و این اصلاحات باهرهٴ جدیده را از حیّز غیب بعرصهٴ شهود در آورده و آثار عزّت و تباشیر مدنیّت ابدیّ القرار حضرت بهاءاللّه را در اطراف و اکناف آن صقع جلیل ظاهر و پدیدار فرموده.

اهراق دماء مطهّرهٴ شهیدان ایران است که عاقبت الامر آن اقلیم را جنّة النّعیم فرماید و بفرمودهٴ مرکز میثاق بهاء حضرت عبدالبهاء ”دولت وطنی جمال مبارک را در جمیع بسیط زمین محترمترین حکومات و ایران را معمورترین بقاع عالم“ نماید.

اهراق دماء مطهّرهٴ شهیدان ایران است که در این قرن نورانی و عصر گوهر افشان اعزّ ابهائی روی زمین را بهشت برین نماید و سراپردهٴ وحدت عالم انسانی را کما نزّل فی الالواح در قطب آفاق مرتفع سازد و وحدت اصلیّه را جلوه دهد و صلح اعظم راتأسیس فرماید و عالم ادنی را مرآت جنّت ابهی گرداند و یوم تبدّل الأرض غیر الأرض را بر عالمیان ثابت و محقّق نماید.

در لوحی از الواح این بیان احلی از قلم ابهی صادر: ”حال ارض حامله مشهود زود است که اثمار منیعه و اشجار باسقه و اوراد محبوبه و نعماء جنیّه مشاهده شود. تعالت نسمة قمیص ربّک الرّحمن قد مرّت و احیت. طوبی للعارفین“.

ای برادران و خواهران روحانی دماء بریئهٴ مسفوکه فی سبیل اللّه است و سرشک دیدهٴ مظلومان امر اللّه که شجرهٴ آمال اهل بهاء به این اثمار منیعه و اوراد محبوبه و نعماء جنیّه مزیّن و مخصّص گشته و بمرور ایّام بیش از پیش کما ینبغی لعلوّ امره و عظمة شأنه و عزّ مقامه مفتخر خواهد گشت.

ای حبیبان با وفا بیان پر حلاوت حضرت عبدالبهاء را کرّة اخری در این مقام بیاد آرید ”این موهبت عظمی و این منقبت کبری حال اساسش بید قدرت الٓهیّه درعالم امکان درنهایت متانت بنیان و بنیاد یافت و بتدریج آنچه در هویّت دور مقدّس است ظاهر و آشکار گردد. الآن بدایت انبات است و آغاز ظهور آیات بیّنات. در آخراین قرن و عصر معلوم و واضح گردد که چه بهار روحانی بود و چه موهبت آسمانی“.

یا احبّاء اللّه این امر کریم و نبأ عظیم اعظم از آن است آنچه را بعقول محدودهٴ خود تصوّر نموده‌ایم و اجلّ از آن است آنچه را به ادراکات قاصرهٴ خود پنداشته‌ایم. بلی ظهوراتش محیّر عقول است و شئونات و تصرّفاتش اعجب از کلّ عجیب ولی آنچه را این مشت ضعفا تا بحال فهمیده و ادراک نموده قطره ایست نسبت به بحر البحار اسرار مکنونه در این آئین ابهی و ذرّه ایست نسبت بشمس الشّموس لئالی مودعه در این امر گرانبها”هیچ ادراکی سبقت نیابد بر کیفیّت ظهور او و هیچ عرفانی احاطه ننماید بر کمّیّت امر او“.

در کتاب مستطاب ایقان در بیان مقامات ظهور قائم موعود ربّ معبود و ملیک غیب و شهود به این ترانهء الٓهی مترنّم: ”العلم سبعة و عشرون حرفا فجمیع ما جائت به الرّسل حرفان و لم یعرف النّاس حتّی الیوم غیر الحرفین فاذا قام قائمنا اخرج الخمسة و العشرین حرفا“.

و بعد میفرماید قوله عزّ بیانه: ”حال ملاحظه فرمائید که علم را بیست و هفت حرف معیّن فرموده و جمیع انبیا از آدم الی خاتم دو حرف آنرا بیان فرموده‌اند و براین دو حرف مبعوث شده‌اند و میفرماید قائم ظاهر میفرماید جمیع این بیست و پنج حرف را. از این بیان قدر و رتبهء آن حضرت را ملاحظه فرما که قدرش اعظم از کلّ انبیاء و امرش اعلی و ارفع از عرفان و ادراک کلّ اولیاء است و امری است که انبیا و اولیا و اصفیاء به آن اطّلاع نیافته و یا به امر مبرم الٓهی اظهار نداشته‌اند“. و همچنین در بیان استقامت آن جمال ازلی این کلمات درّیّات از قلم ابهی صادر: ”آیا میشود این بغیر امر الٓهی و مشیّت مثبتهٴ ربّانی. قسم بخدا که اگر کسی فکر و خیال چنین امری نماید فی الفور هلاک شود و اگر قلبهای عالم را در قلبش جا دهی باز جسارت بر چنین امر مهمّ ننماید“.

در بیان مقامات اصحابش قلم ابهی به این ذکر احلی متحرّک:”آیا هرگز در هیچ تاریخی از عهد آدم تا حال چنین غوغائی در بلاد واقع شد و آیا چنین ضوضائی در میان عباد ظاهر گشت…. گویا صبر در عالم کون از اصطبارشان ظاهر شد و وفا در ارکان عالم از فعلشان موجود گشت“.

و امّا آنچه را که خود حضرت در بیان عظمت و احاطهٴ ظهور خود فرموده از جمله این کلمات عالیات است: ”یا قرّة العین انّک انت النّبأ العظیم فی الملأ الاعلی و علی ذلک الإسم عند اهل العرش قد کنت بالحقّ معروفا. قل انّی انا البیت قد کنت بالحقّ مرفوعا و انّی انا المصباح فی المشکوة قد کنت باللّه الحقّ علی الحقّ مضیئا و انّی انا النّار فی النّور علی نور الطّور فی ارض السّرور قد کنت حول النّار مخفیّا یا اهل لجّة الفردوس قولوا علی اسمی لحوریّة الحجرات اخرجن من مساکن القدس عریانا و انصتن علی لحن الکلیم الحبیب فأنّ الذّکر قد شاء کما شاء و لا مردّ لامر اللّه الحقّ و قد کان الحکم فی امّ الکتاب مقضیّا و ما ارسلنا من نبیّ الّا و قد اخذناه بالعهد للذّکر و یومه الا انّ ذکر اللّه و یومه فی المنظر الاعلی لدی ملائکة العرش قد کان بالحقّ علی الحقّ مشهودا و انّا نحن لو نشاء لهدینا الارض و من علیها علی حرف من الأمر اقرب من لمح العین جمیعا لو ارادت نملة ان تفسّر القرآن من ذکر باطنه و باطن باطنه لتقدر لأنّ السّرّ الصّمدانیّة قد تلجلج فی حقیقة الکائنات“.

حال ملاحظه فرمائید که صاحب همچه مقام اعزّ اجلّ اسنائی و مظهر ظهور ارفع امنع اعلائی چه شهادتی راجع بآن نور الأنوار و جوهر الجواهر مظهر کلیّهٴ الٓهیّه هیکل مکرّم جمال قدم و اسم اعظم روحی لسلطنته المحیطة فداء داده. در مقام مناجات می‌فرماید: ”سبحانک اللّهمّ یا الٓهی ما اصغر ذکری و ما ینسب الیّ الّا اذا أرید أن انسبه الیک فتقبّلنی و ما ینسب الیّ بفضلک انّک انت خیر الفاضلین“.

و همچنین در قیّوم الأسماء جمال اعلی مخاطبا لمحبوبه الخفیّ الجلیّ الأبهی میفرماید: ”یا سیّد الأکبر ما انا بشیء الّا و قد اقامتنی قدرتک علی الأمر. ما اتّکلت فی شئ الّا علیک و ما اعتصمت فی امرٍ الّا الیک و انت الکافیّ بالحقّ و اللّه الحقّ من ورائک المحیط و کفی باللّه العلیّ علی الحقّ بالحقّ القویّ نصیرا. یا بقیّة اللّه قد فدیت بکلّی لک و رضیت السّبّ فی سبیلک و ما تمنّیت الّا القتل فی محبّتک و کفی باللّه العلیّ معتصما قدیما و کفی باللّه شاهدا و وکیلا“. و همچنین در این سفر کریم مخاطبا لمن یظهر کلمة اللّه الاکبر میفرماید: ”هنالک فأظهر من السّرّ سرّا علی قدر سمّ الإبرة فی طور الاکبر لیموتنّ الطّوریّون فی السّیناء عند مطلع رشح من ذلک النّور المهیمن الحمراء به اذن اللّه الحکیم و هو اللّه قد کان علیک بالحقّ علی الحقّ حفیظا“. و همچنین در مقام دیگر میفرماید: ”نطفهٴ ظهور بعد اقوی از جمیع اهل بیان بوده و خواهد بود و قد کتبت جوهرة فی ذکره و هو انّه لا یستشار بإشارتی و لا بما ذکر فی البیان مقام او صرف ظهور است حتّی نفس ظهور در نفس ظهور در ظلّ او ظاهر“.

اینست ای احبّای الٓهی نصّ شهادتی که نقطهٔ اولی و ربّ اعلی با وجود عظمت شأن و امتناع مقام و احاطهٴ کلیّهاش بر مظاهر قبل، از قلم اعلایش در حقّ مؤسّس آئین بهائی و شارع مقدّس آسمانی و ظهور کلّی الٓهی صادر فرموده و این کلمات عالیات و آیات بیّنات بنحوی اکمل و اتمّ از قلم ابهی مؤیّدا و مبیّنا لما صدر من قلم مبشّره الأعلی نازل بعضی از آن تذکّرا للعموم و اظهارا و اعزازا لحقائق امره المکشوف المعلوم در این اوراق ثبت میگردد قوله جلّت قدرته و عزّ بیانه: ”و اگر الیوم کلّ من فی السّموات و الارض حروفات بیانیّه شوند که بصد هزار رتبه از حروفات فرقانیّه اعظم و اکبرند و اقلّ من آن در این امر توقّف نمایند از معرضین عند اللّه محسوبند و از احرف نفی منسوب“. و همچنین میفرماید ”الیوم فضلی ظاهر شده که در یک یوم و لیل اگر کاتب از عهده برآید معادل بیان فارسی از سماء قدس ربّانی نازل میشود و کذلک بشأن الآیات علی لسان عربیّ بدیع“. و ایضا میفرماید ”هذا یوم لو أدرکه محمّد رسول اللّه لقال قد عرفناک یا مقصود المرسلین و لو أدر که الخلیل لیضع وجهه علی التّراب خضعا للّه ربّک و یقول قد اطمئنّ قلبی یا الٓه من فی ملکوت السّموات و الأرضین و اشهدتنی ملکوت امرک و جبروت اقتدارک و اشهد بظهورک اطمأنّت افئدة المقبلین. لو أدرکه الکلیم لیقول لک الحمد بما أریتنی جمالک و جعلتنی من الزّائرین“. و همچنین میفرماید:”تاللّه الحقّ انّ الأمر اعظم من أن یذکر و اظهر من أن یستر و اعلی من ان یصل الیه اعراض کلّ معرض او مکر کلّ ماکر عنید“. و ایضا میفرماید: ”قل إنّ روح القدس قد خلق بحرف ممّا نزّل من هذا الرّوح الاعظم ان انتم تفقهون… قد ظهر فی هذا الظّهور ما لا ظهر فی ازل الآزال…. قد کنز فی هذا الغلام من لحن لو یظهر اقلّ من سمّ الابرة لتندکّ الجبال و تصفرّ الاوراق و تسقط الأثمار من الأشجار و تخرّ الأذقان و توجّه الوجوه لهذا الملک الّذی تجده علی هیکل النّار فی هیئة النّور و مرّة تشهده علی هیئة الأمواج فی هذا البحر الموّاج و مرّة تشهده کالشّجر الّتی اصلها ثابت فی الارض الکبریاء و ارتفعت اغصانها ثمّ افنانها الی مقام الّذی صعد عن وراء عرش عظیم“

ای حاملان امانت الٓهیّه از جهتی آوازهٔ امر الهی بلند است و تباشیر عصر حضرت بهاءاللّه بر عالم و عالمیان لائح. قدرت غالبه‌اش بر مدّعیان آشکار است و آثار نهضت محیّره‌اش در آفاق نمودار. شمامهٴ عنبرینش در جمیع اقطار منتشر است و لئالی بیشمارش از گنجینهٴ اسرار بر جهانیان منتشر و از جهتی انقلابات عالم ناسوت یوما فیوما در ازدیاد و قلاقل و اضطرابات ملکیّه‌اش آنا فآنا در انتشار.

افق سیاست تاریک است و بحران اقتصادی بغایت شدید. مدنیّت مادّیّه در معرض خطرات عظیمه است و هیئت اجتماعیّه اساسش متزعزع و متزلزل. افکار در هیجان است و نظم جهان پریشان ظلمت عصیان و طغیان عالمی را احاطه نموده و نورانیّت عدل و وفاق از دیدهٴ جهانیان پنهان گشته.

در مشرق اقصی نائرهٴ جنگ پر اشتعال است و در اقطار غربیّه دائرهٔ فساد و شقاق در اتّساع. قوای اقوام مختلفه بر اطفاء سراج دین برخاسته و در ترویج قواعد باطلهٴ ظاهر الاستحاله همّت بگماشته.

شرق در جنبش وهیجان است و غرب از ثقل فادح آفات متراکمه نالان و هراسان. حزب شمال بتمام قوی بر ایجاد فتنه و افساد عقیده و ترویج مبادی سقیمه قائم و درتولید بغض و خصومت و هدم بنیان دیانت ساعی و جاهد. مکاید سیاسیّه در میان است و مقاصد خفیّه در جولان. حکومات عالم بمنازعات وطنیّه و تعصّبات مختلفهٴ شدیده گرفتارند و بذیل تقالید عتیقه متشبّث. ثقه و اعتمادشان بیکدیگر مسلوب و از تعاون و تعاضد محروم و مأیوس.

بصرف مبالغ باهضه در تهیّهٴ معدّات حربیّه ومهمّات عسکریّه و آلات جهنّمیّه سرّا و جهرا مشغولند و بکمال جدّیّت به استحکام اساس استقلال سیاسی و اقتصادی خویش مألوف. سرمست بادهٴ غرورند و اسیر دام حمیّهٔ جاهلیّه. دول مقهوره در قطعهٴ اروپ تشنهٴ انتقامند و در تولید ضغائن و دسائس پرسعی واهتمام. اقلّیّات قومیّه هر یک مستعدّ فتنه و فسادند و در توسعهٔ دائرهٴ انقلاب و هدم بنیان اعتساف متّحد و متّفق. میزانیّهٴ اغنی حکومات عالم مختل و مشروعات تجاری و صناعی و زراعی اکثر طوائف و امم معوّق و معطّل. حنین و انین رنجبران در دو قارّهٴ اروپ و آمریک بلند است و خسائر فادحه و بلیّات هائله بر سرمایه داران از کلّ اطراف مهاجم.

عدّهٴ عاطلین و محتاجین در اقطار غربیّه در این ایّام به چهل کرور اوازید بالغ و این جمّ غفیر بحدّی پریشان و مهیّای فسادند که قوای حکومات قاهرهٴ مجرّبهٴ مقتدره از تسکین و سدّ احتیاجات ضروریّهٴ آنان عاجز و قاصر. اینست که حضرت عبدالبهاء در اواخر ایّامش در لوحی از الواح صریحا اخبار فرموده. قوله جلّ بیانه ”این ظلمات منکشف نگردد و این امراض مزمنه شفا نیابد بلکه روز بروز سختتر شود و بدتر گردد. بالکان آرام نگیرد از اوّل بدتر شود. دول مقهوره آرام نگیرند. بهر وسیله تشبّث نمایند که آتش جنگ دوباره شعله زند حرکتهای تازهٔ عمومی تمام قوّت را در تنفیذ مقاصد خویش مجری خواهند نمود. حرکت شمالیّه خیلی اهمّیّت خواهد یافت و سرایت خواهد کرد…. در مستقبل حربی شدیدتر یقینا واقع گردد. قطعیّا در این شبهه ای نیست“.

ای یاران روحانی این خطرات عظیمه و مفاسد قویّه و اسقام مزمنه و اغتشاشات متزایده بعضی منبعث از نتائج وخیمهٴ جنگ اخیر است که بر ضغائن دیرینه بیفزود و فتنه و انقلابی جدید احداث کرد و چنان بار گرانی از غرامات و تعویضات مالیّه بر عهدهٴ دول مقهوره بگذاشت که کلّ از ادایش عاجزند بلکه غالب و مغلوب هر دو از مضرّات و عواقب سیّئه اش گرفتار و متألّمند و بعضی ناشی از اجراآت و تبلیغات مستمرّهٴ متواصلهٴ عصبهٔ غرور است که قوی را بتمامها حصر و متوجّه در هدم ارکان دین و ترویج لا مذهبی نموده و بعضی نتیجهٴ اشتداد تعصّبات وطنیّه و انهماک در تقالید قومیّه و ظنون و اوهامات بالیه و تمسّک مفرط به استقلال سیاسیّه و عدم توجّه به وحدت اصلیّهٔ بشریّه و قلّت ارتباط و تعاون بین دول شرقیّه و غربیّه و اهمال در تأسیس محکمهٴ کبرای الٓهیّه است ان انظروا و تدبّروا فیما نزّل من قلم القدم فی سجنه الاعظم عن لسان احد من عباده ”عالم منقلب است و انقلاب او یوما فیوما در تزاید و وجه آن بر غفلت و لا مذهبی متوجّه و این فقره شدّت خواهد نمود و زیاد خواهد شد بشأنی که ذکر آن حال مقتضی نه و مدّتی بر این نهج ایّام میرود و اذا تمّ المیقات یظهر بغتة ما ترتعد به فرائص العالم اذا ترتفع الأعلام و تغرّد العنادل علی الأفنان“.

ای احبّای الٓهی چه مطابق است حال حاضر پر ملال حکومات و ملل عالم با آنچه را قلم اعلی در سنین اوّلیّهٴ ورود بسجن اعظم مخاطبا لمن فی العالم انذار و اخبار و تبیین و تشریح فرموده و در الواح نصحیّه و قهریّهٴ خود مدوّن فرموده. قوله جلّت قدرته و عزّ بیانه: ”تدبّروا و تکلّموا فیما یصلح به العالم و حاله لو انتم من المتوسّمین. فانظروا العالم کهیکل انسان انّه خلق صحیحا کاملا فاعترته الأمراض بالأسباب المختلفة المتغایرة و ما طابت نفسه فی یوم بل اشتدّ مرضه بما وقع تحت تصرّف اطبّاء غیر حاذقة الّذین رکبوا مطیّة الهوی و کانوا من الهائمین و الّذی جعله اللّه الدّریاق الاعظم و السّبب الأتمّ لصحّته هو اتّحاد من علی الأرض علی امر واحد و شریعة واحدة هذا لایمکن ابدا الّا بطبیب حاذق کامل مؤیّد لعمری هذا لهو الحقّ و ما بعده الّا الضّلال المبین… یا معشر الملوک انّا نراکم فی کلّ سنةٍ تزدادون مصارفکم و تحملونها علی الرّعیّة ان هذا الّا ظلم عظیم اتّقوا زفرات المظلوم و عبراته و لا تحملوا علی الرّعیّة فوق طاقتهم ان اصلحوا ذات بینکم اذا لا تحتاجون بکثرة العساکر و مهمّاتهم الّا علی قدر تحفظون به ممالکم و بلدانکم ایّاکم ان تدعوا ما نصحتم به من لدن علیم امین. ان اتّحدوا یا معشر الملوک به تسکن اریاح الاختلاف بینکم و تستریح الرّعیّة و من حولکم ان انتم من العارفین ان قام احد منکم علی الآخر قوموا علیه ان هذا الّا عدل مبین“.

و همچنین میفرماید: ”اهل ثروت و اصحاب عزّت و قدرت باید حرمت دین را به احسن مایمکن فی الإبداع ملاحظه نمایند. دین نوری است مبین و حصنی است متین از برای حفظ و آسایش اهل عالم. چه که خشیة اللّه ناس را بمعروف امر و از منکر نهی نماید. اگر سراج دین مستور ماند هرج و مرج راه یابد قلم اعلی در این حین مظاهر قدرت و مشارق اقتدار یعنی ملوک و سلاطین و رؤسا و امراء و علماء و عرفا را نصیحت می‌فرماید و به دین و تمسّک بآن وصیّت مینماید. آن است سبب بزرگ از برای نظم جهان و اطمینان من فی الامکان. سستی ارکان دین سبب قوّت جهّال و جرأت و جسارت شده. براستی میگویم آنچه از مقام بلند دین کاست بر غفلت اشرار افزود و نتیجه بالأخره هرج و مرج است اسمعوا یا اولی الأبصار ثمّ اعتبروا یا اولی الانظار“ ایضا می‌فرماید: ”ابهی ثمرهٴ شجرهٴ دانش این کلمهٴ علیاست همه بار یک دارید و برگ یک شاخسار. لیس الفخر لمن یحبّ الوطن بل لمن یحبّ العالم“.

و همچنین حضرت عبدالبهاء در رسالهء مدنیّه میفرماید: ”بلی تمدّن حقیقی وقتی در قطب عالم علم افرازد که چند ملوک بزرگوار بلند همّت چون آفتاب رخشندهٴ عالم غیرت و حمیّت بجهت خیریّت و سعادت عموم بشر بعزمی ثابت و رأی راسخ قدم پیش نهاده مسألهٴ صلح عمومی را در میدان مشورت گذارند و بجمیع وسائل و وسائط تشبّث نموده عقد انجمن دول عالم نمایند و یک معاهدهٴ قویّه و میثاق و شروط محکمهٴ ثابته تأسیس نمایند و اعلان نموده به اتّفاق عموم هیئت بشریّه مؤکّد فرمایند این امر اتمّ اقوم را که فی الحقیقه سبب آسایش آفرینش است کلّ سکّان ارض مقدّس شمرده جمیع قوای عالم متوجّه ثبوت و بقای این عهد اعظم باشند و در این معاهدهٴ عمومیّه تعیین و تحدید حدود و ثغور هر دولتی گردد و توضیح روش و حرکت هر حکومتی شود و جمیع معاهدات و مناسبات دولیّه و روابط و ضوابط ما بین هیئت حکومتیّهٔ بشریّه مقرّر و معیّن گردد و کذلک قوّهٴ حربیّهٴ هر حکومتی بحدّی معلوم مخصّص شود چه اگر تدارکات محاربه و قوّهٴ عسکریّهٴ دولتی ازدیاد یابد سبب توهّم دول سائره گردد. باری اصل مبنای این عهد قویم را بر آن قرار دهند که اگر دولتی از دول من بعد شرطی از شروط را فسخ نماید کلّ دول بر اضمحلال او قیام نمایند بلکه هیئت بشریّه بکمال قوّت بر تدمیر آن حکومت برخیزد اگر جسم مریض عالم به این داروی اعظم موفّق گردد البتّه اعتدال کلّی کسب نموده بشفای باقی دائمی فائز گردد… و بعضی اشخاص که از همم کلیّهٴ عالم انسان بیخبرند این امر را بسیار مشکل بلکه محال و ممتنع شمرند. نچنان است بلکه از فضل پروردگار و عنایت مقرّبین درگاه آفریدگار و همّت بیهمتای نفوس کاملهٴ ماهره و افکار و آراء فرائد زمانه هیچ امری در وجود ممتنع و محال نبوده و نیست.

همّت همّت. غیرت غیرت لازم است. چه بسیار امور که در ازمنهٴ سابقه از مقولهٴ ممتنعات شمرده میشد که ابدا عقول تصوّر وقوع آن را نمینمود حال ملاحظه مینمائیم که بسیار سهل و آسان گشته و این امر اعظم اقوم که فی الحقیقه آفتاب انور جهان مدنیّت و سبب فوز و فلاح و راحت و نجاح کلّ است از چه جهت ممتنع و محال فرض شود و لابدّ بر این است که عاقبت شاهد این سعادت در انجمن عالم جلوه گر گردد چه که آلات و ادوات حربیّه بر این منوال بدرجه‌ای رسد که حرب بدرجهٴ ما لایطاق هیئت بشریّه واصل گردد“.

و همچنین میفرماید: ”در هر ظهوری که اشراق صبح هدی شد موضوع آن اشراق امری از امور بود در این دور بدیع و قرن جلیل اساس دین اللّه و موضوع شریعة اللّه رأفت کبری و رحمت عظمی و الفت با جمیع ملل و صداقت و امانت و مهربانی صمیمی قلبی با جمیع طوائف و نحل و اعلان وحدت عالم انسان است در دورهای سابق هر چند ائتلاف حاصل گشت ولی بکلّی ائتلاف من علی الأرض غیر قابل زیرا وسائل و وسائط اتّحاد مفقود و در میان قطعات خمسهٴ عالم ارتباط و اتّصال معدوم بلکه در بین امم یک قطعه نیز اجتماع و تبادل افکار معسور لهذا اجتماع جمیع طوائف عالم در یک نقطهٴ اتّحاد و اتّصال و تبادل افکار ممتنع و محال امّا حال وسائل اتّصال بسیار و فی الحقیقه قطعات خمسهٴ عالم حکم یک قطعه یافته و از برای هر فردی از افراد سیاحت در جمیع بلاد و اختلاط و تبادل افکار با جمیع عباد و در نهایت سهولت میسّر بقسمی که هر نفسی بواسطهء نشریّات مقتدر بر اطّلاع احوال و ادیان و افکار جمیع ملل و همچنین جمیع قطعات عالم یعنی ملل و دول و مدن و قری محتاج یکدیگر و از برای هیچیک استغنای از دیگری نه زیرا روابط سیاسیّه بین کلّ موجود و ارتباط تجارت و صناعت و زراعت و معارف در نهایت محکمی مشهود. لهذا اتّفاق کلّ و اتّحاد عموم ممکن الحصول و این اسباب از معجزات این عصر مجید و قرن عظیم است و قرون ماضیه از آن محروم زیرا این قرن انوار عالمی دیگر و قوّتی دیگر و نورانیّتی دیگر دارد اینست که ملاحظه مینمائی در هر روزی معجز جدیدی مینماید و عاقبت در انجمن عالم شمعهای روشنی برافروزد و مانند بارقهٴ صبح این نورانیّت عظیمه آثارش از افق عالم نمودار گشته.

شمع اوّل وحدت سیاسی است و جزئی اثری از آن ظاهر گردیده و شمع دوم وحدت آراء در امور عظیمه است آن نیز عنقریب اثرش ظاهر گردد و شمع سوم وحدت آزادی است آن نیز قطعیّا حاصل گردد و شمع چهارم وحدت دینی است این اصل اساس است و شاهد این وحدت در انجمن عالم بقوّت الٓهیّه جلوه نماید و شمع پنجم وحدت وطنی است. در این قرن این اتّحاد و یگانگی نیز بنهایت قوّت ظاهر شود جمیع ملل عالم عاقبت خود را اهل وطن واحد شمارند و شمع ششم وحدت جنسی است، جمیع من علی الأرض مانند جنس واحد شوند و شمع هفتم وحدت لسان است یعنی لسانی ایجاد گردد که عموم خلق تحصیل آن نمایند و با یکدیگر مکالمه کنند. این امور که ذکر شد جمیعا قطعیّ الحصول است زیرا قوّتی ملکوتیّه مؤیّد آن“.

حال ای عزیزان الٓهی ملاحظه نمائید که چگونه قلم اعلی و کلک اطهر حضرت عبدالبهاء در الواح قدسیّه و زبر قیّمهٔ مقدّسهٴ الٓهیّه تلویحا و تصریحا اخبار از وقوعات حالیّه نموده و تصریح فرموده که این تعصّبات جاهلیّه ازدیاد یابد و مفاسد قویّه شدّت نماید و حرکتهای تازهٴ عمومی بر هیجان و انقلاب بیفزاید و غفلت و لا مذهبی در بین جمیع طبقات رواج یابد و آفات و بلیّات من کلّ الجهات هیئت اجتماعیّه را در احاطه نماید و عاقبة الأمر طغیان این طوفان منتهی بانقلابی گردد که شبه آنرا چشم عالم ندیده و در هیچ تاریخی ثبت و مدوّن نگشته.

و این انقلاب اعظم بنفسه ممدّ آئین الٓهی است و مؤسّس وحدت عالم انسانی. تعصّبات را زائل نماید و کافّهٴ دول و امم را در بسیط زمین متوجّه و متمسّک و مروّج وحدت اصلیّه گرداند. جهانیان را بتأسیس محکمهٴ کبرای الٓهی دلالت فرماید و رؤسای ارض را به رفع لوای صلح اعظم مطابقا لما نزّل من القلم الأعلی و من مبیّن آیاته الکبری مؤیّد و مفتخر گرداند. عالم را یک وطن نماید و مصداق اذا تری الأرض جنّة الأبهی بر کافّهٴ انام ظاهر و آشکار فرماید. ملکوت اللّه را ترویج و تأسیس نماید و بسیط غبراء را آئینهٴ ملأ اعلی گرداند. کرّة اخری نصّ صریح وعدهٴ الٓهی را بیاد آرید که می‌فرماید: ”و مدّتی بر این نهج ایّام میرود و اذا تمّ المیقات یظهر بغتة ما ترتعد به فرائص العالم اذا ترتفع الأعلام و تغرّد العنادل علی الأفنان“ ای عشّاق امر بها وقت آن است که کلّ به پاس این عنایات عظمی اعزازا لأمره المقدّس الأبهی و تسریعا لتحقّق کلمته الجامعة العلیا متوجّها الیه منقطعا عمّا سواه در سبیل ترویج وحدت اصلیّه و هدم بنیان عتیق تعصّبات جنسیّه و سیاسیّه و وطنیّه جانفشانی نمائیم و در تولید حسن تفاهم و تعاون و تعاضد بین ملل و اقوام متغایره و تحدید نطاق منازعات آتیه و تقلیل و تخفیف ثقل عظیم بلیّات حتمیّهء آینده به همّتی خلل ناپذیر و شجاعت و شهامتی بدیع در انجمن عالم مبعوث گردیم و چنان قیامی نمائیم که سکّان ملأ اعلی ندای وا طوبیٰ برآرند و به هُتاف بشری لکم یا ملأ البهاء تحسین و تهنیت نمایند. از زوابع امتحان و شدائد افتتان خائف و هراسان نگردیم و از حوادث خطیرهٴ آتیه و وقوعات هائلهء کدره مرعوب و مضطرب نشویم. از تحدیدات ملکیّه و شئونات آفاقیّه و ظنون و اوهامات ناسوتیّه چون برق در گذریم و در وضع قوائم و دعائم مدنیّت جدیدهٴ بدیعهٴ الٓهیّه همّتی شایان بگماریم. با احدی از جالسین بر وسادهٴ عزّت و منصب مداهنه ننمائیم و با هیچ دولتی سرّا مرتبط نگردیم.

از اقاویل و اباطیل انفس سافلهٴ لاهیه چشم پوشیم و بنفع عموم پردازیم. از نصوص صریحهٴ قاطعهٴ الٓهیّه انحراف نورزیم و در مخاصمات و مناقشات و مجادلات احزاب ادنی مداخله‌ای را جائز ندانیم. با اغراض مشتهیهٴ نفسیّه این پیام الٓهی را آلوده و ننگین نگردانیم و میراث مرغوب لا عدل له را بزخارف این دنیای دنیّه مبادله ننمائیم.

از تظاهر و تقیّه و تملّق بپرهیزیم و حبال تسویف اهل تدلیس را به سر پنجهٴ قدرت و شهامت منفصم سازیم. از مدینهٴ وهمیّه قدم بیرون گذاریم و حجبات غلیظهٴ غفلت را به نار محبّتش محترق سازیم اقالیم شرق و غرب را یک وطن شماریم و ملل و اجناس متباغضه را اعضاء و ارکان یک دودمان پنداریم.

مبادی سیاست اللّه را علی رؤوس الأشهاد اعلان و ترویج نمائیم و از مداخله در سیاست رؤسای ارض در کلّ اقطار احتراز و اجتناب جوئیم. صفوف مقلّدین و متوهّمین را به قوّهٴ توکّل در هم شکنیم و جرثوم رقابت و خصومت را در انجمن بنی آدم محو و زائل نمائیم. مصالح شخصیّه و وطنیّه را در هیچ موردی مقدّم بر مقتضیات اساسیّهٴ وحدت حقیقیّهٴ بشریّهٴ نشمریم و بذر پاک حبّ عالم انسانی را در مزرعهٴ قلوب صافیهٴ سلیمه بیفشانیم. عزّت و زینت ظاهرهٴ فانیه را طالب نگردیم و از مطامع ارضیّه و مآرب شیطانیه ساحت دل را منزّه و مقدّس گردانیم فریب اهریمنان را نخوریم و رغائب و امیال مستکبرین و مغرضین را ترویج نکنیم. ضیاء این امر نفیس را به غبار نفس و هوی تیره ننمائیم و زمام و مقالید این آئین گرانبها را به نفوس سارقهٴ کاذبه نسپریم. از ملامت حسودان و ذمّ و قدح بیخردان و نابالغان سست و پریشان نگردیم و از انتقادات و اسنادات کوته نظران اندیشه ننمائیم بلکه در جمیع موارد بیقین مبین بدانیم که آنچه واقع گردد خیر و صلاح امر اللّه است و وسیلهٔ تحقّق وعود حتمیّهٴ مولای بیهمتا. ممهّد سبیل است و ممدّ شریعت ربّ یکتا. چنانچه میفرماید: ”لن یظهر فی الأرض من شیء الّا و قد قدّر فیه مقادیر القدر من حکیم علیم و لن یحرک من ذرّة الّا و قد قدّر فیها حکمة بالغة و کیف هذا النّبأ الأعظم القویم“.

و همچنین میفرماید: ”ای عباد اگر در این ایّام مشهود و عالم موجود فی الجمله بر خلاف رضا از جبروت قضا واقع شود دلتنگ مشوید که ایّام خوش رحمانی آید و عالمهای قدس روحانی جلوه نماید و شما را در جمیع آن ایّام و عوالم قسمتی مقدّر و عیشی معیّن و رزقی مقرّر است البتّه بجمیع آنها رسیده فائز گردید“.

و اختم الکلام بما نزّل من القلم الأعلی فی مقام آخر: ”تاللّه الحقّ لو یقوم واحد علی حبّ البهاء فی ارض الإنشاء و یحارب معه کلّ من فی الأرض و السّماء لیغلبه اللّه علیهم اظهارا لقدرته و ابرازا لسلطنته و من یفتح الیوم شفتاه لذکر مولاه یؤیّده جنود وحی اللّه بإلهام بدیع و یجری اللّه عن فمه کوثر العرفان و ینطقه بالحکمة و البیان علی شأن لن یقدر ان یتکلّم بین یدیه احد من الخلائق اجمعین“

رضوان ٨٩
بندهٴ آستانش شوقی


توقيع قرن نوروز سال ۱۰۱ بديع

احبّای الٓهی و امآء الرّحمن
برادران و خواهران روحانی در بلدان و ممالک شرقیّة علیهم اطیب التّحیّة و الثناء ملاحظه نمایند

الحمدُ للّه الفرد الأحد الأزلیّ الصّمد الحقیقة الفائضة و الهُویّة الجامعة الغیب المنیع و الکنز الخفیّ مبدأ الفیض علّة العلل مُبعِث الرّسل شارع الأدیان وحده لا شریک له فی المُلک و لا نظیر له فی الإبداع کلّ عباد له و کلّ بأمره قائمون و بمشیّته یتحرّکون و من فضله سائلون کلّ بدئوا منه و کلّ إلیه یرجعون سبحانه سبحانه عمّا یصفه المرسلون أو یذکره البالغون

و الصّلوة و السّناء علی أعظم نور سطع و لاح من مطلع الإشراق علی الآفاق جمال القدم و الاسم الأعظم و الرّمز المنمنم بهاءاللّه الأفخم الأکرم حقیقة الحقایق جوهر الجواهر نور الأنوار الاسم المکنون و السّرّ المصون الأصل القدیم و النّبأ العظیم المظهر الکلّیّ مطاف الرّسل و الموعود فی الکتب و الصّحف و المذکور بلسان النّبیّین و المرسلین ربّ الجنود مکلّم الطّور بأنّی الهیکل مطهّر العلل الجالس علی کرسیّ داوُد الاب السّماوی الألف و الیآء ملک الملوک ربّ الملکوت مالک یوم الدّین صاحب العهد ربّ المیثاق نیّر الآفاق الظّاهر باسم القیّوم الملقّب فی الکتاب المجید بمن یُظْهِرُهُ اللّه بقیّة اللّه المنتظر و المنظر الاکبر للبشر مظلوم العالم و محیی الرّمم و رافع بنیان الصّلح الاعظم بین الاُمم الّذی بظهوره فکّ الرّحیق المختوم و امتحن اللّه حقایق النّبیّین و المرسلین و ظهرت الطّامّة الکبری و الرّادفة العظمی و نفخ فی الصّور مرّة اُخری اذاً اشرقت الأرض بنور ربّها و حدثت اخبارها و اخرجت اثقالها تعالی تعالی عزّه و بهآؤُه و مجده و علاؤُه و سلطنته و جبروته و کبریاؤُه

و التّحیّة و البهآء علی مبشّره الفرید قرّة عین النّبیّین باب اللّه الاعظم و ذکر اللّه الأکبر الاکرم الافخم و حجّة اللّه بین الاُمم الدّرّة الاُولی و العلیّ الأعلی و النّقطة الاولی الظّاهر بآثار جمیع الانبیاء وجه اللّه الّذی لا یموت و نوره الّذی لا یفوت القائم الموعود المهدیّ المنتظر صبح الهدایة صاحب الزّمان سلطان الرّسل الّذی بظهوره قامت القیامة و اتت السّاعة و انشقّت الأرض و انفطرت السّماء مرّت الجبال و انصعقت الکائنات و امتدّ الصّراط و نصب المیزان و سعّرت النّیران و وضعت کلّ ذاتٍ حملٍ حملهٰا و انفلق فجر الهدیٰ و ظهرت البشارةُ الکبری و اقترب بزوغ شمس البهاء السّاطعة انوارها علی الخلایق اجمعین

و التّکبیر و الثّناء علی انبیاء اللّه و سفرائه هیاکل التّوحید و حقائق التّجرید المظاهر الالهیّة و المرایا الصّافیة و الکلمات التّامّة و الکینونات المقدّسة الّذین اختارهم اللّه و جعلهم مظاهر نفسه و مهابط وحیه و مطالع انواره و مشارق امره و امناء سرّه و مظاهر صفاته و ینابیع حکمته و مکامن الهامه و کنائز علمه و مخازن بیانه واعلام قدرته و سرج هدایته و مشاعل حبّه و حملة امانته و مصادر احکامه و بهم اظهر امره و انزل کتابه و اسّس شریعته و اثبت برهانه و بلّغ رسالته و بشّر الخلق بیوم اللّقاء یوم الحساب یوم المیعاد یوم التّلاق یوم اللّه المخیف یوم یقومُ النّاس لربّ العالمین

و الصّلوة و السّلام علی مرکز عهد اللّه و میثاقه غصن اللّه الاعظم سرّ اللّه الاقوم الاکرم و الخلیج المنشعب من بحر القدم المثل الاعلیٰ حضرة من طاف حوله الاسماء حضرة من اراده اللّه قرّة عین البهآء و ودیعته بین خلقه و مبیّن آیاته و کلماته و حصن امره و درع دینه و مُروّج شریعته و امین سرِّه و شارح اصول نظمه و رافع لواء نصره و المتوّج باکلیل العُبودیّة فی خدمة امره

و الرّوح و الضّیاء علی اولیاء اللّه و اوصیائه و اصفیائه و انصاره و ادلّائه و شهدائه و نقبائه الّذین اختارهم النّبیّون و المرسلون لتنفیذ احکام اللّه و تبیین کلماته و استحکام دَعائِم شریعته و نصرة امره و اعلاء شأن دینه و بسط دعوته و اثبات قدرته و احقاق حقّه و دفع شرّ اعدائه و خصمائه

و التّسلیم و الثّناء علی اهل البهآء اصحاب الرّایة البیضاء و الرّاکبین فی السّفینة الحمراء و علی آله و اوراق دوحته و فروع سدرته و حروفات کتابه و ایادی امره و ادلّآء صراطه و الثّابتین علی عهده و المتمسّکین بعروة وَلایته و المستشهدین فی سبیله و النّاشرین لنفحاته و المؤسّسین لارکان نظمه البدیع ولید شریعته و ثمرة میثاقه الاعزّ الارفع الأقدس الممتنع الفرید

یا معشر المؤمنین در این دم که قرن اوّل افخم کور اعظم جمال قدم که بشهادت مرکز میثاق آن محیی رمم آفتاب روشن قرون اولی و نیّر منوّر قرون اخری است در شُرف اختتام است بانگ یا طوبی و یا بشری از اهل ملأ اعلی بلند است و صوت تهلیل و تکبیر و تقدیس و تسبیح در حول حرم کبریا از اعلی غرفات جنّت ابهی متصاعد.

تبارک هذا القرن الابدع البدیع و العصر الدّرّیّ المشعشع المبارک المنیع الّذی ما رأت شبهه عیون الاوّلین و الآخِرین

تبارک هذا القرن الابدع البدیع الّذی فیه أنشأ اللّه بمشیّته الغالبة و ارادته النّافذة السّدرة الالهیّة و الدّوحة الصّمدانیّة فی قطب الآفاق فنمت و اخضرت و اورقت و ازهرت و اثمرت و فرعت و امتدّ ظلّها الظّلیل علی العالمین.

تبارک هذا القرن الابدع البدیع الّذی فی اوّل لیلة منه شقّ حجاب السّتر و عبقت نفحة اللّه و اهتزّت ارض الوجود و طوی بساط الاوّلین و ظهرت الالف القائمة و قامت القیٰمة و فتح باب الاعظم علی وجه الامم و سطع عن افق الفارس نور اللّه العلیّ الاعلی و رفع النّقاب عن وجه الغلام الابطحیّ العلویّ و برزت و تجلّت النّقطة الاوّلیّة الّتی تدورفی حولها ارواح المرسلین.

تبارک هذا القرن الابدع البدیع الّذی فیه اتی اللّه فی ظلل من الغمام و قام الرّوح و خرج جمال القدم عن خلف الف الف حجاب من النّور و کشف عن وجهه النّقاب و اظهر فی ارض العراق رشحاً من النّور المهیمن الحمرآء اذاً نفخ فی الصّور مرّةً اُخری و استقرّ مکلّم الطّور علی عرش الظهور و اتی الرّبّ من ربوات القدس و ظهر من طاف حوله نقطة البیان و غرّد روح الاعظم فی صدر البهاء و کشف برقع السّتر عن جمال الحسین بعد القائم و ظهر الاب بمجده العظیم و نزل ربّ الجنود فی ارض المیعاد و ارتفعت الصّیحة و نادی المُنادِ من مکانٍ قریب.

تبارک هذا القرن الابدع البدیع الّذی فیه زلزلت الأرض زلزالها و اخرجت اثقالها و ذهلت کلّ مرضعةٍ عمّا ارضعت فتتابعت الزّوابع و نسفت الجبال و انفطرت السّماء و اندکّت ارض الوجود و اسودّت الوجوه و ظهر سرّ التّنکیس لرمز الرّئیس و برزت الفتنة العمیآء الصّمّاء و ظهر الفزع الأکبر و نعق النّاعق و سقط الصّنم الاعظم و ناح الطّاغوت و تزلزلت ارکان الجبت و انصعق الطّوریّون و تبدّل النّور بالنّار و ظهرت ایّام الشِّدادِ و تحرّکت طیور اللّیل و هبّت روائح النّقض و اشتدّت عواصف الامتحان و یبست الأغصان و اصفرّت و انتشرت الاوراق و ضجّت القبائل و اضطرم نیران الحرب و القتال فی الآفاق و ظهر ما ارتعدت به فرائص العالم و ارتفع الضّجیج و العویل و احترقت المدن و تتابعت صواعق یوم القهر و ظهر انتقام اللّه الاکبر و هبّت اریاح کرهٍ عقیم.

تبارک هذا القرن الأبدع البدیع الّذی فیه تلألأت انوار الصّدق و الصّفاء فی وجوه الاولیاء و اضطرم نار الحبّ و الولاء فی صُدور الوف من الاصفیاء المتمسّکین بالعروة النّوراء و السّالکین فی المنهج البیضاء عشّاق جمال الابهی و الطّلعة الاُولی الاعلام الخافقة و الشّهب الثاقبة و النّجوم الدرهرهة و الاطواد الباذخة خیرة الخلق و صفوتهم الّذین خصّصهم اللّه لهذا الشّرف العظیم و اجتباهم لاثبات حجّته بین العالمین و ثبّتهم علی عهده القویم و رفع بهم رایات اَمره المبین و نصب بهم ارکان نظمه البدیع و البسهم حلل التّقدیس و التّنزیه و بلّغ بهم رسالاته و ارسلهم الی مشهد الفداء بآیات استجذبت منها حقائق النّبیّین و المرسلین

تبارک هذا القرن الأبدع البدیع الّذی فیه فکّ الرّحیق المختوم بانامل القیّوم و کشف الحجاب عن الحقایق المودوعة فی کنائز العصمة و خرجت حوریّات المعانی من غرفات الکلمات و انکشفت الأسرار و ظهرت البشارات و تحقّقت الوعود و النّبوّات و انجلت الرّموز و الاشارات المستورة فی بطون الآیات من التّوریٰة و الزّبور و الانجیل و الفرقان و عن ورائهم احادیث سیّد المرسلین و ائمّة الطّاهرین و صحف اولیاء اللّه و اخبار امناء سرّه و مصادر احکامه من الاوّلین و الآخرین

تبارک هذا القرن الأبدع البدیع الّذی فیه اقشعرّت جلود المنکرین و المعرضین و الظّالمین من الملوک و السّلاطین و الخلفاء و الامراء و العلمآء و الفقهآء و الوزراء و السّفراء و الاغنیاء و الاعزّاء فی مشارق الارض و مغاربها الّذین استکبروا علی اللّه فی القیٰمة الاُولی ثمّ فی القیٰمة الاخری ثمّ فی عهد مرکز میثاقه الاعزّ الأمتن الأرفع الاسمی و اعتزلوا عنه و جاحدوا بآیاته و کذّبوا ببرهانه و افتوا علی قتله و هتکوا ستر حرمته و حکموا بنفیه و سجنه و سجن اهله و اصحابه واستهزوا برسله و سفرائه و غصبوا حقّ اولیائه و حاربوا مع امنائه و حروفاته و ادلّائه واودّائه و سفکوا دمآء عشّاقه و خدمة امره و شتّتوا شمل احبّائه و غفلوا عن حجّته و بیّناته و انذاراته قد خابت آمالهم و حبطت اعمالهم و طوی فراشهم و مَحَا اللّه آثارهم و بدّد شملهم و قطع دابرهم و اخذهم بقدرةٍ من عنده و قهرٍ من لدنه و رجعهم الی مثویٰهم فی قعر الجحیم.

تبارک هذا القرن الأبدع البدیع الّذی فیه ظهرت الآیة الکبری و سطر الرّقّ المنشور باثرٍ من القلم الأعلی و نزل الکتاب المکنون الموصوف بالصّحیفة الحمرآء و تأسّس البنیان المرصوص فی ظلّ شجرة انیسا عهد اللّه الوثیق و میثاقه الغلیظ الّذی اخذه اللّه فی ذرّ البقاء القسطاس الأعظم مغناطیس التّأیید سفینة النّجاة العروة الوثقی اللّواء المعقود و الحبل الممدود بین الارض و السّمآء الّذی جعله اللّه میزان کلّ شیءٍ و اختصّه لهذا الظّهور اظهارأ لقدرته و اثباتاً لعظمته و اعزازاً لشریعته و حفظاً لکیان امره الغالب المقدّس المهیمن الاوعر الخطیر.

تبارک هذا القرن الابدع البدیع الّذی فیه نزل النّاموس الأکبر و رشّ البحر الاعظم علی الامم و نفخ روح الحیوان فی جسد العالم و جرت سفینة الاحکام و نصب میزان العدل و نزلت اورشلیم الجدیدة من السّماء و صدر الکتاب المقدّس الأقدس من یراعة مالک الأنام الرّقّ المنشور و السّفر القدیم الصّحیفة العلیا و المرجع الأعلی و الحجّة العظمی فرات الرّحمة بین البریّة و مشکوة الفلاح فی ملکوت الإبداع قسطاس الهدی بین الوری و برهان الرّحمن لمن فی الارضین و السّموات.

تبارک هذا القرن الابدع البدیع الّذی فیه نصبت دعائم قصره المشید و نظمه البدیع ولید شریعته السّمحاء الّذی بشّر بظهوره ذکر اللّه الأکرم و باب اللّه الاعظم فی کتابه المبارک المجید و صرّح به مؤسّسه الفرید فی کتابه المقدّس الأقدس و بیّن اصوله و شرح فروعه غصن اللّه الاعظم المنصوص من القلم الاعلی مرکز عهد اللّه و میثاقه فی کتاب وصیّته باثر من قلم المبارک المقدس الشّریف تبارک هذا القرن الابدع البدیع الّذی فیه تتابعت البشارات العظمی الصّادرة من القلم الاعلی و المؤیّدة بیراعة مرکز عهده الاوفی و النّاطقة بقرب تأسیس المدینة الالهیّة و السّلطنة الازلیّة و ظهور ملکوت اللّه و سطوع انوار الصّلح و الوئام بین الأنام و نصب سرادق العدل فی قطب الآفاق و ارتفاع اعلام استقلال الشّریعة السّمحاء و توثیق عُرَی الاتّحاد و الاتّفاق و الاخوّة البشریّة و الوحدة الاصلیّة بین العموم من کافّة الاجناس و الاوطان و الطّبقات و الادیان و بلوغ العالم الی درجة الکمال بحیث تبدّل الارض غیر الارض و تصبح قطعة من الفردوس تنعکس فیها انوار الملأ الأعلی اذاً تری الارض جنّة الابهی یومئذ یفرح المؤمنون

یا لیلة القدس علیک من التّحیّات اکملها و ابهاها و من الصّلوات اطیبها و ازکیها یا قرّة عین الابداع و غرّة ایام اللّه و مطلع العصر الاعزّ الاکرم و مبدأ القرن المبارک الافخم بحلولک فتح باب الاعظم علی وجه العالم و ظهر السّرّ الاکتم و سطع النّور الاقدم و امتدّ الصّراط الأقوم و عبقت روائح الرّوح علی کلّ الامم بذکرک استفرح الخلیل فی قلبه و استبشر الکلیم فی ذاته و استجذب الرّوح بکلّیّته و اهتزّ الحبیب طرباً فی نفسه و سبّح و هلّل اهل ملأ العالین من الکروبیّین و القدّیسین و الملئکة المقرّبین بک اَنارت الارضون و السّموات و فیک بعثت اللیالی و منک استضآء الایّام و حولک طافت لیلة القدر و بظهورک ابتسم ثغر الوجود و تشهّق طاووس الاحدیّة فی قطب الجنان وَ دَلع دیک العرش حول حرم الکبریآء و تموّج البحر الاحمر و ظهر جمال الورد و کشف النّقاب عن جمال المعشوق بشأن تحیّرت افئدة النّبیّین و المرسلین طوبی الف طوبی لمن عرف شأنک و حفظ حرمتک و شهد آثارک و استفاض من فیوضاتک و افتخر باسرارک و اقرّ و اعترف بسلطانک و مقامک المتعظّم المتعزّز المتعالی المشعشع المقدّس الباذخ الفرید

ای اهل بهاء ملاحظه نمائید چگونه ید قدرت الهیّه مشتی از مُستضعفین عباد را که بطایفهٔ شیخیّه منشعبه از فرقهٔ شیعهٔ اثنا عشریّه منسوب و در سلک طلّاب محشور و در انظار جمهور هموطنان از علماء و فقهاء و ادبا و فضلا و متشرّعین و ارباب مناصب عالیه بنظر حقارت منظور و از مضلّین و منحرفین از صراط سیّد المرسلین محسوب و در چنگ ملّتی جاهل و متعصّب و متوحّش گرفتار و بقهر و سخط سلطانی معذّب و از اسباب ملکیه و زخارف دنیویّه و شوکت و عزّت و مکنت و ثروت ظاهره بی بهره و نصیب مبعوث و مؤیّد فرمود و نصرت و برکتی عنایت کرد و عزّت و سطوتی بخشید که در اندک زمانی مُتدرّجاً با وجود هجمات عنیفهٔ سلاطین و امرای سلسلهٔ قاجاریه و تعرّضات شدیدهٔ مُلوک و خلفای اسلام و لطمات وارده از علماء و فقهای ملّت فرقان و دسائس و مفتریات حزب شیطان و رؤسای بیان و تحریکات و وساوس ناقضان و ناکثان عهد و پیمان و تزویر و تدلیس متمرّدان و بیوفایان و اعتراضات و دسائس مبشّرین ملّت رُوح، این فئهٔ قلیله آوازه اش در سبع طباق منتشر گردید و صیت عظمتش جهانگیر گشت اُمّتی قویّ البنیان ثابت الارکان ممتدّة الفروع در هشتاد اقلیم از اقالیم جهان ایجاد نمود و بتأسیس آئینی جدید و نظمی بدیع و جامعه ئی مستقل مؤیّد و موفّق گردید

در آغاز انتشارش این امر مبین از خطّهٔ فارس مهد آئین نازنین بممالک مجاورهٔ عراق و هندوستان سرایت نمود و در ممالک عثمانیان خیمه و خرگاه برافراخت در مدینهٔ کبیره مرکز خلافت عظمی و ارض سرّ رنّهٔ ملکوتیش مرتفع شد و زلزله بارکان دولت جائره بینداخت. سپس در ارض میعاد لانهٔ انبیاء و مرسلین مقرّ و مأوی جست و در مرج عکّا ملحمهٔ کبری وادی النّبیل مأدبة اللّه مدینهٔ محصّنه بقعهٔ مُبارکهٔ بیضاء استقرار یافت از سجن اعظم ندای مهیمنش گوشزد ملوک و سلاطین گشت و پرچم هدایت کبرایش در برّیّة الشّام و اقلیم مصر و قفقازیا و ترکستان منصوب گردید سراپردهٔ عظمتش در جبل کرمل در قرب مقام حضرت ایلیا مرتفع گشت و شریعت غرّایش از صهیون جاری شد صیحهاش از مکان قریب بلند شد و هیکل موعود بایادی قدرت حضرت قیوم بنا گشت.

اندک اندک انوار الهیّه اش در ممالک فرنگ سطوع یافت و در قطب امریک مهد مدنیّت الهیّه جلوئ حیرت انگیز نمود و در عواصم قارّهٔ اروپ قلوب شیخ و شاب و وضیع و شریف را باهتزاز آورد و قبائل بعیدهٴ متباغضه را بوحدت اصلیّه دعوت نمود و در ظلّ سراپردهٔ میثاق مجتمع ساخت چین را بحرکت آورد و در اقلیم ژاپان و اقصی جنوب قارّهٔ افریک و بلاد شاسعهٔ استرالیا و جزائر نائیهٔ محیط اعظم نغمهٔ جان افزایش را بگوش خاص و عام برسانید در آفاق غربیّه و اقالیم شمالیّه و ممالک جنوبیّه بساطی جدید بگسترانید و قلوب جمعی را از امیر و حقیر بمغناطیس حبّش بربود بر خصم لدود عاقبة الامر غالب گشت و از قیود اسارت و ذلّت برهید و صفوف دشمان داخل و خارج و قدیم و جدید و دینی و سیاسی را متفرّق و متشتّت ساخت.

چندی نگذشت عرش مطهّر مبشّر فریدش در دامنهٔ کرم الٓهی استقرار یافت و دو معبد عظیم الشّأنش در قلب قارّهٔ آسیا و امریک بهمّت فدائیان بی نظیرش باحسن وجه و اتقن وضع تأسیس شد علم هدایت کبرایش رفته رفته در شصت مملکت مستقلّهٔ عالم در خاور و باختر مرتفع شد و کتب نفیسه و زبر قیّمهاش بچهل لغت از لغات شرقیّه و غربیّه ترجمه و طبع و منتشر گشت. دشمنان دیرینش از اهل سنّت و جماعت در اقلیم مصر بحکم رؤسای شرع حجاب ستر را بدست خویش بدریدند و حقایق خفیّه و اسرار مکنونهٔ شریعت مقدّسهٔ الٓهیّه را علی رؤوس الأشهاد اعلان نمودند و بانفصال و اصالت و استقلال شرع مبین خود بنفسه شهادت دادند و حکم صارم قاطع صادر نمودند. متعاقب این قضیّه نظم بدیع جهان آرایش نقاب از رخ برانداخت و دعائم قصر مشیدش بید حامیان دلیرش در نهایت استحکام بر حسب وصایای محکمهء متقنهٔ مرکز عهد اقومش مرتفع و منصوب گردید

در خلال این احوال مروّجین مبادی سامیه اش در بسیط غبرا بعزمی آهنین و انقطاعی بی نظیر متشتّت گشتند و بابعد مدن عالم مهاجرت نمودند و در جزایر بعیدهٔ دو محیط اعظم متوکّلاً علی اللّه متوطّن گشتند قلب ممرّد اصفای علیا حضرت ملکهٔ معظّمه را بمغناطیس محبّة اللّه بربودند و در اعلی المقامات کوس استقلال شرع بهاء را بکوفتند و در تشریح و تبیین اصول مدنیّت الهیّه و اقامهٔ شعائر دینیّه و تنفیذ احکام الهیّه و اعلان انفصال جامعه و اثبات اصالت شریعت سماویّه و تشکیل و تسجیل و تزیید عدد محافل روحانیّه و وضع دساتیر و قوانین و انظمهٔ محکمهٔ متینه و تشیید حظائر قدس و معاهد دینیّه و توسعهٔ دایرهٔ مشروعات متنوّعهٔ مفیده و تألیف و ترجمه و طبع کتب و رسائل نفیسه و تعیین و ابتیاع بقاع متبرّکه و مشاهد مقدّسه و اماکن تاریخیّه و تأسیس اوقاف امریّه در مدُن و قری در ممالک مختلفه چنان همّتی بگماشتند و شهامت و بسالت و تعاون و تعاضد و ثبات و استقامتی بنمودند که عاقبة الامر سراج الٓهی مشتعل گشت و حبّهٔ صغیره خرمنی عظیم تشکیل نمود و حزب مظلوم بزرگوار شد و فئهٔ مقهورهٔ قلیله مبدّل بهیئت جامعه و موفّق و مفتخر بوضع نظمی بدیع و اعلان آئینی مستقل و تشریع شرعی مبین و تأسیس مدنیّتی جدید گشت.

تعالت هذه القوّة القدسیّة الدافعة السّاریة فی حقایق الکائنات تعالت هذه القدرة الازلیّة الصّمدانیّة و السّلطنة البارزة الالهیّة المهیمنة علی من فی الارضین و السّموات تعالت هذه الشّجرة المبارکة المنبتة المرفوعة ثابتة الاصل غلیظة الدّوحة منشعبة الفُروع ممتدّة الاغصان کثیرة الاثمار سبحان من انشأها سبحان من غرسها و انبتها و سقاها و حفظها و رفع شأنها و مقامها و جعل ظلّها الظّلیل ملجأً و ملاذاً للعالمین.

ای ستایندگان اسم اعظم چه مقدار عظیم است این امر الهی و چه بلند است شأن و منزلت این کور امنع افخم اکرم اعزّ مشعشع صمدانی در بیان اعظمیّت و اکملیّت و قهّاریّت و جامعیّت این امر فخیم و علوّ و سموّ این یوم عظیم و رفعت و جلالت و شرافت این عصر کریم این کلمات درّیّات از سماء مشیّت ربّ الآیات البیّنات نازل قوله تبارک ذکره و عزّ بیانه ”امروز عالم بانوار ظهور منوّر و جمیع اشیاء بذکر و ثناء و فرح و سرور مشغول در کتب الٓهی از قبل و بعد بیاد این یوم مبارک عیش اعظم بر پا طوبی از برای نفسی که فائز شد و بمقام یوم آگاه گشت“. ”امروز آفتاب دیگر اشراق نموده و آسمان دیگر بثوابت و سیّارات مزیّن گشته عالم عالم دیگر است و امر امر دیگر“ ”امروز یوم اللّه است و حقّ وحده در او ناطق لا یذکر فیه الّا هو“ ”امروز سید روزها و سلطان ایّام هاست“ ”نوروز امروز است و فی الحقیقه بصر ایّام است بلکه بصر عالم بآن روشن عالم زمان بساعتی از ساعاتش معادله ننماید“ ”این یوم غیر ایّام است و این امر غیر امور“ ”یوم یوم اللّه است و امر امر او طوبی از برای نفسی که از عالم گذشت و به مشرق وحی الهی پیوست“ ”این یوم را مثلی نبوده و نیست چه که بمثابه بصر است از برای قرون و اعصار و بمثابه نور است از برای ظلمت ایّام“ ”آفتاب و ماه شبه این یوم را ندیده شکی نبوده و نیست که ایام مظاهر حقّ جل جلاله بحقّ منسوب و در مقامی به ایّامُ اللّه مذکور ولکن این یوم غیر ایّام است از ختمیّت خاتم مقام این یوم ظاهر و مشهود“ ”این ظهور اعظم در جمیع کتب سماوی بذکری فوق الاذکار و بامری فوق الأمور و بنوری فوق الانوار مرقوم و مذکور این ظهور در جمیع کتب بطراز تخصیص اعظم مزیّن“ ”ارض معرفت را امروز از نیسان مکرمت انباتی دیگر و ظهوراتی دیگر است این رحمت مخصوص این ایّام است و این کرم لایق این اوقات“ ”ذرّهٔ این یوم بمثابه خورشید مشاهده میگردد و قطرهاش مانند دریا اگر نفسی یک نَفَس فی حبّ اللّه و لخدمته برآرد او از سیّد اعمال از قلم اعلی مسطور“.
”امروز بابی مفتوحست اوسع از سموات و ارض و لحاظ فضل مقصود عالمیان متوجّه کلّ عمل بسیار جزئی در مرآت علم الٓهی اکبر از جبل مشاهده میشود یک قطره آب اگر در سبیلش داده شود در آن مرآت دریا دیده میشود“ ”اگر از عظمت یوم الٓهی علی ما هو علیه ذکر شود البتّه اکثر ناس منصعق شوند بلکه صرعیٰ مشاهده گردند“ ”مقصود از آفرینش ظهور این یوم امنع اقدس که در کتب و صحف و زبر الهی به یوم اللّه معروف است بوده“ ”براستی میگویم احدی از اصل این امر آگاه نه و مظاهر قبل هیچ یک بر کیفیّت این ظهور بتمامه آگاه نه الّا علی قدر معلوم“ ”آنچه در این ظهور امنع اعلی ظاهر شده در هیچ عصری از اعصار ظاهر نشده و نخواهد شد“

و همچنین محبوب ابهی مالک ارض و سماء بلغت فصحی باین بیان اتمّ احلی ناطق قد ظهرَ فی هذا الظّهور ما لاظهر فی ازل الآزال قد ظهر ما کان مخزوناً فی ازل الآزال فی علم اللّه عالم الغیب و الشّهود“ ”قل قد اشرقت الشّمس باشراقات ما اشرقت بمثلها فی اعصار القبل“ ”قل بشّر کلّ نبیّ بهذا الیوم و ناح کلّ رسول حُبّا لهذا الظّهور تاللّه الحقّ تلک ایام فیها امتحن اللّه کلّ النّبیّین و المرسلین ثمّ الّذین‌هم کانوا خلف سرادق العصمة و فسطاط العظمة و خباء العزّة و کیف هؤلآء المشرکین“ ”هذا یوم فیه فازت الآذان باصغاء ما سمع الکلیم فی الطّور و الحبیب فی المعراج و الرّوح اذ صعد الی اللّه المهیمن القیّوم“

”قل هذا فجرٌ فیه ظهر کینونة المکنون و غیب المخزون و فیه اخذ جمال القدم کأس البقاء بانامل البهاء و سقی اوّلاً بنفسه ثمّ انفقه علی اهل ملأ الإنشاء من کلّ وضیع و شریف فیا حبّذا لمن اقبل و اخذ و سُقی بحبّه العزیز المنیع و انّ ثمرة منها نطقت بما نطقت سدرة السّیناء علی بقعة المبارکة البیضاء و سمعت منها اذن الکلیم ما انقطعه عن الممکنات و قرّبه الیٰ مقرّ قدس مکین فیا حبّذا من جذب اللّه المقتدر العلیّ العظیم و ثمرة اخری نطقت بما استجذب منه الرّوح و صعد الی سمآء عزّ مبین فیا حبّذا من هذا الرّوح الّذی قد قام تلقائه روح الامین بقبیل من الملئکة المقرّبین و ثمرة اُخری نطقت بما استجذب منها قلب محمّد رسول اللّه واستعرج من هذا النّداء الأحلی الی سدرة المنتهی و سمع ندآء اللّه عن وراء سرادق الکبریاء عن سرّ اسمی المقدّس العلیّ العظیم فیا حبّذا من هذه السّدرة الّتی ارتفعت بالحقّ لیستظلّ فی ظلّها العالمین“

”هذا لهو الّذی ارسل من عنده المرسلین و جاء من لدنه معشر النّبیّین“ ”و لو یکون مشارق الوحی کلّها فی هذا الحین الّذی فیه ینطق لسان العظمة و الکبریاء و یتوقّفنّ فی هذا الامر اقلّ من آن لیهبط اعمالهم کذلک قضی الأمر من لدی الحقّ علّام الغیوب تاللّه انّه لا یقاس بما اتی و یأتی یشهد بذلک عباد مقرّبون“ ”تاللّه قد اتی من کان مخزونا فی افئدة الانبیاء و مسطوراً من القلم الأعلی فی کتب اللّه ربّ العالمین“ ”قل هذا لهو الّذی لولاه ما ارسل رسول و ما نزل کتاب یشهد بذلک کلّ الاشیاء“ ”هذا لهو الّذی قد اخذ نقطة البیان عهده فی ذرّ البیان و محمّد رسول اللّه فی ذرّ الفرقان و الرّوح فی ذرّ الانجیل و الکلیم فی ذرّ التّوریة و الخلیل فی ذرّ الامر ان انتم من العالمین“ ”و ظهر منه حجّة علیّ ثمّ برهان محمّد ثمّ دلیل الرّوح ثمّ ما اتی به الکلیم و من وراء ذلک قد ظهر بسلطان ما شهدت عین الإبداع شبهه و لا عیون ملٓئکة المقرّبین“ ”هذا لغلام الّذی فی حبّه سفکت دماء النّبیّین و المرسلین“

”قل تاللّه قد رقم قلم القدس من رحیق المسک علی جبینی البیضاء بخطّ ابهی ان یا ملأ الارض و السّماء انّ هذا لهو المحبوب الّذی ما شهدت عین الأبداع مثله و لا عین الاختراع شبهه و انّه لهو الّذی قرّت بجماله عین اللّه الملک العَزیز الجمیل“ ”قد خلق فی شاطئ هذا البحر بیدآء ما احاط احد اوّلها و آخرها و فیه ارتفع ندآء اللّه عن کلّ الاشطار و ما مرّ علیه من نبیّ و لا من رسول الّا و قد اخذته نفحات اللّه فی هذا الواد و اذا وصلوا الی قبّة الابهی الّتی خلقت من نور الذّات فی وسط هذا الواد خرّوا بوجوههم علی التّراب خُضّعاً لهذا الجمال الّذی ظهَر بالحقّ فی هذا القمیص الّذی یجدنّ المخلصون منه رائحة الرّحمن و کذلک کان الأمر مقضیّا“ ”هذا لظهور یظهر نفسه فی کلّ خمس مأة الف سنة مرّة واحدةً کذلک کشفنا القناع و رفعنا الاحجاب“ ”قل انّ معراج محمّد قد عرج سبعین الف سنة الی ان بلغ الی فناء هذا الباب“ ”قل انّ رُوح القدس قد خلق بحرفٍ ممّا نزّل من هذا الرّوح الأعظم ان کنتم تفقهون لعمر اللّه لمّا نزّلت الآیات من سماء المشیّة سجد النّقطة الاولی و قال آمنت بک یا مالک الوجود“.

”هذا یومٌ لو ادرکه محمّد رسول اللّه لقال قد عرفناک یا مقصود المرسلین ولو ادرکه الخلیل لیضع وجهه علی التّراب خضعاً للّه ربّک و یقول قد اطمأَنّ قلبی یا اله من فی ملکوت السّموات و الاَرضین و اشهدتنی ملکوت امرک و جبروت اقتدارک و اشهد بظهورک اطمأنّت افئدة المقبلین ولو ادرکه الکلیم لیقول لک الحمد بما اریتنی جمالک و جعلتنی من الزّائرین“ ”انّ الحبیب ینادی قد اتی المحبوب بسلطان مبین و الرّوح ینادی امام الوجه قد ظهر ما هو المکنون فی سمآء مشیّة ربّکم العلیم الخبیر و ابن عمران یقول تاللّه هذا ربّکم الرّحمن قد اتی بامر لایقوم معه من فی السّموات و الارضین و الخلیل یقول قد اتی الجلیل ان اسرعوا الیه بالقلوب و لا تتّبعوا کلّ متوهّم مریب قد ظهر سیّد الایام و فیه استقرّ مالک الانام علی عرش اسمه العظیم“ ”قد اخذ اهتزاز اللّقاء طور السّیناء و ارتفع نداؤه الاحلی فی ذکر ربّه الابهی و یقول ای ربّ أجدُ عرف قمیصک کانّک تقرّبت بالآثار و شرّفت بقدومک تلک الدّیار طوبی لشعبک لو یعرفونک و یجدون عرفک فویلٌ للرّاقدین“

”قل قد اتی ایلیا وطاف العرش فی البکور و الآصال“ ”قد تحرّکت بیت لحم من نسمة اللّه نسمع ندائها تقول یا ربّی الکریم این استقرّ مجدک العظیم قد احیتنی نفحات وصلک بعد الّذی أذابنی هجرک لک الحمد بما کشفت السّبحات و جئت مع القوات بجلال مبین“ ”قد اتّصل نهر الاردن بالبحر الاعظم و الابن فی الواد المقدّس ینادی لبّیک اللّهمّ لبّیک و الطّور یطوف حول البیت و الشّجر ینادی قد اتی المقصود بمجده المنیع“

”هذا یومٌ فیه فاز الکلیم بانوار القدیم و شرب زلال الوصال من هذا القدح الّذی به سجّرت البحور قل تاللّه الحقّ انّ الطّور یطوف حول مطلع الظّهور و الرّوح ینادی من الملکوت هلمّوا و تعالوا یا ابناء الغرور هذا یوم فیه سرع کوم اللّه شوقاً للقائه و صاح الصّهیون قد اتی الوعد و ظهر ما هو المکتوب فی الواح اللّه المتعالی العزیز المحبوب“ ”قد اهتزّ کوم اللّه من نسمة الوصال انّه سمّی بکرمل ینادی قد اتی بانی الهیکل و مطهّر العلل طوبی للفائزین“ ”قد اخذ الاهتزاز ارض الحجاز و حرّکتها نسمة الوصال تقول یا ربّی المتعال لک الحمد بما احیتنی نفحات وصلک بعد الّذی اماتنی هجرک طوبی لمن اقبل الیک و ویلٌ للمعرضین“ ”قد اخذ اهتزاز الوصال شطر الجنوب و الشّمال نسمع ندآء البطحآء تقول لک الحمد یا ربّی الابهی بما تضوّع عرف قمیص وصلک فی تلک الدّیار و من جهةٍ اُخری ارتفع النّداء من المسجد الأقصی یقول لک الحمد بما احیتنی نفحات قربک بعد اذ اماتنی هجرک یا محبوب من فی الارضین و السّموات“.

در کتاب مبارک قیّوم الاسماء ورقاء بقاء طلعت اعلی در بیان احاطه و عظمت و ابهّت ظهور جمال اقدس ابهی در قیامت اخری باین نغمهٔ جان افزا مترنّم: ”یا قرّة العین لا تجعل یدک مبسوطة علی الامر لانّ النّاس فی سکران من السّرّ و انّ لک الکرّة بعد هذه الدّورة بالحقّ الأکبر هنا لک فاظهر من السّرّ سرّاً علی قدر سمّ الإبرة فی الطّور الاکبر لیموتنّ الطّوریّون فی السّیناء عند مطلع رشح من ذلک النّور المهیمن الحمراء باذن اللّه الحکیم و هو اللّه قد کان علیک بالحقّ علی الحقّ حفیظاً“ در مقام مناجات این کلمات عالیات از لسان آن عاشق دلداده خطاباً لمحبوبه الابهی نازل ”یا سیّد الاکبر ما انا بشیءٍ الّا و قد اقامتنی قدرتک علی الأمر ما اتّکلت فی شیءٍ الّا علیک و ما اعتصمت فی امر الّا الیک و انت الکافی بالحقّ و اللّه من ورائک المحیط و کفی باللّه علی الحقّ بالحقّ القویّ نصیرا.“”یا بقیّة اللّه قد فدیت بکلّی لک و رضیت السّبّ فی سبیلک و ما تمنّیت الّا القتل فی محبّتک و کفی باللّه العلیّ معتصماً قدیماً و کفی باللّه شاهداً و وکیلاً“ ”سبحانک اللّهمّ یا الهی ما اصغر ذکری و ما ینسب إلیّ الّا اذا ارید أًن انسبه الیک فلتقبلنّی و ما ینسب الیّ بفضلک انّک انت خیر الفاضلین“.

و همچنین در ذکر مقامات رفیعه و مراتب شامخهٔ جلیلهٔ پیروان جمال ابهی و متمسّکین بعروهٔ وثقای آن جوهر وجود و مظهر معبود در اوّل و اعظم و اکبر کتب خود این شهادت علیا از کلک گهربارش صادر ”و لقد خلق اللّه فی حول ذلک الباب بحوراً من ماء الاکسیر محمّراً بالدّهن الوجود و حَیَواناً بالثّمرة المقصود و قدّر اللّه له سفناً من یاقوتة الرّطبة الحمرآء و لا یرکب فیها الّا اهل البهآء باذن اللّه العلیّ و هو اللّه قد کان عزیزاً و حکیماً“ و همچنین میفرماید: ”و قد کتبت جوهرةً فی ذکره و هُو انّه لا یستشار باشارتی و لا بما نزّل فی البیان“ و ایضاً میفرماید: ”نطفهء ظهور بعد اقوی از جمیع اهل بیان بوده و خواهد بود“

در این مقام مؤیّداً لما صدر من فمه الدّرّیّ الطّاهر المنیع این کلمات باهرات از قلم اعلی نازل: ”اگر الیوم کلّ من فی السّموات و الأرض حروفات بیانیّه شوند که بصد هزار رتبه از حروفات فرقانیّه اعظم و اکبرند و اقلّ من آن در این امر توقّف نمایند از معرضین عند اللّه محسوبند و از احرف نفی منسوب“ و همچنین میفرماید: ”اگرنقطهٔ بیان روح ما سواه فداه این ایّام حاضر بود امام وجه بتحریر مشغول میشد“. در کتاب مبارک ایقان نیز در این مقام نازل ”آن سلطان هویّه قادر است بر اینکه جمیع بیان و خلق آن را بحرفی از بدایع کلمات خود قبض روح فرماید و یا بحرفی جمیع را حیات بدیعهٔ قدمیّه بخشد و از قبور نفس و هوی محشور و مبعوث نماید“

و همچنین از قلم معجز شیم مرکز عهد جمال قدم غصن اللّه الاعظم و سرّه الاقوم این کلمات عالیات صادر ”حضرت اعلی روحی له الفداء میفرماید: لو ارادت نملة ان تفسّر القرآن من ذکر باطنه و باطن باطنه لتقدر لانّ سرّ الصّمدانیّة قد تلجلج فی حقیقة الکائنات چون مور ضعیف را چنین استعداد لطیف حاصل دیگر معلوم است که در ظلّ فیوضات جمال مبارک روحی لاحبائه الفداء چه عون و عنایت حاصل گردد و چه تأیید و الهام متواصل شود“. در مقامی دیگر از کلک میثاق مطابقاً لما نزل من القلم الاعلی و مؤیّداً لما جری من یراعة النّقطة الأولی این کلمات تامّات و اشارات عالیات صادر: ”قرنها بگذرد و دهرها بسر آید و هزاران اعصار منقضی شود تا شمس حقیقت در برج اسد و خانهٔ حمل طلوع و سطوع نماید اولیاء پیشینیان چون تصوّر و تخطّر عصر جمال مبارک مینمودند منصعق میشدند و آرزوی دقیقه‏ ئی میکردند“ و همچنین میفرماید: ”جمیع اولیاء در اعصار و قرون ماضیه گریان و سوزان آرزوی آنی از ایّام اللّه را مینمودند و در این حسرت از این عالم فانی بجهان باقی شتافتند“ ”جمیع ادلّه و براهین معقوله و منقوله مرجع و مرکزش جمال مبارک و حضرت اعلیٰ بود و منتهی شد دیگر من بعد انتظاری جائز نه مگر بعد از پانصد هزار سال و امّا المظاهر المقدّسة الّتی تأتی من بعد فی ظلل من الغمام من حیث الاستفاضةهم فی ظلّ جمال القدم و من حیث الافاضة یفعل ما یشاء“. ”این ظهور اعظم مثلش آفتاب است و ظهورات سائره در اکوار سابقه و لاحقّه نجوم و اقمار مگر بعد ادهار و احقاب که اقلّ از پانصد هزار سال نبوده و نباشد“ ”و اگردراین کور بدیع و دور جدید ببصر حدید ملاحظه نمائی مشاهده میفرمائی که جهان در این تجلّی جمال قدم از مطلع اعظم بخلق جدید فائز گردیده و حقیقت وجود بجمیع کمالات غیب و شهود مزیّن گردیده و انوار تقدیس از افق توحید بر مطالع تجرید ساطع گشت و غمام تسبیح بامطار تمجید هامر شمس حقیقت از برج اسد لامع شد و باشدّ حرارت در اشرف نقطه ظاهر حال بحسب ظاهر اگر چه آثار باهرهٴ این طلوع الٓهی بتمامه در حیّز شهود مشهود نه اما در حقیقت وجود تحقّق یافته و بمقتضای استعداد این عباد ظاهر و عیان گردد“.

یا حزب اللّه فی المدن و الدّیار در این اوان که ختام اوّلین قرن ساطع الانوار عصر جهان آرای جمال کبریاست محبوب است که نظری بحوادث حیرت انگیز این قرن عظیم از حین طلوع فجر هُدی از افق آن اقلیم پُرابتلا الی یومنا هذا اندازیم و در تصرّفات عجیبهٔ این امر جلیل تفکّر نمائیم و وقایع جسیمه و انقلابات هائله و انتصارات باهره و تأسیسات بدیعه و مشروعات بهیهاش را بیاد آریم و از آنچه واقع گشته و در اثر بروز و ظهور این قوّهٔ قدسیّه در عرصهٴ شهود تحقّق یافته عبرت گیریم که چگونه انقلابات و امتحانات و بلایا و رزایا و زجر و حرق و طرد و نهب و ضرب و شتم و اسر و نفی و حبس و قتل هیچیک مانع از پیشرفت این امر نازنین نگشت و فتوری در همّت پیروان و مدافعینش در اقطار مختلفهٔ عالم احداث ننمود و علّت اعتلال و اختلال در نظم بدیعش و انشقاق و انقسام و تفرقه و انشعاب در صفوف جنود مجنّدهاش نگردید بلکه اگر بنظر دقیق ملاحظه شود معلوم و واضح گردد که نفس انقلاب و تتابع مصائب و نوائب و شدائد و متاعب و محن و مصاعب ممدّ نفوذ ذاتیّهاش گشت و بر قوّهٔ دافعهٔ ساریهاش بیفزود از هبوب عواصف و بلایا و اشتداد زوابع امتحان و افتتان یوماً فیوماً ساحتش وسیعتر و عمودش مرتفعتر و اساسش محکمتر و جلوهاش شدیدتر و سرایتش سریعتر و سطوت و غلبهاش ظاهرتر و ثابتتر گردید هر لطمه ‏ئی که از دست ستمکار بر جامعهٔ پیروان امر پروردگار در خارج وارد گردید علّت بروز فتح و ظفری جدید شد و هر انقلابی که تدبیر و تدلیس خائن تبهکار در داخل ایجاد نمود مورث حدوث نصرتی عظیم و ظهور جلوه ‏ئی بدیع گشت.

طلوع فجر هدایت از افق اقلیم فارس و بعثت قائم موعود در مدینهء طیّبهٔ معظّمهء منوّرهء شیراز و فتح باب اعظم بر وجه اهل عالم در آن لیلهٴ مبارکه و اظهار امر اعزّ افخم در بیت مکرّم به اول من آمن و صدور آیات مهیمنهء مهیّجهء کتاب مستطاب قیّوم اسماء خطاباً للملوک و ابناء الملوک و بوزیر اعظم و بعموم ملل و طوائف در مشرق و مغرب عالم و تعیین حروفات بیانیّه که بفرمودهٔ جمال قدم بصد هزار مرتبه از حروفات فرقانیّه اعظم و اکبرند و نزول توقیع منیع خطاب به شاه ایران و سلطان عثمانیان و اعزام رسول بارض طا مقرّ سریر سلطنت و طواف بیت اللّه و ابلاغ امر اللّه بشریف مکّه و ارتفاع نداء در اقلیم حجاز و قیام حروف حیّ به تبشیر و اعلان امر بدیع در بلاد ایران و اقالیم مجاوره زلزله بارکان دولت و ملّت بینداخت و علمای رسوم را بحرکت آورد و نائرهٔ فساد و بغض و عداوت را مشتعل نمود و منجر بتوقیف نفس مظهر ظهور و احضار در دار الحکومه و ضرب و توبیخ و تحقیر و توهین در محضر حاکم ظالم حسین شقی و جمعی کثیر از علماء و فقهای بلد و زجر و عقوبت اتباع حضرت و صدور حکم وزیر بی تدبیر بتبعید و سجن مظهر مظلومیّت کبری در جبال آذربایجان و حبس در قلعهٔ ماکو گردید.

این اسارت و محبوسیّت در مدت سه سال در دو قلعهٔ ماکو و چهریق و انفصال از اصحاب و احباب نتیجهاش صدور کتاب بیان و تشریع احکام و نزول آیات بیّنات کالغیث الهاطل و تأسیس میثاق ربّ اعلی و بشارت بقرب ظهور من یظهره اللّه و کشف نقاب و کسر حدود و نفح صور در ارض بدشت بقیادت جمال ابهی و معاضدت نقطهء جذبیّه طاهرهٴ مطهّره و همّت و شهامت جمعی از اصحاب و اعلان قائمیّت بی پرده و حجاب در عاصمهٴ ایالت آذربایجان در مجلس حکومت در محضر ولیعهد و علمای شیخیّه و فقها و مجتهدین عظام بواسطهٔ نفس مظهر ظهور گشت. این ظفر عظیم و اعلان خطیر علّت فوران نار عداوت و حسد جهّال گردید و رعب و خوف را در قلوب حُکّام و رؤسا بینداخت و دولت و ملّت را در قلع و قمع حزب مظلوم متّحد و متّفق نمود ندای وا شریعتا و وا مذهبا از منابر بلند شد و فئهٔ قلیله در چنگ گرگان خونخوار بیفتاد دشمنان از هر جهت دست تطاول گشودند و بسفک دماء بریئه و نهب اموال و اسر نساء و اطفال همّت بگماشتند.

در حادثهٴ مؤلمهٔ مازندران در مدت یازده ماه و سپس در دو واقعهٔ هائلهٔ نیریز و زنجان و فاجعهٔ شهادت شهدای سبعه در مدینهٔ طهران جمعی از فحول رجال و انصار و رؤسا و حروفات بیان علقم بلا را بچشیدند و در دام اشقیاء بیفتادند و بانواع بلایا و رزایا مبتلا گشتند و جام شهادت کبری نوشیدند. جوهر تقدیس و ساذج تنزیه طلعت قدّوس اسم اللّه الآخر که بلقب نقطهٔ اخری در تفسیر آیهٔ مبارکهٔ کلّ الطعام از قلم مالک انام ملقّب و بشهادت منزل بیان بعدد هشت واحد از مرآت اللّه بر مقعد خود بوده و از شدّت نار محبّت او کسی قدرت بر قرب بهم نرسانده و در تفسیر صاد صَمَد پانصد هزار بیت از قلم معجز شیمش صادر جسد مطهّر چنین نفس مقدّسی را اشرار بتحریک اشقی الأشقیا سعید العلماء در مدینهٔ بارفروش قطعه قطعه نمودند و در آتش بینداختند.

شخص شخیص وحید اکبر که سی هزار حدیث از بر داشت و در کتاب ایقان بوحید عصر و فرید زمان خود موصوف، عمامه را از سر برداشته بگردن انداختند و بانواع بلایا معذّب نمودند و جسد مبارکش را با ریسمان به اسب بسته در میدان نیریز جولان دادند و در کوچه و بازار بکشانیدند و سنگبارانش نمودند.

جوهر صدق و صفا و رافع رایت سوداء و آیت استقامت و شهامت النّجم السّاطع و البدر اللّامع حضرت اوّل من آمن که بلقب مرآت اوّلیّه ملقب و بشهادت قلم اعلی لو لاه ما استوی اللّه علی عرش رحمانیّته و ما استقرّ علی کرسیّ صمدانیّته مفتخر و تربت مبارکش را طلعت اعلی پنج میل در پنج میل شفای هر مریض و سقیم فرموده، چنین نفس نفیسی در مقاتلهٔ مازندران هدف تیر سردار غدّار گشت.

حضرت حجّت که از قلم میثاق بشخص شاخص و صاحب قول نافذ و عالم نحریر و متبحّر شهیر موصوف، در حادثهٔ زنجان بکمال مظلومیّت شربت شهادت را بنوشید جسد مُنوّرش را بحکم حاکم پر تدلیس و تلبیس از مدفن بیرون آورده و ریسمان بگردن انداخته در کوچه و بازار گردانیدند و سه شبانه روز در میدان مدینه بینداختند.

در خلال این وقوعات هائله و مصیبات واردهٴ بر اصحاب اوّلیّه، فاجعهٔ عظمی در تبریز بلا انگیز رُخ بنمود و مصیبتی اشد و اعظم بر فئهٔ مظلومه وارد گشت امر مبرم اتابک سفّاک و بی باک بر قتل و اعدام شارع امر اعظم و اهراق دم مطهّر آن سیّد امم صادر شد هیکل الطف اعزّ اعلی را در هوا آویختند و صدر مقدّس را به رصاص اولوا البغضا مشبّک ساختند و اعضای آن جسد منیر را شرحه شرحه نمودند و در کمال تحقیر و توهین بکنار خندق در خارج آن مدینه بینداختند. و در همان سنه بشهادت کلک میثاق بیش از چهار هزار نفر کشته و جمّ غفیری اطفال و نساء بیکس و پرستار پریشان و سرگشته پامال شده تلف گشتند.

سپس مَذبحهء کُبریٰ در ارض طا در حادثهء رمی شاه برپا گشت و رستخیز اعظم پس از افول نجم درّیّ افق هدایت کُبریٰ از افق عالم برخاست آتش غضب شاهانه مشتعل گشت و صرصر امتحان باعلی درجهٔ شدّت بوزید غوغا و ضوضا در اطراف و اکناف آن صقع جلیل شدّت یافت و شور و آشوبی جدید در عاصمهٔ مملکت و اکثر ولایات احداث گشت.
علمای عظام ناله آغاز نمودند و رؤسا و حُکّام بالاتفاق بر استئصال شجرهٴ الهیّه و اضمحلال اصحاب باقیه و رؤسای معدودهء امّت مقهوره کمر همّت بستند فرمان سلطانی بحکّام و متنفّذین در قلع و قمع طایفهٔ بابیّه صدور یافت و حکّام ولایات و رؤسای ملّت در نهب اموال و هتک ناموس و قتل نفوس و تعرّض بر نساء و اطفال گوی سبقت را از یکدیگر بربودند.

ورقهء زکیّه طاهرهٴ طیّبهٔ مطهّره که بفرمودهء مرکز میثاق جمال ابهی در تقریر آفت دوران بود و در احتجاج فتنهٔ جهان و در سلک حروفات بیانیّه محشور و سر حلقهء نساء دورهٴ بیان محسوب و در ارض بدشت بنصرتی محیّر العقول مفتخر در مدینهء طهران پس از توقیف و محبوسیّت در چنگ سیاه خونخوار گرفتار گشت و جان در سبیل جانان بباخت.

سیّد عزیز کاتب وحی و انیس و جلیس باب اعظم در جبلین شامخین در همان ایّام طعمهء شمشیر گشت و کاتب دیگر که رکن عظیم امر مبین و محل وثوق و اعتماد آن سیّد ابرار بود نیز برتبهٴ شهادت کبری در این فتنهٔ عظمی فائز شد.

در این اثناء یگانه ناصر امر وهّاب و مقتدای حقیقی اصحاب و احباب و درع اعظم امر حضرت ربّ الارباب جمال اقدس ابهی بغتةً هدف سهام عموم شد و در تحت توقیف درآمد بدستور امیر سفّاک و اَمر شاه غضبناک آن وجود نازنین و یگانه ملجأ و ملاذ مؤمنین و زعیم حقیقی پیروان امر ربّ العالمین را از نیاوران در قلب الأسد تابستان حافی الاقدام مکشوف الرّأس در تحت سلاسل و اغلال بانبار طهران حرکت دادند و چند مرتبه در راه از شمیران تا طهران به رمی احجار و قدح و ذمّ از لسان اشرار مبتلا نمودند و در سیاه چال جمال ذوالجلال را مدتّ چهار ماه محبوس نمودند و زنجیر قرا گُهر بر گردن مقدّس نهادند و با مجرمین و عاصین و یاغین محشور نمودند.

در این مقام مظلوم عالم در رسالهء ابن ذئب بنفسه المقدّس شهادت داده و این کلمات درّیّات را از قلم اعلایش صادر فرموده قوله عزّ بیانه و عَظُمَ کبریاؤه ”در آن ایّام امور منقلب و نار غضب مشتعل جمعی را اخذ نمودند از جمله این مظلوم را از نیاوران سر برهنه و پای برهنه پیاده با زنجیر بسجن طهران بردند چه که یک ظالمی سواره همراه کلاه از سر بر داشت و بسرعت تمام با جمعی از میر غضبان و فرّاشان ما را بردند و چهار شهر در مقامی که شبه و مثل نداشت مقرّ معیّن نمودند امّا سجن که محلّ مظلوم و مظلومان بوده فی الحقیقه دخمهء تنگ و تاریک از آن افضل بوده.

و چون وارد حبس شدیم بعد از ورود ما را داخل دالانی ظلمانی نمودند از آنجا از سه پلهٔ سرآشیب گذشتیم و به مقرّی که معیّن نموده بودند رسیدیم. امّا محل تاریک و معاشر قریب صد و پنجاه نفس از سارقین اموال و قاتلین نفوس و قاطعین طرق بوده مع این جمعیّت محل منفذ نداشت جز طریقی که وارد شدیم. اقلام از وصفش عاجز و روائح منتنهاش خارج از بیان و آن جمع اکثری بیلباس و فراش.” اللّه یعلم ما ورد علینا فی ذاک المقام الانتن الاظلم“.

و همچنین میفرماید: ”چهار شهر در مقدّمهٔ حضرت سلطان بعذابی مُعذّب که ذکر و شرح آن از قلم و مداد بر نیاید و لسان از ذکرش عاجز و قاصر است“

و در مناجاتی نیز این کلمات عالیات در وصف مصیبات وارده نازل: ”لم ادر من ایّ بلائی اشکو الیک اشکو یا الهی عن سجنی فی اشهر معلومات او عمّا ورد علیّ فیه من سلاسل الّذی کسرت عنقی من ثقلها او حدید الّذی کان علی رجلی عمّا اکتسبت ایدی الاشقیاء او اذکر یا الهی حین الّذی اخذونی و اذهبونی من قریة الی مدینة و کان رأسی عریاناً و رجلی متحافیاً و عنقی مغلولاً و یدای مشدوداً ثمّ اجتمعوا علیّ العباد و منهم عرفونی و منهم الّذین ما عرفونی و الّذین‌هم عرفونی فمنهم کانوا قائمون و متحیّرون فی امری فمنهم کانوا اَن یشمتوننی و الّذین ما عرفونی رموا کلّهم نحوی ما تیسّر لهم من الحجر و الخشب کأنهم ما شربوا خمر الانصاف و ما شمّوا روائح الائتلاف فو جمالک القدیمة و انوار وجهک البدیعة وردوا علیّ ما استحیی ان اذکره بین یدیک و القلم لن یحرّک علیه و المداد لن یجری به و اللّوح لن یحمل و النّفوس لن یطیق“ و در مناجاتی دیگر این کلمات از مخزن قلم اعلی صادر ”گردنی را که در میان پرند و پرنیان تربیت فرمودی آخر در غلهای محکم بستی و بدنی را که بلباس حریر و دیبا راحت بخشیدی عاقبت بر ذلّت حبس مقرّر داشتی قلّدتنی قضاؤک قلائد لا تحدّ و طوّقتنی اطواقاً لا تفکّ“.

در این هنگام در حینی که فحول اصحاب حضرت نقطهٔ اولی مقتول و پیروان امرش اکثر مخفی و متشتّت و مرعوب و نجم درّیّ هدایت الٓهی غارب و جمال ابهی بمخاطرات عظیمه محاط و تحت سیاست شدیده واقع و در اعماق آن مقام انتن مسجون و مغلول بغتةً صاعقهٔ غیرت الٓهی درخشید و مستغاث العالمین فریاد و استغاثهٔ مستضعفین اهل بیان را اجابت نمود و در سرّ سرّ بفرمودهٔ هیکل موعود نفوس مقدّسهٔ مطهّرهٔ زکیّه تکمیل گشتند و میقات اهل بیان منقضی شد دورهٴ اولای قرن اوّل عصر اعظم منتهی گشت و سرّ سنهٔ تسع آشکار شد روح اعظم بر قلب الطف ارقّ اصفای ممرّد سلطان قدم تجلّی نمود و جنین امر بمقام احسن التّقویم رسید و هلهله فتبارک اللّه احسن الخالقین و احسن المبدعین در اعلی غرفات جنّت علیا مرتفع گشت مصداق و انّ لکم بعد حین امرٌ ستعلمون تحقّق یافت و فرق قائم و قیّوم و اعظم و عظیم واضح و معلوم گردید و مقصود بیان طلعت اعلی انّنی انا حیّ فی الافق الأبهی خطاب باوّل من اعرض عن اللّه ظاهر و پدیدار گشت انوار صبح هدایت مرّة اُخری بر آفاق پرتو انداخت و عهد اعزّ افخم اقدس جمال قدم و اسم اعظم نقاب از رخ بر انداخت و بشارت و رموزات و دلالات کتاب مجید آشکار شد و وعدهٴ صریح نقطهٴ اولی و فی سنة التّسع کلّ خیرٍ تدرکون تحقّق یافت.

قلم اعلی در رسالهٔ مذکور در اثبات این امر و میقات آن باین بیان اعلی ناطق قوله عزّ اعزازه: ”در شبی از شبها در عالم رؤیا از جمیع جهات این کلمهٴ علیا اصغا شد انّا ننصرک بک و بقلمک لا تحزن عمّا ورد علیک و لا تخف انّک من الآمنین سوف یبعث اللّه کنوز الارض و هم رجال ینصرونک بک و باسمک الّذی به احیی اللّه افئدة العارفین“ و نیز میفرماید قوله جلّ کبریاؤه: ”در ایّام توقّف در سجن ارض طا اگر چه نوم از زحمت سلاسل و روائح منتنه قلیل بود ولکن بعضی از اوقات که دست میداد احساس میشد از جهت اعلای رأس چیزی بر صدر میریخت بمثابه رودخانهٔ عظیمی که از قلّهٔ جبل باذخ رفیعی بر ارض بریزد و بآن جهت از جمیع اعضاء آثار نار ظاهر و در آن حین لسان قرائت مینمود آنچه را که بر اصغاء آن احدی قادر نه“ طولی نکشید که زوبعهٴ اخری شمس طالع از افق ابهی را در پس ابرهای تیره و تاریک متواری نمود و در سنین معدوده از فیض و اشراق باز داشت پس از خروج جمال قدم از آن سجن مظلم فرمان رئیس الظّالمین باخراج آن محیی رمم از خاک ایران و هجرت و غربت آن جمال مبین صادر گشت پس از یکماه مهلت در اواسط زمستان با جمعی از عیال و اطفال پس از نهب املاک و اموال بمظلومیّت عظمی بعراق عرب متوجّه و حزب مظلوم بی ناصر و معین در چنگ ظالمان متروک و گرفتار.

در مناجاتی که در آن ایّام از قلم سلطان ظهور صادر این کلمات حزن انگیز در وصف بلایای وارده و مصائب متواتره نازل قوله تبارک ذکره: ”عاقبت حکم قضا نازل شد و امر امضاء بخروج این بنده از ایران در رسید با جمعی از عباد ضعیف و اطفال صغیر در این هنگام که از شدّت برودت امکان تکلّم ندارد و از کثرت یخ و برف قدرت بر حرکت نیست بعضی از اطفال از مفارقت احباب آیات فراق قرائت مینمایند و برخی بعلّت یأس از وطن و دیار کتململ السّلیم ناله میکنند و در بیابان حیرت سرگردان میگردیم و در صحراهای حسرت رجای تو را میطلبیم که شاید نسیم رحمت تو آید و احسان قدیم تو در رسد“.

در خلال این احوال انقلاب داخله منضم بلطمات خارجه گردید و باعث غیبت و هجرت جمال ابهی وحیداً فریداً بجبال کردستان در مدت دو سال گشت علامات اوّلیّهٔ محاربه با اصل شجرهٴ الهیّه متدرّجاً آشکار شد و رایات متشابهات در هر گوشه و کنار مرتفع گردید و رائحهٔ حسدی بوزید که بشهادت قلم اعلی از اوّل بنای وجود عالم تا حال چنین غلّ و حسد و بغضائی ظاهر نشده و نخواهد شد اعلام نفاق مرتفع گشت و اخلاق حزب بابی بدرجه ئی تدنّی نمود که اغیار جسور گشتند و مدّعیان محبّت ذیل امر اللّه را باعمال نالایقه ملوّث نمودند.

بفرمودهٔٔ جمال ابهی هر نفسی محملی بست و بهوای خود خیالی نمود بشهادت مرکز عهد و میثاق بیست و پنج نفر از اصحاب و احباب جسورانه در عراق عرب و ایران علم استقلال بر افراشتند و ادّعای مقام من یظهره اللّهی نمودند. شخص موهوم که خود را جالس بر مسند امر نقطهٔ بیان می پنداشت در این طوفان جدید مضطرب و هراسان و منزوی و مخفی از انظار و باغواء و اتّفاق سیّد لئیم اصفهانی که او را شهید اعظم نامیده در بغداد و کربلا اعمال شنیعهٔ قبیحه‏ ئی را عامل که قلم از وصفش عاجز.

نفسی که خود را وصیّ نقطهٔٔ اُولی میدانست و بلقب مرآت ازلیّه مفتخر پردهٔ عصمت علیّ اعلی را بدرید و آن خیانت اعظم را در غیبت جمال قدم مرتکب گشت ابن عمّ حضرت را شهید نمود و خادم اللّه را بتمهیدات شیطانی بطهران اعزام نمود و بقتل ملک ایران مصمّم گردانید و حکم بر قتل نفسی داد که نقطهٔ اولی مخزن امانت حقّ و مکمن لئالی علم آلهی و حرف ثالث مؤمن به من یظهره اللّه فرموده و علم مکنون مخزون را باو تعلیم نموده.

نار حبّ الهی در سنین اوّلیّهٔ اقامت جمال قدم در عراق عرب در نتیجهٔ این فضایع و اعمال و هجرت و غیبت آن مظهر جلال بکلّی مخمود و امر اللّه مهجور و دشمنان مسلّط و اصحاب در اشدّ اضطراب و در نهایت ذلّت و مسکنت و مورد طعن و شتم دشمنان و بیگانگان. جمال قدم در لوح مریم در بیان حال اصحاب پس از رجوع بدار السّلام خود شهادت داده قوله تبارک ذکره: ”نفسی چند مشاهده شد بی روح و پژمرده بلکه مفقود و مُرده حرفی از امر اللّه مذکور نبود و قلبی مشهود نه“.

در ایران بشهادت نبیل اعظم که در آن ایّام در آن دیار سیّار بود سراج امر خاموش و ارباب دواعی در جوش و خروش و نظم امر الهی پریشان و محبّین و مخلصین سرگردان و نالان و در مدینهٔ قزوین مؤمنین بچهار فرقه منقسم و از صراط بیان منحرف. در کتاب ایقان این بیان جانگداز در وصف بلایای وارده و احزان شدیده بقلم اعلی مثبوت:” این عبد در اوّل ورود این ارض چون فی الجمله بر امورات محدثهٔ بعد اطّلاع یافتم از قبل مهاجرت اختیار نمودم و سر در بیابانهای فراق نهادم و دو سال وحده در صحراهای هجر بسر بردم و از عیونم عیون جاری بود و از قلبم بحور دم ظاهر چه لیالی که قوّت دست نداد و چه ایّام که جسد راحت نیافت قسم بخدا که این مهاجرتم را خیال مراجعت نبود و مسافرتم را امید مواصلت نه.

و همچنین در لوح کلّ الطّعام که در آن ایّام قبل از مهاجرت نازل این بیانات از قلم مولی الانام صادر قوله عزّ اجلالُه: ”أن یا کمال اسمع نداء تلک النّملة الذّلیلة المطرودة الّتی خفی فی وکره و یرید ان یخرج من بینکم و یغیب عنکم ممّا اکتسبت ایدی النّاس فآه آه فو الّذی قد استکفّ ورقاء المحزون فی صدر البهاء لنسیت کلّ ما شهدت من اوّل یوم الّذی شربت لبن المصفّی من ثدی امّی الی حینئذٍ بما اکتسبت ایدی النّاس“.

و ایضاً در لوح مریم جمال کبریا باین ترانهٔ حزین مترنّم قوله عزّ کلمته: ”ای مریم از ارض طاء بعد از ابتلای لا یحصی بعراق عرب بامر ظالم عجم وارد شدیم و از غُلّ اعداء به غِلّ احبّاء مبتلا گشتیم و بعد اللّه یعلم ما ورد علیّ تا آنکه از بیت و آنچه در او بود و از جان و آنچه متعلّق باو بود گذشته فرداً واحداً هجرت اختیار نمودم و سر بصحراهای تسلیم نهادم بقسمی سفر نمودم که جمیع در غربتم گریستند و جمیع اشیاء بر کربتم خون دل بباریدند با طیور صحرا مؤانس شدم و با وحوش عرا مجالس گشتم تاللّه حملت ما لا یحمله البحار و لا الامواج و لا الأثمار و لا ما کان و لا ما یکون“ و نیز در قصیدهٴ ورقائیّه که در ایّام مهاجرت از قلم محبوب ابهی نازل این بیانات مسطور:

فطوفان نوح عند نوحی کأدمعی و ایقاد نیران الخلیل کلوعتی
و حزنی ما یعقوب بثّ اقلّه و کلّ بلا ایّوب بعض بلیّتی

در حینی که اثری از تجرّد و انقطاع و استقامت و استغناء و شهامت اصحاب اوّلیّهٔ حضرت اعلی بالأخصّ اصحاب قلعه مازندران و اصحاب حضرت وحید در نیریز و اصحاب حضرت حجّت در زنجان باقی نمانده بود و حزب اللّه در شرف انحلال و اضمحلال ید غیبی از جیب اقتدار برون آمد و از مصدر امر الهی حکم رجوع صادر گشت نسیم عنایت مرّة اخری بوزید و مدینة اللّه بخلعت جدیدی مخلّع و مطرّز گشت خطّهٔ دار السّلام از ورود و قیام محیی الأنام نشئه ‏ئی جدید یافت و روح حیات در کالبد سرگشتگان بادیهٔ فراق و گمگشتگان وادی ضلال جاری و ساری شد.

عزم الهی بر استحکام امر جدید و دفع مفاسد و تزکیهٔ اخلاق و تربیت نفوس و انتشار آثار و ارتفاع شأن جامعهٴ ابرار و تشتیت شمل اعداء و اظهار امر اعزّ اشرف افخم ابهی قرار یافت بیت اعظم محلّ توجّه عموم از خاص و عام و اعراب و اعجام و اکراد و علماء و شاهزادگان و ارکان دولت و اجلّهٔ اصحاب و منتسبین نقطهٴ بیان گردید و نائرهٔ محبّت اللّه در قلوب افسرده بفوران آمد و توقیعات منیعه و رسائل مختلفه و تفاسیر عدیده و ادعیهٔ متنوّعه و الواح الهیّه در اثبات وحدانیّت الهیّه و وحدت مظاهر مقدّسه و تبیین و تشریع تعالیم سماویّه و مبادی سامیه و منع از تعرّض و فساد و جدال و نزاع و ترویج اتّحاد و اتّفاق و تحریص به تمسّک به ذیل صداقت و امانت و دیانت و تقدیس و تنزیه و صبر و انقطاع چون غیث هاطل در لیالی و ایّام نازل گردید.

کتاب مستطاب ایقان و صحیفهٔ فاطمیّه و رسالهٴ سلوک متتابعاً از قلم اعلی جاری گشت و مراتب سلوک سالکین معلوم و واضح شد و تکلیف متمسّکین بعروهٴ وثقی و مستظلّین در ظلّ سدرهٴ قصوی معیّن گردید ختم اناء مسک احدیّه بید قدرت ربّانیّه مفتوح گشت و حوریّات معانی که در حجرات کلمات الهیّه مقنّع نقاب از رخ بر انداختند اخلاق تعدیل گشت و افکار روشن شد بنیان امر مستحکم گردید و صیتش ارتفاع یافت و نفوذ کلمة اللّه پدیدار گشت و دشمنان جسور و عنود که در کاظمین مجتمع و بتحریک شیخ خبیث و خان پرتدلیس جسورانه بر اطفاء نار موقده قیام نموده بودند مغلوب و مقهور و خجل و شرمسار گشتند.

جمال قدم بنفسه المقدّس الأکرم در این مقام باین بیان ناطق قوله عزّ بهاؤه: ”و بعد از ورود باعانت الهی و فضل و رحمت ربّانی آیات بمثل غیث هاطل نازل و باطراف ارض ارسال شد و جمیع عباد را مخصوص این حزب را بمواعظ حکیمانه و نصایح مشفقانه نصیحت نمودیم و از فساد و نزاع و جدال و محاربه منع کردیم تا آنکه از فضل الهی غفلت و نادانی به برّ و دانائی بدل گشت و سلاح به اصلاح“.

حضرت عبدالبهآء مؤیّداً لما صدر من القلم الاعلی نیز شهادت داده میفرماید: ”بعد از رجوع بهآء اللّه در تربیت و تعلیم و آداب و تنظیم و اصلاح احوال این طایفه جهد بلیغ نمود بقسمی که در مدّت قلیله جمیع این فساد و فتن خاموش گردید و منتهای قرار و سکون در قلوب حاصل شد“ و ایضاً میفرماید: ”چون این اساس در قلوب این طایفه استقرار یافت بقسمی در جمیع بلاد حرکت نمودند که در نزد اولیای امور بسلامت نفس و سکون قلب و نیّت صحیحه و اعمال حسنه و حسن آداب مشتهر گشتند“.

و همچنین میفرماید: ”زلزله در ارکان عراق انداخت و اهل نفاق را همیشه خائف و هراسان داشت سطوتش چنان در عروق و اعصاب نفوذ نموده بود که نفسی در کربلا و نجف در نیمه شب جرئت مذمّت نمینمود و جسارت بر شناعت نمیکرد“.

نار عشق در قلوب صافیهٔ زکیّه چنان مشتعل شد و کلمة اللّه بدرجه ئی در ارواح نافذ گشت و محبّة اللّه در افئدهٔ طائفان کعبهٔ رحمن بحدّی غلیان نمود که ذبیح کعبهء وفا بدست خود سر خود را از تن جدا کرد و جان خود را فدا نمود و جمعی از طائفین نیز در این فکر و خیال افتادند که خود را در منای قرب قربانی نمایند و رجال دولت از این التهاب متحیّر و مضطرب و امر مبارک صادر که مهاجرین بایران بدیار خود مراجعت نمایند. در کتاب نبیل اعظم که خود در آن ایّام حاضر و ناظر بود این شهادت در وصف حال اصحاب در صفحات تاریخش مثبوت و مرقوم: ”نفحات نسمات صبح ظهور چنان همه را سرمست نموده و از دست بُرده بود که از هر خاری دامن دامن گل در بروز و از هر دانهٔ خاکساری خرمن خرمن سنبل در ظهور چه خوش اوقات و خوش ایّامی بود بیرونی بیت اعظم که خرابه ‏ئی بود از دست افتاده بیمن مقدّم محبوب ابهی غیرت فردوس اعلی گردید با آنکه دیوارش کوتاه با مهر و ماه همسری مینمود و با آنکه جز یک سریر شاخهٔ نخل خرما که محلّ جلوس سلطان اسماء بود چیزی از اسباب و زخرف دنیا در آنجا پیدا نبود دلهای ابنای ملوک را میربود چنان شاربان کأس وصال از رحیق جمال نشأه مند که در نظرشان قصور ملوک را بقدر بیت عنکبوت دوام و ثبوت نبود عیش و عشرتی داشتند که ملوک ارض در خواب ندیده اند و اکثر شبها را ده نفر بیک قمری خرمای زاهدی میگذرانیدند و معلوم نبود که کفش و عبا و قبائی که در آن منازل است صاحبش کیست هرکس که در بازار کار داشت کفش باو تعلّق داشت و هر کسی بحضور مبارک مشرف میشد عبا و قبا باو تعلّق داشت حتّی اسمهای خود را فراموش کرده بودند و جز هوای جانان چیزی در دل و جانشان باقی نمانده بود و اکثری از نفوس که طائف حول کعبهٔ جمال بودند چنان در مقام تصفیه و تزکیهٔ نفس مراقبت مینمودند که کلمه ‏ئی بغیر ما اراد اللّه تکلّم نمیکردند و هر دو نفس با هم هم قسم و هم عهد شده بودند که یکدیگر را متذکّر نمایند و اگر یکی از آن دو نفس بکلمه ئی از روی هویٰ در مابین روز مبتلا میشد هنگام شب رفیق هم عهد خود را مطّلع مینمود و از او استدعای جریان آن حدّ را که باهم عهد نموده بودند میکرد تا آن حدّ جاری نمیشد از طعام و شراب ممنوع بود“.

این نهضت حیرت انگیز و فوران نار الهی در قلوب و تقلیب نفوس و تحسین اخلاق و ترقی افکار و تعدیل مسلک و رفتار و صدور الواح و انتشار آثار و ذلّت و خذلان دشمنان تبه کار منتهی بکشف نقاب از وجه جمال ذوالجلال گردید در حین حرکت از زوراء بمدینهٔ کبیره در باغ نجیبیّه پس از انقضای سنین مهلت در میقات معلوم جمال مستور نقاب از رخ بر انداخت و سلطان قیّوم بر سریر سلطنت الهیّه جالس گشت و مکلّم طور بر عرش ظهور استقرار یافت روائح روح متضوّع شد کون بحرکت آمد و جمیع ممکنات در بحر طهارت منغمس گردید و کلّ اشیاء بقمیص اسماء مزیّن گشت و سفینهٔ حمراء بر بحر احمر جاری شد میعاد هزار و دویست و نود که حضرت دانیال در اصحاح اخیر کتابش بآن اشاره نموده در رسید و سلطان ظهور بر جمیع اشیاء بجمیع اسماء حسنی تجلّی فرمود و مصداق بیان نقطهٔ اولی و ان تمنّ علیّ بلقائک فی الرّضوان و نفحاتک فی ارض السّلام تحقّق یافت حسین موعود از خلف الفِ الف حجاب من النّور قدم بیرون نهاد و رشحی از نور مهیمن حمراء بر عالمیان مبذول داشت و مالک یوم الدّین بفرمودهٔ مبشّر امر ربّ العالمین در انتهای واحد و ابتدای ثمانین ظاهر و باهر گشت جشن اعظم و بزم اتمّ بر پا شد و ناقور افخم در کرّة اخری هیاکل وجود را باهتزاز آورد نسائم غفران از مهبّ عنایت بر هیاکل اکوان مرور نمود و هیاکل ممکنات از تضوّع این نفحات تجدید گشت و حوریّات بقا از غرف حمراء بیرون دویدند و ماء حیوان را بر عالمیان مبذول نمودند.

طولی نکشید که این نهضت روحانی و اظهار امر صمدانی و کشف نقاب از وجه جمال لایزالی باعث حدوث فتنهٔ کبری و اعظم انقلاب قرن اوّل عصر ابهی گشت در مدینهٔ کبیره خلیفهٔ اسلام و دو وزیر اعظمش عالی و فؤاد و وکلای ملّت با سفیر عجم متّفق و پس از چهار ماه اقامت در آن مدینه جمال موعود را با آل و اصحاب مرّة اخری بذلّت کبری در موسم زمستان بسجن بعید در خلف جبال در قطعهٔ رومیلی سرگون نمودند مظلوم عالم خطاب بخلیفهٔ اعظم چنین شهادت داده قوله جلّ ذکره و اخرجونا عنها بذلّة الّتی لن تقاس به ذلّة فی الارض ان انت من المطّلعین و اذهبونا الی ان دخلونا فی مدینة الّتی لن یدخل فیها احدٌ الّا الّذین هم عصوا امرک و کانوا من العاصین و ما رحموا علینا و فعلوا بنا ما لا فعل مسلم علی مسلمٍ و لا مؤمن علی کافر و کان اللّه علی ما اقول شهیدٌ و علیم و حین اخراجنا عن مدینتک حملونا علی خدور الّتی تحمل علیها العباد اثقالهم و اوزارهم فلما وردنا ما وجدنا فیها من بیت لنسکن فیها لذا نزّلنا فی محلّ الّذی لن یدخل فیه الّا کلّ ذی اضطرار غریب و لم یکن لاهلی و للّذینهم کانوا معی من کسوة لتقیهم عن البرد فی هذا الزّمهریر.

در این اثناء در سنین اوّلیّهٔ ورود جمال ابهی بارض سرّ مطلع اعراض و منبع اغماض یحیی بی حیا که بشهادت قلم اعلی در ابداع شبه این نفس در حبّ ریاست و جاه دیده نشده و جمیع اهل ابداع از احصای حسد و بغضای نفسش عاجز حجاب را دفعةً بدرید و چون حیّهٔ رقطاء جمال کبریا را بگزید. آن طیر قبیح با نسر سمآء علّیّین دعوی همپری نمود و بخلاف مجعوله متمسّک گشت و بر نفسی که خلافت و ولایت و رسالت و ما فوق آن باشارهٔ اصبعش تحقّق یافته بمحاربه قیام کرد فتنهٔ عمیاء صمّاء بر پا شد و ضجیج و انین کروبیّین و اهل ملأ عالین بلند گشت و عیون طلعات فردوس بر مظلومیّت جمال مبین بگریست.

بتحریک و دلالت آن وسواس خنّاس ناقض عهد جمال علیّ اعلی علم اختلاف را بر افراخت و هیکل اعزّ ابهی را مسموم نمود و یکی از خدّام را بر قتل مظهر معبود بگماشت متّحداً متّفقاً بنشر اراجیف و اباطیل و نسبتهای نالایقه و مفتریات عجیبه و ایقاد نائرهٔ فساد و فتنه در ادرنه و مدینهٔ کبیره مشغول گشتند و افکار دولتیان را مشوّش نمودند. آتش حرص و طمع افروخته گشت و الواح ناریّه در بلاد منتشر شد آنچه از قلم ابهیٰ در حین مهاجرت از عراق در الواح شتّیٰ نازل تحقّق یافت سامری ظاهر شد عجل بندا آمد نعاق ناعق اعظم مرتفع گشت فصل اکبر واقع شد سنین شداد چهره بگشود جمال قدم از کلّ عُزلت اختیار فرمودند و اصحاب خون گریستند و دشمنان فرحناک و امیدوار گشتند و بر جرئت و جسارت افزودند یوسف بهاء در جبّ حسد بیفتاد و نیّر آفاق پس از اشراق از افق عراق بکسوف مبتلا گشت و ارکان امر متزلزل گردید.

در این مقام مظلوم عالم خود باین بیان دلخراش ناطق: ”قسم به آفتاب معانی که از ظلم این ظالمان قامتم خم شده و مویم سفید گشته البتّه اگر بین یدی العرش حاضر شوی جمال قدم را نمیشناسی چه که طراوتش از ظلم مشرکین تبدیل شده و نضارتش تمام شده تاللّه قلب و فؤاد و حشاء جمیع آب شده“ ”تاللّه یا اعرابیّ لو تنظروننی لن تعرفونی و قد ابیضّ مسک السّود من تتابع البلایا و ظهرت الف الأمر علی هیئة الدّال من توالی القضایا ثمّ اصفرّ هذا الوجه المحمّر المنیر“.

و همچنین میفرماید: ”فیا لیت کنت فانیاً و ما ولدتنی امّی و ما سمعت ما ورد علیه من الّذینهم عبدوا الأسماء و قتلوا منزلها و خالقها و محقّقها و مرسلها یا عین ابکی لضرّی و بلائی و یا قلب ضجّ بما ورد علی نفسی قسم بذکر اعظم که بلائی بر این عبد وارد شده که مظلومان عالم از اوّل دنیا الی حین بر مظلومیّتم نوحه مینمایند“ ”فاه آه ثمّ آه آه لو کان نقطة الأولی فی تلک الایّام و یشهد حزنی لترحّم بی و یتلطّف علیّ و یشوّقنی فی کلّ حین و یؤیّدنی فی کلّ آن فآه آه لیتنی متّ بعده قبل تلک الایّام ام کنت نسیاً منسیّاً“.

و در مقام دیگر میفرماید: ”و کان قدّامی ثعبان القهر و فتح فمها لیبلعنی و عن ورائی غضنفر الغضب و یرید أن یشقّنی و عن فوقی یا محبوبی سحاب القضاء و یمطر علیّ امطار البلاء و عن تحتی نصب رماح الشّقاء لیجرح اعضائی و بدنی“

و همچنین میفرماید: ”انّک لو تسمع بسمعی لتسمع بانّ علیّاً ینوحُ علی نفسی فی الرّفیق الأبهی و محمّداً یبکی فی الأفق الأعلی و الرّوح یضرب علیٰ رأسه فی سماء القضاء بما ورد علی هذا المظلوم من کلّ فاجرٍ اثیما“ قلم اعلی خطاب بآن ناقض امر حضرت ربّ الارباب باین بیان ناطق قوله عَظُمَ سلطانه: ”تاللّه الحقّ عرّ روح الأمین رأسه عن فعلک و جلس حوریّات الغرفات علی الرّماد من ظلمک و انّک تکون فی نفسک من الفرحین“ ”ان یا اخی فعلت باخیک ما لا فعل احدٌ باحد و وردت علیه ما بکت عنه عیون ملأ البقاء علی غرفات عزّ منیرا تاللّه بما جری من قلمک قد خرّت وجوه العظمة علی رماد السّودآء و شقّت ستر حجب الکبریاء فی الجنّة المأوی و تشبّکت اکباد المقرّبین علی مقاعد القصوی و اضطربت افئدة کلّ فطن بصیراً تاللّه ما بقی من جسدی من محلّ الّا و قد ورد علیّ رماح تدبیرک و انّک لو تنکر یشهد بذلک قلم لسان صدق علیما“.

و همچنین میفرماید: ”انّا حفظنا الحیّة الرّقطاء فی الشّتاء تحت جناحی فلّما اشرقت شمس الصّیف تحرّکت و لدغتنی اوّل مرّة یشهد بذلک عباد مکرمون“ ایضاً میفرماید: ”ارتکب ما لا ارتکب نفس من الّذینهم کفروا بالرّحمن فی کلّ الأعصار“ ”لو اذکر ما فعل لن تتمّه بحور الأرض لو یجعلها اللّه مداداً و لن تنفذ الأشیاء و لو یقلّبها اللّه اقلاماً “متعاقب این بلیّهٔ عظمی و رجفهٔ کبری و فتنهٔ صمّاء بمفاد آیهء مبارکهٴ ”قل انّ القضاء مؤیّد لهذا الأمر و البلاء مُعین لهذا الظّهور“ آثار نصر مبین و ظفر جدید متدرّجاً نمودار گردید سقوط صنم اعظم نتیجه اش اعلان امر اتمّ افخم جهرةً باهل عالم و رؤسای ادیان و امم در خاور و باختر گردید. شمس حقیقت که از برج حمل در سنهٔ ستّین طالع شده بود در سنهٔ ثمانین از برج اسد از اعلی افق عالم اشراق نمود در نقطهٔ احتراق بدرخشید و فائض بر آفاق گشت.

با وجود بلایای لا تعدّ و لا تحصی جمال ابهی بانزال الواح و سُوَر و رسائل شتّیٰ در لیل و نهار قیام نمود قیام تحیّرت و استجذبت منه افئدة النّبیّین و المرسلین. جمال ابهی در این مقام بنفسه المهیمنة علی الموجودات شهادت داده قوله تبارک ذکره: ”بشأنی از غمام فضل امریّه و سحاب فیض احدیّه هاطل که در یک ساعت معادل الف بیت نازل“ و همچنین میفرماید: ”الیوم فضلی ظاهر شده که در یک یوم و لیل اگر کاتب از عهده بر آید معادل بیان فارسی از سماء قدس ربّانی نازل میشود کذلک بشأن الآیات علی لسانٍ عربیٍّ بدیع“ و ایضاً میفرماید: ”حال معادل صد هزار بیت در این ارض ( ادرنه) موجود و هنوز سواد نشده تا چه رسد بجلد“ و همچنین میفرماید: ”از اهل بیان نفسی نه که اثر اللّه نزدش موجود نباشد و من دون ذلک آنچه در این ارض (ادرنه) موجود کتّاب از تحریرش عاجز مانده اند چنانچه اکثر بیسواد مانده“.

بملوک ارض و خلیفهٔ اسلام و ملوک مسیحیّه و ناپلئون سوم و شاه ایران و صدر اعظم عثمانی و وکلای سلطان و سفیر ملک پاریس و سفیر عجم در مدینهٴ کبیره و مشایخ مدینه و حکماء و اهالی آن و ملأ اعجام و فلاسفهٔ ارض خطابات مهیمنهٔ شدیدهٔ مهیّجهٔ قهریّه متتابعاً از یراعهٔ مظلوم عالم صادر و در نصیحت و عتاب و انذار و کشف اسرار و بیان حقایق و اقامهٔ دلائل و اتمام حجّت قلم اعلی لیلاً و نهاراً متحرّک. در سنهٔ ستّین در مدینهٔ طیّبهٔ شیراز قائم موعود در قیّوم اسماء معشر ملوک و ابناء ملوک را بندای جانفزای انصرفوا عن ملک اللّه جمیعکم علی الحقّ بالحقّ جمیلا و بخطاب مستطاب ”اتّقوا اللّه یا معشر الملوک عن البعد بالذّکر بعد ما قد جائکم الحقّ بالکتاب و الآیات من عند اللّه“ مخاطب ساخت. در سنهٔ ثمانین در ارض سرّ سلطان قیّوم در سورهٔ ملوک معشر سلاطین را باین کلمات عالیات و آیات باهرات متذکّر فرمود قوله تعالت عظمته و عظم استقلاله: ”ان یا ملوک الارض اسمعوا نداء اللّه من هذه الشّجرة المثمرة المرفوعة الّتی نبتت علی ارض کثیب الحمرآء برّیّة القدس و تغنّ بانّه لا اله الّا هو العزیز المقتدر الحکیم اتّقوا اللّه یا معشر الملوک و لا تحرموا انفسکم عن هذا الفضل الأکبر فالقوا ما فی ایدیکم فتمسّکوا بعروة اللّه العلیّ العظیم و توجّهوا بقلوبکم الی وجه اللّه ثمّ اترکوا ما امرکم به هویٰکم و لا تکوننّ من الخاسرین.

ان یا عبد فاذکر لهم نبأ علیّ اذ جائهم بالحقّ و معه کتاب عزّ حکیم و فی یدیه حجّة من اللّه و برهانه و دلائل قدسٍ کریم و انتم یا ایّها الملوک ما تذکّرتم بذکر اللّه فی ایّامه و ما اهتدیتم بانوار الّتی ظهرت و لاحت عن افق سماء منیر ایّاکم ان لا تغفلوا من بعد کما غفلتم من قبل فارجعوا الی اللّه بارئکم و لا تکوننّ من الغافلین ایّاکم ان لا تمنعوا عن قلوبکم نسمة اللّه الّتی بها تحیی قلوب المقبلین و ان لن تستنصحوا بما انصحناکم فی هذا الکتاب بلسان بدع مبین یأخذکم العذاب من کلّ الجهات و یأتیکم اللّه بعدله اذن لا تقدرون ان تقوموا معه و تکوننّ من العاجزین ان یا ایّها الملوک قد قضت عشرین من السّنین و کنّا فی کلّ یوم منها فی بلاء جدید و انتم سمعتم اکثرها و ما کنتم من المانعین و ان لم تفعلوا بما امرتم فی کتاب اللّه لن یذکر اسماؤکم عنده بالعدل و انّ هذا لغبنٌ عظیم دعوا ما عندکم و خذوا ما امرکم اللّه به ثمّ ابتغوا الفضل من عنده و انّ هذا لسبیل مستقیم ثمّ التفتوا الینا و بما مسّتنا البأساء و الضّرّاء لا تغفلوا عنّا فی اقلّ من آن ثمّ احکموا بیننا و بین اعدائنا بالعدل و انّ هذا لخیرٌ مبین ان یا عبد ذکّر العباد بما القیناک و لا تخف من احد و لا تکن من الممترین فسوف یرفع اللّه امره و یعلو برهانه بین السّموات و الأرضین فتوکّل فی کلّ الاُمور علی ربّک و توجّه الیه ثمّ أَعرض عن المنکرین فاکف باللّه ربّک ناصراً و معین انّا کتبنا علی نفسنا نصرک فی الملک و ارتفاع امرنا و لو لن یتوجّه الیک احد من السّلاطین“.

و همچنین به حبر اعظم و ملکهٔ لندن و امپراطور روس و امپراطور آلمان و امپراطور نمسه و رؤسای جمهور در امریک و رؤسای کنیسهٔ ملّت روح از بطارقه و مطارنه و اساقفه و قسّیسین و رهبان و همچنین بملأ انجیل و ملأ تورات و علمای اسلام از سنّی و شیعه و ملّت مجوس و رؤسای بیان و ملأ حکماء و شعراء و ادباء و عرفاء و تجّار و صدر اعظم و وزیر خارجهٔ عثمانی و اصحاب مجالس در ممالک و دیار جمال مختار به تبشیر دین اللّه و ابلاغ کلمة اللّه و اعلان امر اللّه و نصیحت و انذار در ایّام اخیرهء اقامت در ارض سرّ و سنین اوّلیّهٔ ورود بمدینهٔ محصّنهٔ عکّا مشغول گشت و الواح الهیّه و توقیعات منیعه بمقامات عالیه و جهات مختلفه متتابعاً مترادفاً فرستاده شعلهء امر اللّه بلند شد و آوازه اش به قفقازیا و دیار مصریّه و سودان و برّیّة الشّام رسید فرائض حجّ بیت اعظم و بیت مکرّم از قلم محیی رمم در الواح مخصوصه نازل و تعیین گشت و الواح صیام از یراعهء مالک انام صدور یافت و سورهٴ غصن بشارت دهندهٔ کتاب عهد و کتاب بدیع در اثبات امر رفیع منیع و سورهٴ مبارکهٔ رئیس مترادفاً متواتراً از قلم عزّ نزول یافت تحیّت اللّه اکبر به تحیّت اللّه ابهی مبدّل شد و اهل بها جالسین سفینهٔ حمراء و سائرین بر قلزم کبریا از ملأ بیان و امّت ممسوخهٔ یحیی بی وفا ممتاز و منفصل گشتند.

شیفتگان جمال احدیّت و باسلان و مبارزان میدان خدمت بعزمی آهنین تأسّی بجمال مبین نموده در کشف حقایق مستوره و ردّ من ردّ علی اللّه و بسط دعوت الهیّه و نعت و مدح مظهر احدیّه رسائل استدلالیّه و خطب بدیعه و قصائد متعدّده تألیف نمودند و حزب شیطان را مأیوس و مخذول و مخجول و منکوب نمودند. اذاً تحقّق ما انبأ به قلم نیّر الآفاق فی ارض العراق قوله عزّ ثنائه: اذا سمعت بانّ سراج الحجاز ترک مشکوة العراق لا تحزن لانّ فیه اسرار عظیم فسیوقد فی بلّورٍ اُخری و هذا تقدیرٌ من عزیز قدیم قل انّ فی اخراج الرّوح عن جسد العراق لایات بدیعاً لمن فی السّموات و الارض فسوف تجدون هذا الفتی الالهیّ راکباً علی براق النّصر اذاً یتزلزل قلوب المغلّین“ و همچنین قلم میثاق چنین شهادت داده ”آن جوهر وجود در محلّ منفی بقدرتی عظمی و قوّتی کُبریٰ ظاهر شد که خوف و هراس قلوب اهل آن سامان را مستولی شد که مبادا این شعله در آن خطّه (ادرنه) جهان افروز گردد“

متعاقب این قضایا از پس پردهٔ قضا انقلابی جدید ظاهر گشت و لطمه‏ئی دیگر بر جامعهٔ جدید التّأسیس اهل بها وارد شد سلطان عثمانیان باتّفاق سلطان عجم و بتحریک دو وزیر بی تدبیر و سفیر پر تدلیس و تزویر فرمانی مخصوص خطاب به مشیر مفخّم و رؤسای دیگر در تبعید و نفی مؤبّد و مسجونیّت سلطان ظهور و طائفین حولش در اخرب مدن عالم که به ردائت آب و هوا موصوف و منفای مجرمین و سارقین و قطّاع طریق محسوب بود صادر کرد و از معاشرت و اختلاط با اهالی آن مدینه نهی اکید نمود. ضبّاط عسکریّه بغتةً بیت اللّه را محاصره نمودند و بذلّت کبری جمال ابهی و آل و اصحاب را حرکت دادند. چنان ولوله‏ئی بر پا گشت که اغیار بر حال احباب گریستند و یکی از اصحاب در مفارقت محبوب ابهی حنجر خود را بدست خود برید.

در لوح رئیس این بیان اعزّ اعلی از قلم ابهی نازل قوله عزّ اجلاله ”زحف النّاس حول البیت و بکی علینا الاسلام و النّصاری و ارتفع نحیب البکاء بین الارض و السّماء بما اکتسبت ایدی الظّالمین“ دشمنان دیرین فرصت را غنیمت شمرده دست تطاول گشودند و جمعی از مظلومان را در ایران و عراق عرب و مصر دستگیر و پریشان و اسیر و شهید نمودند
در حین ورود به حصن عکّا پس از آنکه سه مرتبه در عرض راه سفینه را تجدید نمودند در غرف مخروبهٔ قشلهٔ نظام مالک انام و آل اللّه و مهاجرین را محلّ و مأوی معیّن نمودند و بدست اولاد افاعی سپردند و باب قشله را بر وجه کلّ مسدود نمودند. شب اوّل بشهادت آن مظلوم عالم کلّ از اکل و شرب ممنوع گشتند آب طلبیدند اجابت ننمودند باب لقا مسدود گشت و بشهادت قلم اعلی ظلمی به اسراء و غرباء وارد شد که شبه آن از اوّل دنیا دیده نشده و شنیده نگشت.

مقارن این احوال غصن ابهی المخلوق من نور البهاء و کنزه و ودیعته فی هذه الدّیار در سبیل حیات عباد و اتّحاد من فی البلاد فدا گشت و به رفیق اعلی اسیراً مظلوماً صعود نمود نحیب بکاء بفرمودهٔ سلطان ارض و سماء از اهل سرادق ابهی مرتفع گشت و بکمال مظلومیّت آن غصن شهید بدست اغیار در خارج مدینه مدفون گردید. سپس فتنهٔ داخله منضم بانقلابات خارجه و احزان وارده و رزایای متتابعه گردید.

دجّال خبیث و ابلیس پر تدلیس که بفرمودهٔ جمال ابهی از وجهش اثر جحیم ظاهر و از نفسش رائحهٔ اهل سجّین که با رفقایش بجاسوسی مشغول و با موظّفین دولت مرتبط فسادی بر انگیخت و عرصه را بر مهاجرین بحدّی تنگ نمود که عدّه ‏ئی از اصحاب بقتل پنج نفر از آن نفوس خبیثه با وجود نهی اکید سرّاً اقدام نمودند. ولولهٔ عظمی بر پا شد و جمال ابهی در مقرّ حکومت احضار گردید و غصن اعظمش در لیمان اسیر غلّ و زنجیر گشت و بیست و پنج نفر از اصحاب در زندان محبوس گشتند. صرصر امتحان بشدّتی بوزید که جمال ابهی در مناجاتی که در بحبوحهء انقلاب سجن اعظم نازل باین بیان ناطق قوله جلّت عظمته: ”قد تبلبل اجساد الأصفیاء علی ارض البعد این بحر قربک یا جذّاب العالمین قد قام المشرکون بالاعتساف فی کلّ الاطراف این تسخیر قلم تقدیرک یا مسخّر العالمین قد ارتفع نباح الکلاب من کلّ الجهات این غضنفر غیاض سطوتک یا قهّار العالمین… قد بلغت البلیّة الی الغایة این ظهورات فَرَجک یا فرج العالمین قد طالت الاعناق بالنّفاق این اسیاف انتقامک یا مهلک العالمین قد بلغت الذلّة الی النّهایة این آیات عزّتک یا عزّ العالمین“. این است که در مقام دیگر در بیان اعظمیّت بلایای واردهٴ در آن ارض که مرکز میثاق به بئر مظلم تشبیه نموده و رزایای وارده را به بلای مبرم موصوف داشته قلم اعلی چنین مرقوم فرموده: ”ثمّ اعلم انّ فی ورودنا هذا المقام سمّیناه بالسّجن الاعظم و من قبل کنّا فی ارض اخری تحت السّلاسل و الأغلال و ما سمّی بذلک قل تفکّروا فیه یا اولی الالباب“.

ولی طولی نکشید که از عرین قوّت غضنفر قدرت قدم بیرون نهاد و لیل مُدلهمّ ذلّت و بلا بطلوع صبح عزّت و رخا منقضی شد تضییقات شدیده به تدبیرات الهیّه و وسائل غیبیّه اندک اندک تخفیف یافت و عظمت و اشتهار و قدرت و غلبهٔ ظاهرهٔ مظهر مظلومیّت کبری و غصن برومند فریدش در انظار بیگانه و آشنا جلوه نمود. امّ الکتاب کتاب مقدّس اقدس از قلم آن ساذج روح مؤیّداً لما صدر للملوک و الامراء و العلماء من قبل و ناسخاً لما شرع فی البیان و مُتمّماً لما نزّل علی النّبیّین و المرسلین نازل گشت. مدینهٔ مقدّسهٔ اورشلیم جدیده از آسمان نازل شد و سماء جدیده و ارض جدیده که در مکاشفات یوحنّا بعروس آراسته تشبیه گشته ظاهر و باهر گشت و مرکز عهد اللّه و محور میثاق اللّه و مبیّن کتاب اللّه بتلویحی ابلغ از تصریح تعیین شد و احکام و مبادی نظم بدیع جهان آرای الهی که نقطهء اولی بآن در کتاب بیان بشارت داده صادر گشت. در صدر این رقّ منشور سلطان ظهور شارع اعظم باین کلمات اکمل و اتمّ ناطق قوله عزّ بیانه: ”یا ملأ الأرض اعلموا انّ اوامری سرج عنایتی بین عبادی و مفاتیح رحمتی لبریّتی کذلک نزّل الأمر من سماء مشیّة ربّکم مالک الادیان… لا تحسبنّ انّا نزّلنا لکم الاحکام بل فتحنا ختم الرّحیق المختوم باصابع القدرة و الاقتدار یشهد بذلک ما نزّل من قلم الوحی تفکّروا یا اولی الافکار“.

و همچنین خطاب به سلاطین عالم میفرماید قوله جلّ اعزازه: ”یا معشر الملوک قد اتی المالک و الملک للّه المهیمن القیّوم ألا تعبدوا إلّا اللّه و توجّهوا بقلوب نورآء الی وجه ربّکم مالک الأسماء هذا امر لا یعادله ما عندکم لو انتم تعرفون یا معشر الملوک قد نزّل النّاموس الأکبر فی المنظر الأنور و ظهر کلّ امر مستتر من لدن مالک القدر الّذی به اتت السّاعة و انشقّ القمر و فصّل کلّ امر محتوم. یا معشر الملوک انتم الممالیک قد ظهر المالک باحسن الطراز و یدعوکم الی نفسه المُهیمن القیّوم ایّاکم ان یمنعکم الغرور عن مشرق الظّهور او تحجبکم الدّنیا عن فاطر السّماء قوموا علی خدمة المقصود الّذی خلقکم بکلمة من عنده و جعلکم مظاهر القدرة لما کان و ما یکون تاللّه لا نرید ان نتصرّف فی ممالککم بل جئنا لتصرّف القلوب انّا ما اردنا منکم شیئاً انّما ننصحکم لوجه اللّه و نصبر کما صبرنا بما ورد علینا منکم یا معشر السّلاطین“.

رؤسای ادیان را قلم اعلی در این کتاب مستطاب باین خطاب مخاطب ساخته ”قل یا معشر العلمآء لا تزنوا کتاب اللّه بما عندکم من القواعد و العلُوم انّه لقسطاس الحقّ بین الخلق قد یوزن ما عند الأمم بهذا القسطاس الاعظم و انّه بنفسه لو انتم تعلمون تبکی علیکم عین عنایتی لانّکم ما عرفتم الّذی دعوتموه فی العشیّ و الاشراق و فی کلّ اصیل و بکور توجّهوا یا قوم بوجوه بیضاء و قلوب نورآء الی البقعة المبارکة الحمراء الّتی فیها تنادی سدرة المنتهی انّه لا اله الّا انا المهیمن القیّوم یا معشر العلماء هل یقدر احدٌ منکم ان یستنّ معی فی میدان المکاشفة و العرفان او یجول فی مضمار الحکمة و التّبیان لا و ربّی الرّحمن کلّ من علیها فان و هذا وجه ربّکم العزیز المحبوب لو عرفتم الافق الّذی منه اشرقت شمس الکلام لنبذتم الاَنام و ما عندهم و اقبلتم الی المقام المحمود انّا خرقنا الاحجاب ایّاکم ان تحجبوا النّاس بحجاب آخر کسّروا سلاسل الاوهام باسم مالک الانام و لا تکوننّ من الخادعین“.

و همچنین خطاب بعموم من فی العالم این بیان اتمّ از قلم سرور امم نازل: ”یا ملأ الانشاء اسمعوا نداء مالک الأسماء انّه ینادیکم من شطر سجنه الأعظم انّه لا اله الّا انا المقتدر المتکبّر المتسخّر المتعالی العلیم الحکیم انّه لا اله الّا هو المقتدر علی العالمین لو یشاء یأخذ العالم بکلمة من عنده ایّاکم اَن تتوقّفوا فی هذا الامر الّذی خضع له الملأ الاعلی و اهل مدائن الاسماء اتّقوا اللّه و لا تکوننّ من المحتجبین احرقوا الحجبات بنار حبّی و السّبحات بهذا الاسم الّذی به سخّرنا العالمین“

در الواح مقدّسه در وصف اعظمیّت و اکملیّت این رقّ منیع این کلمات عالیات نازل قوله جل احسانه ان اعمل یا عبد بما نزّل فی الکتاب الاقدس تاللّه انّه لمیزان الهدی بین الوری و برهان الرّحمن لمن فی الارضین و السّموات طُوبی لنفس عملت بما انزله الرّحمن فی کتابه الاقدس الّذی تزیّن بالاحکام قل انّ الکتاب هو سماء قد زیّنّاها بانجم الاوامر و النّواهی یشهد بذلک من عنده امّ الالواح قل ما حدّد فی الکتاب لیس لاحدٍ ان ینظره کما ینظر الی حدود الّتی ظهرت من ظنونات المتوهّمین کتاب اقدس بشأنی نازل شده که جاذب و جامع جمیع شرایع الهیّه است طوبی للقارئین طوبی للعارفین طوبی للمتفکّرین طوبی للمتفرّسین و بانبساطی نازل شده که کلّ را قبل از اقبال احاطه فرموده سوف یظهر فی الارض سلطانه و نفوذه و اقتداره انّ ربّک لهُو العلیم الخبیر“.

طولی نکشید که جمال ابهی پس از نه سال محبوسیّت در آن مدینهٔ پر بلا بمرج عکّا قدم نهاد و در قصر رفیع ”المقام الّذی جعله اللّه المنظر الأکبر للبشر“ جالس و مستقرّ گشت باب لقاء بر وجه زائرین از دیار مختلفه مفتوح شد و علم سلطان السّلاطین در خطّهٔ هندوستان و برما و ترکستان بدست رسولان جمال رحمن منصوب گردید. از امم بعیده از کلیمی و زردشتی و بودائی در سلک اهل بهاء داخل شدند و ایادی امر اللّه بر ایفای وظایف مفروضهٔ مقدّسهٔ مرجُوعه قیام نمودند و مبلّغین و رافعین لوای امر مولی العالمین و اقدر الاقدرین در اطراف و اکناف بنشر نفحات اللّه مشغول شدند و بطبع کتب و رسائل پرداختند.

خیام عزّ در صفح جبل کرمل مرتفع شد و کوم اللّه به صهیون بشارت داد و لوح کرمل از انامل محبوب نازل گشت وعد الهی ظاهر شد و بهاء کرمل نمودار گشت و بر اودیه و اتلال ارض جلیل و عن ورائها مدینهٔ اورشلیم و مسجد اقصیٰ پرتو بینداخت محلّ استقرار عرش ربّ اعلیٰ بر حسب تعلیمات صادره از فم مطهّر تعیین شد و ارادهٴ نافذهٔ الهیّه بر انتقال رمس مطهّر از ارض مقدّسهٔ طهران بارض اقدس تعلّق گرفت.

اراضی مجاورهٔ مقرّ بعثت حضرت روح مطابقاً لما اراده اللّه بهمّت غصن اعظم ابهی ابتیاع شد و نهر اردن ببحر اعظم متّصل گشت و صحف قیّمه و رسائل عدیده و ادعیهٔ مختلفه و الواح قدسیّه از قبیل اشراقات و بشارات و کلمات و طرازات و تجلّیات و رسالهٔ ابن ذئب که بعضی متمّم احکام منصوصهٔ کتاب اقدس است از سماء وحی الهی مترادفاً نازل گردید و وحدت عالم انسانی و عدم کفایت حبّ وطن به بیان احلای همه بار یک دارید و برگ یک شاخسار لیس الفخر لمن یُحبّ الوطن بل لمن یحبّ العالم در الواح الهی به عالمیان اعلان گشت و عظمت و جامعیّت امر اللّه و غلبه و نفوذ دین اللّه رغماً لانف ناصرالدّین ظالم و عزیز جائر و یحیی بی شرم و حیا بر کلّ ظاهر و مبرهن گردید.

جمال قدم خود یومی از ایّام باین بیان ناطق: شاه ایران چون از دست جاهلان آسیب دید آنچه کرد راه بجائی داشت ولی سلطان آل عثمان بدون سبب و جهت بر ظلم قیام نمود و ما را به حصن عکّا فرستاد و در فرمان شاهانه مقرّر داشت که احدی پیش ما نیاید و بشدّت تمام مبغوض خاص و عام باشیم. لذا دست قدرت ربّانی بزودی انتقام کشید و سمیرین و وزیرین بی نظیرینش عالی و فؤاد را اوّل بباد فنا داد و بعد از آن دست قدرت به برچیدن بساط عزّت عزیز گشاد و اَخَذه اخذ عزیز مقتدر“.

به شهادت قلم میثاق ”سجن مبارک تأیید اعظم شد و ایران از برزخی به برزخی منتقل گردید“ و همچنین این بیان از فم مبارکش صادر: ”این شخص جلیل در سجن اعظم امرش را بلند کرد و نورش باهر شد و صیتش جهانگیر گشت و آوازهٔ بزرگواریش بشرق و غرب رسید و الی یومنا هذا چنین امری در عالم وجود واقع نشده“ و ایضاً این شهادت از قلم مبارکش صادر: ”عظمت امر بقسمی در سجن اعظم ظاهر شد که هر کس حاضر میشد گمان سلطنت مینمود در ساحت اقدسش جمیع اعناق خاضع بود و کلّ رقاب ذلیل جمیع طوائف و ملل بخضوع تام قائم و کلّ قبائل و امم به بزرگواری و عظمت و علوّ منزلت و سموّ مرتبت جمال قدم قائل و معترف“ این است که از قلم اعلی راجع بمدینهٔ مبارکهٔ عکّا این بیان احلی در لوحی از الواح صادر: ”هذا المقام الاعلی الّذی سمّی مرّة بالسّجن الاعظم و اخری بسماء السّماء“ و قبل از افول شمس حقیقت از مغرب این زندان کتاب عهد بأثر من قلمه المبارک الشّریف اتماماً للحجّة و اکمالاً للنّعمة نازل گشت و جمال قیّوم عهد وثیق از پیروان امر مقدّسش بگرفت و میثاقی غلیظ بنهاد عهدی را که قلم میثاق شهادت داده که از اوّل ابداع نظیر و مثیل نداشته و آن کتاب مبین را شارع امر اقوم به غصن اعظمش بسپرد و مظفّراً منصوراً پس از قیادت جند الهی در مدت سی و نه سال به ممالک اخری المقامات الّتی ما وقعت علیها عیون اهل الاسماء که ذکرش در لوح رؤیا نازل گشته عروج نمود و در عالم ترابی هزاران نفوس از عشّاق جمالش و پروردهٔ ید عنایتش و متمسّکین بحبل ولایش از خود یادگار گذاشت.

غروب شمس بهاء از افق عالم ادنی و اعلان و انتشار کتاب عهد و صحیفهٴ حمراء و تعیین مرکز و مقرّ امراللّه و ارتقاء و جلوس مرجع منصوص بر سریر خلافت عظمی و حلول دورهٴ ثالث قرن اعظم افخم اسنی بر حسب حکمتهای مُقنّعهٔ بالغهٔ الهیّه بهبوب اریاح قضا و حدوث خطوب و کروب توأم و مقارن گردید. سفینهٔ حمراء را امواج بلا مرّة اخری احاطه نمود و اریاح سموم از شش جهت بوزید رائحهٔ دفراء منتشر گشت و طوفان نقض شجرهٔ الهیّه را حرکتی شدید داد و تند باد امتحان زلزله بارکان جامعهٔ اهل بها بینداخت و بدر میثاق در خسوف حسد و بغضای ناقضین عهد الهی مقنوع و محجوب گشت.

غصن اکبر نابت از سدرهٔ رحمانیّه و منصوص کتاب عهد مولی البریّه و پروردهٔ لبن عنایت الهیّه در سنین متوالیه قصد مبارزه با لیث عرین میثاق نمود و تیشه به ریشهٔ سدرهٴ منتهی زد امانة اللّه را بدزدید و آیات الٓهی را تحریف نمود و در هدم بنیان مرصوص و هتک حرمت امر اللّه همّت بگماشت و اسم مبارک مرکز میثاق را با اسم شیطان تطبیق نمود و هیکل عهد را رئیس المشرکین نامید و فریاد بر آورد که مدّعی ظهور جدیدی پیداشده و ندای انّی انا اللّه مرتفع گشته و مرکز منصوص تفوّق بجمال قدم و اسم اعظم و مظهر ظهور اکمل و اتمّ نموده.

اغصان دیگر در نشر این اراجیف و اباطیل باو گرویدند و اوراق شجره از اهل حرم و آل اللّه باو پیوستند و کاتب وحی الهی و بعضی از افنان منشعبه از سدرهٴ ربّانی و عدّه ‏ئی از مهاجرین و مجاورین را منحرف نموده عصبه ‏ئی تشکیل داده در قصر مبارک در حول مرقد مطهّر تمرکز یافتند و در غصب خلافت و هدم بنیان الهی و تزییف و اذیّت هیکل میثاق لیلاً و نهاراً جهد بلیغ مبذول داشتند و فتنه و فسادی عظیم در ارض اقدس برانگیختند و عبدالبهآء را در بیت عکّا مهجور و فرید بیانیس و معین بجز ورقهٴ مبارکهٔ علیا و ثمرهٴ سدرهٔ منتهی گذاشتند امّت مأیوس یحیی را امیدوار نمودند و دشمنان خارجه را فرحناک و جسور گردانیدند روح مطهّر را در ملکوت ابهی بیازردند و قلوب ستمدیدگان و ماتم زدگان را در ایران و اقالیم سائره بگداختند بطبع و انتشار اوراق شبهات بکمال تدبیر و منتهای تزویر اقدام نمودند و بتخدیش اذهان و القاء بغض مرکز عهد و پیمان در قلوب بیگانه و آشنا بکمال سعی و اجتهاد پرداختند.

یوسف بها چندی در جبّ حسد متواری و در لیالی از وقوع این خطب جسیم و بلیّهٔ جدید و زوبعهٴ شدید بحنین و انین دمساز و در آتش حسرت سوزان و روبهان نقض و ثعالب نکث در جولان و جمعی متزلزل و پریشان و مخلصین نالان و سرگردان و علامات ظهور تابوت عهد از بروق و اصوات و رعود و زلزله و برد عظیم که در مکاشفات یوحنّا بآن اشاره گشته در اطراف و اکناف ظاهر و نمایان.

در لوحی از الواح که در بحبوحهٔ آن انقلاب نازل مرکز میثاق حیّ لایموت باین ندای حزین مترنّم: ”الهی تری وحدتی و غربتی و کربتی و تشاهد نحول جسمی و ذهول نفسی و خسوف بدری و کسوف شمسی و ضعف ارکانی و تزلزل اعضائی و تزعزع وجُودی و تضییق صدری و خفقان قلبی و زهاق روحی و عدم شروحی و شدّة بلائی فی سبیلک و کثرة ابتلائی فی محبّتک. ای ربّ استأصلت الزّوابع دوحتی النّاشئة و اقلعت الزّلازل ارومتی النّابتة و اخذتنی اعاصیر البلوی و اهلکتنی شدائد البأساء و الضّرّاء“ ”یا محبوبی انحنی ظهری و ابیّض شعری و ذاب لحمی و بلی عظمی و تقطّعت کبدی و احترق قلبی و اتّقدت نار الأسیٰ بین اضالعی و احشائی“ و در مقامی دیگر میفرماید: ”ترانی هدفاً لکلّ سهام و غرضاً لکلّ نصال و خائضاً فی غمار البلاء و غریقاً فی بحار المصائب و الارزاء ارحمنی بفظلک و جودک یا ذا الامثال العلیا و ریّحنی عن کلّ کربة و بلاء و ارحنی بنداء الرّجوع الی جوار رحمتک الکبری و ارفعنی الیک لانّ الارض ضاقت علیّ و الحیاة مریرة لدیّ و الآلام تتموّج کالبحور و الاحزان تهجم هجوم الطّیور علی الحبّ المنثور فنهاری من آلامی لیل بهیم و صباحی مساء مظلم بهمومٍ عظیم و عذبی عذابٌ و شرابی سراب و غذائی علقم و فراشی اشواک و حیاتی حسرات و میاهی عبرات و اوقاتی سکرات و بعزّتک لقد ذهلت عن کلّ شئ و لا اکاد افرق بین لیلی و نهاری و غداتی و عشائی و سهری و رقادی بما اشتدّت الارزاء و عظم لی البلاء و عرض داء لیس له دواء“

جمال قدم بنفسه المحیط علی ما کان و ما یکون در لوحی از الواح باین رزیّهٔ کبری چنین اشاره فرموده ”تاللّه یا قوم یبکی عینی و عین علیّ فی الرّفیق الأعلی و یضجّ قلبی و قلب محمّد فی السّرادق الابهی و یصیح فؤادی و افئدة المرسلین عند اولی النّهی ان انتم من النّاظرین لم یکن حزنی من نفسی بل علی الّذی یأتی من بعدی فی ظلل الأمر بسلطان لائح مبین لانّ هؤلآء لا یرضون بظهوره و ینکرون آیاته و یجحدون بسلطانه و یحاربون بنفسه و یخادعون فی امره کما فعلوا بنفسه فی تلک الایّام و کنتم من الشّاهدین“ و ایضاً میفرماید هل یمکن بعد اشراق شمس وصیّتک من افق اکبر الواحک ان تزلّ قدم احد عن صراطک المستقیم قلنا یا قلمی الأعلی ینبغی لک ان تشتغل بما امرت من لدی اللّه العلیّ العظیم لا تسأل عمّا یذوب به قلبک و قلوب اهل الفردوس الّذین طافوا حول امری البدیع“.

دیری نگذشت که صاعقهٔ غیرت الهی کرّة اخری بدرخشید و انین و استغاثهٔ مولای فرید و وحید اجابت گشت غیوم کثیفهٔ متراکمه متلاشی شد و قمر میثاق در آسمان امر نیّر آفاق جلوه ئی حیرت انگیز بنمود. بمفاد آیهٴ مبارکهٔ: ”قل البلاء دهنٌ لهذا المصباح و بها یزداد نوره“ شجرهٔ لا شرقیّه و لا غربیّه نابت گشت و قلزم میثاق اجساد میّته را بر ساحل دمار بینداخت و اغصان یابسه و اوراق مصفرّه از سدرهٴ الهیّه منفصل شد غصن اکبر بعلّت انحراف بنصّ قاطع الهی“ تاللّه الحقّ لو نأخذ عنه فی اقلّ من الحین فیوضات الأمر لیصفرّ و یسقط علی التّراب“ ساقط گشت و بحطب اکبر مبدّل گشت و تگرگ عذاب بر شکنندگان عهد و پیمان مالک الرّقاب ببارید.

اهل بها و اصحاب وفا چون سدّ قویم مقاومت سیل منهمر اراجیف فئهٔ ناقضه را بنمودند و به ثبوت و استقامتی محیّر العقول مبعوث شدند و صفوف مارقین و ناکصین را درهم شکستند و در ردّ مرکز نقض و قطب شقاق رسائل عدیدهٔ متقنهٴ متینه تألیف نمودند و انتشار دادند. سدرهٔ منتهی اصلها ثابت و فرعها فی السّماء سایه بر آفاق غربیّه بینداخت و فروعش بممالک نائیهٔ فسیحهٴ ایالات متّحدهٔ امریک در ما وراء البحار امتداد یافت آوازهٔ امراللّه در قارّهٴ اروپ مرتفع شد و علم مبینش در دو عاصمه از عواصم عظیمهٔ غربیّه منصوب گردید.

جمعی از مؤمنین و مؤمنات اوروپ و امریک احرام کعبهٔ مقصود بستند و بساط احزان را در ارض اقدس درهم پیچیدند و بزیارت مطاف ملأ اعلی خاضعاً خاشعاً مبتهلاً متذکّراً مفتخر و نائل شدند و در حول سراج میثاق مجتمع گشتند و از انوارش استفاضه نمودند و پس از کسب تعلیمات عالیهٔ کامله و دستورات متقنهٔ وافیهٔ کافیه باوطان خود منقطعاً عن الجهات با شور و جذبی بدیع و عزمی بی نظیر و همّتی بی عدیل مراجعت نمودند و به تبشیر دین اللّه و تأسیس ملکوت اللّه پرداختند و با وجود حدوث امتحان و افتتان و انحراف و سقوط اوّلین مؤسّس بنیان امر الهی در خطّهٔ امریک در تأسیس مراکز جدیده و مشروعات بهیّه و تشکیل محافل روحانیّه قیامی عاشقانه نمودند اذاً ظهر ما بشّر به القلم الاعلی قوله عزّ و جلّ: ”انّه اشرق من جهة الشّرق و ظهر فی الغرب آثاره“ در کتاب قیّوم الاسماء نقطهء اولی باین خطاب بدیع اهل غرب را مخاطب ساخته و آنان را باین عنایت عظیمه مخصّص داشته قوله عزّ اجلاله: ”یا اهل المغرب اخرجوا من دیارکم لنصر اللّه فاصبحوا فی دین اللّه الواحد اخواناً علی خطّ السّواء قد احبّ اللّه فیکم ان تکون قلوبکم مرآتاً لاخوانکم فی الدّین انتم تتعکّسون فیهم وهم یتعکّسون فیکم هذا صراط اللّه العزیز بالحقّ و کان اللّه بما تعملون شهیدا“

و همچنین در کتاب اقدس رؤسای جماهیر آن قارّهٔ مبارکه باین شرف اعظم و دستور افخم مفتخر قوله جلّ احسانه ”یا ملوک امریقا و رؤساء الجمهُور فیها زیّنوا هیکل الملک بطراز العدل و التّقی و رأسه باکلیل ذکر ربّکم فاطر السّماء کذلک یأمرکم مطلع الاسماء من لدن علیم حکیم اجبروا الکسیر بایادی العدل و کسّروا الصّحیح الظالم بسیاط اوامر ربّکم الآمر الحکیم“ و از کلک میثاق این کلمات باهرات راجع بممالک غربیّه و آن قارّهٔ وسیعه علی الخصوص ایالات متّحده و ملّت مستعدّهٔ آن نازل: ”عنقریب ملاحظه خواهید کرد که از انوار بهاءاللّه غرب شرق میشود ابر رحمت پروردگار میبارد جمیع قلوب سبز و خرم میشود همیشه از ابتدا تا حال چنین واقع شده که نور الهی از شرق بغرب تابیده لکن در غرب سطوع شدید یافته امر حضرت مسیح روحی فداه از شرق ظاهر شد چون پرتو نورانی بر غرب انداخت نور ملکوت در غرب انتشار بیشتر نمود“.

و ایضاً میفرماید: ”ثمّ اعلم بانّ الشّرق استضائت آفاقها بانوار الملکوت و عنقریب تتلئلأ هذه الأنوار فی مطالع الغرب اعظم من الشّرق و تحیی القلوب فی تلک الاقالیم بتعالیم اللّه و تأخذ محبّة اللّه الافئدة الصّافیة“ و ایضاً میفرماید: ”امید از فضل و موهبت ربّ جلیل در این عصر جدید چنان است که اقلیم غرب شرق شمس حقیقت گردد و احبّای الهی مطالع انوار و مظاهر آثار شوند“ همچنین میفرماید: ”قطعهٔ امریک در نزد حقّ میدان اشراق انوار است و کشور ظهور اسرار و منشأ ابرار و مجمع احرار“

و ایضاً در لوحی از الواح منیعه خطاب بجمهور مؤمنین و مؤمنات در ایالات متّحده و اقلیم کندا این کلمات درّیّات از قلم میثاق صادر: ”ای حواریّون بهاء اللّه روحی لکم الفداء ملاحظه نمائید که حضرت بهاءاللّه چه ابوابی از برای شما گشوده است و چه مقام بلند اعلی مقدّر نموده است و چه موهبتی میسّر کرده است“

و ایضاً خطاب بآن مؤمنین و مؤمنات میفرماید: ”اذا جمعتم الکلمة و اتّفقتم علی المقصد الأصلیّ و المحبّة المتّحدة و حقِّ من فلق الحبّة و برء النّسمة تتلئلأ الأنوار من وجوهکم الی عنان الأوج الرّفیع الاعلی و یشیع صیت علوّکم و یذیع آثار سموّکم فی جمیع الارجاء و تنفذ قوّتکم فی حقایق الأشیاء و تؤثّر نوایاکم فی الأمم العظیمة الکبری و تحیط ارواحکم بالکائنات کلّها و ترون انفسکم ملوکاً فی اقالیم الملکوت و متوّجاً باکالیل جلیلة من عالم اللّاهوت و تصبحون قُوّاداً لجیوش السّلام و امراء لجنود الحیات و نجوماً فی اُفق الکمال و سرجاً موقدة ساطعة الانوار بین الأنام“

و ایضاً خطاب بجمهور مؤمنین و مؤمنات در آن سامان میفرماید: ”حال موفّقیت شما هنوز معلوم و مفهوم نگشته عنقریب خواهید دید که هر یک مانند ستاره های درّی درخشنده در آن افق نور هدایت بخشیدید و سبب حیات ابدیّهء اهل امریک شدید این ندای الهی چون از خطّهٔ امریک به اروپ و آسیا و افریک و استرالیا و جزایر پاسیفیک رسد احبّای امریک بر سریر سلطنت ابدیّه جلوس نمایند و صیت نورانیّت و هدایت ایشان بآفاق رسد و آوازهٔ بزرگواریشان جهانگیر گردد“

مقارن این احوال و انتشار امر حضرت ذوالجلال در اقالیم غربیّه و ارتفاع رنّهٔ الهیّه و نغمهٔ ملکوتیّه در بلدان نائیهٔ ایالات متّحده عرش مطهّر نقطهٔ اولی طبقاً لما اراده اللّه و بر حسب تعلیمات غصن اعظم الهی پس از آنکه پنجاه سال مخفی و متواری بود و از محلّی بمحلی منتقل از ارض طاء محفوظاً سالماً بساحل ارض اقدس واصل گشت و تسلیم مرکز عهد جمال ابهی شد. ارض اعلی در جبل کرمل رغماً لانف النّاقضین ابتیاع گشت و حجر زاویه اش بدست حامل امانت الهیّه و مرکز میثاق ربّ البریّه گذاشته شد و بنای مقدّس شروع گشت و صندوق مطهّر بآن جبل مقدّس انتقال یافت.

طولی نکشید که این انتصارات عظیمه و فتوحات باهره علی الخصوص ورود زائرین و زائرات دسته دسته بمدینهء مبارکهٔ بیضاء و بقعهٔ نوراء محرّک عرق عصبیّت دشمنان لدود و ناقضین جهول و عنود گردید نار حسد غلیان جدید نمود و نائرهء بغضا فورانی شدید کرد حزب فتور و عصبهٔ غرور فکر جدیدی نمودند و بوسائل دیگری تشبّث نمودند نائرهٔ فساد را اشدّ از قبل در دوائر دولتی افروختند و بترتیب لوائح و ارسال آن بمقامات رسمیّه پرداختند بحکّام و ولات بلاد و عبدالحمید پلید و رؤسای اسلام و مبشّرین ملّت حضرت رُوح متوسّل و مرتبط گشتند و بکمال تذلّل بذیل دشمنان متشبّث شدند و بتزویر و خدعه و تدلیس و رشوه بایجاد فتن و فساد مشغول گشتند و در اعدام عبدالبهآء کمر همّت بستند آیات و کلمات الهیّه را تسلیم حکومت نمودند وبتصنیع مکاتیب و مراسلات افترائیّه پرداختند عبدالبهآء را عدوّ حکومت گفتند و نسبت افساد دادند و به باب عالی نوشتند که علم عصیان را بر افراخته و با مسیحیان و اهل امریک سِرّاً متّفق گشته و در جبل کرمل قلعه ‏ئی بنا نموده و رایت اختلاف و فساد را در قریٰ و مُدن مرتفع ساخته و عشایر و قبایل را تحریک نموده و خود را ابن اللّه نامیده و مبالغ باهظه اندوخته و اراضی وسیعه مالک گشته و معدّات حربیّه حاضر و آماده نموده و در غصب مقام سلطنت و تأسیس حکومت مستقلّه مصمّم گشته.

در اثر این دسائس و وساوس فرمان از طرف سلطان جائر در تجدید سجن مرکز عهد و پیمان و احبّای الهی صادر گشت و هیئت تفتیشیّه تعیین گردید و بمدینهٔ عکّا اعزام گشت. و پس از ورود از مرکز حکومت اعضای آن هیئت با مرکز نقض و اعوان و دوستانش فوراً مرتبط گشتند و در ارسال لوائح عدیده به مقرّ سریر سلطنت اقدام نمودند و بناقضین ناکثین وعده دادند که قتل و صلب عبدالبهآء مبرم و محتوم است. بفرمودهٔ مرکز میثاق نفس مدّعیان و مفتریان در تحقیق و تفتیش با مأمورین سهیم و شریک شدند و مدّعی و حاکم و شاهد نفوس واحده گردید خطر عظیم بمرجع منصوص متوجّه گشت و مدّت هفت سال طوفان شدید مرکز امر الهی را احاطه نمود و غموم و هموم بر قلوب یاران در ارض اقدس و ایران و اقالیم دیگر مستولی شد.

در کتاب وصایا که در بحبوحهٔ آن بلایا نازل گشته این کلمات حزن انگیز از قلم میثاق در مقام مناجات صادر ربّ و محبوبی و مقصودی انّک لتعلم و تری ما ورد علی عبدک المتذلّل بباب احدیّتک و ما جنی علیه اهل الجفاء النّاقضون لمیثاق فردانیّتک النّاکثون لعهد حضرة رحمانیّتک انّه ما من یوم الّا رمونی بسهام البغضاء و ما من لیل الّا و بیّتوا یشاورون فی ضرّی فی السّر و الخفاء و ما من صباح الّا ارتکبوا ما ناح به الملأ الأعلی و ما من مساء الّا ان سلّوا علیّ سیف الاعتساف و رشقونی بنصال الافتراء عند الأشقیاء ربّ و رجائی و مغیثی و منائی و مجیری و معینی و ملاذی ترانی غریقاً فی بحار المصائب القاصمة للظّهور و الرّزایاء المضیقة للصّدور و البلایَا المشتّتة للشّمل و المحن و الآلام المفرّقة للجمع و احاطتنی الشّدائد من جمیع الجهات و احدقت بی المخاطر من کلّ الاطراف خائضاً فی غمار الطّامّة الکبری واقعاً فی بئرٍ لاقرار لها مضطهداً من الأعداء و محترقاً فی نیران البغضاء من ذوی القربی تری یا الهی یبکی علیّ کلّ الأشیاء و یفرح ببلائی ذوو القربی فو عزّتک یا الهی بعض الأعداء رثوا علی ضرّی و بلائی و بکوا بعض الحُسّاد علی کربتی و غربتی و ابتلائی“

در حینی که سیل بلا منحدر و اضطراب عظیم قلوب را اخذ نموده و طائفین حول متشتّت و پریشان و اهل حرم حیران و نگران و جاسوسان در حول بیت مواظب و مراقب و سفینه در بین حیفا و عکّا در حرکت و حاضر و مستعد که هیکل میثاق را بصحرای فیزان انتقال دهد و هیئت تفتیشیّه در مدینهٔ حیفا و اطراف مقام اعلی بتفحّص و تجسّس مشغول و ناقضین سبک مغز در وجد و سرور که ناگاه بمفاد آیهء مبارکه: ”قل انّ القضاء مؤیّد لهذا الامر و البلاء معین لهذا الظّهور ابرهای متراکمه دفعةً واحدةً منقشع و متشتّت شد و پرتو تأیید ساطع و باهر گشت افق تیر و تاریک روشن شد و بدر میثاق که سنین عدیده بخسوف حسد و بغضا مبتلا بود اشراقی جدید نمود واقعهٔ هائله و حادثهٔ خطیره زلزله بارکان مدینهٔ کبیره بینداخت و توپ خدا بفرمودهٔ حضرت عبدالبهآء صدا نمود و شهریار ظالم را بحدّی مرعوب و مضطرب ساخت که از تحقیق و تعقیب قضیّه منصرف شد.

طولی نکشید که شورش عظیم در عاصمهٴ آن اقلیم بر پا گشت و مشروطیّت در تمام آن مملکت اعلان گردید منفیّون سیاسی کلّ از قید اسارت برهیدند و سلطان جبّار خود مبتلا و گرفتار شد و مخلوع و منفی گشت ورقای ایکهء عبودیّت از قفس سجن اعظم پس از چهل سال محبوسیّت رهائی یافت و در دامنهٔ کرم الهی ایّامی چند لانه و آشیانه اختیار کرد و در همان سنه که سلطان عثمانیان از اوج عزّت بحضیض ذلّت بیفتاد حامل امانت الهیّه بدست مبارک خویش هیکل مقدّس نقطهٔ اولی و عنصر اعزّ الطف اطهر اعلی را پس از آنکه مدّت شصت سال از محلّی بمحلّی منتقل در صندوق مقدّس بنهاد و در حضور جمعی از یاران شرق و غرب در مقام اعلی در قلب کرمل مقابل قبلهٔ اهل بهاء روضهٔ غنّا و بقعهٔ مطهّرهٔ مقدّسهٔ علیا و محطّ رحال ملأ اعلی و در قرب مقام حضرت ایلیا استقرار داد.

اوّلین معبد بهائی در مدینهٔ عشق بنا گشت و اراضی اوّلین مشرق الاذکار امریک امّ المعابد غرب ابتیاع شد و اوّلین محفل روحانی بهائی در ممالک غربیّه بر حسب دستور مرکز عهد مولی البریّه انتخاب و تأسیس گشت. سپس اوّلین مؤتمر ملّی بهائی در امریک در مدینهٔ شیکاغو تشکیل شد و هیئت تنفیذیّهٔ مشرق الاذکار از طرف عموم وکلای بهائیان آن دیار انتخاب گشت و اراضی معبد رسماً باسم آن هیئت منتخبه انتقال یافت. مدارس بهائی در عاصمهٔ اقلیم ایران و نقاط دیگر متتابعاً تأسیس گشت و عدد محافل مقدّسهٔ روحانیّه در موطن اصلی جمال قدم در اثر کلک دائم الجولان مرکز عهد اقوم تزاید یافت. مجاهدین امریک از رجال و نساء دامن همّت بر کمر زدند و لسان تبلیغ گشودند و باقالیم بعیده و جزایر محیط اعظم مسافرت نمودند و در کشور مقدّس ایران اقامت اختیار کردند و بتقویت معاهد جدید التّأسیس آن اقلیم پرداختند آوازهٔ امر الهی بممالک آلمان و چین و ژاپان و عربستان و جزایر محیط در شرق اقصی برسید و دایرهٔ نشریّات و مطبوعات امریّه در دو قارّهٔ اروپ و امریک اتّساعی عظیم و سریع یافت الواح عدیده و صحف قیّمهٔ الهیّه بلغات مختلفه ترجمه و طبع و منتشر گردید و بر اشتهار آئین الهی بیفزود.

در خلال این احوال پس از استقرار عرش مطهّر و انجام این مشروع خطیر و تأسیس بی نظیر مرکز عهد ربّ قدیر آهنگ آفاق غربیّه نمود و در مدّت سه سال در دیار مصریّه و انگلستان و فرانسه و آلمان و مجرستان و نمسه و در قریب چهل مدینه از مدن مهمّهٔ ایالات متّحده و اقلیم کندا سیّار گشت و در مجامع عظمی و انجمن های لا تعدّ و لا تحصی و دار الفنونهای مهمّه و کنائس مسیحیان و معابد کلیمیان و مجامع زنادقه و اشتراکیون و صلح جویان و فلاسفه و ما دونها با وجود ضعف مزاج و تقدّم سنّ نعرهء یا بهآء الابهی بر آورد و باثبات حقیقت الوهیّت و وحدت مظاهر مقدّسه و ابلاغ امر بدیع و بسط مبادی سامیهٔ اساسیّه و کشف اسرار مدنیّت الهیّه و حلّ مشاکل اقتصادیّه و اعلان وحدت عالم انسانی و انذار بوقوع بلای ناگهانی بی پرده و حجاب لیلاً و نهاراً بپرداخت حجر زاویهٔ اوّلین مشرق الاذکار امریک را در ایّام رضوان بنهاد و مقصد اصلی عهد وثیق و میثاق غلیظ جمال ابهی را در مجمع پیروان امر عزیزش در مدینهٔ میثاق مکشوف و مدلّل ساخت در انجمن شور روحانی نمایندگان مراکز امریّهٔ آن اقلیم وسیع بنفسه حاضر شد و روح حیات در کالبد مشروعات بهیّهٔ جدید التّأسیس علمداران حزب مظلوم بدمید کتائب تأیید متتابعاً نازل شد و ولولهٔ عظیم در آن قطر کریم در دلها بیفتاد آهنگ تسبیح و تقدیس در مجامع عظمی بلند شد و فریاد یا بهآء الابهی و یا علیّ الاعلی قلوب جم غفیری را باهتزاز آورد و اوصاف و نعوت امر ابهی و مرجع اهل بهاء در جرائد و مجلّات و کتب و صحائف لا تعدّ و لا تحصی منتشر گردید.

بلایای وارده بر جمال قدم و مظلوم عالم و شهادت مبشّراسم اعظم و اهراق دماء بریئهٔ پیروان امر اعزّ افخم اثر و ثمرش پدیدار گشت و شدّت و ذلّت عظمی به رخاء و عزّت کبری مبدّل شد در لوحی از الواح که در ایّام توقّف در اقطار غربیّه از یراعهٔ میثاق صادر این کلمات عالیات مسطور: ”وعده هائیکه از فم مطهّر شنیده بودم کلّ تحقّق یافت و هذا من فضل ربّی الابهی“

در سفرنامهٔ مبارک مدوّن و مذکور که یومی از ایّام برای مجلس ثالث تشریف میبردند از شدّت مسرّت صدای مبارک چنان بلند بود که هنگام تاخت و تاز کالسکه عابرین صوت مبارک را می شنیدند میفرمودند ای بهآءاللّه چه کرده ئی ای بهآءاللّه بقربانت ای بهآء اللّه بفدایت ایّام را بچه مشقّت و بلا گذرانیدی چه مصائبی تحمّل فرمودی آخر چه اساس متینی نهادی و چه علم مبینی بلند نمودی. ”و ایضاً در آن سفر نامه مذکور“ وقتی حین مشی و گردش در ذکر و یاد جمال مبارک ناطق و بعبارتی حزن انگیز ذکر ایّام سلیمانیّه و وحدت و مظلومیّت طلعت قدم میفرمودند با آنکه مکرّر این حکایت را فرموده بودند ولی آن روز بغتةً حال مبارک منقلب شده های های بنای گریه گذاردند بقسمی که صدای مبارک تا دور میرفت و جمیع خدّام بگریه در آمدند و از استماع بلایای جمال قدم و رقّت قلب سرّ اکرم کدورت و اندوه شدید روی نمود.

متعاقب این نصرت عظیم و اعلان امر مقدّس در آن قطر کریم و مسافرت و قیام حیرت بخش فرع منشعب از اصل قدیم که در ادوار سابقه و عصور غابره سابقه نداشته و ذلّت و خذلان خصم خصیم و عدوّ لئیم و ناقض اثیم الّذی رجع کیده الی نحره و باء بغضب من اللّه نائرهٔ جنگ بین المللی بغتةً مشتعل گشت و انذارات صریحهٔ قلم ملهم میثاق تحقّق یافت ارکان هیئت اجتماعیّه متزلزل شد و سیل بلا بر عالمیان منحدر گشت و انقلاباتش بارض اقدس سرایت نمود و در مدّت چهار سال مقامات مقدّسه را در مرج عکّا و جبل کرمل در مخاطرهٔ عظیم بینداخت.

مقالید امور بدست جمال سفّاک و بیباک سپرده شد و فتنه ئی جدید بر پا گشت عصبهٔ غرور و اصحاب فتور که از تابش انوار تأیید و مهابت غرش شیر بیشهٔ میثاق مرعُوب و متشتّت و مأیوس و متفرّق گشته بودند مرّة اخری امیدوار گشته فرصت را غنیمت شمردند و بتولید فساد و نشر اراجیف و تخدیش اذهان پرداختند با بیگانگان مرتبط شدند و در اجرای مقاصد و تحقّق نوایای سیّئهٔ خویش همّت بگماشتند.

ابواب مخابره و مراسله با مراکز امریّه در شرق و غرب مسدود گشت و بیم و اضطراب بر قلوب جمعی از یاران در خاور و باختر مستولی شد سالار غدّار به خاصّانش صریحاً اظهار نمود و کراراً تهدید کرد که پس از فتح اقلیم مصر و شکست و مغلوبیّت دشمنان خارجه بدفع ضرّ مفسدین داخله و اعدام مرکز میثاق علی رؤوس الاشهاد حتماً اقدام نماید و مقام مقدّس را منهدم سازد و با خاک یکسان نماید.

شدائد و رزایا از داخل و خارج مرکز امر بهاء را در مدّت چهار سال احاطه نمود و اشتعال نار جنگ و قتال و حدوث آفات و ورود اخبار موحشه و سدّ سبل و انقطاع اخبار بر احزان مستولیه بر قلب مرکز امر کردگار بیفزود. در مناجاتی که در ایّام جنگ از قلم میثاق صادر این کلمات مسطور: ”الهی الهی تری قد اشتدّ الظّلام الحالک علی کل الممالک و احترقت الآفاق من نائرة النّفاق و اشتعلت نیران الجدال و القتال فی مشارق الارض و مغاربها فالدّماء مسفوکة و الاجساد مطروحة و الرّؤوس مذبوحة علی التّراب فی میدان الجدال ربّ ربّ ارحم هؤلآء الجهلاء و انظر الیهم بعین العفو و الغفران و أَطفأ هذه النّیران حتّی تنقشع هذه الغیوم المتکاثفة فی الآفاق حتّی تشرق شمس الحقیقة بانوار الوفاق و ینکشف هذا الظّلام و یستضئ کلّ الممالک بانوار السّلام ربّ قد طالت الحرُوب و اشتدّت الکروب و تبدّل کلّ معمور بمطمور ربّ ابعث فی بلادک نفوساً خاضعة خاشعةً منوّرة الوجوه بانوار الهدی منقطعة عن الدّنیا ناطقة بالذّکر و الثناء ناشرةً لنفحات قدسک بین الوری“.

طولی نکشید که باثر این مناجات جنگ جهانسوز بپایان رسید و مرکز امر اللّه و دو بقعهٔ مقدّسهٔ مطهّرهٔ نوراء از خطر عظیم برهید سپاه انگلیز غالب و منصور گشت و جمال پر وبال مغلوب و مقهور شد و بسرعت تمام فرار اختیار کرد و خائب و خاسر گشت دولت قاهره در ارض مقدّسه علم بر افراخت و سالار انگلیز بر حسب تعلیمات و سفارشات اکیدهٔ وزیر خارجه بشرف مثول فائز گشت و در حضور مرکز میثاق بزیارت مرقد نیّر آفاق فائز و نائل شد.

مخاطرات عظیمه که در مدّت شصت و پنج سال در اثر تعدّیات و تجاوزات حکّام و مأمورین عثمانی در عراق عرب و مدینهٔ کبیره و ارض سرّ و حصن عکّا جمال ابهی و مرکز میثاق را احاطه نموده بود بکلّی زائل شد و سدّ منیع مرتفع گشت و مصداق آیات کتاب اقدس ظاهر شد و حنین برلین مرتفع گشت و امپراطوری آلمان و نمسه منقرض شد و وسائل هجرت و توطّن ابناء خلیل و ورّاث کلیم در اراضی مقدّسه فراهم گشت باب لقا بر وجه مشتاقان و سوختگان آتش حرمان مفتوح شد و دائرهٔ مخابرات و مراسلات وسعت یافت الواح عدیده و رسائل متعدّده از قلم میثاق نازل و بسرعت تمام و بکمال آزادی در اطراف جهان منتشر گشت.

فرمان الهی خطاب به فارِسان مضمار خدمت در امریک رسماً ابلاغ گشت و یرلیغ بلیغ تبلیغ که بصورت الواح مخصوصه از قلم میثاق خطاب بجمهور مؤمنین و مؤمنات در آن دیار صادر در انجمن روحانیان در عید رضوان در آن سامان تلاوت گشت و اعلان شد نقشهٔ بدیع معبد عظیم الشّأن یاران را در آن سامان هیئت نمایندگان باتفاق آراء انتخاب نمودند و بوضع اساس آن بنیان قویّ الارکان پرداختند.

ورقهٔ زکیّهٔ شهیره فخر المبلّغین و المبلّغات قدم بمیدان تبلیغ نهاد و باستقامت عظمی برخاست و پرچم موهبت کبری را بانقطاع و شجاعتی بی نظیر مرتفع نمود جمعی از مؤمنین و مؤمنات باقالیم بعیده مسافرت نمودند و بفتح قارّهٴ استرالیا و ندای به ملکوت اللّه در اقلیم برازیل در قارّهٔ جنوبی امریکا و افریقیای جنوبی و ممالک ایطالیا و سویس و هلند و مجرستان و تونس مفتخر گشتند.

در ارض اقدس صیت عظمت و قدرت و بزرگواری طلعت میثاق یوماً فیوماً بر ارتفاع بیفزود و مغناطیس حبّش قلوب جمعی را از وزراء و امراء و علماء و ادباء از انگلیز و عرب و عجم بربود کلّ از خاص و عام بزیارتش مفتخر و از انوار هدایتش مستفیض و بر خوان نعمتش جالس و از بحر جود و کرمش مستمد و بحمد و ستایش و شکرانهٴ نعم و آلایش ناطق.

ناقضین حسود و جحود چون موش کور در حفرات خود خزیده و از تلألؤ انوار کوکب میثاق حیران و پریشان اذاً تمّ ما صدر من قلم المیثاق این نفوس بمنزلهٔ بعوضند چندی در گِل و کثافات خویش می غلطند یک عربده ئی میاندازند و عاقبت کَأَن لم یکن شیئاً مذکورا معدوم گردند“ ”و سترون انّ الاشعة السّاطعة من شمس المیثاق احاطت الآفاق و تزلزلت ارض الشّبهات و فاض غمام العهد و غیض غدیر النّقض یومئذ ترون جمال العهد مستقرّاً علی کرسیّ الجلال و آیات المیثاق تتلی علی الآفاق“.

و همچنین در لوحی از الواح از قلم مرکز عهد در بیان عظمت میثاق الٓهی این کلمات عالیات صادر ای یاران الهی سراج میثاق نور آفاق است و حقیقت عهد موهبت اشراق کوکب پیمان مه تابان است و اثر قلم اعلی بحر بی پایان ربّ مجید در ظلّ شجرهٴ انیسا عهدی جدید بست و میثاق عظیمی بنهاد آیا در هیچ عهد و عصری و زمان و قرنی چنین عهدی تحقّق یافته و یا میثاقی باثر قلم اعلی دیده شده لا واللّه“ وهمچنین میفرماید: ”قوّهٔ میثاق مانند حرارت آفتاب است که جمیع کائنات ارضیّه را تربیت نماید و نشو و نما بخشد بهمچنین نور میثاق عالم عقول و نفوس و قلوب و ارواح را تربیت نماید“

و همچنین میفرماید ”العهد الّذی اخذه اللّه فی ذرّ البقاء لمرکز المیثاق“ و در مقام دیگر میفرماید: ”هذا المیثاق الّذی اخذه اللّه تحت شجرة الانیسا یوم ظهوره و اشراقه فی ذرّ البقاء ثمّ تجسّم و تمثّل فی ملکوت الاعیان علی صورة لوح منقوش بالقلم الأعلی سبحان ربّی الابهی“. و ایضاً میفرماید سبب اقویٰ و ذیل ردای کبریا عهد و پیمان حضرت یزدان است بدان عروهٴ وثقی که از اوّل ابداع در زبر و الواح و صحف اولی نازل عهد و میثاق است و ایمان و پیمان مختار علی الاطلاق“ و ایضاً میفرماید:”این گوهر یگانه در آغوش صدف ملکوت ابهی پرورش یافته و در سلک قلم اعلی در آمده و از اول ابداع نظیر و مثیل نداشته“.

همچنین در لوحی از الواح این بشارت عظمی مسطور:” قد رجع حدیث یوسف فی نفس عبدالبهآء و القوه فی البئر الظّلماء اهل الجفاء و سَیردُ رائدَ البقاء و یُدلی دلو الوفاء و یقول یا بشری هذا غلام البهآء و یَعْرضه فی مَعْرض مصر العلی و یتجلّی بنور المیثاق عن مطالع الآفاق و ینجو من سجن اوهام اهل الشّبهات و یجعله اللّه عزیزا بعد ما أمسی ذلیلاً بین مُتّبعی المتشابهات و مُهملی المحکمات و یقول المتکبّرون تاللّه الحقّ انّ الامر مشرق لائح سبحان من اختارک و جعلک مظهر التّأیید و مرکز العهد الجدید“. و ایضاً در بیان عظمت میثاق الهی این کلمات صادر: ”الیوم میزان کلّ شیء و مغناطیس تأیید عهد و میثاق ربّ مجید است و اگر روح القدس مجسّم گردد فرضاً ادنی توقّف نماید قسم بجمال قدم روحی لاحبّائه الفداء که جسم معوّق و جسد معطّل گردد و بالفرض طفل رضیعی بثبات و رسوخ تام قیام نماید جنود ملکوت ابهی نصرت او نماید و ملأ اعلی اعانت او کند عنقریب این سرّ عجیب آشکار گردد“.

رجفهٔ کبری و مصیبت دهماء افول نجم درّیّ میثاق جمال ابهی و صعود یگانه مرجع منصوص و پشتیبان اعظم اهل بها و انفصال غصن برومند اعزّ اعلیٰ از عالم ادنی و فقدان اب حنون و مولای بیهمتا بساط احزان را مرّة اخری بگسترانید و انقلابی جدید و وحشت و دهشتی عظیم احداث کرد خفّاشان بحرکت آمدند و از حفرات یأس بیرون دویدند و جولانی نمودند و عربده ئی انداختند.

سالار نقض که سر در جیب خمول فرو برده بود فقدان درع اعظم امر الهی را غنیمت شمرده علم بر افراخت و پای بفشرد و بحکم قد اصطفینا متمسّک گشت و بنشر اراجیف و تحریک و تدلیس و تخدیش اذهان مشغول شد تا بنیان الهی را که به قوّهٔ بازوی همایون غصن یزدانی و سلوک و رفتار و بیان معجز شیمش در عالم امکان محکم و استوار گشته از بنیاد بر اندازد و امور مستقیمه را معوج نماید و زحمات بیست و نه سالهء آن مولای فرید را هدر دهد و عالمی را بخسران اندازد. مشتی از نفوس موهومهٔ واهیهٔ سافله باو گرویدند و در ایجاد رخنه و انشقاق در جامعهٴ بین المللی پیروان نیّر آفاق همّت گماشتند زعیم ثانی و جمعی از بلهاء و بلداء از خویش و اعوان در حول مقام مقدّس مجتمع گشتند و بجسارت تمام مفتاح آن مقام را از پاسبان و باغبان روضهٔ مبارکه غصب نمودند و بولاة امور و رؤسای شرع مُتوسّل گشتند و بنشر اراجیف و هذیانات و کلمات لا یُسمن و لا یُغنِی مشغول شدند و ادعای اولویّت در تولیت مطاف ملأ اعلی و قبلهٔ اهل بها نمودند. فائق ارمنی با عدّه ئی از جهلا در مدینهٔ قاهره جمعیّت علمیّه را بهانه نموده و بتخریب بنیان محفل روحانی و تشتیت شمل یاران و استحکام اساس ریاست خود قیام نمود و فساد عظیم بر پا کرد.

زنی در امریک خودسرانه و جسورانه فریاد برآورد که وصایای مقدّسهٔ مرکز عهد ربّ البریّه بی اصل و مجعول است و از درجه اعتبار ساقط و بکمال جدّیّت و عناد در امریک و انگلستان بر اثبات مدّعای خویش برخاست و مبالغی در این سبیل مصروف نمود و بحکومت فلسطین ملتجی گشت و وجهی فرستاد و اصرار و ابرام نمود که ولاة امور خود در این امر خطیر تحقیق نمایند و اقامهٔ دعوی کنند و این تزویر و خدعه را در جمیع اطراف اعلان نمایند.

نفسی که از مؤمنین امراللّه در اقلیم آلمان محسوب و در سلک مبلّغین محشور در دام این نفس غافلهٔ محتجبه گرفتار گشت و از منهج قویم منحرف شد و بعضی را با خود همراه نمود و بذلّت دارین مبتلا گشت.

قطرهء آسنه آوارهٴ بیچاره بر اطفاء نار موقدهٔ الهیّه بهمّت تمام و بغضای عظیم و امیدواری کامل قیام نمود و بمقاومت امواج طمطام اعظم برخاست به لحنی شدید و عباراتی شنیع و تأویلاتی رکیک و کلماتی قبیح بر تحقیر و تزییف و توهین امر اعظم در تألیفات متتابعه اش قیام کرد و بنشر اراجیف و هذیانات مدّتی مدید مشغول شد و بزعم باطلش کشف الغطا نمود و آئین نازنین را رسوای خاص و عام کرد و شریعهٔ سمحهٴ بیضا را از بنیاد بر انداخت با علمای سوء و مبشّرین ملّت حضرت رُوح و دشمنان دیگر مرتبط شد و روی اعدای پیشین را سفید نمود و از افترا و بهتان چیزی باقی نگذاشت و بخود وعده داد که در اندک زمانی امر اللّه را مستأصل و نظم الهی را پریشان و حزب اللّه را متشتّت و مضمحل گرداند و اثری از دین اللّه در خاور و باختر نگذارد.

دشمنان دیرین که در عراق عرب مدّتی مواظب و در کمین بودند و از اشراق انوار امر جهان افروز الهی و اقدامات مرکز عهد یزدانی در تعمیم و ترمیم بیت اعظم در مدینة اللّه در سنین اخیره بر آشفته و در اشدّ هیجان صعود مرکز پیمان را غنیمت شمرده دست تطاول گشودند و آن مقرّ مقدّس را جائرانه تصرّف نمودند و اولیای امور را با خود متّفق ساختند و ولوله و آشوب انداختند و باستحکام تعدّیات و تجاوزات خویش بهمّت تمام پرداختند اذاً ظهر ما اخبر به القلم الاعلی فی السّنة الأولیٰ فی ارض السِّرّ قوله المبارک المنیع ثمّ اعلم بانّ لیس هذا اوّل وهن نزل علی بیتی و قد نزل من قبل بما اکتسبت ایدی الظّالمین و سینزل علیه من الذّلّ ما تجری به الدّموع عن کلّ بصر بصیر کذلک القینا الیک بما هو المستور فی حجب الغیب و ما اطّلع علیه احد الّا اللّه العزیز الحمید ثمّ تمضی ایّام یرفع اللّه بالحقّ و یجعله علماً فی الملک بحیث یطوف حوله ملأ العارفین“.

این بحران شدید و هیجان عظیم پس از افول کوکب میثاق و این لطمات متتابعه و قیام دشمنان داخله و خارجه و تعدّیات و تجاوزات اعداء دینی و سیاسی و دسائس و وساوس خصماء قدیم و جدید بمفاد آیهٔ مبارکهٴ ”قل انّ الأعراض من کلّ معرض منادٍ لهذا الامر و به انتشر امر اللّه و ظهوره بین العالمین“، بر اشتهار امر اللّه و استحکام بنیان رصین و رزین بیفزود و شعلهاش افزونتر گشت و صیتش مرتفعتر شد. بشهادت قلم میثاق خرق علّت التیام و منع باعث تشویق گشت.

اهل وفا پروردهٴ ید عنایت حضرت عبدالبهآء کثلّة واحده قیامی عاشقانه نمودند و در حصن حصین وصایای مقدّسه متحصّن گشتند و متوکّلاً علی اللّه بتأسیس نظم بدیع قیام نمودند و بایفای وظایف مقدّسهء مفروضهء مرجوعه مشغول گشتند طولی نکشید تأیید شدید متتابعاً برسید و قوّهٔ قدسیّه نبعانی جدید نمود و وعد صریح الهی ”و نریٰکم من افقی الابهی و ننصر من قام علی نصرة امری بجنود من الملأ الأعلی و قبیل من الملئکة المقرّبین“، ظاهر و آشکار گشت.

دشمنان جسور مرّةً اخری منکوب و مخذول گشتند و امر الهی نافذ و غالب گشت مفتاح آن مقام مقدّس پس از تحقیقات کامله از طرف مقامات رسمیّه بواسطهٔ حاکم انگلیز در جوار آن مرقد منوّر تسلیم همان پاسبان و باغبان گردید و مفتریات و وساوس جهلا و بلها بر ولاة امور واضح و مبرهن گشت و مجهودات و مساعی خائنین و مغرضین و مستکبرین و طالبین ریاست کلّ بهدر رفت بلکه نتیجه بالعکس بخشید.

قضیّه بیت اعظم جمال قدم شهرتی عظیم یافت و از محکمهء شرعیّهٔ جعفریّه بمحاکم اهلیّه و سپس بمحکمهٔ علیا در آن ارض منتقل گشت و اخیراً در بساط جمعیّت امم مطرح مذاکره و مناقشه در بین نمایندگان ممالک مختلفه و وزراء و سفراء و وکلای دول شرقیه و غربیه واقع گردید و عاقبة الامر پس از تحقیقات کامله ظلم و تعدّی شیعیان ثابت و مبرهن گشت و تظلّم بهائیان مقبول واقع شد و شهادتی خطیر رسماً صریحاً از طرف عصبهء امم اعلان گشت و نصّ شهادت در نشریّات رسمیّه و جرائد مختلفه در شرق و غرب منتشر گردید و بحکومت بریطانیا از طرف نمایندگان حکومات مختلفه سفارشات اکیده کتباً و رسماً ابلاغ گردید که بحکومت عراق تعلیمات لازمه در محافظهء حقوق مسلوبهٔ مظلومین و دفع شرّ غاصبین صادر گردد.

در خلال این احوال بر حسب تعلیمات الهیّه و مطابق وصایای وافیهٔ متقنهٔ اکیدهٔ صریحه نظم اعظم ولید میثاق جمال قدم باحسن ما یمکن فی الابداع بدست حامیان امر اللّه و بانیان قصر مشید دین اللّه تأسیس گشت و قوائم و دعائم دیوان عدل الهی در خاور و باختر متدرّجاً منصوب گردید.

قوّهء قدسیّه که در مدینهٔ طیّبهٔ شیراز نقطهٔ بیان در سنهٔ ستّین بآن بشارت داده و در سنهٔ تسع در ارض مقدّسه در زندان طهران متولّد گشته و تصرّفات اوّلیّه اش در مدینة اللّه نمودار گشته و در ارض سرّ در سنهٔ ثمانین بمنتهی درجهٔ قدرت در حقایق کائنات سریان و نفوذ نموده در ایّام قیادت مرکز میثاق از سجن اعظم بجهان فرنگ سرایت کرده و اقالیم غربیه را بحرکت آورده پس از افول کوکب میثاق این قوّهء ساریهٔ دافعهٔ نافذه در مشروعات و مؤسّسات بهیّهٔ پیروان امر خداوند یگانه حلول نمود و مجسّم و مشخّص و مصوّر گشت.

در کتاب بیان که در سجن آذربایجان در بدو نشأهٔ امر حضرت رحمن نازل این بشارت عظمی از قلم مبشّر جمال کبریا صادر قوله الاحلی: ”طوبی لمن ینظر الی نظم بهآءاللّه و یشکر ربّه فانّه یظهر و لا مردّ له من عند اللّه فی البیان الی ان یرفع اللّه ما یشاء و ینزل ما یرید انّه قوی قدیر“ سپس در کتاب اقدس شارع قدیر باین نظم بدیع خود اشاره فرموده قوله عزّ بهآؤُه: قد اضطرب النّظم من هذا النّظم الاعظم و اختلف التّرتیب بهذا البدیع الّذی ما شهدت عین الابداع شبههُ اغتمسوا فی بحر بیانی لعل تطّلعون بما فیه من لئالئ الحکمة و الاسرار“
این نظم بدیع را که شبه آن چشم عالم ندیده و در هیچ یک از ادوار سابقه و ادیان عتیقه مثیل و نظیر نداشته و حضرت اعلی بصراحت تمام بآن بشارت داده و باسم مبارک موعود بیان مرتبط فرموده و اصول و احکامش را جمال ابهی خود در کتاب مقدّس اقدس که مرجع اهل عالم است نازل فرموده و کیفیت تأسیش را طلعت میثاق در کتاب وصایا تبیین و تشریح فرموده و جالسین فلک بها و متمسّکین بعروهٔ وثقی و ثابتین بر عهد اوفی و بانیان این نظم اعزّ اعلی بوضع اساسش و رفع قوائم و قواعدش متّحداً متّفقاً در خاور و باختر قیام و اقدام نمودند محافل روحانیّه که اُسّ اساس این نظم بدیع است متتابعاً در مدن و قری در اقالیم متعدّده تأسیس گشت و تعمیم یافت و لجنه های امریّه که ایادی و اجنحهٔ آن محافل مقدّسه اند تشکیل شد و صندوقهای خیریّه در تحت ادارهٔ منتخبین جمهور مؤمنین و مؤمنات کاملاً ترتیب یافت.

در کتاب اقدس این امر اکید از قلم شارع قدیر صادر قوله عزّ اجلاله: ”قد کتب اللّه علی کلّ مدینة ان یجعلوا فیها بیت العدل و یجتمع فیه النّفوس علی عدد البهاء و ان ازداد لا بأس و یرون کانّهم یدخلون محضر اللّه العلیّ الاعلی و یرون من لا یری و ینبغی لهم ان یکونوا امناء الرّحمٰن بین الامکان و وکلاء اللّه لمن علی الارض کلّها و یشاوروا فی مصالح العباد لوجه اللّه کما یشاورون فی امورهم و یختاروا ما هو المختار کذلک حکم ربّکم العزیز الغفّار“.

در الواح مرکز میثاق راجع باین محافل روحانیّه این کلمات درّیّات نازل: ”فهذه المحافل الرّوحانیّة مُؤیّدة بروح اللّه و حامیها عبدالبهآء و ینشر جناحه علیها فهل من موهبة اعظم من هذا و هذه المحافل الرّوحانیة سرج نورانیّة و حدائق ملکوتیّة ینتشر منها نفحات القدس علی الآفاق و یشرق منها انوار العرفان علی الامکان و یسری منها روح الحیاة علی کلّ الجهات“. پس از وضع اساس این نظم بدیع محافل مرکزی که من بعد به بیوت عدل خصوصی معروف و موصوف خواهند گشت بواسطهٔ وکلای مؤمنین و مؤمنات در اقالیم مختلفه تأسیس گشت و ارکان و اعمدهٔ این قصر مشید منصوب گردید لجنه های ملّی پی در پی تشکیل گشت و انجمن های شور روحانی و صندوق های خیریّهٔ مرکزی مرتّباً تأسیس یافت دستور بهائی و قانون اساسی جامعهء بهائیان بکمال دقت تدوین گشت و به لغات مختلفه ترجمه و منتشر گردید و بر انتظام دوائر امریّه و ارتباط مراکز بهائیان بیکدیگر و تقویت وحدت جامعه بیفزود
سپس نمایندگان ملّت باب مخابره با اولیای امور گشودند و به تسجیل محافل مقدّسهٔ روحانیّه پرداختند و اعتبارنامههای رسمی از دوائر دولتی تحصیل نمودند.

محافل مرکزی بهائیان امریک و هندوستان و مصر و استرالیا و انگلستان و همچنین عدّه ‏ئی از محافل محلّی در اقلیم هندوستان و آلمان و برما و کندا و قارّهٔ استرالیا و جزایر محیط اعظم و چهل محفل از محافل محلّیّهٔ روحانیّه در قارّهٔ امریکا بر حسب قوانین جاریهٔ متبوعه در این ممالک مختلفه رسماً تسجیل گشت و صفت شرعی یافت و در نظر اولیای امور از دوائر مشروعهٔ معتبره محسوب گردید طولی نکشید که اوقاف بهائی در نهایت متانت تأسیس گشت و اماکن متبرّکه و اراضی وسیعه و معابد و حظائر مختلفه بنام این محافل معتبرهٔ مرکزی و محلّی در دوائر ثبت اسناد در این ممالک مختلفه رسماً انتقال یافت.

در ارض اقدس قلب العالم و قبلة الامم نتایج و ثمرات مشروع رفیع افخم که جمال قدم بنفسه الاعزّ الاکرم در آن ارض پس از خروج از سجن اعظم تأسیس فرموده پس از ابتیاع ارض اعلی و بنای آن مقام اسنی و استقرار عرش نقطهء اولی متدرّجاً ظاهر و پدیدار گشت اراضی مجاورهٴ آن مقام محمود در قلب جبل کرمل بهمّت یاران جانفشان الهی ابتیاع گشت و باراضی موقوفهٴ قبل منضم شد و قیمت کافّهٔ موقوفات جامعهٔ بهائی در آن بقعهٔ مقدّسه به نیم ملیون جینه برسید و شعبهٔ دو محفل مرکزی بهائیان امریک و هندوستان بر حسب قوانین حکومت فلسطین تأسیس شد و قسمتی از این اراضی جدید الابتیاع پس از اجراء و اتمام سی معاملهٔ قانونیّه در ادارهٔ ثبت اسناد رغماً لانف النّاقض الاکبر و ابنه باسم شعبهٔ محفل ملّی بهائیان امریک انتقال یافت.

طولی نکشید که این اراضی وسیعه بتمامها از رسوم دولتی معاف گشت و از اوقاف بین المللی جامعهٔ بهائی محسوب شد. حجرات آن ضریح مقدّس مطابق ارادهٴ نافذهٔ بانی آن مرقد منوّر تکمیل گشت و طبقات آن مقام مطهّر امتداد یافت محفظهٔ آثار بین المللی بهائیان تأسیس شد و آثار نفیسهء متشتّته در سه حجره متصل بآن رمس مطّهر جمع و منتظم گشت. گلزار مقام اعلی نزهتگاه عموم از طبقات و طوائف مختلفه گردید و بر اشتهار و عظمت آن مقام رفیع بیفزود. موقوفات جدیده در مرج عکّا و جنوب فلسطین و ماوراء نهر اردن تأسیس گشت و قصر رفیع جمال قدم پس از آنکه چهل سال مرکز و مسکن شخصی ناقضین ناکثین بود رغماً لأَنْفهم تخلیه گشت و تعمیر و روشن شد و از مالیات معاف گشت و از موقوفات بین المللی جامعه بهائی محسوب گردید و زیارتگاه عموم از یار و اغیار گشت.

اماکن متبرکه در کشور مقدّس ایران در ایالات مختلفه و عاصمهٔ آن مملکت ابتیاع گشت و اراضی وسیعه که مساحتش حال از سه ملیون متر مربع متجاوز در خارج عاصمهٔ آن اقلیم در دامنهٔ جبل البرز مشرف بر ارض مقدّسه جهت بنای اوّلین مشرق الاذکار بهائیان ایران ابتیاع شد و به موقوفات ملّی بهائی در آن سامان منضم گشت. حظائر قدس ملّی مراکز اداری نمایندگان جامعهٔ بهائی در مدینة اللّه و ارض طاء و در جوار امّ المعابد غرب و عاصمهء هندوستان و عاصمهٔ اقلیم مصر و اوّلین مرکز امر اللّه در قارّهٔ استرالیا تأسیس گشت و مدارس تابستانه و معاهد مختلفهٔ متعدّده جهت ترویج مصالح اماء الرّحمن و جوانان و اطفال جامعه تأسیس یافت.

دفتر بین المللی بهائی در قلب قارّهٔ اروپ و مرکز جمعیّت امم تشکیل شد و الواح اصلیّه بر حسب تعلیمات محافل روحانیّه در ممالک شرقیه استنساخ گشت محافل جدید التّأسیس بهائیان با انجمن های متنوّعهٔ عمومیّه در امور عام المنفعه و ترویج مصالح هیئت اجتماعیّه و مساعی خیریّه اشتراک نمودند و باب مخابره و مراسله جهت تبشیر امر اللّه و احقاق حقوق مظلومین گشودند بملوک و امراء و وزراء و علماء و ادباء کتب قیّمه و صحف الهیّه را تقدیم نمودند و در اثبات عمومیّت و جامعیّت امر الٓهی بکمال شجاعت و متانت من دون ستر و خفا جهد بلیغ مبذول داشتند.

در این اثناء لطمه ئی دیگر به جامعهٔ قویّ الارکان پیروان جمال رحمن وارد گشت و از ناحیهٔ غیر منتظره دشمنان دینی و سیاسی هجومی عنیف بر مقدّسات و مؤسّسات امر بهائی نمودند. تأسیس نظم بدیع و ارتفاع قواعد و نصب اعمدهء قصر مشید دشمنانی جدید مبعوث نمود و محرّک عرق عصبیّت اعدای قدیم گشت. علمای سنّت و جماعت در اقلیم مصر مرکز عالم عربی و اسلامی حجاب اعظم را بدریدند و حقایق مکنونهٔ مستوره که در مدّت هشتاد سال در خلف حجاب حکمت مقنوع بود بصرافت طبع اعلان و اثبات نمودند محکمهٔ شرعیّهٔ اسلامیّه در اثر تأسیسات جدیدهٴ بهائیان در دیار مصریّه حکم قاطع انفصال بهائیان را رسماً و کاملاً از شریعت محمّدیّه و اخراج آنان را از جامعهٔ اسلامیّه صادر کرد و عقد ازدواج را بین بهائی و مسلم نسخ نمود و زوج را از زوجه منفصل کرد و ارتداد و کفر و الحاد متمسّکین به شریعت سمحاء را اعلان نمود و به استقلال امر اعظم الهی شهادت داد و به دلائل متقنه و آیات کتاب اقدس و الواح مهمّهء صادره از قلم اعلی و کلک میثاق اصالت دین مبین را اثبات کرد و این حکم شدید و صریح را مفتی دیار مصریّه و قاضی القضاة در مدینهٔ قاهره هردو تصدیق و تأیید نمودند و در جرائد و مجلّات در اقلیم مصر و ممالک مجاوره انتشار دادند.

و باین شهادت اعظم اوّلین قدم را دشمنان دینی امر جمال قدم در سبیل استقلال آئین اعزّ اقدس اکرم برداشتند. در این حکم مبرم این عبارات صریحه مسطور ”انّ البهائیّة دین جدیدٌ قائم بذاته له عقائد و اصول و احکام خاصّة به تغایر و تناقض عقائد و اصول و احکام الدّین الاسلامی تناقضاً تامّاً فلا یقال للبهائیّ مسلم و لا العکس کما لا یقال بوذیّ او برهمیّ او مسیحیّ مثلاً مسلم و لا العکس للتّناقض فیما ذکر“. و از برای سدّ باب مراجعهٔ بهائیان به محاکم شرعیّهٔ اسلامیّه و ایجاد مشکلات از برای نمایندگان جامعه و اعضای محافل روحانیّه در آخر این حکم این قید و شرط مذکور و مسطور: ”و من تاب و آمن منهم و صدّق بکلّ ما جاء به سیّدنا محمّد رسول اللّه و عاد الی الدّین الاسلامیّ الکریم عودة صحیحة فی نظر اسلام و المسلمین حقّاً لا فی نظر الادعیاء المبطلی و سلّم بانّ سیّدنا محمّد هو خاتم النّبیّین و المرسلین لا دین بعد دینه و لا شرع ینسخ شرعه و انّ القرآن هو آخر کتب اللّه و وحیه لانبیائه و رسله قبل منه ذلک و جاز تجدید عقد زواجه و من یَبْتَغِ غیر الاسلام دیناً فلن یقبل منه و هو فی الآخرة من الخاسرین“.

متعاقب این انفصال و اخراج و در اثر ضوضاء و غوغاء و تعرّضات و تعدّیات شدیدهٔ اشرار و متعصّبین در آن اقلیم و منع دفن اموات بهائی در مقبرهٔ مسلمین فتوای مفتی دیار مصریّه بر حسب خواهش وزارت عدلیه صادر گشت و نصّ آن فتوی در جرائد منتشر شد. در این فتوای خطیر که متمّم حکم محکمهٔ شرعیّه محسوب این عبارات مدوّن و مسطور: ”انّ هذه الطّائفة لیست من المسلمین و من کان منهم فی الأصل مسلماً اصبح باعتقاده لمزاعم هذه الطّائفة مرتدّاً عن دین الاسلام و خارجاً عنه تجری علیه احکام المرتدّ المقرّرة فی الدّین الاسلامیّ القویم و اذا کانت هذه الطّائفة لیست من المسلمین لا یجوز شرعاً دفن موتاهم فی مقابر المسلمین سواء منهم من کان فی الأصل مسلماً و من لم یکن کذلک“.

این حکم شدید علمای دین و اخراج صریح از جامعهٔ مسلمین و تولید مشاکل عظیمه و وقوع امتحانات شدیده از برای مؤمنات و مؤمنین در آن سر زمین و اقالیم دیگر در ممالک اسلامیّه منضم به لطمات دیگر از طرف سیاسیّون و حکّام گشت محن و بلایای پیروان شجیع و دلیر جمال ابهی در ترکستان و قفقازیا در این اثنا شدّت یافت و منجر به توقیف و استنطاق نمایندگان بهائی و منتهی به الغاء محافل روحانیّه و لجنههای امریّه و معاهد دینیّه و منع مخابره با مراکز خارجه و ضبط کتب و اوراق و الواح الهیّه و نهی از تبلیغ و ابطال دستور بهائی و بستن مدارس و حجز و استملاک مشرق الاذکار و حبس و زجر و تبعید اکثر مؤمنین و مؤمنات در آن دیار گشت.

در خلال این حوادث جانگداز و وقوعات خطیرهء هائله مرّةً اخری اشعّهٔ تأیید ساطع گشت و فیالق توفیق بر حاملان امانت الهیّه و رسولان حضرت ربّ البریّه نازل شد. به مفاد آیهء شریفهٔ ”قد جعل اللّه البلاء غادیة لهذه الدّسکرة الخضراء و ذبالةً لمصباحه الّذی به اشرقت الارض و السّماء قیام امراء و حکّام و وزراء و حکم اخراج و نسبت کفر و الحاد از طرف رؤسای شرع و تعدّیات و تجاوزات رؤساء و زمامداران پر شوکت و اقتدار باعث نصرتی جدید و فتحی مبین گشت. اعلان یوم رهیب فصل و تولید مشاکل متنوّعهٔ جدیده و حدوث امتحانات عظیمه و تضییقات شدیده پیروان اسم اعظم را دقیقه ‏ئی از ایفای وظائف مقدّسهٔ خویش باز نداشت و عربده و هیاهوی جهّال علّت فتور و اضطراب و اختلال نگردید جند هُدی حامیان امر الهی علی الخصوص نوّاب جامعهٔ بهائی فرصت را غنیمت شمرده عَلَم مبین را علیٰ رؤوس الاشهاد بر افراشتند و در اعلی المقامات کوس استقلال امر بها را بکوفتند دامن همّت بر کمر زدند و به اعلان حقایق مستوره و کشف اسرار مخزونه و تنفیذ احکام الهیّه من دون کتمان و تقیّه بکمال صراحت و شجاعت و متانت اقدام نمودند.

باب مخابره را رسماً با ولاة امور در اقالیم مختلفه گشودند و در احقاق حقّ مظلومین و ردّ مفترین و مبطلین و دفاع از شریعت حضرت ربّ العالمین و کشف اصول و اقامهٔ حدود و تعظیم شعائر و تشهیر مناقب و نوامیس دین مبین و ترتیب و تدوین احکام کتاب اقدس و ترجمهٔ مجموعهٔ مندرجات مهمّهٔ آن کتاب مستطاب به لغات مختلفه و طبع و انتشار و تقدیم آن باولیای امور همّت بگماشتند. از دوائر شرعیّه و کنائس و معابد ادیان عتیقه جامعه را رسماً منفصل ساختند و عدم قبول وظائف شخصیّه را در معاهد و مؤسّسات دینیّه از مسیحی کلیمی و اسلامی و بودائی و زردشتی در نشریات خود من دون تردید و مداهنه در شرق و غرب اعلان نمودند.

تهدید و توقیف و حبس و تبعید و تحقیر و تزییف و ضبط اوراق و حرق کتب و تعطیل دوائر و بستن مدارس ادنی خللی و یا فتوری در عزم و استقامت نمایندگان جامعهٔ بهائی ایجاد ننمود و علّت انحراف گروه مجاهدین از صراط مستقیم و منهج قویم نگشت میزان عدل الهی منصوب شد و منصوصات کتاب اقدس راجع بصوم و صلوة و ازدواج و طلاق و میراث و تجهیز و تکفین و تدفین اموات و احتراز از مشروبات و محرّمات دیگر تعمیم و تنفیذ گشت. تعطیل عمومی دوائر امریّه در ایّام متبرّکهٔ محرّمه در ممالک شرقیّه و غربیّه اعلان گردید و رسمیّت آئین مولی البریّه تحقّق یافت و حکم انفصال اداری متمرّدین و منحرفین از جامعهٔ بهائی و محرومیّت آنان از حقّ انتخاب و عضویّت محافل روحانیّه در اقلیم مقدّس ایران و اقالیم دیگر جاری شد.

در ارض اقدس شعائر امریّه بی پرده و حجاب مجری گشت و تسجیل عقد نامهٴ بهائی در دوائر حکومتی و معافیّت مقامات مقدّسه و توابع آن از رسوم دولت از طرف اولیای امور تصویب گردید. اجازهٔ رسمی از طرف ولاة امور در قطر مصر جهت تأسیس مقابر بهائی پس از مناقشات طولانی و مفاوضات رسمی صادر شد و زمین از طرف حکومت مصریّه تعیین و تخصیص و تسلیم امنای محفل مرکزی در آن اقلیم گشت.

در قارّهء امریک در پنج ایالت از ایالات متّحده محافل روحانیّهٔ محلّی به أخذ تصریح کتبی رسمی از برای اجرای عقد بهائی و عدم مراجعه به محاکم مدنی و دوائر دینیّه و ثبت عقد نامهٔ امری در دوائر دولتی موفّق و مفتخر گشتند و از طرف وزارت جنگ و رؤسای لشکر محفل مرکزی آن اقلیم به ثبت اسم اعظم بر مراقد بهائیان در مقابر حکومتی لاجل امتیاز از مقابر مسیحیان و کلیمیان مأذون گشت رفته رفته شریعهٔ غرّا و طریقهٔ سمحهٔ بیضاء شهرهء آفاق گشت و سرّ مصون و کنز مخزون ظاهر و پدیدار شد و مسلک اهل بها رغماً لکلّ افّاکٍ اثیم بر مدّعیان و زمامداران مکشوف گردید.

اعلان انفصال شریعت حضرت ذوالجلال توأم به اقبال ملکهء نیک طینت خوش خصال به امر ملیک متعال گشت و بر اشتهار امر الهی بیفزود و قلب ممرّد آن ملکهء فرخنده اختر حفیدهٔ ملکهٔ انگلیز و امپراطور روس که به افتخار هر یک از قلم جمال قدم در حین ورود به سجن اعظم توقیع مکرّم افخم نازل گشته در اثر مطالعهٔ کتب امریّه و مکالمه و مذاکره با آن نفس منقطعهٔ زکیّه و قبسهٔ نار محبّت الهیّه مجذوب تعالیم سماویّه گشت و آثار بهیّه اش در عالم اشراق نمود و در بسیط غبرا منتشر گشت. طولی نکشید که بصرافت طبع به انتشار اعلانهای متتابعه در جرائد متعدّده در اقالیم شرقیّه و غربیّه پرداخت و با وجود نفوذ رؤسای کنیسه و ارتباط به بطریک اعظم در عاصمهٴ مملکت علناً به اسلوبی بدیع و بیانی فصیح و ملیح و شجاعتی بی نظیر شهادت بمقام جمال قدم و رسالت رسول اکرم و علویّت و جلالت آئین اسم اعظم داد و در مکاتیب متعدّده بدوستان و متعلّقین خویش و به امّ روحانی خود ستایش از تعالیم الهیّه بنمود کتب امریّه را از لندن خود رأساً طلبید و سنین متوالیه بمطالعه و تفرّس در آن آثار نفیسه مشغول شد و از سرچشمهٔ آب حیات نصیبی وافر برد.
سپس با صبیّهٔ خویش عزم زیارت و طواف مقامات مقدّسه نمود و در جرائد شرق و غرب خود این نیّت را اعلان کرد و وارد مدینهٴ مبارکهٔ حیفا شد و از حصول مقصد و مرامش ممنوع و محروم گشت و از منع سیاسیّون در نامه‏ئی مخصوص بخط خویش شکایت و اظهار تأسّف و تحسّر بنمود.

در نامه ‏ئی که بخط خود این ملکهٔ ادیبهٴ فاضله مرقوم نموده این عبارات عالیه مسطور:” پیام حضرت بهآءاللّه و حضرت عبدالبهآء نورانیّتی عظیم در من احداث نمود این بشارت چون تخم پاک در ارض دل تمکّنی تام یافت کوچکترین صبیّهٔ من نیز تقویت روح و تسلیت خاطر موفوری از تعالیم این دو مولای محبوب احساس مینماید. او و من هردو این پیام را از فم بفمی میرسانیم و بهر نفسی که ابلاغ میگردد فی الفور سطوع انوار در وجهش لامع و نمایان میگردد. بعضی از همقطاران من تعجّب مینمایند و این جرئت و اقدام مرا در اعلان کلماتی که تفوّهش از عادات تاجداران عالم نبوده تصویب نمی نمایند ولی محرّک روحی مرا چنان تحریک باین اقدام مینماید که مقاومت نتوانم“. در اعلان اوّلش خطاب بعموم اهل عالم این ملکهء بلند اختر باین نصیحت عظمیٰ ناطق گشته: ”هر هنگام نام بهآء اللّه یا عبدالبهآء به سمعتان رسید از تمعّن در آثارشان غفلت منمائید در آثار و کتبشان تعمّق نمائید و بگذارید کلمات و تعلیمات بهیّهٔ صلح آورندهٔ محبّت دهندهٔ آنها در اعماق قلوبتان چنانچه در اعماق قلب من قرار گرفته تمکّن گیرد“.

همچنین در اعلانهای دیگر او این شهادت کبریٰ مسطور و مرقوم: ”آئین بهائی منادی صلح و سلام است و مروّج حسن تفاهم در بین انام پیامش مصدّق ادیان الهیّه است و مبدأش موافق معتقدات سابقه هیچ بابی را سدّ ننماید و هر سبیلی را مفتوح گذارد. در حینی که قلبم از مخاصمات متمادیه پیروان مذاهب عدیده محزون بود و روحم از حمیّهٔ جاهلیّهٔ آنان خسته و آزرده نظرم به تعلیمات بهائی بیفتاد و روح حقیقی حضرت مسیح که بسا از نفوس ندانسته و نشناخته در آن تعالیم ظاهر و هویدا گشت. برای هدایت نفوسی که طالب روشنائی هستند تعالیم بهائی مانند نجم درّی است بسوی معرفت کامل و اطمینان و صلح و خیر خواهی نوع انسان. آئین بهائی روح را اطمینان بخشد و قلب را امید عطا نماید. طالبان سبیل ایقان را کلمات اَب آسمانی چشمه ایست که در پی آن گمگشتگان صحرای طلب بادیه ها پیموده و بنعمتش مرزوق و متنعّم گشته“. اقرار و اعتراف به استقلال امر الهی و انفصال شریعت آسمانی و اقبال علیا حضرت ملکه به آئین یزدانی و صدور اعلانهای تاریخی در نعت و ستایش جمال لا یزالی و دعوت ملوکانه بعموم عالم انسانی مصادف با قیام عاشقانهٔ خادمان برازندهٔ جمال رحمٰن در سنین اخیرهٔ قرن اوّل بهائی گشت.

فارسان مضمار الٓهی علی الخصوص یاران امریک پس از انتظام امور امریّه و تأسیس و استقرار نظم بدیع سمند همّت را در میادین تبلیغ چنان جولانی دادند که پس از انقضای سنین معدوده امر اللّه کرهٴ ارض را احاطه نمود و صیتش جهانگیر گشت امر اعظم که انتشارش در دورهٴ اولی منحصر به اقلیم ایران و ارض عراق بود و در ایّام قیادت جمال ابهی به ده اقلیم از اقالیم شرقیّه سرایت نموده بود و در عهد مرکز میثاق رایتش در بیست مملکت از ممالک شرقیّه و غربیّه مرتفع گشته بود حال دائره اش به همّت رسولان اسم اعظم و ثابتین بر عهد اقوم چنان اتّساعی یافت که قبل از اختتام قرن اوّل افخم پنجاه و شش مملکت از ممالک مستقله در شرق و غرب عالم و بیست و دو اقلیم از اقالیم تابعه در قارّهٔ امریک و آسیا و آفریک مسخّر و از نژادهای مختلفه از عرب و ایرانی و ترک و هندی و زنگی و برمائی و چینی و ژاپانی و کردی و ارمنی و انگلیزی و آلمانی و فرانسوی و ایطالیائی و روسی و مجری و سربی و بلغاری و اسوجی و نروجی و ارنوطی و هلندی و ایرلندی و فینلندی و اسپانیولی و پلندی و ماوری و اسکیموئی در ظلّ سرا پرده اش وارد و از شریعت مقدّسه اش مستفیض و مستمدّ گشتند نشریّات امریّه بسرعت تمام در اقالیم جهان منتشر گردید و کتب و صحف قیّمه از طرف حاملان امانت الهیّه به ملوک و امراء و ادباء و علماء و وزراء و سفراء تقدیم گشت و در کتابخانه های خصوصی و عمومی در ممالک مختلفه گذارده شد تألیف و طبع کتب و انتشار رسائل و ترجمهٔ آثار بحدّی ترویج یافت که در ایالات متّحدهٔ امریک در مدّت یازده ماه متجاوز از نوزده هزار کتاب بفروش رسید و یا آنکه مجاناً توزیع شد و صد هزار جزوه انتشار یافت.

کلمات مکنونه بهشت لغت و کتاب ایقان به هفت لغت و کتاب مفاوضات به شش لغت و کتاب بهآءاللّه و عصر جدید به سی و هفت لغت ترجمه و طبع گردید و طبع این کتاب اخیر نه دفعه بلغت اصلی تجدید شد و متجاوز از سی و هفت هزار نسخه در شرق و غرب منتشر گردید. در ایالات متّحدهٔ امریک یاران کتب امریّه را به متجاوز از هزار کتابخانهٔ عمومی تقدیم نمودند و از برای محصّلین و محصّلات در دار الفنونهای مهمّه و از برای کوران و مسجونین نیز وسائل استفاضه از الواح و کلمات الهیّه فراهم ساختند امّ المعابد غرب رمز مدنیّت الهیّه که بفرمودهٔ حضرت عبدالبهآء هزاران مشرق الاذکار از آن تولّد خواهد یافت با وجود بحران اقتصادی در آن اقلیم بنیانش در قطب امریک مرتفع گشت و اجتماع اوّل در آن معبد عظیم نوزده سال پس از وضع حجر زاویهاش بدست مرکز عهد مالک انام منعقد گردید و تزیینات خارجهاش در ایّام پر انقلاب جنگ یک سال قبل از میعاد معیّن انجام و اتمام یافت.

رمسین اطهرین غصن شهید الهی و مخدّرهٔ کبریٰ امّ حضرت عبدالبهآء ورقهء مقدّسهٔ علیا از جوار مقبرهٴ اسلامی بجوار پر انوار مقام اعلی و حدیقهٔ غلبا قرب ضریح خانم اهل بهاء انتقال یافت و قَدم اوّل در سبیل تأسیس مرکز بین المللی اداری جامعهٔ پیروان امر اقدس اسنیٰ مطابقاً لما نزّل فی لوح الکرمل من القلم الاعلی برداشته شد.

مرحلهء اولی در تنفیذ فرمان حضرت عبدالبهآء خطاب باحبّای امریک که در ایّام جنگ در الواح مخصوصه صادر منقضی گردید و نقشهٔ هفت سالهٔ آن مجاهدین فی سبیل اللّه در آن قطر کریم به اکلیل فتح و ظفری مبین مکلّل گشت.

محافل روحانیّه بکمال انتظام در کافّهٔ ایالات متّحدهٔ امریک و ولایات اقلیم کندا که بفرمودهٔ حضرت عبدالبهآء مستقبلش بسیار عظیم است و حوادثش بی نهایت جلیل تأسیس یافت و عدّهٔ نقاط امریّه از مدن و قری در آن دو قطر جلیل که در آن یاران با وفا متوطّن گشته از هزار و سیصد تجاوز نمود.

علم هدایت کبری در هریک از جمهوریّات مرکزی و جنوبی مرتفع گشت و در عواصم یازده جمهوریّت از این جمهوریّات محافل روحانیّه تأسیس شد. در جمهوریّت مکسیک که اهالی آن بتعصّب مذهبی معروف و در دریای تقالید مستغرق مؤسّسین نظم بدیع الهی بتشکیل سه محفل روحانی و تأسیس حظیرة القدس مرکزی و تسجیل محفل روحانی در عاصمهٴ آن مملکت موفّق گشتند. در جمهوری پناما که در میان دو محیط اعظم واقع و بفرمودهء حضرت عبدالبهآء در آینده اهمّیّت کبری خواهد یافت هر تعالیم که در آنجا تأسیس یابد شرق و غرب و جنوب و شمال را بیکدیگر ارتباط دهد نفحات قدس منتشر گشت و در مدینهٔ بهیّه که در ساحل اقلیم برازیل واقع و بشهادت قلم میثاق بالهام روح القدس باین اسم مبارک در قرون ماضیه موسوم گشته محفل روحانی تأسیس شد.

در دو جمهوری سیاهان در محیط اطلس که در آن الواح مخصوصه مذکور یاران امریک سراج الهی روشن نمودند و ندای ملکوت اللّه را بمسامع اسکیموهای شمال که نیز ذکرشان در آن الواح نازل گشته رساندند شمع هدایت کبریٰ را در اقصیٰ شمال امریک در اقلیم آلسکا که منصوص آن الواح مبارکه است بر افروختند و هندیهای امریک را که اهالی اصلی آن دیارند و قلم میثاق آنان را باهالی قدیمهٔ جزیرة العرب تشبیه فرموده از نعمت کبری بهره مند نمودند. زنگیان را بیدار نمودند و بوجد و حرکت آوردند و در مجامع و مدارس و معابد آنان ندای روان بخش الٓهی را مرتفع ساختند. مرکزی مخصوص جهت طبع کتب در عاصمهٔ جمهوری ارجنتین تأسیس نمودند و بترجمهٔ آثار الٓهیّه و تألیفات مهمّهٔ یاران پرداختند. در جزیرهء ایسلند که در بین دو قارّهٔ اروپ و امریک و در قرب مدار قطب شمال واقع نفحهٔ حیات دمیدند و بطبع کتب و انتشار مقالات در صحف و جرائد اقدام نمودند. و در مدینهٴ نائیهٔ مجلانیس که در اقصی جنوب قارّهٔ جنوبی امریکا واقع و ابعد مدن جنوبیّهٔ عالم از خط استواست متوطّن گشتند و متوکّلاً علی اللّه بتبشیر دین اللّه قیام نمودند.

و حال که ختام قرن اوّل ذهبی عصر بهائی و هنگام احتفال اعظم در جامعهٴ پیروان امر الهی است و از حسن تصادف پنجاه سال بالتمام از سنهٔ تأسیس اوّلین مرکز امر اللّه در دیار غربیّه منقضی گشته جنود مجنّدهٔ ابهی در آن قارّهٔ واسعة الارجاء بتدارک اوّلین مؤتمر مجلّل بین المللی بهائیان که مسک الختام قرن اوّل عصر مشعشع ربّ الانام است مشغول و دعوت رسمی از طرف امنای محفل مرکزی ایالات متّحده صادر تا نمایندگان بیست و یک جمهوریّت از جمهوریّات شمالی و مرکزی و جنوبی امریکا در لیل بعثت حضرت نقطهء اولیٰ در اشرف نقطهٔ جهان فرنگ در ظلّ قبّهٴ بیضای اوّلین مشرق الاذکار رفیع البنیان جدید التّأسیس یاران غرب مجتمع شوند و دو قطعهٔ شمال و جنوب دست در آغوش یکدیگر گردند و در وضع اساس مدنیّت الهیّه در آن قارّهء مُستعدّهٔ جسیمهٔ عظیمه مذاکره و مشورت نمایند و در این لیلهٔ مبارکه کلّ متّفق و هم عهد شوند که با وجود بعد مسافت و اختلاف جنس و مشرب و لغت کنفسٍ واحده قیام نمایند و در قرن ثانی عصر اعظم مراحل باقیه را طی نمایند و کما امرهم محبوبهم امر مبین را اعلان و شرع قویم را تأسیس در اقالیم باقیهٔ عالم نمایند طوبی لهم بشری لهم من هذا الفوز العظیم و الشّرف المبین.

در لوحی از الواح از یراعهٔ میثاق این وعد الهی و بشارت کبری صادر قوله الاحلی: ”یا امة اللّه انّی ادعو اللّه ان یبعث نفوساً مقدّسةً منزّهةً روحانیّةً فی الأقطار الغربیّة و الاقالیم الشّمالیّة حتّی تکون تلک النّفوس آیات الهدی و رایات الملأ الاعلی و ملئکة الملکوت الابهی عند ذلک تجدین الغرب افق الشّرق و الانوار تتلئلأ کالأقمار فی تلک الاقطار هنا لک تصبح الارض قطعةً من ریاض الملکوت و تفیض علیها السّحاب من اعلی المقامات و تهتزّ تلک الارض و تربو و تنبت من ریاحین الحکمة و البیان و ازهار المعرفة و الایقان. فاطمئنّی یا امة اللّه انّ هذا الفضل سیشرق انواره علی الغرب و یبعث اللّه تلک النّفوس بقواء روحانیّة و تأییدات ملکوتیّة و همم عالیة و وجوه نورانیّة و قلوب رحمانیّة و ارواح سبحانیّة و سنوحات وجدانیّة انّ ربّک لمقتدرٌ قدیرٌ“.

یا مشاعل الحبّ و الوداد این بود شمّه‏ئی از انقلابات هائله و انتصارات باهره که در خلال این قرن ابدع افخم اسنی که بفرمودهء مرکز میثاق جمال ابهی سلطان قرون است، از پس پردهٔ قضا از بدایت ظهور طلعت اعلی الی یومنا هذا مرتّباً متناوباً ظاهر و پدیدار گشته. وقوع این حوادث خطیره و حدوث این تطوّرات عجیبهء مدهشه در مدت صد سال کلّ مثبت این بیان اکمل اتمّ احلی که از مخزن قلم ابهیٰ صادر قوله عزّ اعزازه و تبارک بیانه: ”انّا لم نزل ارفعنا سدرات الامر بماء الإعراض و الدّم ان انتم من العالمین“. و همچنین میفرماید: ”قل تاللّه ترتفع هذه السّدرة بماء اعراضکم ولکن انتم لا تشعرون فی انفسکم و تکوننّ من الغافلین“ و ایضاً میفرماید: ”بالبلاء علا امره و سنا ذکره“ و در مقام دیگر این آیهٔ مبارکه نازل: ”لو یسترون النّور فی البرّ انّه یظهر من قطب البحر و یقول انّی مُحیی العالمین“.

تاریخ حیرت انگیز این قرن عظیم بر مدّعیان در کلّ اقطار کاملاً ثابت و مبرهن نمود که هبوب عواصف شدیده علّت تقویت ریشهٔ شجرهٴ الهیّه گشت و حدوث امتحان و افتتان بر استحکام بنیاد و بنیان حضرت رحمٰن بیفزود ذلّت قمیص عزّت گشت و بأساء و ضرّاء دهن مصباح امر الٓهی شد تشدّد و تعرّض سبب رسوخ و ثبوت گشت و زجر و منع بادی توجّه و اقبال و اشتهار گشت عقوبت و مقهوریّت و مغلوبیّت بالمآل نتیجهاش سطوع انوار غلبه و قهّاریّت امر نازنین شد و انقلاب و هیجان بمرور ایّام باعث تطهیر و تقویت بنیهٔ امر ربّ قدیر گشت نعاق ناعقین و عربدهٴ مبطلین و ضوضاء معترضین مُمدّ و مساعد ارتفاع رنّهٔ ملکوتی شد و خرق احجاب و هتک استار بادی جلوه و ظهور حقایق و اسرار مودعه در هویّت امر حضرت پروردگار گشت این است که قلم اعلی میفرماید: ”بظلمهم رفعنا الامر و انتشر ذکر اسم ربّک فی البلاد بمنعهم ظهر الاقبال و بظلمهم طلع نیّر العدل تفکّروا لتعرفوا یا اولی الالباب“. و همچنین میفرماید: ”مرّةً بایادی الظّالمین یرفع امره و اخری بایادی اولیائه الّذین یرون الغافلون ککفّ تراب و ینطقون بما نطق القلم الاعلی فی الافق الأبهی“. حال در بقیّهٔ این اوراق نظری بحال پر وبال فئهٔ ضلال از مشرکین و معرضین و خادعین و خائنین و و منافقین و مغلّین و مفسدین و مستکبرین اندازیم که در مدّت صد سال مسبّب این انقلابات هائله و محرّک این فتن و دسائس شدیده و علّت حدوث این امتحانات مظلمه و نزول این بلیّات و رزایای عظیمه گشته اند.

قلم اعلی در این مقام در ذکر ظالمین چنین شهادت داده ”چنانچه این ظهور و مظاهر اثباتیّهء آن اعظم مظاهر است کذلک حروفات نفی این ایّام هم از جمیع ازمنهٔ قبلیّه و بعدیّه اعظمتر و در اعراض ثابت تر و راسخترند کذلک قدّرنا الامر فی لوحٍ حفیظ“. سلاطین پر قوّت و احتشام در خاور و باختر بعضی دست تطاول گشودند و حکم اسارت و محبوسیّت شارع و مبشّر و مبیّن این امر اقدس را صادر نمودند و در قلع و قمع شجرهٴ الهیّه همّت بگماشتند و برخی نداء اللّه را اجابت ننمودند و دعوت الهی را نپذیرفتند و انکار و استکبار نمودند و از نصایح مشفقانه و مواعظ حکیمانهٔ ناصح امین رو بتافتند و از نصرت مظهر نفس اللّه و ابلاغ کلمة اللّه کما امرهم القلم الاعلی امتناع ورزیدند و بعضی دیگر انذارات صریحه و خطابهای شدیدهٴ صادره در توقیعات مخصوصه را اعتناء ننمودند عزّتشان مطابقاً لما صدر من القلم الاعلی اخذ شد و عذاب از کلّ جهات بر آنان نازل گشت و آثار سخط و عدل الهی ارکان سلطنتشان را در شرق و غرب متزلزل و متزعزع نمود بعضی مقتول و معزول و گروهی در ممالک خود اسیر و مقهور و اکثری پریشان و منکوب و حیران گشتند.

خلافت عظمی خصم خصیم جمال ابهی بمقاومت قیام نمود از بنیاد بر افتاد و کما اخبر به النّقطة الاُولی فی قیّوم الاسماء باشدّ عذاب و بأس النّکال در قیامت اخریٰ معذّب گشت و ببلای ادهم نظیر نکبت عظمی و فادحهٔ کبری که بر کهنه و رؤسای ملّت کلیم در قرن اوّل میلاد نازل گشته گرفتار شد.

علمای اسلام که بخطاب مهیمن ”بکم ناح الرّسول و صاحت البتول و خربت الدّیار و اخذت الظّلمة کلّ الاقطار“، مخاطب و بشهادت قلم الاعلیٰ عَلَم دین مبین اسلام را منکوس و ملّت بیضا را مخذول نمودند و بهمّت تمام در کمال بغضا بتوهین و تکفیر و تدمیر و تعذیب حزب مظلوم قیام نمودند عزّتشان کما اخبر به مرکز المیثاق مبدّل بذلّت کبری شد و سطوت و شوکتشان منقلب بمقهوریّت عظمیٰ گشت و نغمهٴ وا طوبی وا طوبی منقلب بفریاد وا ویلا و وا اسفا گردید آفات و بلیّات آن قوم ظلوم و جهول را از شش جهت احاطه نمود و ارکانشان متزلزل گشت و علمشان منکوس و نفوذشان زائل وا نجم سعادتشان غارب شد.

دشمنان داخله عَلَم اختلاف و نفاق را بر افراختند و از آل اللّه و منتسبین شجرهٴ مبارکه و اغصان منشعبه و اوراق و افنان سدرهء الهیّه و اصحاب اوّلیّه و اقطاب جامعه و کُتّاب کلمات الهیّه جمعی از صراط مستقیم منحرف گشتند و در تولید فساد و ایجاد رخنه در جامعهٔ پیروان حضرت ربّ البریّه نظیر اعداء خارجه همّت بگماشتند کلّ از ذروهٔ امتناع بخاک مذلّت بیفتادند و بخسران ابدی گرفتار گشتند قد طردهم اللّه و اخرجهم من ملکوته و اخذهم بقهره و جعلهم عبرةً للنّاظرین.

امراء و وزراء و حکّام و سفراء علی اختلاف مراتبهم دست تعدّی گشودند و بدسائس مختلفه و وسائل متنوّعه متمسّک شدند و با علمای شرع هم عهد و هم داستان گشتند و بر حزب اللّه هجومی عنیف نمودند نظیر تاجداران جهان از مسند عزّت به حضیض ذلّت بیفتادند.

افراد ملّت ایران که بقساوتی محیّر العقول و شقاوتی مبین بتنفیذ احکام ولاة امور و رؤسای شرع اقدام نمودند و ظلم و اعتسافی مرتکب گشتند که بشهادت قلم میثاق در هیچ تاریخی از قرون اولیٰ و اعصار وسطی از ستمکارترین اشقیاء حتی برابرهٴ افریقا شنیده نشد بجزای اعمالشان رسیدند و در سنین متوالیه آسایش و برکت از آن ملّت متعصّب جاهل ستمکار بالمرّه مقطوع گشت و آفات گوناگون از قحطی و وباء و بلیّات اخری کلّ را از وضیع و شریف احاطه نمود و ید منتقم قهّار چندین هزار نفس را بباد فنا داد.

عالم انسانی از تعالیم جان پرور الهی رو بتافت و غفلت ورزید و اجابت دعوت الهی ننمود و گوش بنصایح مشفقانه و وصایای محکمهٔ قلم اعلیٰ نداد و بتحذیرات صریحهٔ متتابعهٔ صادره از فم مرکز میثاق اعتناء ننمود ارکانش متزلزل و فرائصش مرتعد و نظمش پریشان نار جهان سوز مشتعل گشت و جنگ و جدال جهان را زیر و زبر نمود بلای ناگهانی بفرمودهٔ جمال قدم نازل گشت و هرج و مرج راه یافت مدن محترق گشت و نفحات عذاب از کلّ اشطار بوزید عقاب عظیم رخ بنمود و انتقام کبیر اکبر که در احسن القصص صد سال قبل باصرح بیان از قلم مبشّر امر رحمٰن اخبار گشته تحقّق یافت.

هیاکل بغضیّه و نفوس شریره از سلاطین و امراء و علماء و فقهاء و وزراء و وکلاء و سفراء و منتسبین بسدرهٴ منتهیٰ که هریک بقدر قوّه و استطاعت خویش در ازمنهٔ مختلفه و بوسائل متنوّعه در خاور و باختر تیشه به ریشهٔ شجرهء الهیّه زدند و اعراض و اعتراض نمودند بسیاط قهر الٓهی معذّب گشتند و خائباً خاسراً بمقرّ خود راجع شدند قل سیروا فی الأرض فانظروا کیف کان عاقبة المکذّبین. ظالم ارض شین حسین پرکین اوّل من حارب اللّه و اسّس اساس الظّلم که در اوّلین سنهٔ ظهور نقطهٔ اولی حبیب و محبوب را بجسارت تمام اهانت و تحقیر نمود و مرتکب آن عمل شنیع شد معزول و مردود گردید و از لباس عزّت عریان گشت.

وزیر بی تدبیر که مظهر نفس اللّه را بجبال آذربایجان نفی و تبعید نمود بر حسب وعدهٴ صریح خطبهٔ قهریّه در اندک زمانی گرفتار شد و نفی بعراق عرب گردید و در آتش غم و اندوه بسوخت و بمقرّ خود در اسفل جحیم راجع شد اتابک اعظم تقی سفّاک و بیباک که حکم اعدام سیّد عالم را صادر نمود و جمعی از اصحاب را در مازندران و نیریز و زنجان و طهران شربت شهادت بنوشانید دو سال بعد از آن واقعهٔ هائله بسخط شهریار پر کین مبتلا گشت و در حمّام فین باسفل السّافلین راجع شد برادرش که در این عمل فظیع شریک و سهیم گشت در همان ایّام بدار البوار راجع شد و قائم مقامش که در فتنهٔ سنهٴ حین مذبحهٔ عظمیٰ را بر پا نمود عاقبة الامر معزول گشت و از دار الخلافه تبعید شد و مخذول و منکوب به مقرّش راجع گشت.

سعید شقیّ که مسبّب فتنهٔ هائلهٔ مازندران و شهادت طلعت قدّوس گشت بمرض عجیب مبتلا گشت و از بَرد شدید بحدّی متألّم که فریاد و فغانش مرتفع گشت و در این حال پر و بال باشدّ حرمان و خذلان به سقر راجع شد. محمود عنود که طاهرهٔ زکیّه را در بیت خود توقیف و محبوس نمود پس از سنین معدوده به غضب سلطانی معذّب و در ملأ عام مقتول گشت.
شیخ الاسلام خبیث که بدست خود در مدینهٔ تبریز به تعزیر طلعت اعلی اقدام نمود بمرض فلج مبتلا و بذلّت کبری ایّام باقیهٔ حیات را بگذرانید. فوج ناصری که هیکل اعزّ اعلیٰ را تیر باران نمودند دستهٔ اوّل در همان سنهٔ شهادت در اثر زلزلهٔ شدید بین اردبیل و تبریز هلاک گشتند و دو دستهٴ دیگر پس از دو سال در اثر عصیان و طغیان تیر باران شدند و رئیس آن فوج در حرب محمّره هدف گلولهٔ توپ گشت و بآنان ملحق گردید هائم در هیماء جهل و عمی کریم زنیم بساطش منطوی و نورش مُطفئ گشت و مساعی و مجهوداتش در اطفاء سراج الٓهی هدر رفت و در اسفل درکات جحیم مقرّ گزید. حاجب غدّار در چنگ قومی سفّاک و خونخوار گرفتار گشت و باشنع عقوبات معذّب و مبتلا شد.

سلطان ایران که بخطاب یا ملک المسلمین در قیّوم اسماء مخاطب و بتطهیر ارض مقدّسه و نصرت امر الٓهی مأمور و با وجود توقیعات متتابعهٔ نقطهٴ اولی حضرت را از ورود بآن ارض مانع گشت و حکم تبعید را بجبال آذربایجان صادر نمود و زمام اُمور را بدست وزیر پر تدلیسش سپرد قریب یکسال و نیم پس از صدور حکم تبعید به مقرّی که در آن کتاب مستطاب قلم علیّ اعلی مقدّر فرموده راجع گشت.

مرکز خلافت عظمیٰ و جالس بر اریکهٔ ظلم و جفا که بدون سبب و جهت سه دفعه متتابعاً جمال ابهیٰ را سرگون نمود و به سجن عکّا اخرب و اقبح مدن دنیا فرستاد پس از انقضای سنین معدوده معزول و مقتول گشت و بساط عزّتش مطویّ شد وسمیرین و وزیرین بی نظیرش عالی و فؤاد در همان ایّام بثمرهء اعمال قبیحهٔ خود رسیدند. ارض سرّ بفرمودهٔ جمال ابهی منقلب گشت و زلزله بارکان دولت جائره بیفتاد و اضطراب عظیم ظاهر گشت و ندای ارامل و قبائل از مدینهٔ کبیره مرتفع شد.

ملک پاریس الّذی استکبر علی اللّه و نبذ اللّوح عن ورائه اشهر معدوده پس از صدور توقیع ثانی از قلم اعلی و انذار صریح و شدید دفعةً واحدةً در جنگ آلمان مغلوب و مقهور گشت و ولیعهدش بدست قبائل افریک مقتول شد و سلطنت به جمهوریّت مبدّل گشت و بشهادت قلم اعلی ذلّت از کلّ جهات آن ملک مغرور را احاطه نمود و بخسران عظیم مبتلا گشت و در دیار غربت به تراب راجع شد.

مهدی مکّار که بفرمودهٔ جمال مختار از فعلش نالهٔ روح القدس مرتفع در قبضهٔ اقتدار گرفتار گشت و به مقرّ قهر در اسفل سقر راجع شد. حبر اعظم که بخطاب مُهیمن ”یا رئیس القوم دع ما عندک من الزّینة المزخرفة ثمّ انفقها فی سبیل اللّه“، مخاطب، متعاقب صدور توقیع منیع اسیر و مقهور و منکوب و مسجون گشت و سلطهٔ زمنیّهاش محدود شد و مدینهٔ رومیّه که هزار سال مقرّ سلطنتش بوده در تصرّف خصم الدّش در آمد.

کاذب ارض طاء که فتوی بر قتل عام پیروان جمال ابهی صادر نمود ببلای عقیم مبتلا گشت و باسفل جحیم راجع شد مردود دارین و مبغوض ثقلین. شیخ عبد الحسین بشهادت قلم میثاق معزول و منکوب و پشیمان و پریشان گشت سفیر عجم که بفرمودهٔ جمال قدم کان ان یشرب الخمر و یرتکب الفحشاء و فسد فی نفسه و افسد العراق مخذول و گرفتار گشت اساسش ویران گردید و بنیادش بر افتاد. ذئب خونخوار که قلم اعلی به بقیّة اثر الشّمس علی رؤوس الجبال آن جاهل مرتاب را تشبیه فرموده مخذول و معدوم گشت و بساط ریاستش منطوی شد و از شدّت توهین رحلت بعتبات نمود و در آتش حسرت و اندوه بسوخت رقشاء که بشهادت جمال ابهی از ظلمش انین اشیاء مرتفع گشت و فرائص اولیاء مرتعد شد و چند مرتبه از ظالم ارض طفّ شقی تر بود به بلاء ادهم در اواخر ایّامش چنان معذّب گشت که اهلش از او اجتناب نمودند و به ذلّت بی منتهی به ادنی درک سجّین راجع شد نارش کما اخبر اللّه فی لوح البرهان مخمود گشت و نفحات عذاب آن طاغی باغی را بشأنی احاطه نمود که مدار عبرت عظیم گشت. ظلّ زائل سطوت و اقتدارش معدوم شد و شوکت و جلالش به خسران و وبال تبدیل یافت.

مطلع اعراض یحیی بی شرم و حیا که بخطاب ”عرّ روح الامین رأسه عن فعلک و جلس حوریّات الغرفات علی الرّماد من ظلمک“ مخاطب گشته از اعلی المقام به اسفل درکات هبوط نمود و بذلّت کبری ایّامی را بسر برد. وصیّ اولش تائب و راجع گشت و وصیّ ثانیش در ملأ عام از نقطهء اولی و من انتسب الیه تبرّی جست و شهدایش اکثر پشیمان و به باب محبوب انام ملتجی و خود در جزیرهٔ شیطان به نار حسبان راجع سیّد لئیم خبیث اصفهانی که آن مشرک باللّه را اغوا نمود در همان آتش که بدست خود در سجن اعظم مشتعل نموده بود بیفتاد و بسوخت و در قعر جحیم مسکن و مأوی جست.

ظالم عجم ناصر جائر که قلم اعلی بلقب رئیس الظّالمین ملقّب فرموده و شهادت داده ”بانّه علّق هیکل الأمر فی الهواء و قتله بظلمٍ بکت علیه کلّ الاشیاء“ هنگامیکه بتهیّه و تدارک جشن خطیر ختام دورهٴ پنجاه سالهٔ سلطنتش مشغول بود در بقعهٔ شاه عبد العظیم بغتةً هدف تیر هلاک گشت و آرزویش را بخاک برد و جزای اعمال قبیحهٔ شنیعهٔ خود را یافت پاشای غدّار که جمال مختار را خودسرانه در مدینهٔ عکّا بدار الحکومه احضار نمود و جسورانه زبان بعتاب گشود منکوب و معزول گشت و مانند ولاة و متصرّفین دیگر که تعرّض به جمال ابهیٰ و اولیای الهی نموده بودند خوار و ذلیل گشت. عبد الحمید پلید خصم الدّ غصن وحید و فرید آخر الامر به خسران مبین افتاد و مقهور و معزول و مسجون و تبعید گشت.

اعضای هیئت خاسرهٔ تفتیشیّه که به بغض مجسّم و ظلم مصوّر از قلم میثاق موصوف رئیسشان مقتول و دیگری منفیّ و دو نفر دیگر محتاج و مفلوک و منکوب گشتند. جمال ستمکار که بخود وعدهٴ اعدام مرکز امر کردگار و هدم بقعهٔ نوراء را داده بود در جنگ انگلیز مقهور و مغلوب گشت و بسرعت تمام فرار اختیار نمود و آخر الامر بضرب رصاص مقتول گشت. سیّد افغانی عدوّ لدود و حقود بمرض سرطان مبتلا شد و زبانش مقطوع گشت و عاقبة الأمر باثر این داء وبیل شربت هلاک را بنوشید پیر کفتار جمال تبه کار که باهل شرور بپیوست و ناقض جحود را تأیید و تشجیع و تقویت نمود و وعدهٴ نصرت داد محلّ سیاط قهر و غضب الٓهی گشت و بذلّت مبین بیفتاد و بحسرت تمام با دست تهی به مقرّ خود راجع گشت. سیّد دهجی که نیز در هدم میثاق الهی بکمال جدّیّت و وقاحت قیام نمود خوار و ذلیل شد و با ابنائش بخسران مبین دچار گشت و در غایت حقارت ایّام اخیره اش را بسر برد.

ابراهیم زنیم اوّل من نقض عهد اللّه و میثاقه فی الغرب و اتّحد مع النّاقض الاکبر و ابنه و رفع علم الاختلاف فی تلک الاشطار دفعةً واحدة از مسند عزّت به خاک مذلّت بیفتاد و وحیداً فریداً خائباً خاسراً مغموماً مهموماً در اقلیم امریک به تراب راجع گشت و به فئهٔ هالکین ملحق شد. بدیع بد خصال غاصب مفتاح ضریح مطهّر حضرت ذوالجلال در اندک مدّتی مغلوب و محروم و رسوا و مقهور گشت و با جمعی از منسوبین واعوانش از اصحاب فتور در حفرهٴ یأس و قنوط بخزید. سیّد متمرّد الّذی افتی علی مرکز المیثاق و اراد قتله خوار و ذلیل و وحید و فرید در ارض باء به دار البوار راجع گشت و ابن ارشدش به مرضش گرفتار شد و متعاقباً باو ملحق گشت. فائق ارمنی خود بخود خاموش شد وجمعیّت علمیّه‏اش منحل و فساد و عربدهاش زائل گشت.

طیر قبیح آوارهٴ سفیه مخذول و مردود طرفین گشت و جناحش مقروض و نعاقش خاموش شد نفس مُهمله سافله که وصایای محکمهٴ مرکز میثاق ربّ البریّه را موهوم و مجعول شمرده رسوای خاص و عام گشت و در حفرهٴ یأس و حرمان و ذلّت و خذلان بطپید خلافت عظمی عدوّ صائل جمال ابهی سقوط یافت و دیهیم و افسرش واژگون گشت و بطلانش بر جهانیان ثابت و عیان گردید سلطنت مبدّل به جمهوریّت گشت و سیاست از شریعت رسماً کاملاً انفصال یافت و ابطال و الغاء احکام شرعیّه و شعائر اسلامیّه در مرکز خلافت در مدینهٴ شهیره از طرف رؤسای دولت و ملّت اعلان گشت.

سلسلهء قاجاریّه منقرض گشت و امپراطوری روس و آلمان و نمسه هر سه سقوط یافت حنین برلین مطابقاً لما نزّل من القلم الاعلی فی الکتاب الأقدس مرتفع شد و عزّ مبینش به ذلّت کبری مبدّل گشت. قبّة الاسلام واژگون گشت و زینة ظاهرهٔ نقطهٔ واقعه فی شاطئ البحرین زائل شد و در این سنین اخیره مرکز نقض و قطب شقاق که به هجماتی متتابعه و دسائسی متنوّعهٔ عجیبه سنوات عدیده قصد مقاومت و انعدام میثاق حیّ لایموت نموده بود پس از چهل سال انتظار از کلّ جهات مأیوس گشت و از قصر منیع مطرود و در گوشهٔ انزوا مفلوک و خاموش و به مرض فلج مبتلا و از صولت بأس و بطش جیش عرمرم میثاق در میادین خاور و باختر حیران و پریشان خائباً و خاسراً باسفل درکات نیران راجع گشت قد اخذته زبانیة القهر من لدن مقتدر قهّار و بقت قصّته عبرةً للنّاظرین و موعظةً و ذکری للمتبصّرین. امّت نکث کما وعدنا سیّدنا و مولانا ممسوخ شد و عقدهٔ نقض مفسوخ گشت و کلمهٴ نفی منسوخ گردید.

و حال در این ایّام که ختام قرن اوّل عصر بهائی است ملاحظه میشود چگونه در این انقلاب اعظم اهل عالم از ملوک و مملوک در شرق و غرب و جنوب و شمال به بلای ادهم گرفتار گشته اند و هرج و مرج راه یافته و ارکان هیئت اجتماعیّه متزلزل شده و اختلال و اعتلال در نظم جهان آشکار و پدیدار گشته اقالیم ویران و گردباد بغضا در هبوب و قصور سلاطین منهدم و مدن محترق و سیل دماء منحدر و نالهٔ اغنیاء و توانگران مرتفع و فزع اکبر بر قلوب زمامداران مستولی و ملوک ارض باشدّ عذاب معذّب. بعضی در ممالک خویش اسیر و بعضی در بلاد غربت حیران و پریشان و بعضی دیگر در معرض مخاطرات بی پایان لیتمّ ما اخبر به القلم الاعلی فی ارض السّرّ خطاباً للملوک و السّلاطین قوله عزّ بهاؤه و جلّ سلطانه و عظم کبریاؤه:“و ان لن تستنصحوا بما انصحناکم فی هذا الکتاب بلسان بدع مبین یأخذکم العذاب من کلّ الجهات و یأتیکم اللّه بعدله اذاً لا تقدرون ان تقوموا معه و تکوننّ من العاجزین“.

و همچنین در آن سورهٔ منیعهٔ مبارکه نازل: ”ان یا ملوک المسیحیّة لم ما تقرّبتم به لتفوزوا بلقائه و تکوننّ من الفائزین و ما استقبلتم الیه و ما حضرتم بین یدیه لتسمعوا آیات اللّه من لسانه و تطّلعوا بحکمة اللّه العزیز الحکیم فکیف اذا سمعتم امرنا ما استفسرتم منّا لیظهر لکم الحقّ عن الباطل و تطّلعوا بما کنّا علیه وَ تعرفوا بما ورد علینا من قوم سوء اخسرین“
و در کتاب اقدس نازل: ”یا معشر الملوک انتم الممالیک قد ظهر المالک باحسن الطراز و یدعوکم الی نفسه المهیمن القیّوم ایّاکم ان یمنعکم الغرور عن مشرق الظّهور او تحجبکم الدّنیا عن فاطر السّماء انّا ما اردنا منکم شیئاً انّما ننصحکم لوجه اللّه و نصبر کما صبرنا بما ورد علینا منکم یا معشر السّلاطین“ تعالی تعالی اسمه المبارک المهیمن البهیّ الباهی الابهی تعالی تعالی جماله الاظهر الاطهر الابدیّ الازلیّ المشعشع الاعزّ الاقدس الاسنی تعالی تعالی امره القاهرالمبرم الغالب المسخّر الاوعر المتلاطم المتهیّج الاسمیٰ تعالی تعالی عهده الارفع الاتمّ الاحکم الابدع الاوفی له الغلبة و الهیمنة و الاستقلال.و العزّة و الاقتدار لاحبّائه و امناء امره و المستظلّین فی ظلّه و الثّابتین علی عهده و المروّجین لشریعته و النّاطقین بثناٰئه و المؤسّسین لارکان نظمه البدیع و الرّافعین للواء دینه المبین بین العالمین.

در خاتمهٔ این اوراق تمنّا و خواهش این عبد از یاران ممتحن جمال قدم و هموطنان اسم اعظم و زائرین بیت مکرّم علی الخصوص امنای محفل مرکزی آن کشور مقدّس آنکه در این لیلهٴ مبارکه که نمایندگان جامعهٴ بهائی از ولایات مختلفه در مدینهٴ طیّبهٔ شیراز مجتمع و به زیارت آن مقام مقدّس نائل و فائز و از شعشعات انوار آن مقرّ اعزّ افخم مستفیض یادی از این عبد مستمند بنمایند و بالنّیابه جبین را بر عتبهء سامیهء آن حجرهء مطهّره بنهند و از صاحب آن بیت از صمیم قلب عون و صون و تأیید و توفیق مسئلت نمایند و همچنین از برای مجاهدین فی سبیل اللّه که در میادین شرق و غرب به تسخیر مدائن قلوب مشغولند امدادات متتابعهٔ الهیّه را ملتمس شوند تا مراحل باقیه را به قوّهٔ ربّ الجنود یک یک طی نموده امر عزیز الهی را که در سبیلش صدر مقدّس مشبّک گشته و هزاران نفوس خون خویش را فدا نموده به سر منزل مقصود رسانیم و ثمرات بهیّهء بدیعهٔ لطیفهٔ طیّبهٔ قدسیّهٔ جنیّهٔ سدرهٔ الهیّه را بر جهانیان ایثار نمائیم.

يَا رَبَنَّا الأَعْلَى نَسْئَلُكَ بِحَقِّ دَمِكَ المَرْشُوشِ عَلَى التُّرَابِ بِأَنْ تَجِبَ دُعَائَنَا وَتَحْفَظَنَا فِي صَوْنِ حِمَايَتِكَ وَكَلَائَتِكَ، وَتُمْطِرَ عَلَيْنَا سَحَابَ جُودِكَ وَإِحْسَانِكَ، وَتُؤَيِّدَنَا وَتُوَفِّقَنَا عَلَى السُّلُوكِ فِي سَبِيْلِكَ وَالتَّمَسُّكِ بِحَبْلِ وَلَائِكَ وَإِثْبَاتِ حُجَّتِكَ وَإِنْتِشَارِ آثَارِكَ وَدَفْعِ شَرِّ أَعْدَائِكَ وَالتَّخَلُّقِ بِأَخْلَاقِكَ وَإِعْلَانِ أَمْرِ مَحْبُوبِكَ الأَبْهَى الَّذِي فَدَيْتَ نَفْسَكَ فِي سَبِيْلِهِ وَمَا تَمَنَّيْتَ إِلَّا القَتْلَ فِي مَحَبَّتِهِ، أَغِثْنَا يَا مَحْبُوبَنَا الأَعْلَى، وَأَشْدُدْ أُزُوْرَنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا، وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَأَطْلِقْ أَلْسِنَتَنَا بِمَحَامِدِكَ وَنُعُوتِكَ، وَكَلِّلْ أَعْمَالَنَا وَمَجْهُودَاتِنَا بِإِكْلِيْلِ قُبُولِكَ وَرِضَائكَ، وَاجْعَلْ خَاتِمَةَ حَيَاتِنَا مَا قَدَّرْتَهُ لِلْمُخْلِصِينَ مِنْ بَرِيَّتِكَ، وَأَجِرْنَا فِي جِوَارِ رَحْمَتِكَ، وَأَدْخِلْنَا فِي فَضَاءِ أَنْوَارِ قُرْبِكَ، وَاحْشُرْنَا مَعَ المُقَرَّبِينَ مِنْ أَحِبَّتِكَ، وَقَدِّرْ لَنَا الوُفُودَ عَلَيْكَ وَرَنِّحْنَا بِصَهْبَاءِ لِقَائِكَ وَأَخْلِدْنَا فِي حَدَائِقِ قُدْسِكَ وَأَرْزِقْنَا كُلَّ خَيْرٍ قَدَّرْتَهُ فِي مَلَكُوتِكَ يَا مُغِيْثَ العَالَمِينَ.

نوروز ١٠١
بندهٴ آستانش شوقی


توقیع مبارک رضوان ١٠٥ بدیع

احبّای الٓهی و امآء الرّحمن برادران و خواهران روحانی در اقطار و ممالک شرقیّة طرًّا ملاحظه نمایند

ایّها المضطهدون فی سبیل اللّه و الثّابتون علی عهده الأوفی و المؤسّسون لدعائم نظمه الأبدع الأسنی در این حین که سنهٔ اولای عهد ثانی عصر دوم نخستین دورهٴ مقدّس کور مشعشع اعظم الٓهی اختتام یافته نظر این مستمند بسوی آن یاران ارجمند متوجّه و جان و روان این دردمند از روایح مسکیّه و نفحات قدسیّه که از شطر آن نفوس نفیسه و وجودات زکیّه و فئهٔ ثابتهٔ راسخه و عصبهٴ نورانیّهٔ ملکوتیّه در هبوب و مرور است مستبشر و مستمدّ و قلب این مشتاق از فوران نار محبّت عشّاق نیّر آفاق در احتراق و روح این معتکف آستان حضرت رحمن از شدّت اشتیاق مشاهدهٔ روی دلجوی اهل وفاق متأجّج و ملتهب و از وقوع حوادث ناگوار و استمرار و اشتداد باران بلا در این سنین اخیره که از سحاب قضا در موطن اصلی جمال قدم بر متمسّکین بعروهٔ وثقی هاطل و نازل متألّم و قلم این بینوا و سبّاح بحر بلا و خستهٔ تیر جفای منتسبین و متعلّقین بیو‌فا بذکر اوصاف و نعوت مقرّبان حریم کبریا که بشرافت نسبت حقیقیّه مشرف و در میادین مختلفه و اقطار متعدّده در ظلّ لواء معقود بتسخیر مدن و فتح دیار و حراست حصن حصین یگانه ملجأ و ملاذ جمهور ابرار و اخیار و نصب قواعد نظم نوین جهانی ساطع الانوار حضرت کردگار در لیل و نهار مشغولند متحرّک و جوارح و ارکان از ظهورات و بروزات عجیبه که از تباشیر حلول قرن ثانی بهیّ الانوار کور جهان آرای جمال ابهی محسوب و کلّ مدلّ بر همم مبذوله و مساعی مشکوره و اقدامات باهره و مشروعات بهیّه و تأسیسات بدیعه و فتوحات جلیلهٔ جند هدی است مهتزّ و لسان باین مناجات که از اعماق قلب حزین بدرگاه قاضی الحاجات ربّ الآیات البیّنات متصاعد، ناطق

که ای محبوب ابهی سپاس تو را که از بدو اشراق امر اعزّ اعلایت و تأسیس بنیان قویّ الارکان مقدّس نازنینت و صدور بشارت جان افزای جلوهٔ نظم بدیع جهان آرایت این مشت ضعفا را با وجود هطول امطار رزایا و بلایا و هبوب عواصف و قواصف لا تُعدّ و لا تحصی و تتابع محن و مصائب از زجر و حبس و نهب و نفی و اسارت و سفک دمأ و تسویلات و تعدّیات و دسائس اولو البغضا و مهاجمهٔ عنیف ملوک و خلفا و علما و امرا در ظلّ جناحت مقرّ و مأوی بخشیدی و وحدت جامعهٔ منادیان امر اعظمت را و سالکان سبیل اقومت را از انشقاق و انقسام و انشعاب محافظه فرمودی و لؤلؤ امر گرانبهایت را در صدف میثاق از سارقان و خائنان و اهریمنان صیانت نمودی و پرچم استقلال شریعت غرّا را بدست باسلان و مبارزان امرت در ممالک غربیّه و اقالیم شمالیّه و اقطار جنوبیّه برافراشتی جالسین بر اریکهٔ ظلم و اعتساف را بخاک مذلّت بینداختی و صفوف ناقضین و ناکصین عهد بی‌مثیل و عدیلت را در دورهٴ اولی و عهد ابهی و یوم میثاق و پس از افول کوکب پیمان از افق عالم امکان درهم شکستی و آثار بهیّهٔ صادره از مخزن قلم اعلایت را بید ملائکهٔ ناشرات به ازید از پنجاه لغت از لغات شرقیّه و غربیّه در بین عالمیان منتشر ساختی و بنیاد لا یتزعزع نظم اجلّ افخم اعلایت را در نود اقلیم در خاور و باختر استوار فرمودی و نمایندگان سی نژاد از نژادهای مختلفهٔ جهان را در سلک مستظلّین رایت بیضایت محشور نمودی و اعظم و اشرف دول قاهرهٔ ارض را و جمعی از اجلّه و دانشمندان باختر را بر تجلیل و تکریم و تشهیر مبادی و تعالیم امر نازنینت برانگیختی و باعتراف باصالت شریعت سمحاء و اقرار برسمیّت هیئت منتخبهٔ جامعهٴ پیروان امرت و نصرت مستضعفین عبادت در اقطار شرقیّه بگماشتی و از قلم ملکه‏ئی از ملکات در اقلیم فرنگ خطابهای مهیّجهٔ متتابعه در ستایش و نیایش تعالیم مقدّسه و مبادی سامیهٔ امرت بصرافت طبع و طیب خاطر صادر فرمودی نقاب از وجه شریعت غرّایت برانداختی و سرّ مکنون و رمز مصون را شهرهٴ آفاق نمودی

کوس استقلال دین مبین را در اعلی المقامات بدست دشمنان دیرین علمای رسوم بلند نمودی و بسمع قریب و بعید رساندی و مرکز خلافت عظمی خصم خصیم و عدوّ لدود شارع امرت را از اوج عزّت بحضیض ذلّت بینداختی مصداق وعود حتمیّهٔ کتاب اقدس و قسطاس اعظمت را مستمرّاً مترادفاً متتابعاً ظاهر نمودی و قبلهٔ اهل بهاء را در قلب عالم ارض میعاد لانهٔ انبیاء و اصفیاء در مرج عکّا و بقعهٔ احدیّهٔ نوراء جوار مدینهٴ منوّرهٔ بیضا مستقرّ فرمودی و اُسّ اساس قصر مشید نظم اعظم حجر زاویهٔ دیوان عدل الٓهی را در اشرف ممالک ارض در دامنهٔ کرم مقدّس الٓهی بید قدرت بنهادی ای قویّ قدیر این نهال بیهمال را که در مزرعهٔ جهان باصابع اقتدار وارادهٔ غالبه و مشیّت نافذه‌ات غرس نمودی و بحرارت محبّت بی‌منتهایت پرورش دادی و بدماء بریئهٔ بیست هزار نفس از شهیدان امرت سقایت نمودی و از سیل بنیان کَن محن و آفات گوناگون متجاوز از صد سال محافظه نمودی و اصلش را در ارض کبریا ثابت فرمودی و فروعش را در ماوراء البحار باقالیم شاسعهٔ نائیه در قطعات خمسهٔ عالم رساندی از نشو و نما باز مدار و در ظلّ رعایت و صون حمایت خویش از صرصر امتحانات شدیده و انقلابات آتیه و منازعات کونیّه صیانت فرما و از فیض مدرار پر بار و شکوفه نما و از اشعّهٔ ساطعهٔ تأیید اهتزازی جدید بخش و از اقتطاف ثمرات جنیّهٔ بهیّهٔ قدسیّهٔ ازلیّهٔ منیعهٔ بدیعه‌اش جهان و جهانیان را بمرور ایّام بهره‌مند فرما وعود باقیه که در امّ الکتابت بتلویح و تصریح بقلم اعلایت ثبت نمودی ظاهر نما و حزب مظلوم را در موطن اصلیت از قیود و سلاسل صد ساله برهان

دست تطاول ستمکار را کوتاه کن و قوم ظلوم و جهول را بعذاب ادهم و انتقام کبیر اکبرت معذّب فرما غیوم کثیفه از افق آن اقلیم پر ابتلا متلاشی کن و هیاهو و عربدهٔ جهلاء و بلهاء و سفها را تسکین ده اهل فتور را عبرةً للنّاظرین نما و عصبهٔ مقلّدین و سالکین منهج سقیم را بشاهراه هدایت کبری دلالت نما گمگشتگان وادی شهوات را در این بحران عظیم بحلل تقدیس و تنزیه مزیّن کن و فئهٔ مستکبرین و خادعین و منحرفین و منفصلین از جامعهٴ پیروان امرت را تقلیب نما و بتلافی ما فات عنهم موفّق دار دول و ملل عالم را که در هیماء ضلالت هائم و در تولید نفاق و کشتن بذر شقاق مداوم و در تسعیر نار حرب و قتال ساعی و جاهد هدایت فرما و از این سبات عمیق و کابوس ثقیل نجات ده و از خطر مُحدق که سقوط و هبوط باسفل درکات است محافظه فرما من علی الارض را کما وعدتنا فی زبرک و الواحک از ادیان مختلفه و مذاهب متفرّقه و اوطان متباغضه و اجناس متنوّعه و طبقات متضادّه و احزاب متنافره در ظلّ سراپردهٔ وحدت اصلیّهٔ حقیقیّه مجتمع فرما و به رفع ارکان صرح مشید رفیع المنار محکمهٔ کبرایت بگمار سلطنت الٓهیّه و غلبهٔ ظاهره و سلطهٔ قاهره و سیطرهٔ محیطهٔ اسم اعظمت را بر مُدّعیان کالشّمس فی رابعة النّهار ظاهر و آشکار فرما و وحدت سیاسی و دینی و نژادی و اقتصادی و اجتماعی نوع بشر که از علامات بلوغ و از اعظم بشارات مصرّحه در صحف الهیّهٔ نازله در ادوار سابقه و محور تعالیم مقدّسه در این یوم عظیم است و اشرف ثمرهٴ عصر ذهبی دورهٴ اولای کور بهائی محسوب و مقدّمهٔ تأسیس مدنیّت لا شرقیّه و لا غربیّهٔ الهیّه است در انجمن بنی آدم بر اساس متین و رزین تأسیس کن تا عالم پر شور و آشوب بآسایش حقیقی فائز گردد و قلوب از قید هموم و غموم برهد و از محنت عظمی و بلیّهٔ کبری نجات یابد و عالم ناسوت بنیروی اسم اعظمت که در حقایق کائنات و هویّت ممکنات جاری و ساری جلوه‌گاه ملأ اعلی و آئینهٔ عالم بالا و قطعه‏ئی از فردوس ابهی گردد توئی مغیث و توئی مجیر و توئی شنونده و بینا و مقتدر و توانا.

یا معشر المحبّین وقت آنست که بسپاس این مواهب جلیله و انتصارات باهره و عنایات مبذوله و فیوضات کامله که از بدو ظهور مکلّم طور الی یومنا هذا در بسیط غبرا مترادفاً متتابعاً ظاهر و پدیدار گشته و تمهیداً لما یظهر من بعد من خفیّات امره و اسرار حکمته و اشراقات انواره و منصوصات کتابه نظر قاصر را علی قدر استعداده بکیفیّت و عظمت و امتداد و انبساط و ابهّت و جلال عدیم المثال این کور مقدّس اعزّ ابهی متوجّه نمائیم و بمقام مظهر نفس اللّه المهیمنة علی العالمین که موجد و محرّک اصلی و مبدأ و منتهای این کور است علی قدر مراتبنا پی بریم و به معرفت شمّه ‏ئی از این تجلّیات بدیعهٔ مدهشه که امم ماضیه در قرون اوّلیّه و ازمنهٔ سابقه و عصور خالیه مُشاهده بل تخطّر و تصوّر آن را ننموده موفّق گردیم.

چه مقدار عظیم و بزرگ است این ظهور اعزّ صمدانی و چه مقدار رفیع و بلند است این کور مکرّم مقدّس مفخّم معزّز رحمانی اگر بنظر حدید ملاحظه نمائید و در آنچه از قلم اعلی و کلک نقطهٔ اُولی و یراعهٔ مرکز عهد جمال ابهی نازل گشته تدبّر و تفرّس نمائید معلوم و واضح گردد که این تصرّفات عجیبهٔ غریبه و وقایع هائلهٔ خطیره که از جریان و سریان قوّهٔ محیطهٔ ازلیّهٔ دافعهٔ الهیّه در حقایق ممکنات در سنین اوّلیّهٔ این کور مقدّس در عالم امکان ظاهر و نمایان گشته کلّ از نتایج سحر است که بنفسه بشارت دهندهٔ اشراق شمس سلطنت آتیهٔ الهیّه و مقدّمهٔ طلوع آفتاب جهانتاب سعادت و رفعت و عزّت موعودهٔ عالم انسانی است که در قرن های لاحقه و ادوار آتیهٔ این کور مجید بسیط خاک را نورانی و متلئلأ نماید و خلعت جدید پوشاند و یک وطن نماید و بدرجهٔ بلوغ و اوج کمال رساند و مدنیّت لا شرقیّه و لا غربیّهٔ الٓهیّه را تأسیس فرماید و ساکنین کرهٔ ارض را من اقصاها الی اقصاها بتنفیذ مشیّت ازلیّه ربّ البریّه و تحقّق وعود و بشارات مظاهر الهیّه و عروج بمقامات سامیه که غایة قصوای ایجاد و تکوین هیئت اجتماعیّه و خلقت بشر و بعث رسل است موفّق و مفتخر گرداند مرکز میثاق حیّ لا یموت در لوحی از الواح در وصف این قوّهٔ محیطهٔ الهیّه که در سلسلهٔ تصرّفات محیّر العقولش هنوز مرحلهٔ اولی را طی ننموده باین بیان ناطق”حضرت اعلی میفرماید: لو ارادت نملة ان تفسّر القران من ذکر باطنه و باطن باطنه لتقدر لانّ السّرّ الصّمدانیّة قد تلجلج فی حقیقة الکائنات چون مور ضعیف را چنین استعداد لطیف حاصل دیگر معلوم است که در ظلّ فیوضات جمال مبارک روحی لأحبّائه الفداء چه عون و عنایت حاصل گردد و چه تأیید و الهام متواصل شود“.

این کور اعظم افخم بشارتش در متون صحف و زبر و کتب و اسفار و الواح از آدم تا خاتم مدوّن و در تاریخ شرایع و ادیان از اوّل النّبیّین الی خاتم النّبیّین بی‌نظیر و عدیل و مثیل و سابقه است بشأنی بزرگوار است که امتدادش پانصد هزار سال است و مجلّی و محور و مؤسّسش مظهر نفس اللّه جمال قدم و اسم اعظم قیّوم الارض و السّموات مالک الوجود مبعث الرّسل مکلّم الطّور ربّ الجنود اب سماوی مالک یوم الدّین که در توراة و انجیل و قرآن مجید بتلویح و تصریح مذکور و بابدع نعوت منعوت و باعظم و اشرف اوصاف موصوف این کور مقدّس بشأنی منیع و رفیع است که نسبتش به حقّ داده شده و انبیای الوالعزم و مرسلین مستظلّین در ظلّ آن شارعین قدیر متعاقباً متزایداً به مقتضای نشو و ارتقای اهل ارض و استعداد روحانی عباد بآن بشارت داده ولی بر کیفیّت آن بتمامها آگاه نگشته و بر حسب ادراکات خلق شمّه‏ئی از عظمت آن را بیان فرموده و خود را در ساحت اعزّ اعلای مؤسّس بزرگوارش احقر الوجود شمرده و آرزوی دقیقه‏ئی از ایّامش را نموده اینست که در اظهار و اثبات اعظمیّت و اکملیّت این کور الٓهی مؤسّس آن بذاته میفرماید: “امروز یوم اللّه است و حقّ وحده در او ناطق لا یذکر فیه الّا هو امروز سیّد روزها و سلطان ایّام هاست بصر ایّام است بلکه بصر عالم بآن روشن عالم زمان بساعتی از ساعاتش معادله ننمای د… آفتاب و ماه شبه این یوم را ندیده از ختمیّت خاتم مقام این یوم ظاهر و مشهود اگر از عظمت یوم الٓهی علی ما هو علیه ذکر شود البتّه اکثر ناس منصعق شوند بلکه صرعی مشاهده گردند“. و ایضاً میفرماید: “قد بشّر کلّ نبیّ بهذا الیوم و ناح کلّ رسول حبّاً لهذا الظّهور هذا یوم لو ادرکه محمّد رسول اللّه لقال قد عرفناک یا مقصود المرسلین و لو ادرکه الخلیل لیضع وجهه علی التّراب خضعا للّه ربّک و یقول قد اطمئنّ قلبی یا اله من فی ملکوت السّموات و الارضین و لو ادرکه الکلیم لیقول لک الحمد بما اریتنی جمالک و جعلتنی من الزّائرین هذا یوم فیه سرع کوم اللّه شوقاً للقائه و صاح الصّهیون قد اتی الوعد و ظهر ما هو المکتوب فی لوح اللّه المتعالی العزیز المحبوب“.

در بیان عظمت ظهور خویش که مبدأ و مطلع این کور مقدّس است جمال قدم میفرماید: ”قد ظهر فی هذا الظّهور ما لا ظهر فی ازل الآزال مظاهر قبل هیچیک بر کیفیّت این ظهور بتمامه آگاه نه الّا علی قدر معلوم و لو یکون مشارق الوحی کلّها فی هذا الحین الّذی فیه ینطق لسان العظمة و الکبریاء و یتوقّفنّ فی هذا الأمر اقلّ من آن لیهبط اعمالهم کذلک قضی الأمر من لدی الحقّ علّام الغیوب انّه لهو الّذی فازت بجماله عین اللّه الملک العزیز الجمیل هذا لهو الّذی ارسل من عنده المرسلین و جاء من لدنه معشر النّبیّین هذا لهو الّذی قد اخذ نقطة البیان عهده فی ذرّ البیان و محمّد رسول اللّه فی ذرّ الفرقان و الرّوح فی ذرّ الانجیل و الکلیم فی ذرّ التّوریة و الخلیل فی ذرّ الامر ان انتم من العالمین“ و در مقامی دیگر در اثبات قهّاریّت و امتناع و جبّاریّت این ظهور اعظم میفرماید: ”تاللّه الحقّ تلک ایّام فیها امتحن اللّه کلّ النّبیّین و المرسلین ثمّ الّذین هم کانوا خلف سرادق العصمة و فسطاط العظمة و خباء العزّة و کیف هؤلاء المُشرکین“

و همچنین مؤیّداً لما صدر من مخزن قلمه الاعلی این کلمات درّیّات نازل: ”قل انّ الرّوح القدس قد خلق بحرف ممّا نزّل من هذا الرّوح الاعظم ان انتم تفقهون… قل انّ معراج محمّد قد عرج سبعین الف سنة الی ان بلغ الی فناء هذا الباب لعمر اللّه لمّا نزّلت الآیات من سماء المشیّة سجد النّقطة الاولی و قال آمنت بک یا مالک الوُجود“ و در مقامی دیگر در بیان انبساط و امتداد این کور جسیم از قلم اعلی نازل: ”هذا الظّهور یظهر نفسه فی کلّ خمس مأة الف سنة مرّة واحدة کذلک کشفنا القناع و رفعنا الاحجاب“ و همچنین از کلک میثاق متمّماً لما صدر من القلم الاعلی و مبیّناً لما نزل من سماء مشیّة مالک العرش و الثّری در بیان اکملیّت و اصالت این ظهور مقدّس و کور مکرّم نازل: ”قرنها بگذرد و دهرها بسر آید و هزاران اعصار منقضی شود تا شمس حقیقت در برج اسد و خانهٔ حمل طلوع و سطوع نماید اولیاء پیشینیان چون تصوّر و تخطّر عصر جمال مبارک مینمودند منصعق میشدند و آرزوی دقیقه‏ئی میکردند جمیع اولیاء در اعصار و قرون ماضیه گریان و سوزان آرزوی آنی از ایّام اللّه را مینمودند و در این حسرت از این عالم فانی بجهان باقی شتافتند این ظهور اعظم مثلش آفتاب است و ظهورات سائره در اکوار سابقه و لاحقه نجوم و اقمار، مگر بعد ادهار و احقاب که اقلّ از پانصد هزار سال نبوده و نباشد“.

ای برادران و خواهران روحانی، ملاحظه فرمائید که چگونه در یک مقام نفس مظهر کلّی الٓهی تصریح فرموده که این کور اکرم امتدادش پانصد هزار سال است و در مقامی دیگر مبیّن منصوص آیاتش بهمان صراحت در لوحی از الواح شهادت داده که در این مدّت که اقلّ از پانصد هزار سال نبوده و نباشد مظاهر الهیّه که از شطر احدیّه در بین بریّه مبعوث میگردند کلّ بمنزلهٔ نجوم و اقمار و مؤسّس این کور وحده چون آفتاب درخشنده و تابان یعنی انبیای الٓهی مظاهر مقدّسه که من بعد در این کور جلیل متتابعاً مبعوث میگردند و بعضی از آنان مانند انبیای اولوالعزم از پیشینیان صاحب کتاب و شارع شرع جدید و بعضی دیگر مانند انبیای بنی اسرائیل که در ظلّ شارعین شریعت الهیّه مستظلّند کلّ من دون استثناء بمنزلهٔ قمر مقتبس از نور آن آفتابند و مستمدّ و مستفیض از فیض نیّر اعظم قطب این کور مفخّم و طائف حول آن نور الانوار نیّر الآفاق حقیقة الحقایق الاصل القدیم و النّبأ العظیم مطاف الرسل”من کان مخزوناً فی افئدة الانبیاء و مسطوراً من القلم الاعلی فی کتب اللّه ربّ العالمین“

و ایضاً در لوحی دیگر مبیّن آیات اللّه و مرکز عهد و میثاقه در تبیین این مبدء اساسی و تشریح این لطیفهٔ ربّانی تأکیداً لما ذکر من قبل باین بیان صریح الطف احلی که فصل الخطاب است ناطق”و امّا المظاهر المقدّسة الّتی تأتی من بعد فی ظُلَلٍ من الغمام من حیث الاستفاضة هم فی ظلّ جمال القدم و من حیث الافاضة یفعل ما یشاء و یحکم ما یرید”یعنی هر چند در این کور مقدّس که امتدادش بنصّ آیهٔ کریمه اقلاً پانصد هزار سال است انبیای الٓهی و مهابط وحی آسمانی و سفرای رحمانی که از جانب حقّ مبعوث میگردند و باقتضای زمان و مکان و بر حسب تغییرات و تطوّرات و تبدیلات هیئت اجتماعیّه که از لوازم ذاتیّهٔ ضروریّهٔ نشو و ارتقای عالم انسانی است به رسالتی جدید و کتابی جدید و شرعی جدید ظاهر میگردند و احکام و سنن و شعائر و قوانین و انظمهٔ یکدیگر را تعدیل و نسخ مینمایند و تغییر و تبدیل میدهند و در افاضه بر عالمیان یفعل ما یشاء و یحکم ما یریدند و بدینجهت از انبیای اولوالعزم محسوب ولی کلّ الی ان ینتهی هذا الکور الاعظم العظیم مستمدّ از یک مصدرند و مستفیض از یک فیض و متوجّه بیک وجه و مرتبط بیک مرکز و طائف حول یک قطب که آن جمال قدم و مشرق از مطلع اعظم و شارع دور بهائی و مؤسّس این کور الٓهیست همچنانکه از آدم تا خاتم انبیای اولوالعزم مانند موسی بن عمران و عیسی بن مریم و محمّد بن عبداللّه که هر یک به کتابی جدید در ازمنهٔ مختلفه در میان قبائل و طوائف متنوّعهٔ متباغضه مبعوث گشتند و در وضع احکام و تشریع شریعت و اقامهٔ شعائر و تأسیس سنن مختار علی الاطلاق بودند

ولی کلّ در عین حال مستفیض و مقتبس از مقام محمود و فانی در ساحت مالک الوجود و مبشّر به یوم موعود و تأسیس ملکوت و نزول ربّ الجنود یوم یقوم النّاس لربّ العالمین، مظاهر آتیه نیز که پس از اشراق شمس الشّموس از مطلع اعظم ابهی در این عالم ادنی مبعوث می گردند در مدّت پانصد هزار سال اوازید کلّ با وجود اختیار در تشریع و نسخ احکام و تبدیل سنن و شعائر مانند مظاهر قبلیّه مقتبس از آن نور الانوار و طائف حول آن حقیقة الحقایق و مستمدّ از آن بحر البحور خواهند بود الی ان یتمّ اللّه نوره و یخرج من بطون هذا الکور الالمع الامنع الخطیر ما اراده و یظهر فی حیّز الوجود کلّ ما قدّره من خفیّات هذا الأمر الأعظم الاوعر الفرید تعالی تعالی هذا الکور الأقدس الأبدع الأعزّ المشعشع المبارک المنیع الّذی لم یسبقه کور فی الأبداع و الّذی نسبه اللّه الی نفسه و اختصّه بعطیّته و موهبته و زیّنه بطراز التّخصیص و توجّه بظهور جمال القدم و الاسم الاعظم و الرّمز المنمنم بهاء من فی السّموات و الارضین تعالی تعالی هذا الکور العظیم الّذی بشّر به سفراء اللّه و امنائه و ناح حبّاً لظهوره اصفیاء اللّه و اولیائه و امتحن اللّه فیه کلّ الأنبیاء و المرسلین و المبشّرین لدینه المبین من آدم الأوّل الی خاتم النّبیّین تعالی تعالی هذا الکور العظیم الّذی خضعت لسلطانه اعناق المرسلین فی القرون الاوّلیّة و الادوار السّابقة و ستخضع له اعناق النّبیّین فی القرون الآتیة و الادوار اللاحقه امراً من لدی اللّه المقتدر القاهر الآمر الحکیم و اعزازاً و اجلالاً لمقامه الشّامخ الباذخ المتعظّم المتعزّز المنیع.

یا امناء البهاء و حلفاء حبّه و حملة امانته و هداة خلقه بیقین مبین بدانید که این ادوار الهیّه که در آینده در ازمنهٔ مختلفه متناوباً متسلسلاً بر حسب مشیّت ازلیّه در بین بریّه تجدید میگردد کلّ مانند شرایع قبلیّه چون حلقه‌های یک سلسله بیکدیگر مرتبط و از اقسام و اجزاء این کور مقدّس محسوب و هر یک منتسب بمظهری از مظاهر الهیّه و خاضع و تابع سنن و احکام مخصوصهٔ صادره از شارع آن دور مقدّس است

اوّل و اشرف و اعظم این ادوار دور اعزّ بهیّ الأنوار جمال اقدس ابهی که بنفسه المهیمنة علی العالمین هم شارع دور بهائی هم مؤسّس این کور متعالیست مرجع این دور کتاب اقدس الصّحیفة العلیا و الحجّة العظمی و قسطاس الهدی بین الوری بدایتش سنهٔ ستّین که بفرمودهٴ نفس مظهر ظهور مبدأ تاریخ بدیع است امتدادش بنصّ آن کتاب مستطاب اقلّاً هزار سال ما به الامتیازش تأسیس بنیان مرصوص عهد متین و میثاق غلیظ حضرت ربّ العالمین و رفع لوأ معقود و نصب حبل ممدود بین السّموات و الارضین یگانه کافل و ضامن انتظام و استحکام اساسش نظم بدیع الٓهی ولید میثاق یزدانی آغازش دو ظهور متعاقب و اشراق شمس حقیقت متتابعاً از خانهٔ حمل و برج اسد مسک الختامش جلوهٔ سلطنت قاهرهٔ الهیّه و اعلان امر مبرم احدیّه و استقرار ملکوت اللّه در بین بریّه و استحکام وحدت اصلیّهٔ هیئت اجتماعیه و ارتفاع علم صلح اعظم و تأسیس مدنیّت لا شرقیّه و لا غربیّهٔ الهیّه در این دور مقدّس که غرّهٔ کور عظیم الهیست نقرهٔ ناقور و نغمهٔ صافور مطابقاً لما نزل من القلم الأعلی مترادفاً مرتفع گشت و رستخیز اعظم بر پا شد کون بحرکت آمد و عالم عالم دیگر گشت و جشن اعظم و عیش اکمل اتمّ اهل ملأ اعلی را باهتزاز آورد

جمیع ممکنات در بحر طهارت منغمس گردید و کلّ اشیاء بقمیص اسماء مزیّن گشت نسائم غفران بر هیاکل اکوان بوزید و عالم و ما فیها را منقلب نمود و استعداد بلوغ در هیکل عالم انسانی ایجاد گشت مکلّم طور سلطان سریر لاهوت بر عرش ظهور مستقرّ گردید و ماء حیوان از شطر رحمن بر عالمیان مبذول گشت در این مقام از یراعهٔ مرکز عهد اللّه این کلمات عالیات نازل: ”اگر در این کور بدیع و دور جدید ببصر حدید ملاحظه نمائی مشاهده میفرمائی که جهان در این تجلّی جمال قدم از مطلع اعظم بخلق جدید فائز گردیده و حقیقت وجود بجمیع کمالات غیب و شهود مزیّن گردیده و انوار تقدیس از افق توحید بر مطالع تجرید ساطع گشت و غمام تسبیح بامطار تمجید هامر شمس حقیقت از برج اسد لامع شد و به اشدّ حرارت در اشرف نقطه ظاهر حال بحسب ظاهر اگر چه آثار باهرهٴ این طلوع الهی بتمامه در حیّز شهود مشهود نه امّا در حقیقت وجود تحقّق یافته و بمقتضای استعداد این عباد ظاهر و عیان گردد“.

یا معشر المؤمنین، این دور الهی که حلقهٔ اولای کور مقدّس محسوب و مبدأش مولد شریعت بهائیّه و منتهایش ظهور نتیجه و ثمرهٴ آن در عالم امکان است بسه عصر عظیم منقسم و این اعصار ثلاثه هر چند از یکدیگر ممتاز و هر یک باسمی موسوم و بوصفی موصوف و بشئونی مخصّص در کیفیّت مختلف و در امتداد متفاوت ولی بیکدیگر کاملاً مرتبط زیرا ارتباط حقیقی هر یک از این اعصار ثلاثه بنظم بدیع الٓهی و ایجاد و نشو و ارتقایش در عالم وجود ثابت و محقّق اگر بنظر دقیق و بصر حدید ملاحظه نمائید معلوم و واضح گردد که این نظم بدیع که در هویّت این دور الٓهی مندمج و حقیقت فائضهٔ امر اعزّ ابهی باحسنها و اکملها در آن تجلّی نموده و بمرور ایّام کاملاً در تأسیسات بدیعه‌اش مصوّر و مُشخّص خواهد گشت و صیت بزرگواریش ولوله در بین عموم دول و ملل و نحل و امم و قبائل ارض خواهد انداخت و قواعد و ارکانش در کلّ اقطار مرتفع خواهد شد و جهان و جهانیان را احاطه خواهد نمود،

ولید میثاق جمال قدم و اسم اعظم است زیرا از اقتران معنوی بین قوّهٔ فاعلهٔ فائضهٔ دافعهٔ شریعت اللّه که از شارع قدیر مندفع و مندفق گشته و لطیفهٴ میثاق که در حقیقت مرکز عهد اللّه و مبیّن آیات اللّه مستور و مخزون و مندمج بوده، ظاهر گشته و بوجود آمده تار و پود این نظم الهی احکام مقدّسهٔ متعالیهٔ مصرّحه در کتاب اقدس که از مخزن قلم اعلی صادر و مبادی سامیهٔ روحانی و اداری که در الواح و خطابهای مرکز عهد و میثاق و مبیّن آیات نیّر آفاق و کتاب وصایایش مدوّن و مسطور بشارتش فاتحهٔ عصر اوّل و تکوین و تأسیسش در عصر ثانی و تصرّفات کامله‌اش مسک الختام عصر ثالث دور مقدّس الٓهی مبشّرش حضرت نقطهٔ اولی واضع احکامش جمال اقدس ابهی مهندس و مبیّن کیفیّت تأسیسش مرکز میثاق اتمّ اوفی حضرت عبدالبهاء و بانیان صرح مشیدش جمهور سالکین سبیل هدی اهل بهاء و راکبین سفینهٴ حمراء

این نظم بدیع از انظمهٴ باطلهٴ سقیمهٴ عالم ممتاز، در تاریخ ادیان فرید و بی‌مثیل و سابقه، بنیادش بر دو رکن رکین استوار رکن اوّل و اعظم رکن ولایت الٓهیّه که مصدر تبیین است و رکن ثانی بیت عدل اعظم الٓهی که مرجع تشریع است همچنانکه در این نظم الهی تفکیک بین احکام شارع امر و مبادی اساسیّه‌اش که مرکز عهد و میثاقش تبیین نموده ممکن نه انفصال رکنین نظم بدیع نیز از یکدیگر ممتنع و محال عصر اوّل دورهٔ اولای کور مقدّس الٓهی که بعصر رسولی موسوم و بعلّت انتسابش بدو مظهر ظهور و مرکز میثاق ربّ غفور بمراتب اعظم و اهمّ و اشرف از عصرین آخرین، امتدادش هفتاد و هفت سال بدایتش بعثت نقطهٔ اولی در سنهٴ ستّین در مدینهٔ شیراز و انتهایش صعود مرکز عهد الٓهی در ارض اقدس در عقد ثامن قرن اوّل بهائی

در این عصر نورانی که فخر جمیع اعصار است قوّهٴ محیطهٔ غالبهٔ الهیّه که در هُویّت امر عظیم و بطون این دین مبین و شرع مجید مکنون و مستور و مخزون بوده بر عالیمان فائض گشت و در عروق و شریان عالم امکان چون سیل جارف منهمر جاری و ساری شد و نهال بیهمال بدم اطهر نفس مظهر ظهور و خون بیست هزار شهید از شیفتگان جمالش و پیروان امرش سقایت گشت شارع امر مبین عهدی متین با جمهور پیروان آئین نازنین ببست و بنیاد میثاق غلیظ باثر قلم اعلی در کتاب عهدش بنهاد بشارت نظم بدیع الهی بقلم مبشّر فریدش در کتاب مجید صریحاً داده شد و احکام و اصولش از قلم اعلای شارع قدیر در کتاب اقدس نازل گشت و کیفیّت تأسیس بنیانش در کتاب وصایا از قلم مرکز عهدش تبیین و تشریح گردید آواز امرش ولوله در اقطار غربیّه بینداخت و نفوذ آئین مقدّسش بشمال و جنوب سرایت نمود.

این عصر مشعشع بنفسه مانند دور اعزّ اجلّ ابهی بسه قسم منقسم عهد اوّل این عصر مبارک عهد اعلی و منتسب بنقطهٔ اولی و مرتکز بر احکام بیان صادر از قلم آن قرّهٔ عین انبیاء و اصفیا و امتدادش نه سال ابتدایش طلوع فجر هدی از افق اقلیم فارس در سنهٴ ستّین و انتهایش بزوغ شمس حقیقت در سنهٔ تسع در زندان طهران که خاتمهٔ دور بیان است و حلول عهد موعود من یظهره اللّه در این عهد اوّل نخستین عصر دورهٴ اولای کور مقدّس بساط اوّلین دفعة واحدة منطوی گشت و نسیم الهی از شطر مدینهٔ منوّرهٔ معظّمهٔ شیراز بوزید باب اعظم بر وجه اهل عالم مفتوح گشت و نغمهٔ اولای صور افخم من علی الارض را منصعق نمود شرع قدیم منسوخ گشت حروفات بیانیّه به ارادهٴ غالبهٔ ازلیّه تعیین شد و ندای جانفزای طُوبی لمن ینظر الی نظم بهآءاللّه مرتفع گشت

خطاب مهیمن در قیّوم اسماء انذاراً للملوک و الامراء و العلماء و الوزراء و عموم طوائف عالم از قلم قائم موعود صادر شد و رایت سوداء در ارض خاء مرتفع و ارض مازندران و نی ریز و زنجان و سایر ولایات مهد آئین حضرت یزدان از دماء بریئهٔ شهیدان ریّان گشت در ارض بدشت بهمّت و شهامت جمعی از انصار و اصحاب خرق احجاب و کشف نقاب گردید و در عاصمهٔ ایالت آذربایجان اعلان قائمیّت از فم محبوب انام بسمع ولیعهد و علمای اعلام و حکّام عظام برسید مظهر مظلومیّت کبری پس از تبعید و اسارت و محبوسیّت بامر مبرم اتابک غدّار در مدینهٔ تبریز کأس شهادت بنوشید و مذبحهٔ کبری در ارض طا بر اثر حادثهٔ رمی شاه برپا شد و جمال ابهی یگانه ملجأ و ملاذ اصفیاء و اولیاء را بقعر زندان انتن اظلم بینداخت و اجلّهٔ اصحاب و انصار و هزاران از احباب را طعمهٔ شمشیر و اسیر و بیسر و سامان نمود.

عهد ثانی این عصر مبارک منتسب بهیکل مکرّم افخم جمال قدم و اسم اعظم و طائف حول آن مظلوم عالم و موعود و مقصود کلّ ملل و امم و مستند بر شرع اشرف امجد اعزّ اقدس آن محیی رمم امتدادش سی و نه سال ابتدایش حلول سنهٔ تسع و دعوت سرّی مظهر کلّی الهی و تجلّی روح اعظم بر قلب اصفای ممرّد سلطان قدم در سجن مظلم و انتهایش صعود آن منجی امم و افول آن کوکب درّیّ مشرق بر آفاق عالم در مغرب سجن اعظم.

در این عهد مشعشع ممتاز ساطع الانوار سرمدیّ الآثار عدیم المثال ارفع اکرم افخم که بمراتب اعظم و اکبر و اشرف از عهد سابق و عهد لاحقّ این عصر نورانی است و بمثابه بصر است در این دور اعزّ صمدانی و تاج وهّاج قرن اوّل بهائی و قطب اعظم کور الهی، جمال وهّاب ربّ الارباب متدرّجاً در ارض مقدّسه افق نور امّ العالم و مدینة اللّه دار السّلام و مدینهٔ کبیره و ارض سرّ و مدینهٔ محصّنهٔ عکّا سجن اعظم سماء السّماء نقاب از رخ بیفکند و سلطان قیّوم بر سریر سلطنت قاهرهٔ ابدیّهٔ ازلیّهٔ الهیّه مستوی گشت اسرافیل حیوة مرّةً اخری در صافور افخم بدمید و سرّ سنهٔ تسع آشکار گشت و در سرّ سرّ نفوس مقدّسهٔ مطهّرهٔ زکیّه تکمیل شدند جنین امر بمقام احسن التّقویم رسید و مصداق” انّ لکم بعد حین امر ستعلمون“ و”ستعلمنّ نبأه بعد حین“ تحقّق یافت دعوت سرّی مظهر کلّی الهی بدعوت جهری پس از خروج از بیت اعظم در حین مهاجرت از مدینة الله بمدینهٔ کبیره مبدّل گشت و سنین مهلت منقضی شد و مکلّم طور بر عرش ظهور واضحاً مشهوداً جالس گشت سفینهٴ حمراء بر بحر احمر جاری شد

و مصداق بیان نقطهٔ اولی:”و ان تمنّ علیّ بلقائک فی الرّضوان و نفحاتک فی ارض السّلام تحقّق یافت و سلطان ظهور مالک یوم الدّین بفرمودهٴ آن مبشّر فرید امر عظیم در انتهای واحد و ابتدای ثمانین از خلف سبعین الف الف حجاب من النّور قدم بیرون نهاد و از سرّ مستسرّ علی قدر سمّ الابره از طور اکبر ظاهر و مکشوف نمود فتنهٔ عمیاء صمّاء اعظم انقلاب قرن اوّل بهائی ارض سرّ را متزلزل نمود و صنم اعظم را بخاک بینداخت ارکان جبت متزعزع شد طوریّون منصعق گشتند قمر منشقّ گشت فصل اکبر تحقّق یافت سرّ ثمانین آشکار گشت خطاب مهیمن در سورهٴ ملوک و الواح اخری از قلم قیّوم الارض و السّمآء بملوک و سلاطین جمعاً و منفرداً و خلفا و امرا و علماء و فقهاء و وزراء و سفراء و اغنیاء و فقراء و شعرا و ادبا و حکما و عرفا و همچنین به حبر اعظم و معشر بطارقه و مطارنه و اساقفه و قسّیسین و رهبان و ملوک مسیحیّه و مشایخ مدینهٔ کبیره و رؤسای جمهور در قارّهٴ آمریک و رؤسای مجوس و ملأ انجیل و ابناء خلیل و ورّاث کلیم و رؤسای بیان و اصحاب مجالس در دیار کالغیث الهاطل نازل گشت و نفوذ امر اللّه از مهد آئین مقدّس و اقلیم مجاور عراق عرب بخطّهٔ قفقاز و در اقلیم هند و برما و مصر و ترکستان و سودان و ارض شام سرایت نمود سراج حجاز که بفرمودهٴ ربّ بی‌انباز از مشکوة عراق خارج و در بلّور اُخری بتقدیر مالک عرش و ثری در ارض سرّ مشتعل گشته بود رغماً لانف الاعداء و الخصماء من الملوک و الامراء و العلماء و الوزراء و الوکلاء در مشکوة سجن اعظم روشن و متلألأ گشت و بشارات کتب مقدّسه و وعود الهیّه که در تورات و انجیل و قرآن مجید مصرّح کاملاً تحقّق یافت

صحیفهٔ علیا و مرجع اعلی فرات الرّحمة و مشکوة الفلاح و قسطاس الهدی کتاب مقدّس اقدس امّ الکتاب دور اعزّ اقدس ابهی با وجود بلای مبرم که در آن بئر مظلم بر هیکل مظلوم عالم وارد از مخزن قلم اعلی نازل گشت و ختم رحیق مختوم باصبع سلطان قیّوم برداشته شد مدینهٴ مقدّسهٔ اورشلیم جدیده نازل گشت و سماء جدید و ارض جدیده مصرّحه در کتب مقدّسه پدیدار گردید و اصول و احکام نظم بدیع الهی در این سفر قدیم از قلم اعلی هدایةً و تمهیداً لتأسیس قواعده و رفع دعائمه و ارکانه نازل گشت خیام عزّ در دامنهٔ کرم اللّه منصوب شد و بهاء کرمل نمودار گردید صهیون برقص آمد بیت لحم ندای وا بُشْری برآورد ارض اورشلیم بتجلّیات انوار ربّ مزیّن گشت هُتاف ابن در وادی نهر اردن مرتفع شد خطّهٔ حجاز اهتزازی جدید یافت حنین بطحاء از تضوّع عرف قمیص بها مرتفع شد و هلهلهٔ طور سینا از جلوهٴ مکلّم طور بلند گردید و مسجد اقصی بندای وا طوبی وا فرحا دمساز گشت جملهٔ انبیاء و معشر اصفیا و کافّهٔ اولیا و عن ورائهم هیاکل الصّافین و الکروبیّین فی الملأ الاعلی و طلعات الفردوس فی الجنّة المأوی از این جلوهٔ حیرت انگیز ابهی مدهوش و باین نغمهٔ جان افزا مترنّم

تعالی تعالی جماله البهیّ الباهی المتباهی الأبهی تعالی تعالی امره الغالب المبرم الاوعر المهیمن علی من فی الانشاء تعالی تعالی نوره الأبدیّ الازلیّ القدمیّ اللّائح المشرق علی من فی الارض و السّماء تعالی تعالی کوره الأعظم الاشرف الاسمی تعالی تعالی دوره الاکرم المتعالی الاعلی تعالی تعالی عصره المشعشع الالمع المتلألأ علی کلّ الارجاء تعالی تعالی شرعه المبارک الاکمل الاتمّ الاسنی تعالی تعالی عهده المتعالی الافخم الأمتن الأوفی تعالی تعالی نظمه الدّرّیّ السّامی الأبدع المتجلّی علی بسیط الغبراء له القدرة و البقاء و له الرّفعة و الضّیاء و له العزّة و السّناء و له العظمة و الکبریاء و له الهیمنة و السّیطرة و الاستقلال.

عهد ثالث این عصر پر انوار منتسب بفرع منشعب از اصل قدیم غصن اللّه الاعظم و سرّه الاکرم و مستند بر میثاق وثیق جمال قدم و منجی امم امتدادش بیست و نه سال افتتاحش جلوس مبیّن منصوص و حافظ بنیان مرصوص بر کرسی خلافت عظمی و ختامش عروج حمامهٔ میثاق برفرف اسمی و جنّة علیا و ملکوت ابهی در این عهد ثالث و اخیر نخستین عصر دورهٔ اولای کور مقدّس اریاح قضا بر مرکز اعلی و مقرّ اسنی مرّة اخری مرور نمود و رجفهٔ کبری مانند فتنهٔ عمیاء که در ارض سرّ مشتعل گشته بود ارکان جامعهٔ جدید التّأسیس پیروان بها را مرتعش و متزلزل ساخت و رائحهٔ دفراء از ناحیهٔ بقعهٔ بیضا بوزید و طوفان شدید نقض بدر میثاق را در سنین معدوده بخسوف حسد مخسوف ساخت و آل اللّه را از حرم و اغصان و اوراق و افنان اصهار از سدرهٴ منتهی منفصل نمود و بخاک مذلّت بینداخت و بخذلان سرمدی گرفتار نمود اشعّهٴ امر الٓهی که از دو ظهور مقدّس متتابع در عهد اعلی و عهد ابهی مستمدّ رَغْماً لأَنْف النّاقضین بر آفاق فرنگ ساطع گشت و علم مبینش در قلب ایالات متّحدهٔ آمریک مهد مدنیّت الهیّه که بفرمودهٴ مرکز عهد”میدان اشراق انوار است و کشور ظهور اسرار“منصوب شد امانت الهیّه عرش مطهّر نقطهٔ اوّلیّهٔ ازلیّه سالماً آمناً بساحل ارض مقدّس واصل گردید و بنیان ثابت الارکان مقام اعلی مطابقاً لما اراده اللّه و بر حسب تعلیمات مرکز عهد اللّه در دامنهٔ کرم الهی مرتفع شد و بدست بانی مقدّس در عید فیروز نوروز پس از آنکه شصت سال از انظار مخفی و پنهان بود در ارض اعلی در حظیرهٔ غنّا در جبل کرمل مقابل قبلهٔ اهل بها و جوار مقرّ حضرت ایلیا استقرار یافت.

زوبعهٴ ثانی این عهد نورانی بقعهٔ بیضاء را احاطه نمود و یوسف بهاء را در بئر بلا بینداخت و طوق مسجونیّت بر گردن یگانه سهیم و شریک مظلوم عالم در سجن اعظم بنهاد صاعقهٔ غیرت بغتةً بدرخشید و واقعهٔ هائله در مرکز خلافت عظمی رُخ بنمود و مشروطیّت اعلان گشت سلطان جائر عبدالحمید پرکین از سریر سلطنت بحضیض ذلّت بیفتاد و روبهان نقض در حفرهٴ یأس بخزیدند و عصبهٔ غرور هیئت خاسرهٔ تفتیشیّه بجزای اعمال سیّئهٔ خود برسیدند بنیان رفیع الشّأن اوّلین مشرق الاذکار جامعهٴ بهائی در مدینهٴ عشق بدستور مرجع امر بها مرتفع گشت و اراضی امّ المعابد غرب بتشویق مرکز عهد اوفی در جوار نخستین مرکز جدید التّأسیس امر الهی در قطب آمریک ابتیاع شد جمعی از نفوس منقطعهٔ زکیّه در اقطار غربیّه صلای جانفزای “یا اهل المغرب اخرجوا من دیارکم لنصر اللّه“ که در قیّوم اسماء در سنین اوّلیّهٔ نخستین عهد عصر ابهی از قلم نقطهٔ اولی نازل اجابت نموده علم مبین را در دو عاصمهٔ عظیم الشّأن فرانسه و انگلستان و صفحات چین و ژاپان و قارّهٔ استرالیا و آلمان و ممالک نمسه و مجرستان و افریقیای جنوبی و جمهوریّت برازیل در قارّهٔ جنوبی آمریک برافراشتند حمامهٔ وفا از چنگ زاغان جفا برهید و آهنگ ریاض غربیّه نمود و در مدّت سه سال بنغمه سرائی مشغول گشت آن منادی ملکوت ابهی و قدوهٔ اهل بهاء در مجالس و معابد و هیاکل و کنائس و صوامع و دارالفنونهای عظیمه در ممالک انگلستان و فرانسه و آلمان و نمسه و مجرستان و چهل مدینه از مدن ایالات متّحده و اقلیم کندا باعلان و تبیین و اثبات حقایق آئین حضرت ربّ العالمین بآهنگی بدیع و قدرتی محیّر العقول لیلاً و نهاراً مشغول گشت و حجر زاویهٔ اوّلین معبد بهائی را در اقطار غربیّه بدست مبارکش بنهاد و عظمت و کیفیّت عهد نیّر آفاق را در مدینهٔ میثاق در مجمع اهل وفاق ثابت و مدلّل فرمود.

زوبعهٔ ثالث این عهد پر شور و آشوب کرّةً اخری ارض اقدس را در مدّت چهار سال در مخاطرات عظیمه بینداخت و نائرهٔ جنگ بین‌المللی مشتعل گشت و جمال پُر وبال دست تطاول بگشود و ثعالب نقض از حفرات یأس بیرون دویدند و جولانی جدید نمودند باب لقا مسدود شد حبل مخابرات و مراسلات منفصم گردید و اضطراب شدید بر قلوب اهل بها مستولی گشت سپاه منصور انگلیز باحتلال اراضی مقدّسه موفّق گردید و بدر میثاق که بخسوف محن و بلایا مخسوف و محجوب بود در آسمان امر اللّه جلوه ئی جدید بنمود یرلیغ بلیغ فرمان الهی خطاباً للّذین اختارهم اللّه لتسخیر المدن و الدّیار و رفع علم الاستقلال و حمایة المستضعفین فی البلاد شامل تعلیمات کافیهٔ وافیه و متضمّن دستورات خطیرهٔ منیعه در الواح متعدّدهٔ مخصوصه از قلم معجز شیمش صادر گشت و مصداق خطابهای قهریّه و انذارات شدیده در سوره مُلوک و الواح سلاطین و کتاب اقدس متتابعاً متدرّجاً تحقّق یافت امور در ارض طا منقلب گردید و مدینهٔ کبیره مرّةً اخری مضطرب گشت سلطان جائر الجالس علی کرسیّ الظّلم مانند خلیفهٔ سابق معزول شد و بخسران ابدی گرفتار گشت حنین برلین مرتفع شد و ملک مغرورش به من کان اعظم منه شأناً و اکبر منه مقاماً ملحق گشت و بتراب راجع شد امپراطوری روس و آلمان و نمسه هر سه مبدّل به جمهوریّت گشت و ملک عجم ناصر غدّار الملقّب من القلم الأعلی به رئیس الظّالمین هدف تیر هلاک گشت و مطلع اعراض ناعق اعظم الّذی استکبر علی اللّه در جزیرهٔ شیطان به دار البوار راجع شد یوسف مصر الهی پس از قیادت امر اعزّ صمدانی در مدّت بیست و نه سال معزّزاً مظفّراً منصوراً غالباً علی اعدائه و خصمائه بجهان جاودانی جوار اب آسمانی عروج نمود و الواح وصایا آخرین رنّهٔ ملکوتیش را در عالم ادنی بدست اهل وفا و رافعین رایت بیضاء و پروردهٴ ید عنایت کبری و حامیان حصن حصین ابهی و ثابتان بر عهد اوفی و بانیان نظم بدیع اسنی بسپرد.

حلول عصر ثانی عظیم الشّأن دور مشعشع کور مقدّس در عقد ثامن قرن اوّل بهائی و واحد خامس تاریخ بیانی که موسوم بعصر تکوین و موصوف بعصر انتقال و حلقهٔ اتّصال بین عصر رسولی و عصر ثالث و اخیر دور بهائی که بعصر ذهبی موسوم است و عصر ظهور و جلوهٔ اعلی و ابهی ثمرهٴ نظم بدیع جهان آرای جمال ابهی در عالم ادنی است مقارن باعلان کتاب وصایا منشور مبارک مقدّس مرکز عهد جمال ابهی و فرمان سالار جند بها و وثیقهٔ مقدّسهٔ عظمی و کاشف کیفیّت تأسیس نظم بدیع در بسیط غبرا و متمّم کتاب مستطاب اقدس مهیمن بر کتب و صحف اولی امتدادش مجهول و در علم الهی مخزون انتهایش استقراراین کمل امتن اتمّ در شرق و غرب عالم و جلوهٔ وحدت اصلیّه در انجمن بنی آدم و استحکام اساس صلح اصنظم اغر بین دول و امم مَولد این نظم اعظم الهی که بفرمودهٴ جمال قدم از سطوت ظهور و بروزش در عالم امکان نظم جهان مضطرب و ارکانش متزلزل خواهد گشت مصادف بانقلابات عظیمه و حوادث خطیره و امتحانات شدیده و لطمات متتابعه بجامعهٔ پیروان امر مولی البریّه و قیام دشمنان داخل و خارج از قدیم و جدید و دینی و سیاسی و شرقی و غربی گردید کوته نظرانی چند از اقربا و منتسبین سدرهٴ منتهی و ارکان و اقطاب جامعهٔ اهل بها و فقها و علما و و رؤسای ملّت رُوح و زمامداران از امراء و وزراء در بقعهٴ بیضا و مهد آئین جمال ابهی و اقالیم مجاوره مصر و عراق و در قارّهٔ اروپ و آمریکا افول کوکب میثاق و فقدان حامی و حارس امر نیّر آفاقرا غنیمت شمرده در تشتیت شمل پیروان امر حضرت احدیّه و تزییف و تحقیر شعائر امریّه و انکار صحّت و اصالتّ وصایای محکمهٴ متقنه در سنین متمادیه همّت بگماشتند

در ارض اقدس ناقض اکبر بنشر اراجیف باهتمامی عظیم مشغول گشت و بدیع بد خصال بکمال جسارت مفتاح ضریح مقدّس را غصب نمود ولولهٔ علمای شیعه در مدینة اللّه بلند گشت و بیت اعظم بدست غاصبین بیفتاد گروهی از بلهاء در دیار مصریّه بتخریب اساس جامعه و استبدال آن به جمعیّت موهومه بکمال تدلیس پرداختند و در مهد آئین ذوالجلال مشتی از سفهاء و علی رأسهم النّاعق الاکبر بنهایت وقاحت بر هتک حرمت دین اللّه قیام نمودند در آمریک زنی بیشعور خود سرانه فریاد برآورد که الواح وصایای غصن برومند شجرهٴ بها و منقوش بقلم گهر بارش بی‌اصل و مجعول است و ثانی مؤسّس جامعهٔ پیروان امر رحمن در خطّهٔ آلمان را اغوا نمود و با جمعی از ضعفاء از صراط مستقیم منحرف ساخت

عدّه ‏ئی از مبشّرین ملت روح در اوروپ و آمریک به قدح و ذمّ دین الهی در نشریّات خویش پرداختند و به فئهٔ ضالّهٔ دشمنان دیرین از دو حزب سنّی و شیعه اقتدا نمودند امین سرّ غصن الهی بکمال غرور متهوّرانه در خطّهٔ آمریک عربده ‏ئی بینداخت و بکمال دنائت در تمزیق کتاب وصایا و ایجاد رخنه در بنیان مرصوص امر بها پای بفشرد و به کتّاب وحی و مترجمین که در عهدهای سابق باسفل السّافلین ساقط گشتند ملحق گشت کتائب تأیید بحمایت و نصرت بانیان این نظم بدیع هجوم نمودند مفتاح مرقد منوّر بواسطهٔ ولاة امور پس از تدقیق کامل مسترد گشت صحّت و اصالت وصایای الهیّه بر مدّعیان ثابت و مُبرهن گردید تعدّی و اغتصاب رؤسای حزب شیعه پس از مناقشه در بساط لجنهٔ انتداب جمعیّت امم مدلّل گشت جمعیّت علمیّه منحلّ شد و انفصال منتسبین و متعلّقین بیو‌فا فروع منشعبه از سدرهٴ منتهی و انحراف مشتی از کتّاب و مترجمین و امناء سرّ غصن دوحهٔ بقا و ارتداد بعضی از اقطاب و مشاهیر مبلّغین و مؤسّسین آئین جمال ابهی علّت تطهیر و تصفیهٴ امر نازنین و باعث تقویت بنیهٔ جامعهٔ پیروان امر حضرت ربّ العالمین گشت

سالکین سبیل وفا که در حصن حصین امر بها متحصّن و بحبل المتین وصایای غصن دوحهٴ بقا متمسّک و از شدید القوی مستمدّ متوکّلین علی اللّه منقطعین عن الجهات متوجّهین الی نیّر الآفاق مبتعدین عن اهل الشّقاق با وجود اختلاف مشارب و مسالک و عادات و اجناس و اوطان و لغات و طبقات کِثُلَّةٍ واحده بتأسیس قواعد و نصب دعائم و رفع اعمده نظم بدیع قیام نمودند نظمی را که در عهد اعلی نقطهٔ اولی بآن بشارت داده و در عهد ابهی جمال کبریا اصول و احکامش را نازل فرموده و در یوم میثاق مرکز عهدالله نقشهٔ بدیعش را ترسیم فرموده نظمی که ولید شریعت الله و میثاق نیّر آفاق است نظمی که رکن اوّلش ولایت اللّه و رکن ثانی آن دیوان عدل الهی است نظمی که کافل ظهور وحدت اصلیّه در هیئت اجتماعیّه و وصول عالم بدرجهٔ بلوغ و کمال و رافع علم صلح اعظم و ضامن تأسیس مدنیّت الهیّه در عصر ذهبی دور اعزّ افخم کور الهیست نظمی که مثیل و نظیرش نه در شریعت موسوی و نه در شریعت عیسوی و نه در شریعت محمّدی و نه در شرایع دیگر از آدم تا خاتم ظاهر نگشته نظمی که نه از قوانین و انظمه و دساتیر سقیمهٔ عالم مقتبس و نه بافکار و اصول شعوب و امم شرقیّه و غربیّه متمایل نظمی که از دسائس احزاب و مخاصمات دول و منازعات امم در کنار نظمی که دارای بعضی از مزایا و عناصر صالحه و حقایق سلیمهٔ انظمهٔ عالم و از عیوب اصلیّهٔ فطریّهٔ آنان عاری و مبرّا رفته رفته قوّهٔ قدسیّهٔ ساریهٔ جاریهٔ دافعهٔ الهیّه که در سنهٴ ستّین بآن بشارت داده شده و در سنهٔ تسع در عالم وجود احداث گشته و تولّد یافته و در سنهٴ ثمانین سریانش به منتهی درجهٔ قدرت رسیده و در یوم میثاق تصرّفات اوّلیّه‌اش جهان فرنگ را باهتزاز آورده، در این عصر نورانی در مؤسّسات نظم بدیع الهی حلول نمود و تجسّم یافت و در قنوات و مجاری معیّنهٔ منصوصه از قلم اعلی و کلک مبیّن آیات جمال ابهی جاری و ساری گشت.

محافل محلّیّه اسّ اساس قصر مشید رسماً منظّماً در قارّات خمسهٔ عالم از طرف جمهور پیروان اسم اعظم از مؤمنین و مؤمنات انتخاب گردید و بر این اساس اقوم اعمدهٔ دیوان عدل الهی بیوت عدل خصوصی در ایالات متّحده و جزائر بریطانیا و کشور ایران و اقلیم آلمان و خطّهٔ هندوستان و قطرین مصر و عراق و قارّهٔ قاصیهٔ استرالیا مرتفع گشت لجنه‌های متعدّدهٔ متنوّعهٔ محلّی و مرکزی که بمثابه ایادی و اجنحهٔ محافلند متتابعاً تشکیل شد و صندوقهای خیریّه تأسیس گشت و دساتیر و انظمهٔ متعدّده که مقدّمهٔ وضع ناموس اعظم و متضمّن قانون اساسی جامعه در اقالیم مختلفه است بکمال اتقان تدوین و بلغات مختلفه ترجمه و طبع و منتشر گشت

انجمن های شور روحانی ملّی و ایالّتی بنهایت انتظام در ممالک مختلفه در خاور و باختر تأسیس یافت و متجاوز از هشتاد محفل روحانی مرکزی و محلّی در ایالات متّحده و هندوستان و آلمان و انگلستان و مصر و بلوچستان و برما و قارّهٔ استرالیا و دو اقلیم کندا و آلاسکا و هشت جمهوریّت از جمهوریّات مستقلّهٔ مرکزی و جنوبی قارّهٔ آمریکا رسماً در دوائر حکومت تسجیل گشت و اعتبار نامهٔ رسمی صادر شد و اوقاف بهائی بر حسب شرع اعزّ صمدانی تأسیس یافت تشیید حظائر قدس ملّیّه و محلّیّه محور نظام اداری و مراکز بیوت عدل خصوصی و محلّی در عواصم بلدان مختلفه و ایالات تابعه در شرق و غرب و جنوب و شمال انجام یافت

و ثانی مشرق الاذکار عالم بهائی اُمّ المعابد غرب رمز مدنیّت الهیّه در قطب آمریک تأسیس گشت تشکیل مدارس و معاهد علمیّهٔ متنوّعه و مؤسّسات بدیعهٔ جوانان و اماء الرّحمن و اطفال تحت اشراف امنای منتخبه بر استحکام و ارتفاع شأن بنیان الهی بیفزود اراضی وسیعه که مساحتش از سه ملیون و نیم متر مربّع متجاوز لاجل تشیید معبد ثالث بهائی در ارض طا ابتیاع گشت اراضی مجاورهٔ ضریح مقدّس نقطهٔ اولی در دامنهٔ جبل کرمل بتصرّف اهل بها در آمد و باوقاف دیگر در مدینهٔ منوّرهٔ بیضا و مرج عکّا و ساحل نهر اردن و جنوب اراضی مقدّسه که قیمت مجموعش از نیم ملیون جینه متجاوز منضمّ گشت قسمتی از این اراضی که وقف ابدی مطاف ملأ اعلی است پس از اجرای سی معاملهٔ قانونیّه باسم شعبهٔ محفل ملّی آمریک و محفل ملّی هندوستان منتقل و بتوقیع ابن ناقض اکبر در ادارهٔ ثبت اسناد تصدیق گشت باب مخابره بین امنای منتخبهٔ جامعه و اولیای امور رسماً مفتوح شد و مشارکت رسمیّهٔ محافل روحانیّه در امور عام المنفعه با طبقات متنوّعه در ممالک مختلفه تعمیم یافت الواح اصلیّه استنساخ گشت

محفظهٔ آثار الهیّه در جوار مقام اعلی و در حظائر قدس ملّیه تشکیل شد و اماکن متبرّکهٔ مهمّه در موطن اصلی مولی البریّه ابتیاع گردید ولولهٔ عظمی بر اثر تشیید ارکان نظم اعزّ اسنی در مدینهٔ قاهره مرکز عالم عربی و اسلامی نقاب از وجه حقایق و نوامیس و احکام و شعائر شرع مبین بیفکند و حکم محکم محکمهٔ شرعیّه و فتوای مفتی دیار مصریّه به تأیید قاضی القضاة و شیخ جامع ازهر و تصدیق وزارت عدلیّه در اعلان و اثبات اصالت و استقلال شریعت بهائیّه و انفصالش از شریعت محمّدیّه و انفصال زوج از زوجه و عدم جواز دفن اموات بهائی در مدافن اسلامیّه صادر گشت و این حرکت مبارکه بمهد آئین حضرت ربّ البریّه و اقطار مجاوره عراق و هندوستان و برّ الشّام سرایت نمود و انعکاسش در اقصی ممالک غربیّه ظاهر گشت حجاب اکبر خرق گردید راز نهان پدیدار شد یوم رهیب فصل آشکار گشت خروج از کنائس مسیحیّه و معاهد ادیان عتیقه در اقطار غربیّه و شرقیّه و انفصال از شریعت اسلامیّه و امتناع از قبول وظائف در دوائر شرعیّه اعلان گشت

ایّام مخصوصه تعیین گردید و تعطیل دوائر امریّه در ایّام محرّمه عمومیّت و رسمیّت یافت منتخبات احکام مهمّهٔ کتاب اقدس تدوین و ترجمه و تعمیم و تقدیم ولاة امور گشت و عقد نامه و طلاقنامهٔ بهائی تهیّه و طبع و منتشر گردید مقابر بهائیّه ریاض ابدیّه متتابعاً تأسیس شد و اعتبار نامهٴ رسمی در ثبت اسناد ازدواج بهائی در هشت ایالت از ایالات متّحدهٔ آمریک و عدم مراجعه بمحاکم مدنی از طرف ولاة اُمور صادر گشت و اجازهٔ کتبی در معافیّت مقامات مقدّسه و معابد و اوقاف بهائی از رسوم دولت در مرکز بین‌المللی و اقالیم دیگر بر جلوه و استحکام شرع مقدّس بیفزود و حواریّون حضرت بهآءاللّه فارسان جیش کبریا و حامیان حزب مظلوم و مشعلداران مدنیّت الهیّه و علی رأسهم امة اللّه المنقطعه فخر المبلّغین و المبلّغات بتسخیر مُدن و دیار و تنفیذ دستور افخم اکرم که از قلم مرکز عهد جمال قدم در الواح مخصوصه در سنین اخیرهٔ عهد ثالث صادر و طرح نقشهٔ اولای هفت ساله که اعظم مشروع قرن اوّل بهائی محسوب مبادرت نمودند و بانقطاعی مبعوث گشتند و چنان همّتی بگماشتند و صولتی بنمودند و در جمهوریّات مرکزی و جنوبی قارّهٔ آمریک جولانی نمودند و شوری انگیختند و ولوله‏ئی انداختند که ملأ اعلی باهتزاز آمد و ندای بشری لکم بشری لکم یا نُصَراء الرّحمن و حُماة دینه اهل غرفات جنّت اعلی و سکّان رفیق ابهی را بوجد و طرب آورد.

ملکهٔ نیک خصال فرخنده فال ندای امر ذوالجلال را لبّیک گفت و در هفت اعلان از اعلانهای متتابعهٔ مهیّجه‌اش امر الله را ستایش نمود و عقیدهٔ راسخه‌اش را بظهور اب سماوی و حقیقت رسالت سیّد المرسلین بی‌ستر و خفا بسمع جهانیان برسانید دائرهٔ امر اللّه در قارّهٔ آمریک از اقصی شمال خطّهٔ آلاسکا در قرب مدار قطب شمال الی اقصی جنوب جمهوریّت شیلی مدینهٔ نائیهٔ مجلانیس که اقرب مدن دنیا بقطب جنوب است امتداد یافت امر مبرم که نطاقش در عهد اعلی منحصر بمهد آئین مقدّس و خطّهٔ مجاوره عراق عرب بود و در عهد ابهی به ده اقلیم از اقالیم شرقیّه و در عهد میثاق به بیست اقلیم دیگر در شرق و غرب سرایت نموده بود در این عصر نورانی پرچمش در پنجاه و نه مملکت دیگر از ممالک مستقلّه و اقالیم تابعه مرتفع گشت

در ایالات متّحدهٔ آمریک که بفرمودهٴ مرکز عهد کردگار میدان اشراق انوار است و کشف ظهور اسرار تعداد مراکز امریّه که در یوم میثاق از سی و نه تجاوز ننموده بود و در آغاز تنفیذ مشروع اوّل هفت سالهٔ یاران در آن دیار به سیصد رسیده بود در خاتمهٔ قرن اوّل از هزار و سیصد تجاوز نمود قیمت مجموع اوقاف ملّی و محلّی جامعهٔ یاران در آن خطّهٔ مبارکه قریب به سه ملیون دلار و مخارج معبد رفیع الشّأنش تا بحال بالغ به دو ملیون و میزانیّهٔ محفل مرکزیش ثلث ملیون و عدد مطبوعاتش در یک سنه از صد و هشتاد هزار متجاوز در قارّهٔ نائیهٔ استرالیا متجاوز از سی مرکز و در کشور پر انقلاب آلمان بیش از چهل مرکز و در اقلیم وسیع هندوستان بیش از هشتاد مرکز و در جمهوریّات مرکزی و جنوبی قارّهٔ آمریک بیش از صد مرکز متدرّجاً تأسیس گشت و کتب امریّه به متجاوز از هزار کتابخانهٔ عمومی بهمّت حاملان امانت الهیّه تقدیم گشت و یکی از این کتب نفیسه که از تألیفات مهمّهٔ قیّمه محسوب به پنجاه لغت از لغات شرقیّه و غربیّه ترجمه و طبع گردید و بیش از پنجاه هزار نسخه در خاور و باختر انتشار یافت

در این شور و آشوب مطابقاً لما صدر من یراعة نقطة الاولی و القلم الاعلی و قلم مرکز عهد اللّه الاوفی گرفتاری ناگهان و عقاب عظیم و عذاب کبیر فرائص عالم را مرتعد نمود دول مقهوره بفرمودهٴ مرکز میثاق آتش جنگ را مشتعل نمودند و انقلاب اکبر برپا گشت مخاطرات عظیمه در سنین عدیده ارض اقدس را از طرف غرب و جنوب و شمال احاطه نمود و مدن بفرمودهٴ جمال ابهی محترق گشت و ملوک ارض مطابقاً لما انذرهم مولاهم و مالکهم بعذاب الیم مبتلا گشتند انذارات و خطابهای قهریّه که در عهد جمال قدم باعث سقوط ملک پاریس و انقراض سلطنت ناپلیون و مسجونیّت و ذلّت حبر اعظم در مدینهٔ رومیّه و خلع و قتل خلیفهٔ اعظم سلطان عثمانیان و در یوم میثاق موجب قتل ملک عجم و عزل و نفی خلیفهٔ ثانی در مدینهٔ کبیره و انقراض امپراطوری روس و آلمان و نمسه و ارتفاع حنین برلین و تبدیل سلطنت بجمهوریّت در مملکت پرتقال و کشور چین گردید در این عصر نورانی اثراتش متعاقباً ظاهر و پدیدار گشت سلسلهٔ قاجاریّه منقرض گشت و سلطنت آل عثمان سرنگون شد خلافت عظمی ساقط گشت و ذلّت و خذلان رؤسای شیعه نمودار شد

سریر ظلم در نقطهٔ واقعه فی شاطئ البحرین منهدم گشت و زینت قبّة الاسلام زائل و شرع اسلام از دوائر سیاسیّه در مدینهٔ کبیره منفصل گشت و محاکم شرعیّه در مملکت ترکیّه مبدّل بمحاکم مدنیّه گردید و براثر جنگ جهانسوز گروهی از ملوک معزول و منکوب و اسیر و مقهور و پریشان گشتند و عاقبة الامر در ممالک اسپانیا و سرب و آلبانیا و مجرستان و ایطالیا و بلغار و رومانیا متعاقباً مترادفاً اساس سلطنت متزعزع گشت و بجمهوریّت مُبدّل گردید و بیان صریح جمال قدم سلطان السّلاطین مظلوم عالم که”عزّت از دو طایفه اخذ شد از ملوک و علماء“تحقّق یافت حرکتهای تازهٔ عمومی در این انقلاب اعظم بفرمودهٴ مرکز عهد جمال قدم بکمال تهوّر و ظلم و اعتساف تمام قوّت را در تنفیذ مقاصد خویش مجری داشتند و حرکت شمالیّه اهمّیّت یافت و تعالیم مادّیّه منتشر گشت و باقالیم اروپ سرایت نمود و اسباب عجیبهٔ غریبه که در ارض موجود و از انظار مستور و در الواح الهیّه مذکور ظاهر گشت اریاح عدلیّه بوزید و آثار فزع اکبر مرّةً اخری در جهان نمودار شد و یوم”فیه یستغیثون و لا یغاثون“ و ”یغشیهم العذاب من فوقهم و من تحت ارجلهم“ نزدیک گشت.

ایّها النّاصرون لدین اللّه، حال که مرحلهٔ اولای عصر ثانی نخستین دورهٔ کور مقدّس منتهی گشته ملاحظه نمائید که از جهتی چه انقلابی در عالم ادنی احداث گشته و چه غفلتی دول و ملل را مبتلا نموده و چه خطر جسیمی کرهٔ ارض را احاطه نموده و چه اسباب عجیبهٔ غریبه ‏ئی در عالم کون ظاهر و نمودار گشته و چه فزع شدیدی بر قلوب جهانیان مستولی گشته و از جهتی دیگر اوّلین تجلّی نظم بدیع مشعشع جمال ابهی بر بسیط غبراء چه ولوله‏ ئی در جهان انداخته و قیام عاشقانهٔ لشکر حیات و سپاه نجات در تأسیس و ترویج و تنفیذ مشاریع مهمّهٔ متقنه بر وفق اصول و مبادی این نظم بی‌همتا چه نهضتی ایجاد نموده و خطوات اوّلیّه در سبیل اجرای فرمان عظیم الشّأن صادر از قلم سالار جند هدی غصن اعظم ابهی بعلمداران شریعت سمحاء در دو قارّهٔ اوروپ و آمریکا چه شور و آشوبی در قلوب افکنده و چه نصرتی از ملکوت ابهی ظاهر فرموده

ظلمت ضلالت بفرمودهٴ مرکز عهد حضرت احدیّت با نور هدایت در جنگ و ستیز است و سهم و سنانش بسی تند و تیز اصحاب یمین و شمال در میادین مختلفه در خاور و باختر مهاجم و قوای مادّیّه و معنویّه متصادم از جهتی مقدّمات حدوث انقلاب عظیم اعظم و وقوع عذاب کبیر اکبر در عالم فراهم و آثار نفاق و ضغینه و بغضا و انشقاق در مجمع نمایندگان ملل و امم پدیدار رقابت و خصومت در بین دول و اجناس و ادیان و طبقات آناً فآناً در ازدیاد و مکاید سیاسیّه و دسایس حزبیّه و منازعات دینیّه و مخاصمات جنسیّه در انتشار معدّات حربیّه و آلات جهنّمیّه و وسائل نسف و حرق و بوار و دمار در اکثر ممالک و دیار مهیّا و سیل محن و آفات گوناگون از هر سوئی منحدر بحران اقتصادی شدید مشاجرات بین رنجبران و سرمایه داران متزاید

نیران تعصّبات جنسیّه و دینیّه و سیاسیّه مشتعل وجه عالم متغیّر و نظم جهان مضطرب و ارکان مدنیّت متزعزع دول غافل و ذاهل و امم بر اصنام اوهام عاکف سراج دین مستور دخان فساد متصاعد افکار مشوّش آراء متناقض عقائد متزلزل نجم اقبال رؤسای ادیان عتیقه آفل نفوس در غمرات شهوات مستغرق مفاسد اخلاقیّه منتشر عرش سلاطین منهدم و حنین اغنیا مرتفع و ناله و فغان ایتام و ارامل و فقراء و غرباء و اسراء بعنان آسمان متواصل افراد و اُمم در دام حرص گرفتار امم شرقیّه در اشدّ هیجان و خطّهٔ اوروپ بدو شطر منقسم و بعسرت و محنتی شدید مبتلا کشور هند منقلب ارض اقدس قلب العالم و قبلة الاُمم در هیجان و بمخاطرات عظیمه محاط و مهد امر اللّه در پنجهٔ تقلیب گرفتار و حزب مظلوم بر اثر این حرکت رجعیّه در مخالب فئهٔ ضالّه اسیر و مقهور توازن بین‌المللی مختلّ حرکت شمالیّه در قارّات خمسه در تقدّم فرائص اهل آمریک مرتعد قبائل افریک مضطرب دول ضعیفه حیران و هراسان حقوق اقلّیّات دینیّه و جنسیّه مسلوب تندباد عصیان و نافرمانی در هبوب دریای سخط الهی پر جوش و خروش و گمگشتگان ارض از امیر و حقیر و صغیر و کبیر و حاکم و محکوم و رئیس و مرئوس از بادهٔ غفلت سرمست و مدهوش.

و از جهتی دیگر ملاحظه میگردد چگونه اهل بها و برگزیدگان حضرت کبریا و مقتبسین از نور هدی و راکبین سفینهٔ حمراء و متحصّنین در حصن عهد اوفی با وجود ریزش باران نوائب و رزایا بی‏خوف و هراس و ستر و خفا بنشاطی عظیم و عزمی متین و رُوحی پر فتوح و اتّحادی کامل و نیّتی خالص و قلبی مطمئن و قدمی راسخ بتشیید ارکان باقیهٔ نظم عدیم النّظیر قویّ الارکان جهان آرای الهی مشغول و از عربده و هیاهو و مکاره و مفاسد و مآرب و مقاصد و نزاع و جدال اهل ضلال در کنار و از شئون امکانیّه و کدورات و تلوّنات دنیای فانیه مقدّس و مبرّا و بانشاء مشاریع مختلفه و طرح نقشه‌های بدیعه و ترسیم خطط مختلفهٔ متنوّعه در اقطار شرقیّه و غربیّه که تباشیر افتتاح عهد ثانی دومین عصر دورهٔ اولای کور مقدّس است مأنوس و مألوف و در استقرار اساس این نظم بدیع که از جهتی محدث زلزلهٔ عظمی در ارکان مدنیّت ضالّهٔ فاسدهٔ هالکهٔ حاضره و از جهتی دیگر بشارت دهندهٔ تأسیس مدنیّت سامیهٔ الهیّه است لیلاً و نهاراً ساعی و جاهد تا بتدریج قوّهٔ قدسیّهٔ الهیّه که در عصر رسولی دور بهائی تولّد یافته و در مرحلهٔ اولای عصر تکوین در تشکیلات و مؤسّسات این نظم بدیع متدرّجاً حلول نموده و متجسّد گشته در این مرحلهٔ ثانیهٔ این عصر نورانی تصرّفاتش بوسیلهٔ این ادوات و قنوات مشخّصهٔ معیّنه که حامل و واسطهٔ ایصال فیض نامتناهی الهی باین جهان پر وحشت و انقلاب است در انفس و آفاق نمودار گردد و نتیجه و ثمرهٴ حلول و تجسّد این قوّهٔ الهیّه در عالم کون ظاهر و عیان گردد

در ایالات متّحده مهد مدنیّت الهیّه جنود مجنّدهٔ منصوره بر تنفیذ مشروع ثانی هفت ساله که مرحلهٔ ثانیه در سبیل تحقیق نوایای مقدّسهٔ مرکز عهد ربّ البریّه محسوب قائم و در جزائر بریطانیا ناصران امر جمال ابهی بمشروع شش ساله و در کشور هندوستان یاران راستان بمشروع چهار ساله و نیم و در خطّهٔ ایران مهد آئین جمال قدم هموطنان اسم اعظم بمشروع چهل و پنج ماهه و در قارّهٴ استرالیا شیفتگان جمال کبریا بمشروع شش ساله و در اقلیم عراق پیروان نیّر آفاق بمشروع سه ساله مشغول و مألوف و در اجرای این نقشه‌های بدیعه کلّ علی قدر استعدادهم و مراتبهم لیلاً و نهاراً ساعی و مداوم مؤسّسین این مشروعات جلیله امنای مجلّلهٔ محافل مرکزی در شرق و غرب عالم بهائی مجریانش محافل محلّیّه و لجنه‌های تابعه و افراد جامعهٴ پیروان امر اعزّ امنع صمدانی آغازش مقارن بانتهای جنگ ثانی بین‌المللی و افتتاح قرن ثانی بهائی و حلول عهد ثانی این عصر نورانی پایانش در بعضی از این ممالک توأم باحتفال عید مئوی حلول سنهٔ تسع میلاد رسالت و دعوت سرّی جمال قدم و افتتاح عهد اعظم

و در بعضی دیگر بصدمین سال شهادت نقطهٔ اولی مبشّر آئین جمال قدم و موعود ملل و امم و اهدافش تنفیذ آخرین وصیّت مرکز عهد ربّ البریّه و تشتّت حاملان امانت الهیّه در میادین مختلفه در اقطار شرقیّه و غربیّه و تأسیس محافل روحانیّه در عواصم ده مملکت از ممالک مستقلّهٔ قارّهٔ اوروپ و اتمام و اکمال تزیینات داخلهٔ امّ المعابد غرب در ایالات متّحده و اقامهٔ سه رکن از ارکان بیت عدل اعظم

و تشکیل سه محفل مرکزی در اقلیم کندا و جمهوریّات جنوبی و مرکزی قارّهٔ آمریکا و ایجاد نوزده محفل روحانی در عواصم جزیرهٔ ایرلند و ویلس و اسکاتلند و مراکز دیگر در جزائر بریطانیای عظمی و اعادهٔ تشکیل محافل منحلّه و تأسیس نود و پنج مرکز در ایالات و ولایات موطن اقدس جمال ابهی و مضاعفهٔ عدد محافل روحانیّهٔ موجوده در کشور هند و برما و تشکیل سی و هشت مرکز در قارّهٔ استرالیا و استحکام اساس دین مبین و ازدیاد مراکز امریّه در شطّ العرب و الویهٔ تابعهٔ خطّهٔ مبارکهٔ عراق و اتّساع دائرهٔ جامعهٔ جدید التّأسیس در جمهوریّات مرکزی و جنوبی قارّهٔ آمریکا و تأسیس محفل روحانی در امارت بحرین و ارض حجاز و عاصمهٔ افغانستان و تشکیل مراکز جدیده در یمن و احسا و امارت کویت و عدن و عمان از اقالیم عربستان این قیام عدیم المثال رسولان آئین ذوالجلال در غرب و شرق و جنوب و شمال در سنین اوّلیّهٔ قرن ثانی فرخنده فال بنفسه مقدّمهٔ تحقّق نبوّات انبیاء و بشارت مصرّحه در کتاب حضرت دانیال که در تبیین و تفسیرش از کلک اطهر مرکز عهد ربّ متعال این بیان جان افزا صادر: ”هزار و سیصد و سی و پنج مذکوره بدایتش از یوم هجرت حضرت رسول محمّد المصطفی علیه الصّلوة و السّلام است که در آن تاریخ آثار علوّ و امتناع و سموّ و اعتلا از برای کلمة اللّه در شرق و غرب حاصل گردد“. و همچنین میفرماید: ”بذلک التّاریخ ینقضی قرن من طلوع شمس الحقیقة و تعالیم اللّه تتمکّن فی الارض حقّ التّمکّن و تملأ الأنوار مشارق الارض و مغاربها یومئذ یفرح المؤمنون“.

ای ستایندگان اسم اعظم، ملاحظه نمائید که در سنین معدودهٔ اوّلیّهٔ قرن ثانی بهائی که مقارن بافتتاح عهد ثانی دومین عصر دورهٴ اولای کور مقدّس و آغاز ظهور ثمرات طیّبهٔ شهیّهٔ این مشروعات ملّیّهٔ بهیّهٔ عظیمهٔ تاریخیّهٔ پیروان جمال اقدس ابهی است نیروی اسم اعظم و فیوضات آن ساذج قدم چه نفوذی در شرق و غرب عالم نموده و آئین آن محیی رمم چه اشتهاری یافته و در جامعهٔ پیروان یگانه منجی عالم چه قدرت و شجاعتی و همّت و انقطاعی و صولت و بسالّتی و ثبات و استقامتی و تعاون و تعاضدی از افراد و نوّاب و وکلای جامعه ظاهر گشته و چه تأییدی از ملأ اعلی شامل گروه منادیان امر مبرمش و رافعین علم مبینش و حامیان حصن حصینش و مروّجین شریعت سمحایش و مؤسّسین نظم بدیعش گشته در قلب قارّهٔ پر هیجان اوروپ فئهٔ ثابتهٔ راسخه در کشور آلمان سیل جارف بلیّات را از توقیف و تشدید و تخویف و تهدید و زجر و غصب و ضبط و حجز در سنین متوالیه مقاومت نمودند و در آتش امتحان چون ذهب ابریز رخ برافروختند و مظفّراً منصوراً پس از تسکین انقلاب اعظم قدم بمیدان مجاهدت گذاشتند

و چنان همّتی بگماشتند که پس از انقضای اشهر معدوده عدّهٔ مؤمنین و مؤمنات در آن خطّهٔ پر شور و آشوب مضاعف گردید و تعداد مراکز امریّه در مناطق مختلفهٔ آن اقلیم از چهل تجاوز نمود و در قلب آن کشور حظیرة القدس ملّی تأسیس گشت و همچنین در جنوب شرقی قارّهٔ آسیا در اقلیم برما و جزائر محیط اعظم و شرق اقصی مجاهدین فی سبیل اللّه که سنین عدیده از ارض اقدس منفصل تأسّی بستمدیدگان در کشور آلمان نموده در اعادهٔ تشکیلات امریّه و اثبات و دفاع از حقوق مسلوبه و تقویت بنیهٔ جامعه و ازدیاد عدد محافل روحانیّه و ایجاد روابط متینه با همکاران خویش در اقالیم مختلفه سعی بلیغ مبذول داشتند در جمهوریّات مرکزی و جنوبی قارّهٔ آمریکا سپاهیان ملکوت باستحکام بنیاد حصن حصین که در سنین اخیرهٔ قرن اوّل بر وفق نقشهٔ اولای هفت سالهٴ یاران آمریک تأسیس گشته قیام نمودند

و در تهیّهٔ وسائل جهت تأسیس دو محفل بین‌المللی مرکزی در آن سامان که مقدّمهٔ تشکیل محافل ملّیّهٔ روحانیّه در آن جمهوریّات خواهد بود همّت بگماشتند در این جمهوریّات مرکزی و جنوبی که در عهد میثاق نطاق امر اللّه منحصر بمدینهٔ بهیّه در جمهوریّت برازیل بود و در انتهای قرن اوّل بهائی بر اثر همم عالیهٔ واضعان نقشهٔ اولای هفت ساله تعداد مراکز امریّه در کافّهٔ این جمهوریّات از پنجاه و هفت تجاوز نموده بود به صد و چهارده بالغ گشت و در شش جمهوریّت از این جمهوریّات محافل محلّیّهٔ روحانیّه رسماً تسجیل گشت و اعتبارنامهٔ رسمی از طرف ولاة امور صادر شد و قطعه زمینی بالغ به نود هزار متر مربّع بهمّت کنیزی از کنیزان جمال ابهی در عاصمهٔ جمهوریّت شیلی وقف اوّلین معبد بهائی و ملحقاتش در قارّهٔ جنوبی آمریکا گشت

و در مدینهٔ نائیهٔ مجلانیس در اقصی جنوب قارّهٔ جنوبی محفل روحانی تأسیس شد و مدارس تابستانه در دو جمهوریّت ارجنتین و شیلی تشکیل گشت و اوّلین کنگره بهائی در عاصمهٔ ارجنتین و جمهوریّت پناما تأسیس یافت و نمایندگان مراکز امریّه در جمهوریّات مرکزی و جنوبی قارّهٔ آمریک در این دو مؤتمر تاریخی مجتمع گشتند و در تشیید روابط روحانیّه و ترویج امر تبلیغ و اعزام مبلّغین با یکدیگر مشورت نمودند و باتّخاذ تصمیمات مهمّه موفّق گشتند

در ایالات متّحده منشأ و مبدأ این حرکت مبارکه و مهد مدنیّت الهیّه تمهیدات اوّلیّه در سبیل اتمام تزیینات داخلهٔ امّ المعابد غرب انجام یافت و اوّلین اتّفاقنامه با یکی از مشاهیر مهندسین پس از مشاورات و تحقیقات دقیقه از طرف امنای معبد امضاء گردید و میزانیّهٔ این مشروع جلیل القدر که از نیم ملیون دولار متجاوز تعیین شد و عدّهٔ محافل روحانیّه به صد و نود بالغ گشت و مجموع عدّهٔ زائرین معبد مفخّم از ممالک مختلفه از ربع ملیون تجاوز نمود و عدد زوّار در یکروز به نهصد بالغ گشت و موقوفات ملّیّه از دو ملیون دولار تجاوز نمود و عدّهٔ محافل روحانیّه که رسماً تسجیل گشته و اعتبار نامهٔ رسمی از طرف رؤسای دولت بنام آنان صادر گشته از چهل و پنج متجاوز گشت باب مخابرات رسمیّه بین امنای محفل مرکزی آن اقلیم جلیل و شخص شخیص رئیس جمهور و وزارت خارجه و وزارت معارف در عاصمهٴ آن مملکت مفتوح گردید و روابط متینه با هیئت نمایندگان امم متّحده در مدینهٔ میثاق و لجنه‌های متفرّعهٔ آن از قبیل لجنهٔ وصایت و لجنهٔ حقوق نساء و لجنهٔ اُمور اجتماعی و اقتصادی ایجاد گشت و بیان نامه‌های مختلفهٔ متضمّن تعالیم الهیّه راجع بحقوق افراد در هیئت اجتماعیّه و حقوق نساء صادر و بواسطهٔ هیئت منتخبه تقدیم این مقامات رسمیّه و مراجع عالیه گردید.

در اقلیم کندا که بفرمودهٴ مرکز میثاق جمال ابهی مستقبلش چه از حیثیّت ملک و چه از حیثیّت ملکوت بسیار عظیم است و حوادثش بینهایت جلیل بر حسب نقشهٔ ثانی هفت ساله رکن رکین بیت عدل الهی تأسیس گشت و عدّهٔ مراکز امریّه از شصت تجاوز نمود و انجمن شور روحانی ملّی در اوّلین مرکز امر اللّه که بقدوم مبارک من طاف حوله الأسماء مشرّف گشته منعقد گشت و اوّلین محفل مرکزی آن اقلیم تشکیل شد و استقلال و انفصالش از محفل مرکزی بهائیان ایالات متّحده اعلان گشت.

در خطّهٔ وسیعهٔ هندوستان یاران ستمدیدهٔ جمال رحمن نوائب و بلیّات و مصائب و مصاعب متنوّعه را مقاومت نمودند و در میدان تبلیغ و مجاهدت و نشر آثار و کشف اسرار امر ربّ مختار چنان همّتی بگماشتند که عدّهٔ مراکز امریّه که در عهد ثالث اوّلین عصر دور بهائی از شش مرکز تجاوز ننموده بود و در خاتمهٔ قرن اوّل از شصت تجاوز ننموده بود به هشتاد بل ازید بالغ گشت و دایرهٔ نشریّات بکمال سرعت وسعت یافت و حظیرة القدس ملّی جدیدی در عاصمهٔ آن اقلیم بمبلغ پانصد و هفتاد و پنج هزار روپیّه بهمّت یاران راستان از ادیان و اجناس و طبقات مختلفه ابتیاع گشت مبالغ باهظه متجاوز از بیست هزار جینه لأجل اعانهٔ ستمدیدگان در کشور نمسه و آلمان و ترویج امر تبلیغ و اتّساع دائرهٔ نشریّات امریّه و استحکام اساس جامعه از طرف محافل روحانیّه و افراد جامعه در شرق و غرب جمع آوری گردید و کتب امریّه بهمّت کنیزی از کنیزان مولی البریّه در اقطار شمالیّه بکتابخانه‌های عمومی متعدّده در عاصمه و مراکز مختلفهٔ جزیرهٔ گرین لند و مدینهٔ نائیهٔ اوپرناویک که ماوراء مدار قطب شمال واقع ارسال گشت اوّلین محفل روحانی در اقلیم آلاسکا تشکیل شد و از اسکیموهای آن بلاد که ذکرشان از قلم میثاق در الواح مصرّح عدّه‏ئی مفتون تعالیم الهیّه گشتند و جمعی از هندیهای سرخ پوست آمریک اهالی اصلی آن دیار که قلم میثاق ربّ مختار باهالی قدیمهٔ جزیرة العرب تشبیه نموده و استعداد فطری آنان را ستایش فرموده دفعةً واحده اقبال بامر ذوالجلال نمودند و در ترویج دین اللّه با برادران و خواهران روحانی از جنس ابیض و اصفر و اسود که از ساکنین در آن دیارند مشارکت نمودند.

در ارض اقدس با وجود انقلابات متزایدهٔ سیاسیّه اراضی وسیعه باسباب غیبیّه در دامنهٔ جبل کرمل که قیمتش از چهل هزار جینه متجاوز متدرّجاً ابتیاع گشت و منضمّ باراضی موقوفهٔ مقام اعلی گردید و قسمتی از این اراضی بنام شعبهٴ جدید التّأسیس محفل مرکزی ملّی روحانی هندوستان رسماً منتقل گشت و این معاملات اخیره کما فی السّابق بتوقیع ابن ناقض اکبر در دائرهٔ ثبت اسناد تصدیق گشت. عقدنامهٔ بهائی مقدّمهٔ تأسیس محکمهٔ شرعیّهٔ بهائیّه در سه ایالت دیگر از ایالات متّحده رسماً تسجیل گشت و اعتبار نامهٔ رسمی در اجرای حکم محکم الهی و عدم مراجعه بمحاکم مدینه و رؤسای کنیسه از طرف ولاة امور و حکّام ولایات صادر شد.

در قطر مصر و خطّهٔ عراق با وجود محظورات و مشاکل عدیده مدارس تابستانه تأسیس و نشریّات امریّه ترجمه و طبع و منتشر گردید در عاصمهٔ حبشه و عاصمهٔ سودان بهمّت مهاجران و منادیان امر رحمن محفل روحانی تأسیس گشت و هزار نسخه از جزوه‏ئی که متضمّن تعالیم الهیّه و عقائد بهائیّه است بلغت تگرینیا که در بین قبائل حبشه و اقالیم مجاوره متداول ترجمه و طبع گردید در اقالیم ثلاثهٔ ایرلند و ویلس و اسکاتلند بنیاد نظم بدیع بدست مجریان نقشهٴ شش ساله تأسیس گشت و اوّلین محفل روحانی در عاصمهٔ هر یک از این اقالیم تشکیل شد امر اللّه که در عهد اوّل عصر رسولی نطاقش محدود و منحصر بدو مملکت و در عهد ثانی انوارش بر ده مملکت دیگر ساطع گشت و درعهد ثالث علمش در بیست مملکت دیگر از ممالک شرقیّه و غربیّه مرتفع گشت و از صعود مرکز میثاق تا انتهای قرن اوّل به چهل و شش مملکت دیگر از ممالک مستقلّه و اقالیم تابعه سرایت نمود در این سنین اخیره اساس نظم بدیعش در سیزده مملکت دیگر تأسیس یافت و نشریّات امریّه که در ختام قرن اوّل به چهل و یک لغت ترجمه و طبع و منتشر گشته به نه لغت دیگر ترجمه و طبع و منتشر گردید و به دوازده لغت دیگر ترجمهاش مباشرت گشت

طلیعهٔ جنود مجنّدهٔ الهیّه و مشعلداران شریعت بهیّهٔ بهائیّه در این دو سنهٔ اخیره بر حسب دستور و فرمان امنع اقدس صادر از قلم مرکز میثاق ربّ البریّه و بر وفق تعلیمات واضعین نقشهٔ دوم هفت ساله از ایالات متّحده منشأ این حرکت مبارکه هجرت نمودند و در اقطار شمالیّه و جنوبیّه و غربیّه و مرکزیّهٔ قارّهٔ منقلبهٔ اوروپ امّ جامعهٔ مسیحیّه و مهد مدنیّت غربیّه و قاصم شوکة جیوش اسلامیّه در اعصار غابره منقطعین عن الجهات متوکّلین علی ربّ الآیات البیّنات مستمدّین من مولاهم و محبوبهم بهاء الارضین و السّموات متشتّت گشتند و به تسخیر مدن و بلاد قیام نمودند و بسرعتی محیّر العقول در عاصمهٴ اسپانیا و پرتقال و ایطالیا و سویس و هولند و بلجیک و لکسمبورگ و دانمارک و اسوج و نروج اساس نظم بدیع را بنهادند و به مقدّمات تشکیل اوّلین انجمن شور تبلیغی تاریخی در مرکز سابق عصبهٔ امم در یوم مبعث مبشّر امر جمال قدم پرداختند و جمعی از مبلّغین و مروّجین این مشروع افخم برادران و خواهران روحانی خویش را در اقالیم مجاوره بحضور در این مجمع محترم دعوت نمودند و درمدینهٔ رومیّه مرکز خلافت حبر اعظم و حصن حصین اتباع اعظم و اقدم کنائس مسیحیّه نشریّات امریّه منتشر ساختند و به متجاوز از سیصد کتابخانه از کتابخانه‌های عمومی و خصوصی در مدن مهمّهٔ کشور ایطالیا تقدیم نمودند و در دارالفنون عاصمهٔ آن اقلیم اوّلین خطابه در تبیین حقایق امریّه و تشریح تعالیم الهیّه القا نمودند و آوازهٔ امر اللّه را بمدن مهمّهٔ دیگر در آن کشور رساندند لیظهر ما صدر من قلم المیثاق مخاطباً ایّاهم و اعوانهم و من سبقهم فی تلک الدّیار”این نداء الهی چون از خطّهٔ آمریک به اوروپ و آسیا و افریک و استرالیا و جزائر پاسفیک رسد احبّای آمریک بر سریر سلطنت ابدیّه جلوس نمایند و صیت نورانیّت و هدایت ایشان بآفاق رسد و آوازهٔ بزرگواریشان جهانگیر گردد“.

ای برادران و خواهران روحانی این بود شمّه‏ئی از انتصارات باهره که بر اثر مساعی مشکوره و همم عالیه و مجهودات سامیهٔ یاران جمال ازلیّه در سنین اوّلیّهٔ قرن ثانی بهائی و بدایت عهد دوم عصر تکوین در این عالم پر وحشت و اضطراب ظاهر و پدیدار گشته این آثار عظیمه در سنین معدوده پس از ختام قرن اوّل بهائی در بسیط زمین ظاهر گشته دیگر معلوم است چه آثاری بمرور ایّام در این قرن عظیم که قرن جلوهٔ نظم بدیع جدید التّأسیس جهان آرای الهی است و قرون آتیه در این عصر مبارک ثانی دور بهائی و عصر ذهبی که عصر اخیر دورهٔ اولای کور مقدّس است در عالم کون مشهود و نمایان گردد واقعه‌ها در پیش است و حوادث جسیمهٔ جلیله از عقب به فرمودهٴ مرکز عهد جمال ابهی بدایت انبات است و آغاز ظهور آیات بیّنات“ هنگام نصب و استحکام دعائم دیوان رفیع المنار عدل الهی است و زمان زمان اتمام و انجام مشاریع مختلفهٔ مُهمّهٔ متعدّدهٔ پیروان امر اعزّ صمدانی و یوم یوم جهاد کبیر اکبر در سبیل تحقیق اهداف سامیه و تنفیذ وصایای محکمهٔ مرکز امر جمال لایزالی. در سنین آتیهٔ این دور بهائی دوری که امتدادش به نصّ قاطع الهی اقلّاً هزار سال است قبّهٔ این قصر مشید بر این اعمدهٴ مجلّله مرتفع گردد و بیت عدل اعظم الهی مطابقاً لما اراده المحبوب استقرار یابد و تشیید این بنیان مجید انجام پذیرد.

ناموس اعظم نظامنامه و قانون اساسی اعظم هیئت تشریعیّهٔ جامعهٴ بهائی بکمال اتقان تدوین گردد و مرکز اداری امر اللّه در جوار قبلهٔ اهل بهاء و مقام اعلی مرکز روحانی جامعهٴ پیروان آئین حضرت کبریا در کمال عظمت و جلال تأسیس شود و مصداق آیات لوح کرمل کاملاً پدیدار گردد تأثیرات عظیمهٔ فرمان صادر از قلم مهیمن سالار جند بها خطاب بانصار دین اللّه و علمداران شریعت سمحاء در قارّهٔ آمریکا ولوله در قارّات خمسهٔ دنیا و جزائر دو محیط اعظم اندازد و بشارات کتاب حضرت دانیال تحقّق پذیرد و احکام کتاب مستطاب اقدس باسلوبی بدیع تدوین و اعلان گردد و اقامهٔ شعائر مقدّسه ما بین بریّه کاملاً ظاهراً بیخو‌ف و تقیّه در بسیط زمین شهرتی عظیم یابد.

تشیید مقام بهیّ الانوار نقطهٔ اولی در قطب کرمل مطابقاً لما وعدنا مولانا و محبوبنا انجام پذیرد و قبّهٔ ذهبیّه‌اش شهرهٔ آفاق گردد وسائل بنای توابع و ملحقات اوّلین مشرق الاذکار عالم بهائی در مدینهٔ عشق و امّ المعابد الغرب در قلب قارّهٔ آمریک بکمال اتقان و انتظام فراهم گردد و معابد متعدّدهٔ بهائی در ارض طا امّ العالم افق نور و جبل مقدّس کرمل قلب العالم و مطاف الاُمم و مرکز عالم عربی و اسلامی و مدینة اللّه و عواصم ممالک اخری در شرق و غرب تأسیس شود.

جامعهٔ پیروان امر اعزّ اسنی در موطن اصلی جمال ابهی و ممالک اسلامیّه و اقطار شرقیّه از قید اسارت و مقهوریّت رهائی یابند و انفصال شریعت اللّه از ادیان عتیقه کاملاً تحقّق پذیرد علم استقلال دین اللّه علی رؤوس الاشهاد مرتفع گردد و بیت اللّه الأعظم و کعبة الامم از چنگ غاصبان و ظالمان مستخلص گردد و زیارتگاه عالمیان شود محکمهٔ شرعیّهٔ بهائیّه بکمال عظمت و متانت تشکیل گردد و علم یا بهاءالابهی بفرمودهٴ غصن اعظم سدرهٴ منتهی در قلب اوّلین جامعهٔ اسلامیّه در مدینهٔ قاهره منصوب گردد حنین رؤسای کنائس و ادیان عتیقه در هند و چین و ژاپان مانند حنین منابر و نالهٔ علما و فقهای شریعت اسلامیّه از دور و نزدیک بلند شود

اعلان صلح اصغر عالم را از بلای عقیم و داء وبیل نجات دهد موهبت وحدت عالم انسانی رخ بگشاید و قطعات خمسه حکم یک قطعه یابد و وحدت اصلیّه در هیئت اجتماعیّه تحقّق پذیرد محکمهٴ کبری تأسیس شود دورهٔ صباوت عالم انسانی منتهی گردد و علامات بلوغ عالم که در الواح الهیّه مصرّح ظاهر و پدیدار شود ملک عادل بر سریر سلطنت در ارض طا جالس گردد و صوت رجال از ارض خا در ذکر ربّ غنیّ متعال گوشزد قریب و بعید گردد

هیکل امر اللّه در انجمن بنی آدم جلوه‏ئی محیّر العقول نماید و صیحهٔ ایادی غالبهاش مرتفع شود و سطوت اعضاد قاهرهاش واضح و عیان گردد رایت صلح اعظم بر اعلی الاعلام موج زند و مدنیّت لا شرقیّه و لا غربیّهٔ الهیّه بساطی جدید در جهان بگستراند عالم بدرجهٔ کمال رسد و جلوهٔ سلطنت بهائیّه و غلبهٔ ظاهرهٔ شریعت الهیّه من علی الأرض را باهتزاز آرد و ملوک و سلاطین را در ظلّ سیطرهٔ محیطه کلمة اللّه مجتمع گرداند ملکوت الله کما بشّره الابن فی الانجیل در عالم شهود تأسیس شود و سطوة ربّ الجنود چهره بگشاید و مجد اب سماوی عالم را منوّر فرماید عالم ناسوت جلوهگاه عالم لاهوت و عالم ادنی مرآت ملأ اعلی و تصویر عالم بالا و قطعه ‏ئی از ریاض ملکوت ابهی گردد. شلّیک یا علیّ الأعلی و یا بهاء الأبهی از قطب آفاق بلند گردد و ندا از مکمن اسنی از خلف عرش کبریا خطاب باین عالم ادنی من علی الارض را من اقصاها الی اقصاها بوجد و طرب آرد بأن یا ارض بشری لک بشری لک بما القت علیک شمس البهاء ذیل شعاعها و شملتک اهداب ردائها بشری لک بشری لک بما استوی علیک عرش البهاء و تلجلج فیک سرّ البهاء و انطبع فیک جمال البهاء بشری لک بشری لک بما حباک البهاء قطعةً من الفردوس الأبهی و مرآتاً تنعکس فیها انوار الملأ الأعلی تعالی تعالی هذا الصّنع الاتمّ الأبدع الاکمل المبارک الأقدس الأرفع الاسنی فسبحان ربّنا العلیّ الأعلی فسبحان ربّنا البهیّ الأبهی.

رضوان ١٠٥
بندهٴ آستانش شوقی


توقیع مبارک نوروز ١٠٨ بدیع

احبّای الهی و اماء الرّحمن در کشور مقدّس ایران و ممالک مجاوره هندوستان و افغانستان و عراق و عربستان و مصر و سودان و سوریّه و لبنان طرًّا ملاحظه نمایند

ایّها المحترقون من نار الفراق ایّها المضطهدون فی سبیل امر نیّر الآفاق

مژده باد مژده باد که در این روز فیروز و نوروز سنهٴ ثامن قرن ثانی کور بدیع جهان افروز تصمیم قطعی در تهیّهء مقدّمات اوّلیّه و لوازم ضروریّهٴ تشیید قبّهٴ رفیعهٴ منیعهٴ بدیعهء ذهبیّهٴ ضریح مقدّس ربّ اعلی نقطهء اوّلیّهء ازلیّه و شجرة لا شرقیّة و لا غربیّة متوکّلاً علی اللّه و متوسّلاً باهداب فضله و کرمه و ملتمساً عونه و تأییده و هدایته اتّخاذ گردید و این بشارت عظمی بمراکز امریّه در شرق و غرب عالم بهائی رسماً ابلاغ گشت و بوضع اساس قواعد و ارکان گنبد رفیع الشّأن این بنیان اعزّ اجلّ ارفع ابدع اعلی در این ایّام که افتتاح عهد ثانی عصر دوم اوّلین دور کور مشعشع بهائی است مباشرت گردید

جمال قدم و شارع امر افخم که فی الحقیقه مؤسّس این مشروع اتمّ و اقوم است و من بعدّهء غصنه الاعظم و مرکز عهده الاکرم که ارادهٴ قاهرهٴ غالبهٴ الهیّه را تنفیذ فرمود و عرش مطهّر را از مهد امر اللّه بساحل ارض اقدس برسانید و حجرات مرقد مطهّر را بید قدرت بنا فرمود و در قلب کرم الهی امانت اللّه را مقرّ و مأوی داد از ملأ اعلی ناظر و شاهد و عن ورائهما معشر النّبیّین و المرسلین که بیوم ظهور صاحب این مقام بشارت داده و بتجلیل و تکریم آرامگاه ابدی آن مظهر مظلومیّت کبری در کتب مقدّسه پرداخته و در آرزوی لقایش در عصور غابره به آه و حنین دمساز گشته و در این حسرت از این عالم بجهان باقی شتافته بتهلیل و تسبیح و تکبیر ناطق و ارواح قدّیسین و کرّوبیّین و ملائکهء مقرّبین حول این مقرّ اعلی طائف و از مکمن اسنی هُتاف ملأ اعلی مرتفع که اَنْ یا مظلوم العالم علیک من الصّلوات اکملها و ابهاها ان یا باب اللّه الاعظم علیک من التّحیّات اطیبها و ازکیها سبحان من اختارک و بعثک سبحان من جعلک مبشّراً لأمره و الذّبح الأکبر لدینه تعالت قدرتک یا قرّة عین النّبیّین و علت سلطنتک یا سلطان المرسلین و لاح کبریائک یا محبوب من فی السّموات و الارضین و ظهر یوم انتقامک یا من فدیت بروحک و بشّرت العالم بیوم یقوم النّاس لربّ العالمین.

ای ستایندگان اسم اعظم، چه مقدار رفیع است شأن و منزلت این ودیعهٴ ربّانیّه و چه بلند است مقام این هیکل اعزّ صمدانیّه که بدار آویخته و بخون آغشته و بهزار گلوله مشبّک گشته و در این ضریح منوّر مطابقاً لما اراده المحبوب در مقابل قبلهٴ اهل بهآء و روضهء مبارکهٔ علیا مطاف ملأ اعلی مدینهٔ منوّرهٴ بیضا آرمیده و از سمت یسارش مقام حضرت ایلیا و از یمینش اتلال جلیل حضرت عیسی و در خلفش مسجد اقصی واقع گشته اقلام از وصفش عاجز و عقول از ادراک قوّهٴ مکنونهء نافذه و سیطرهٴ غالبهٴ محیطه‌اش قاصر در بیان تأثیر و نفوذ تراب منتسب بآن مضجع منوّر از قلم میثاق در حین تسمیهء ابواب خمسهٴ آن مقام مقدّس در لوحی مخصوص این کلمات درّیّات نازل: ”هذا ما الهمنی تراب مطاف ملأ الأعلی“

این حقیقت ازلیّه و نقطهٔ اوّلیّه و مظهر وحدانیّت الهیّه همچنانکه در عوالم غیبیّه بفرمودهٴ حضرت ربّ البریّه مطاف ارواح مرسلین است در عالم کون نیز مرکزیّت مقام اعلایش ثابت و محقّق و رمس معطّرش بظاهر ظاهر مرکز دوائر تسعهٴ ناسوتیّه واقع دائرهٔ اولی کرهٴ ارض عالم ادنی و در قلب این کره ارض اقدس قلب العالم و قبلة الامم لانه و آشیانهٔ انبیا و در قلب این ارض کرم الله کوه خدا جبل الرّبّ مقام حضرت ایلیا و در قلب این جبل حرم اقدس اراضی متّسعهٴ موقوفه آن مقام مقدّس و در قلب این حرم فردوس ابهی و جنّة علیا حدائق وسیعهٴ متعدّدهٴ تابعهٴ آن مقرّ اسنی و در قلب این فردوس بنیان بدیع رفیع البنآء مقام اعلی و در قلب این مقام که بمنزلهٔ صدف است لوءلوء لالا قدس الاقداس ضریح مطهّر که حجرات آن در یوم میثاق تشیید گشته و در قلب این ضریح و گوهر گرانبها مقرّ اعزّ اسنی و در قلب این مقرّ تابوت مقدّس که بفرمودهٴ حضرت عبدالبهآء در قرآن مصرّح و کتاب اللّه بآن بشارت داده و در قلب این تابوت سکینة اللّه رمس معنبر منوّر معطّر ربّ اعلی و نقطهٔ اولی تعالی تعالی اسمه العلیّ العالی الأعلی تعالی تعالی شأنه الاعظم الارفع الاسنی تعالی تعالی مقرّه الأبدع الامنع الاسمی. تعالی تعالی رمسه الاطهر الاقدس النّافذ فی کلّ الاشیاء تعالی تعالی امره الأعزّ الاکبر المهیمن علی من فی الارض و السّمآء.

ای برادران و خواهران روحانی، وقت آنست که بپاس این بشارت عظمی و موهبت کبری سلسلهٴ وقایع مهمّهٴ تاریخیّه را از بدایت این تأسیس جلیل الی یومنا هذا بیاد آوریم و در تأثیرات عجیبهٔ عظیمهاش که در مدّت شصت سال متدرّجاً در این ارض با وجود مقاومت مرکز خلافت عظمی و مأمورین دولت و هیئت مفتّشین و فئهٴ ضالّهٴ ناقضین و مبشّرین پرکین ظاهر و پدیدار گشته تفرّس نمائیم و در انجام و اتمام این مشروع خطیر سعی بلیغ مبذول داریم الی ان یظهر ما کنز فی الواحه و نطق به لسانه و نزّل من قلمه الأعزّ المبارک المنیع.

جمال قدم و اسم اعظم روحی لادنی عبد من عبیده الفداء در اواخر ایّام از قلعهٔ محصّنهٔ عکّا قصد مدینهٔ مکرّمهٔ حیفا بنمود و بقدوم مبارکش تلّ الهی را مشرّف ساخت جشن اعظم در ملأ اعلی برپا گشت کوم اللّه باهتزاز آمد و بهاء کرمل نمودار شد و در دامنهاش خیمهٔ مبارک منصوب گردید و آیات باهرات لوح کرمل در جوار مقام حضرت ایلیا بصوت مرتفع از لسان اطهر جاری شد و لسان عظمت بتعریف و توصیف بقعه‏ئی از بقاع آن که در قلب آن جبل واقع ناطق گشت و ارادة اللّه در آن حین بانتقال عرش ربّ اعلی علیّ حبیب بیهمتایش و مظهر قبلش و مبشّر جمالش بآن بقعهٔ مشرّفه تعلّق گرفت و مقام محمود از فم مطهّر مخاطباً بغصن اعظمش تعیین گشت و باصبع اقتدار بآن مکان مقدّس اشاره فرمود و پس از صدور امر محکم در انتقال عرش مطهّر آن محیی رمم بمقرّ اوّلیّهاش در سجن اعظم مراجعت فرمود

طولی نکشید که شمس بهاء از افق زندان غارب گشت و غصن وحید اعظمش در بحبوحه طوفان نقض مطابقاً لما امره محبوبه الابهی بتنفیذ دستور صادر از فم مقدّسش قیام فرمود و ارض اعلی اوّلین قطعهٔ مبارکهٔ مشرّفه بقدوم جمال ابهی در آن جبل مقدّس با وجود دسائس ناقضین ناکصین ابتیاع گردید

سپس به تأییدات موعودهٔ جمال ابهی دستور غصن بقا در انتقال عرش اعلی از ارض طا بمدینهٴ مکرّمهٔ عکّا صادر گشت و در همان ایّام صندوق مرمر و تابوت مقدّس بر حسب ارادهٴ مبارکه‌اش حاضر و مهیّا گردید و از هندوستان آمناً سالماً وارد مدینهٔ مبارکهٔ حیفا شد و سنگ اساس آن مقام مقدّس را غصن بهآء بدست مبارکش بنهاد

طولی نکشید که بتفتین و تحریک دشمنان و ناقضان پرکین از مدینهٴ کبیره فرمان سلطانی بمسجونیّت یوسف بهاء در قلعهء محصّنهٔ عکّا بغتةً صادر گشت ولی با وجود موانع لا تحصی و متاعب و بلایای بیمنتهی جادّهٔ خصوصی مقام اعلی و قطعه‏ئی دیگر از اراضی مجاورهٴ آن ابتیاع گردید و حجرات بنیان مرصوص رغماً لکلّ عدوّ لدود و مکّار عنود به نیروی بازوی مرکز منصوص عهد ربّ ودود مرتفع گشت و این انتصار عظیم و نصرت مبین مُحرّک عرق عصبیّت حکّام جهول و برادارن حسود و مورث رعب و توهّم و اضطراب خلیفهٔ ظلوم گردید و در خلال این احوال عرش مطهّر که از دارالخلافهٔ طهران و مدینهٴ اصفهان و کرمانشاهان و دار السّلام و برّ شام و ارض باء بساحل ارض اقدس پنجاه سال پس از شهادت آن حضرت واصل و در حجره‏ئی از حجرات بیت مسکونهٴ حضرت عبدالبهآء مخفی و پنهان بود، به دامنهٔ جبل کرمل با وجود مسجونیّت غصن برومند الهی وارد گشت و در مکان معلوم مستوراً عن الأبصار مقرّ و مأوی یافت

متعاقب این قضایا انقلابی جدید رخ بنمود و بامر سلطان جائر هیئت ضالّهٴ خاسرهٔ مفتّشین تعیین گردید و بمدینهٔ عکّا اعزام و اعضای آن هیئت بدلالت و تشویق و تأیید محرّکین و ناقضین و مأمورین و مبغضین پر تدلیس بارسال لوایح و تفتیش آن مقام مقدّس پرداختند ولی بفرمودهٴ حضرت عبدالبهآء بغتةً صاعقهٔ غیرت درخشید و غرّش توپ خدا مرتفع گشت و اعضای آن هیئت خائباً خاسراً بمدینهٔ کبیره بسرعت تمام مراجعت نمودند و در اثر انقلاب اعظم سلطان غدّار گرفتار گردید و بدارالبوار راجع شد و زنجیر از عنق عبدالبهآء مرتفع گشت و بگردن عبدالحمید پلید بیفتاد

سپس حمامهٴ وفا از قفس زندان عکّا برهید و در مدینهٔ حیفا در ظلّ مقام بهیّ الانوار نقطهء اولی مقرّ و مأوی جست و در همان سنه که خصم خصیم مخلوع و مسجون گردید در یوم عید سعید نوروز مقارن با یوم افتتاح اوّلین مؤتمر بهائی یاران آمریک راجع بتأسیس مشروع رفیع الشّأن امّ المعابد غرب عرش مطهّر پس از آنکه مدّت شصت سال از محلّ بمحلّی منتقل بدست حامل امانت الهیّه و مجری ارادهٴ ازلیّهٔ نافذه و ناشر لواء شریعت ربّانیّه در حضور جمعی از یاران خاور و باختر در تابوت مرمر در مقرّ اطهر استقرار یافت

و سنهٔ بعد یوسف بها بدیار مصریّه رحلت نمود و از آن خطّه بممالک غربیّه بشتافت و در غیابش مهمانخانه ‏ئی جهت زائرین و مسافرین در جوار آن مقام مقدّس تأسیس و قطعه‏ئی چند از اراضی مجاوره ابتیاع گردید و منضمّ بموقوفات اوّلیّهٔ آن مقرّ اسنی گشت

سپس نائرهٔ جنگ و جدال مشتعل گشت و انقلاب ثالث دورهٔ میثاق رخ بنمود و جمال پُر وبال بتحریک ناقضین بد خصال بر تهدید تخریب مقام حضرت ذوالجلال و اعدام غصن بی‌همال قیام نمود و عاقبة الامر مغلوب و مخذول و منکوب و مقتول گردید و بخلیفهٔ مخلوع و معزول ملحق گشت در آن ایّام پر انقلاب که نیران جنگ مشتعل و غصن منشعب از اصل قدیم در معرض خطر عظیم واقع بیانی از فم مطهّرش صادر در حینی که در مقابل آن مقام اطهر جالس و نظر مبارکش بآن بنیان مقدّس متوجّه قوله عزّ بیانه: ”نشد مقام اعلی ساخته شود انشاء اللّه میشود دیگر ما به این قدر رسانده‏ایم“.

پس از سنین معدوده غصن منشعب از سدرهٴ الهیّه از عالم ادنی برفیق اعلی صعود نمود و بر حسب وعود کتب مقدّسه و الواح منیعهٴ صادره از مخزن قلم سلطان احدیّه و بشارات صریحهٔ مرکز عهد ربّ البریّه هجرت بنیاسرائیل و ورّاث کلیم و ابناء خلیل بارض میعاد بغتةً تزاید و تقدّمی سریع یافت و در ابتیاع اراضی واقعه در صفح آن جبل مقدّس و مدینهٔ حیفا و اطراف آن اولیای امور و مهاجرین جدید الورود بجدیّت تمام و نشاط کامل قیام نمودند

و چون خطر متوجّه بآن مقرّ اطهر گشت فدائیان امرِ الهی و حامیان حصن حصین آئین یزدانی در خاور و باختر کثلّةٍ واحدة در محافظهٔ اراضی مجاورهٴ آن مقرّ اعزّ اعلی از تسلّط و تصرّف بیگانگان همّت بلیغ بگماشتند و قطعات متّسعهٔ متعدّده ‏ئی که امتدادش از قلّهٔ کوه تا مدینهٔ حیفا و در سمت شمالی و جنوبی و شرقی و غربی آن مرکز انوار واقع متتابعاً مالک گشتند سپس قسمتی از این اراضی موقوفه با وجود اعتراض و مخالفت ابن ناقض اکبر بنام شعبهٔ جدید التّأسیس محفل روحانی مرکزی بهائیان آمریک انتقال یافت و این اراضی واقعه در قلب آن جبل و تابعهٔ آن مقام اطهر بتمامها بر حسب فرمان صادر از مرکز حکومت و مندوب سامی دولت بهیّهٔ انگلیس از رسوم دولت معاف گشت

مقارن این قضایا طبقات مقام اعلی کما وعدنا مولانا و محبوبنا متدرّجاً امتداد یافت و حجرات ثلاثهٔ متّصل بآن مضجع منوّر بر حسب دستور مقدّسش بنا گشت و بنای اصلی ضریح مطهّر اکمال گردید رفته رفته حدائق مقام اعلی در حول این مرقد اطهر تأسیس گشت و بر رونق اراضی وسیعه و جلوهٔ طبقات ممتدّه و ابهّت و نضارت آن بقعهء مُشرّفهٔ مرتفعه بیفزود گلزار مقام اعلی نزهتگاه عموم از طبقات مختلفه و اجناس متنوّعه و ادیان و مذاهب متعدّده گردید و جبهه و طبقات مستظلّهٴ در ظلّ آن بانوار متعدّده و سرج لامعه روشن و منوّر گشت و مصداق طبقات من النّور نور علی نور ظاهر و نمایان گردید

رمسین اطهرین غصن شهید بها و مخدّرهٔ کبری امّ حضرت عبدالبهآء با وجود اعتراض و احتجاج بدیع شنیع بیوفا از جوار مدفن اسلامیان در خارج مدینهٔ عکّا بجوار مرقد ورقهٔ مقدّسهٔ علیا خانم اهل بها و در قرب آن مقام اعزّ اشرف اعلی منتقل گشت و بر شکوه عظمت تأسیس عظیم الشّأن جمال قدم در آن جبل مقدّس بیفزود و محور و مرکز دوائر و تأسیسات و معاهد اداری امریّه که در آینده بر حسب اشارات و رموز الواح مقدّسه در دامنهٴ این مزرعه الهیّه تأسیس خواهد شد تعیین گشت و تباشیر وعود و بشارات لوح کرمل آشکار و پدیدار گردید

رفته رفته نقشهٴ بدیعهٴ قبّهٴ منیعهٴ آن مقام پر مجد و احتشام محیی انام و مجسّمهٴ مجلّلهٔ آن مطابقاً لما اراده المحبوب تعیین و آن رسم بدیع در یوم احتفال عید مئوی بعثت صاحب آن مقام رفیع در مجمع جمعی از مجاورین و عاکفین کعبهٔ مقصود ارائه گردید و تصمیم قطعی در تهیّهٔ مقدّمات تشیید این بنیان رزین و متین به پیروان امر حضرت ربّ العالمین در شرق و غرب عالم بهائی ابلاغ و اعلان گشت

سپس مهندس این نقشه و بنا بکشور ایتالیا با وجود انقلاب متزاید و اضطراب شدید در بقعهٴ نورأ متوکّلاً علی اللّه جهت تهیّهء اعمدهٴ مجلّلهٴ رواق مقام اعلی رهسپار گشت و پس از اشهر معدوده مقارن عید سعید نوروز چهل سال پس از استقرار عرش مطهّر در تابوت مقدّس با وجود موانع لاتحصی اوّلین سنگ این بنا که چون صدف حافظ این لوءلوء لالا و گوهر گرانبهاست منصوب گشت و موادّ لازمه از احجار منقوشه و مرمر ممتاز که مجموعش از هشتصد تُن متجاوز متتابعاً سالماً بساحل ارض اقدس واصل و بسرعت تمام آن اعمدهٴ مجلّله که از حیث وزن و لون و ارتفاع و جسامت و متانت و ظرافت در این صفحات کمیاب بل بی‌نظیر و عدیل حول ضریح مقدّس از طرف شرق و غرب و جنوب و شمال مرتفع و مرتکز گردید و متعاقباً تاج رواق این مقام که قسمتی از آن از زر خام و بلونین حمرأ و خضرأ که رمز شهادت و علامت سیادت آن مظلوم عالم است ملوّن و باسم اعظم در صدر و زوایای اربعهٔ آن مطرّز و مذهّب و مزیّن منصوب گشت و بر اتّساع و ارتفاع و ابهّت و جلال و اشتهار مرقد بهیّ الانوار رفیع البنیان قویّ الأرکان مبشّر امر حضرت رحمن بیفزود و طبقهٔ اولای این بنیان اتمام و انجام یافت و مرحلهٔ اوّلیّه در تشیید آن منتهی گشت و جمهور واردین و زائرین این بقعهٔ مشرّفهٔ علیا از دور و نزدیک و شرقی و غربی و وضیع و شریف و آشنا و بیگانه و دوست و دشمن از جلوهٴ این مقام و ظهور این عزّت و احتشام و سطوع این انوار و کشف این اسرار بعضی واله و بعضی حیران و بعضی مستبشر و شادمان و بعضی در آتش بغض و حسد سوزان.

در توقیع محمّد شاه که از قلعهٔ ماکو از قلم آن مظلوم وحید و مسجون فرید نازل این خطاب جانگداز مدوّن قوله ما احلی بیانه و ما ابهی ذکره: ”قسم بخداوند اگر بدانی در عرض این چهار سال چها بر من گذشته است از حزب و جند حضرتت نفس را بنفس نمیرسانی از خشیة اللّه الّا و آنکه در مقام اطاعت امر حجّة اللّه بر آئی و جبر کسر آنچه واقع شده فرمائی قسم به سیّد اکبر اگر بدانی در چه محلّ ساکن هستم اوّل کسیکه بر من رحم خواهد کرد حضرتت می بود در وسط کوهی قلعه ایست در آن قلعه از مرحمت آن حضرت ساکن و اهل آن منحصر است به دو نفر مستحفظ و چهار سگ حال تصوّر فرما چه میگذرد“ و ایضاً میفرماید عزّ بیانه و تعالت عظمته: ”در این جبل فرد ماندهام و به موقفی آمدهام که احدی از اوّلین مبتلا نشده و احدی هم از مذنبین متحمّل نشده فحمداً ثمّ حمداً لا حزن لی لانّی فی رضآء مولائی و ربّی و کانّی فی الفردوس متلذّذ بذکر اللّه الاکبر و انّ ذلک من فضل اللّه علیّ واللّه ذوالفوز الکبیر“.

یا احبّاء الرّحمن و هُداة خلقه، ملاحظه نمائید که در این مدّت شصت سال از بدایت تأسیس این مشروع اعزّ افخم و خروج مظلوم عالم از سجن اعظم و صدور فرمان جمال قدم و محیی رمم مخاطبا لغصنه الاعظم الاکرم در آن جبل مقدّس مکرّم الی یومنا هذا با وجود موانع جسیمه و انقلابات هائله و دسائس مختلفه و مخاطرات عظیمه و تهدیدات شدیده از ترک و عرب و آلمان و عجم چه نصرتی و چه ظفری نصیب حامیان و مروّجان این مشروع عظیم گشته و چه صدماتی و لطماتی بر مبطلین و معارضین و مخالفین آن وارد شده نه نقض و دسیسهٔ منتسبین شجرهٴ الهیّه و نه ظلم و جفای خلفا و اقطاب شریعت اسلامیّه و نه طغیان و فساد رؤسای احزاب سیاسیّه و نه تهدیدات و انذارات رؤسای عسکریّه و نه مکاید طوائف و اقوام مبغضه ادنی رخنه ‏ئی در این بنیان مرصوص و تأخیر و تعویقی در تحقّق وعود حتمیّه و تبدیل و تغییری در خطّهٔ مرسومه و فتوری در تنفیذ ارادهء متعالیهٔ نافذهء مؤسّس عظیم الشّأن بی‌نظیرش احداث ننمود

و فئهٔ مخالفین و مستهزئین و مفسدین و مبغضین و مبطلین کلّ متوالیاً متتابعاً در ارض اقدس و اقالیم مجاورهٔ آن بوسائل مختلفه و اسباب غیبیّه و در اثر انقلابات عجیبهٔ جسیمه از اوج عزّت بحضیض ذلّت بیفتادند بعضی مخلوع و مسجون و بعضی مغلوب و مقهور و بعضی اسیر و مقتول و بعضی پریشان و مفلوک گشتند لیظهر ما صدر من فمه الطّاهر الصّادق الامین و سطر من قلمه الاعزّ الاقدس المنیع

اینست که در بیان عظمت شأن صاحب این مقام در همان توقیع مکرّم نازل گشته قوله عزّ ذکره و جلّت عظمته ”الا انّنی انا رُکن من کلمة الاُولی الّتی من عرفها عرف کلّ حقّ و یدخل فی کلّ خیر و من جهلها جهل کلّ حقّ و یدخل فی کلّ شرّ“ ”قد جعل اللّه کلّ مفاتیح الرّضوان فی یمینی و کلّ مفاتیح النّیران فی شمالی“ ”من عرفنی ورائه الیقین و کلّ خیر و من جهلنی ورائه السّجّین و کلّ شرّ“ و حال که تصمیم قطعی در نصب قواعد و تأسیس ارکان قبّهٔ ذهبیّهٴ این مقام رفیع الشّأن اتّخاذ گشته و لوازم ضروریّهٔ آن فراهم و مهیّا گردیده مشروع بنای طبقات تسعهٴ این مقام اشرف اعلی نیز که اوّلین طبقهٔ آن متجاوز از بیست و پنج سال قبل افتتاح یافته و بیش از ده سال در اثر تحریکات ناقضان حسود و بیوفایان عنود معوّق و معطّل مانده در شرف انجام و اتمام است و بنای دو طبقهٔ اخیرهٔ آن عنقریب به تأییدات الهیّه منتهی گردد و آنچه دلخواه حضرت من اراده اللّه و وعدهٴ صریح مرکز عهد اللّه بوده کاملاً تحقّق پذیرد و این جادهٴ مجلّل و زیبا که امتدادش از مقام اعلی تا شهر حیفا و محاذی اعظم خیابان آن مدینهٔ مکرّمه است و باشجار و ریاحین مختلفه مزیّن و بسرج مُضیئهٔ لامعه منوّر و منظور نظر اهالی این سامان است و مایهٔ ابتهاج و افتخار ولاة امور در این ارض من بعد حسب الاشارهٴ مرکز عهد الهی بشاهراه ملوک و سلاطین ارض مبدّل گردد

و این تاجداران عظام و مُحرمان کعبهٔ رحمن پس از وصول بساحل ارض مقصود و زیارت و طواف قبلهٔ اهل بها مطاف ملأ اعلی در مرج عکّا باین مدینهٔ مکرّمهٔ مشرّفه توجّه نمایند و بجبل کرمل صعود نمایند و بکمال شوق و وله و انجذاب بسوی این مقام محمود شتابند و از راه این طبقات خاضعاً خاشعاً متذلّلاً منکسراً تقرّب بآن مرقد منوّر مطهّر جویند و در باب حرم کبریا تاج را بر خاک اندازند و سجده کنان تراب مشکبیزش را تقبیل نمایند و لبّیک لبّیک یا علیّ الأعلی گویان در رواق مقدّسش طواف نمایند و بکمال عجز و ابتهال آیات باهرات لوح کرمل را تلاوت نمایند و در حدائق و چمنستان های وسیعهٴ بدیعهٴ این مقرّ اسنی و حظیرهٔ غنّا و جنّة علیا مشی و سیر نمایند و روائح معطّره‌اش را استنشاق کنند و از اثمار طیّبهٔ جنیّهٴ بدیعه‌اش مرزوق گردند و آلام و محن و بلایا و رزایا و اسارت و مسجونیّت و شهادت آن مظلوم عالم را با چشمی اشکبار و قلبی سوزان یک یک بیاد آرند و بهآء کرمل و آثار عظمت و قهّاریّت و غلبه و سیطرهٔ محیطهٔ قهّار العالمین را در اطراف و اکناف این بقعهٔ مرتفعه برأی العین مشاهده نمایند و به تسبیح و تمجید الٓه کرمل پردازند

و پس از ادای فرائض زیارت و طواف مراقد مطهّره در جوار مقام اعلی و اشتراک در صلوة و تلاوت آیات بیّنات در مشرق الاذکار آن جبل مقدّس و استفاضه و کسب دستور از مرکز اداری بین المللی آئین بهائی در آن جوار پر انوار و زیارت اماکن متبرّکهٔ تاریخیّه و ادیان مختلفه در آن ارض باقلیم مجاور عراق توجّه نمایند و بسوی مدینة اللّه بشتابند و فرائض حجّ بیت اللّه الاعظم را بتمامها ادا نمایند و از آن کشور مقدّس بمهد امر اللّه موطن اصلی شارع امر اعظم رهسپار گردند و بزیارت بیت مکرّم در مدینهء شیراز و اماکن متبرّکه در ارض طا و ارض خا و نقاط اخری که بقدوم مبارک جمال قدم و مبشّر آن نیّر اعظم مشرّف و از دم عاشقان و شهیدان و فدائیان امرش ریّان پردازند و از آن دیار بممالک و اوطان خویش هر یک چون کرهٴ نار مراجعت نمایند و با قلب مستبشر و روحی پر فتوح بشکرانهٔ عنایات مبذولهٴ حضرت خفیّ الالطاف و ستایش و نیایش حضرت بدیع الاوصاف زبان گشایند و بر آنچه لازمهٔ عبودیّت صرفهٔ محضهٔ حقیقیّهٔ آستان جمال بیمثال حضرت ذوالجلال است بعزمی متین قیام نمایند.

ای برادران و خواهران روحانی، شایسته و سزاوار آنکه در این مقام بعضی از آیات باهره و خطابهای مهیّجهٔ مهیمنهٴ لوح عظیم کرمل را بیاد آریم و در بشارات عظیمه و رموز مستورهٴ مکنونه و اشارات خفیّهٔ منیعه‌اش اندکی تفرّس نمائیم قوله عزّ اجلاله و جلّ کبریائه: ”حبّذا هذا الیوم الّذی فیه تضوّعت نفحات الرّحمن فی الامکان حبّذا هذا الیوم المبارک الّذی لا تعادله القرون و الاعصار حبّذا هذا الیوم اذ توجّه وجه القدم الی مقامه اذاً نادت الأشیاء و عن ورائها الملأ الأعلی”یا کرمل، انزلی بما اقبل الیک وجه اللّه مالک ملکوت الأسماء و فاطر السّماء طوبی لعبد طاف حولک و ذکر ظهورک و بُروزک و ما فزت به من فضل اللّه ربّک…. یا کرمل، بشّری صهیون قولی“ اتی المکنون بسلطان غلب العالم و بنور ساطع به اشرقت الارض و من علیها اسرعی ثمّ طوفی مدینة اللّه الّتی نزلت من السّماء و کعبة اللّه الّتی کانت مطاف المقرّبین و المخلصین و الملائکة العالین هذا یوم فیه بشّر البحر و البرّ و اخبر بما یظهر من بعد من عنایات اللّه المکنونة المستورة عن العقول و الابصار سوف تجری سفینة اللّه علیک و یظهر اهل البهآء الّذین ذکرهم فی کتاب الاسماء تبارک مولی الوری الّذی بذکره انجذبت الذّرّات و نطق لسان العظمة بما کان مکنوناً فی علمه و مخزوناً فی کنز قدرته انّه هو المهیمن علی من فی الأرض و السّماء باسمه المقتدر العزیز المنیع“.

چه خوش سروده در این مقام عندلیب خوشنوای گلشن بها بر شاخسار عبودیّت نقطهء اولی بمناسبت استقرار عرش علیّ اعلی در آن بقعهٔ مُشرّفهٔ مقدّسهٔ علیا:

ببال ای کوه کرمل بر زمین و آسمان یکسر
که یک عالم شکوه و فر ز یزدان در تو شد پیدا
ز احجارت سروش آید به گوش هر سروش اکنون
ز اشجارت به گوش آید خروش سدرهٴ سینا
اگر خوانم ترا جنّت ز رویت می کشم خجلت
که جنّت از تو در بهجت بود ای جنّت علیا
تو را ذوالعرش اگر خوانم سزا باشد روا دانم
که عرش اکبر اعظم نمود اندر دلت مأوا
تو ای کوه مقدّس مرکز فردوس اعلائی
که هم مجرای کوثر آمدی هم مغرس طوبا
توئی آن مغرب اعظم که غارب در تو شد خورشید
توئی آن مشرق اعلی که مشرق از تو شد بیضا
سزد گر کعبه گردد طائف حول تو چون گشتی
مقام عرش اعظم ربّ اعلی نقطهء اولی
چو گشت آن مظهر واحد بذیل اقدست راقد
فلک شد در برت ساجد ملک شد بردرت پویا
چو گشتی مرکز اشراق آن خورشید لاهوتی
شدی هر دم مطاف قدسیان عالم بالا
تو ای ارض مقدّس شادمانی کن که شد ساکن
بهآءاللّه در عکّا و باب اللّه در حیفا

ای والهان جمال کبریا، در این سنین اخیره هر چند ارض اقدس منقلب و در معرض خطر عظیم واقع و ناقضان عهد بها و اقربا و منتسبین بیوفا فرصت را غنیمت شمرده به فتنه و فساد مشغول و بانواع وسائل در ایجاد مشکلات جدیده ساعی و جاهد و یاران ستمدیدهٔ صابر صادق جمال ابهی در موطن اصلی حضرت کبریا در پنجهٔ تقلیب گرفتار و مخابرات و مراسلات با یاران راستان در اکثر بلدان و ممالک شرقیّه معوّق و مختلّ و قلوب عاشقان و ناصران امر یزدان از این هیجان و افتتان و حرمان قرین حزن و اندوه بیپایان، ولی شکر مولای بیهمتا را که با وجود این محن و فتن و موانع و مشاکلّ و مصاعب و مصائب، امر عزیز الهی یوماً فیوماً در ارتفاع و دائرهٔ خدمات یاران با وفا و متمسّکین به عروهء وثقی آناً فاناً در اتّساع آئین نازنین ذوالجلال در خاور و باختر اشتهارش بیشتر و شعلهاش افزونتر و اساس نظم بدیع در متجاوز از صد کشور محکمتر و وعود الهیّه ظاهرتر و باهرتر و امدادات غیبیّه نافذتر و جلوهٴ مشروعات خطیرهٔ بدیعهٔ متعدّدهٔ مختلفهٔ یاران عظیمتر و پرتو تأیید ساطعتر و تصرّفات قوّهٔ قدسیّهٔ مکنونهٔ الهیّه سریعتر و عجیبتر چنانکه بکرّات و مرّات تأکید گشته در بحبوحهٴ انقلاب آثار نصرت و ظفر نمودار و در اثر هر محنت و ابتلائی فتح و انتصاری جدید آشکار و جلوه ‏ئی بدیع و تلئلئی شدید پدیدار تاریخ پر هیجان مشعشع محیّر العقول صد سالهٴ امر حضرت یزدان مثبت این قول و مؤیّد این بیان است

ملاحظه نمائید از بدایت طلوع فجر هُدی از افق اقلیم فارس در سنهٴ ستّین الی یومنا هذا که بدایت عهد ثانی عصر تکوین که عصر ثانی اوّلین دور مقدّس کور بهائی است، هر انقلابی که دست دشمن ستمکار در جامعهٴ پیروان امر کردگار احداث نمود، علّت استحکام اساس و اسباب اشتهار و باعث اتّساع و مورث انتصار امرِ الهی گشت در عهد اوّل عصر رسولی دور بهائی توقیف و توبیخ و تحقیر مبشّر آئین الهی در مدینهٔ طیّبهٔ شیراز و تبعید بجبال آذربایجان و حبس و اسارت در دو قلعهٴ ماکو و چهریق منجرّ بصدور امّ الکتاب دورهٴ بیان و تشریع احکام و تأسیس میثاق مولی الانام و اعلان استقلال شریعت جدیده در ارض بدشت در مجمع اصحاب و اظهار و اثبات قائمیّت در عاصمهٴ ایالت آذربایجان در مجلس حکومت بواسطهٔ نفس شارع مقدّس گشت سپس حوادث مؤلمهٔ هائلهٔ مازندران و نیر‌یز و زنجان و شهادت شهدای سبعه و مصیبت کبری قتل نقطهٔ اولی در مدینهٔ تبریز و مذبحهٴ کبری در ارض طا و محبوسیّت جمال ابهی در سیاه چال طهران، نتیجه‌اش حلول سنهٴ تسع و اختتام شریعت بیان و ظهور وعدهٴ ربّ اعلی و نقطهٔ اولی و افتتاح عهد مشعشع جمال اقدس ابهی که در آن سنه بفرمودهٴ حضرت عبدالبهآء، جنین امر بمقام احسن التّقویم رسید.

و در عهد ابهی اخراج جمال کبریا از ارض طا و غیبت آن کوکب درّیّ افق هدایت کبری و هجرتش بجبال کردستان و بروز علامات اوّلیّهٔ نفاق در جمع مؤمنین در اقلیم عراق و موطن اصلی نیّر آفاق کلّ مقدّمهٴ نهضت جدیده در جامعهٔ پیروان امر حضرت ربّ البریّه و هبوب نفحات یوم ظهور موعود در مدینة اللّه و اظهار امر محیی انام در دارالسّلام و استقرار مکلّم طور بر عرش ظهور و کشف نقاب از وجه جمال قیّوم و تحقّق بشارات حضرت دانیال و ظهور مالک یوم الدّین در انتهای واحد و ابتدای ثمانین و صدور توقیعات و رسائل و تفاسیر و ادعیه و الواح مخصوصه از قلم اعلی و ظهور سطوت و اقتدار امر اللّه و غلیان محبّة اللّه در قلوب و نفوذ کلمة اللّه در ارواح و نفوس همچنین حدوث رجفهٔ کبری در ارض سرّ و ظهور فتنهٔ عمیآء صمّآء و ارتفاع نعاق ناعق اعظم و فصل اکبر و ظهور سنین شداد و کسوف شمس بهآء و نشر اراجیف و اباطیل و بروز فتنه و فساد در مدینهٔ کبیره، کلّ باعث طلوع و سطوع شمس حقیقت از برج اسد و ظهور سرّ ثمانین و اعلان امر الهی بملوک و سلاطین و وزراء و وکلاء و امراء و سفراء و رؤسای ادیان و امم در شرق و غرب عالم گشت و ایضاً نفی سلطان قیّوم به اخرب مُدن دنیا منفای مجرمین و سارقین و دخول در سجن اعظم و محبوسیّت سلطان ظهور در غرف مخروبهٴ قشله نظام و پریشانی دوستان در دو خطّهٴ عراق و ایران و ظهور فتنهٔ جدیده در مدینهٴ عکّا و قتل نفوس معلومه و احضار جمال ابهی در مقرّ حکومت و محبوسیّت غصن اعظم و جمعی از اصحاب، علّت تحقّق وعود صریحهٴ کتب مقدّسه و مقدّمهٔ نزول کتاب مقدّس اقدس و نزول مدینهٔ مقدّسه و اورشلیم جدیده از آسمان و تعیین مرکز عهد و پیمان و تبیین اصول نظم بدیع الهی و منتهی بخروج مظلوم عالم از سجن اعظم بمرج عکّا و استقرار در قصر مشید و ارتفاع خیام عزّ در کرم الهی و تعیین مقرّ استقرار عرش نقطهٔ اولی در آن جبل مقدّس گشت

و در یوم میثاق عهد ثالث و اخیر عصر پر انوار دور بهائی طوفان نقض و هبوب اریاح اختلاف و انتشار رائحهء دفراء در بقعهٴ نورآء پس از غروب شمس بهاء و خسوف بدر میثاق در سنین معدوده منجرّ بفتح اقالیم غربیّه و ارتفاع علم امر اللّه در دو قارّهٔ اوروپ و آمریک و ورود زائرین و زائرات از باختر و وصول عرش اعلی بمدینهٴ حیفا و ابتیاع ارض اعلی در جبل کرمل و وضع حجر اساسی مقام اعزّ اسنی بدست غصن برومند بها گشت سپس تجدید محبوسیّت یوسف بها در قلعهٔ عکّا و مخالفت خصم الدّ خلیفهٔ اسلام عبدالحمید پلید و اعزام هیئت مفتّشین و جولان ناقضین پرکین بالمآل نتیجهاش حدوث واقعهٴ خطیره و انقلاب اعظم در مدینهٔ کبیره و سقوط و خلع و اسارت سلطان جائره و اعلان مشروطیّت و استخلاص مظهر عبودیّت و استقرار عرش اعلی بدست حضرت عبدالبهآء در جبل الرّبّ و بنای اوّلین معبد بهائی در مدینهٔ عشق و ابتیاع اراضی امّ المعابد غرب و انعقاد اوّلین مؤتمر بهائی در آمریک و مسافرت پر عزّت و حشمت مرکز عهد حضرت احدیّت بممالک فرنگ گشت.

و همچنین اشتعال نائرهٔ جنگ بین‌المللی و تأثیراتش در ارض اقدس و حدوث مخاطرات عظیمه و اشتداد عداوت و تهدیدات سالار اعظم جمال سفّاک و بی‌باک در اعدام غصن سدرهٴ الهیّه و هدم روضهٴ مقدّسهٔ مبارکه و مقام مقدّس مبشّر امر حضرت ربّ البریّه و سدّ سبل و انقطاع اخبار و مراسلات و مخابرات بین ارض اقدس و مراکز امریّه در شرق و غرب، عاقبت باعث مغلوبیّت و فرار و هلاک آن ظالم خونخوار و حلول سپاه انگلیز و تشرّف سالار اعظم در رکاب غصن افخم اعظم بمرقد مطهّر جمال قدم و تحقّق انذارات کتاب اقدس و ارتفاع حنین برلین و سقوط امپراطوری آلمان و نمسه و هجرت بنی‌اسرائیل ابناء خلیل و حزب کلیم بارض میعاد و وضع ارکان مشرق‌الاذکار آمریک و صدور فرمان غصن بها بیاران مقیم در ایالات متّحده و اقلیم کندا در تبلیغ و تبشیر امر بها در شرق و غرب عالم گشت.

و همچنین در عصر ثانی این دور مشعشع الهی مصیبت عظمی عروج غصن سدرهٴ بقا از عالم ادنی بملکوت ابهی و قیام ناقض اکبر و غصب مفتاح مقام اقدس اطهر بواسطهٔ زعیم ثانی و حصول بحران شدید در ارض اقدس و اقالیم مجاوره و جولان روبهان نقض در این ارض و عربدهٴ مشتی از سست عنصران سَبک مغز در مصر و عراق و ایران و آمریک و آلمان و غصب بیت اعظم در مدینهٔ بغداد توأم بافتتاح عصر تکوین و تأسیس نظم بدیع و منجرّ به اعادهٔ کلید ضریح مطهّر و اثبات تولیت آن مقام مقدّس و رفع قوائم و دعائم و ارکان بیت عدل اعظم و وضع قانون اساسی جامعه در بلدان و ممالک شرقیّه و غربیّه و تسجیل محافل روحانیّه و تأسیس اوقاف و ابتیاع اماکن متبرّکه و اراضی اوّلین معبد بهائی در موطن شارع امر الهی و تشیید حظائر قدس در عواصم ممالک مختلفه و تأسیس مدارس تابستانه و ابتیاع اراضی وسیعه در جبل کرمل و بنای حجرات ثلاثه در قرب آن مقام اعلی و امتداد طبقات و تأسیس محفظهٔ آثار و تخلیه و تعمیر و ترمیم و تنویر و تزیین قصر مشید جمال کردگار و معافیّت آن از رسوم دولت و افتتاح باب مخابره بین امنای جامعه اعضای محافل روحانیّه و ولاة اُمور گردید.

و همچنین ضوضا و غوغای علمای سنّت و جماعت در قطر مصر مرکز عالم عربی و اسلامی و هجوم عنیف دشمنان جدید و کشف نقاب از وجه اسرار مکنونه و احکام مستورهٔ مقنّعه و صدور حکم انفصال شریعت بهائیّه از ادیان عتیقه و اخراج از جامعهٔ اسلامیّه و نسبت کفر و الحاد و ارتداد به پیروان شریعت جدیدهٴ الهیّه و فسخ عقد ازدواج و منع دفن اموات و وقوع امتحانات عدیده و حدوث تضییقات شدیده و ظهور محن و بلایا در ترکستان و قفقازیا و حجز و استملاک اوّلین معبد بهائی در مدینهٔ عشق، کلّ مقدّمهٔ اعلان رسمیّت امر متعال و اثبات استقلال و اشتهار صیت آئین ذوالجلال و خروج از کنائس و معابد و عدم مراجعه بمحاکم شرعیّهٔ اسلامیّه و اقامهٔ شعائر امریّه و تدوین احکام کتاب اقدس و تقدیم آن به ولاة اُمور و اعلان تعطیل عمومی در ایّام تسعهٴ محرّمه و وضع عقد نامه و طلاق ‌نامهٔ بهائی در بلدان متعدّده بواسطهٔ محافل روحانیّه و تأسیس مقابر بهائی و اعتراف به رسمیّت عقد نامهٔ بهائیان در ارض اقدس و اقبال علیا حضرت ملکهٴ رومانیا بامر جمال ابهی و انتقال رمسین اطهرین بجوار مقام اعلی و منتهی بافتتاح و تنفیذ مشروع هفت سالهٔ یاران آمریکا که مرحلهٔ اولی در اجرای فرمان حضرت عبدالبهاء بعلمداران حزب مظلوم است و اتمام تزیینات خارجهٔ امّ المعابد غرب و تأسیس محافل روحانیّه در هر یک از عواصم جمهوریّات مرکزی و جنوبی قارّهٴ آمریکا و احتفال عید افخم مجلّل مئوی بعثت حضرت ربّ اعلی در صد اقلیم از اقالیم شرقیّه و غربیّهٔ عالم گشت.

و حال در این سنین اوّلیّهٔ قرن ثانی و عهد دوم عصر ثانی دور بهائی با وجود انقلاب و اغتشاش ارض اقدس و وقوع جنگ و جدال بین عناصر و طوایف متضادّهٴ متباغضه در این سامان و بیوفائی اقارب و منتسبین از افنان و ورقات و فروع سدرهٴ الهیّه و جفای ناقضین و تهدیدات قوم پرکین که باولاد افاعی تشبیه گشته و بلیّات واردهٴ بر مؤمنات و مؤمنین در اثر تعدّیات و تجاوزات و دسائس دشمنان دیرین در مهد آئین حضرت ربّ العالمین و عدم امکان مخابره و مراسله با افراد جامعه و محافل روحانیّه در اکثر ممالک و بلدان شرقیّه، آثار غلبهٔ امر اللّه و خذلان دشمنان دین اللّه و استقلال شریعت اللّه و استحکام اساس جامعهٴ سرمستان بادهٴ محبّة اللّه و اتّساع دائرهٔ خدمات و مشروعات مروّجان کلمة اللّه در شرق و غرب و جنوب و شمال ظاهر و باهر و مقدّمات ظفر و نصرتی عظیم در بلدان خاور و باختر فراهم و مهیّا و علامات اوّلیّهٔ اعلان امر الهی و اعتراف رسمی عمومی آئین یزدانی و تحقّق بشارات باقیهٔ مصرّحه در کتاب الهی در جهات عدیده آشکار و پدیدار صاعقهٔ قهرِ الهی متتابعاً بر اهل فتور عصبهٴ مغروره و ثلّهٴ مقهوره نازل و ارکان آن فئهٔ ضالّه متزلزل زعیم ثانی بدیع شنیع غاصب مفتاح مرقد مطهّر ربّ منیع که مدّت شصت سال بانواع وسائل در ایجاد رخنه در بنیان مرصوص الهی همّت بگماشت و شعاع پر تباه خلیفهٔ ناقض اکبر و برادر حقود و حسودش که خصم الدّ جسور میثاق ربّ ودود بود و قرینهٔ غصن دیگر از اغصان یابسهٔ ساقطه کلّ متعاقباً به دارالبوار راجع.

منتسبین بیو‌فا که از صراط وصایای محکمهٴ حضرت عبدالبهآء منحرف و در اثر سه اقتران با ابناء سیّد متمرّد عدوّ مرکز عهد اللّه و اقتران رابع با دشمنان سیاسی دین اللّه از سدرهٴ منتهی منفصل و بعضی با شکنندگان میثاق جمال ابهی مرتبط و از ارض اقدس در اثر انقلابات داخلهٴ سیاسیّه خودسرانه فرار اختیار نموده و سپس بذیل نمایندهٴ اعداء امر بهاء متوسّل گشته و بکمال غفلت در سرّ سرّ به تخدیش اذهان و تزییف و تحقیر این عبد آستان مشغول در گوشه‏ ئی خزیده و از سلوک متهوّرانهٔ خود مأیوس و از اعمال ناشایستهٴ خویش مخجول رواق مقام اعلی به تأیید مؤسّس مشروع اعزّ افخم ابهی و هدایت بانی ضریح مطهّر علیّ اعلی مشیّد و اعمده‌اش مرتفع و تاجش منصوب و انوارش متلئلأ و اسم اعظمش جاذب قلوب و محیّر نفوس طبقاتش در کمال شکوه و جلال ممتدّ و سُرجش روشن و مضیء حدائق و خیابانهای متعدّده‌اش که به الوان بیضآء و حمرآء و صفرأ و زبرجدی خضرأ ملوّن و به ازهار و اوراد مختلفه مطرّز و مزیّن، کلّ حیرت بخش و بهجت انگیز مقدّمات نصب قواعد و ارکان هشتگانهٔ قبّهٴ رفیعهٴ ذهبیّه‌اش مهیّا و فراهم و صیت اعظمش در اکناف و اطراف این صقع جلیل منتشر تزیینات داخلهٔ امّ المعابد غرب در قطب آمریک در شرف انجام و اتمام رکن رکین دیوان عدل الهی بهمّت فارسان مضمار الهی در اقلیم کندا منصوب و عنقریب منضمّ بدو رکن دیگر در جمهوریّات مرکزی و جنوبی قارّهٔ آمریکا خواهد گشت مشروعات بهیّه و نقشه‌های بدیعهٔ یاران عزیز ایران و هندوستان و آمریکا و انگلستان و کندا و استرالیا و آلمان و عراق و مصر و سودان بعضی باکلیل ظفر مکلّل و بعضی در شرف اختتام و بعضی بکمال سرعت در تقدّم.

مراکز جدیده در جزیرة العرب و اقالیم مجاورهٔ خلیج فارس و ممالک و جزایر واقعه در جنوب شرقی قارّهٔ آسیا بهمّت یاران ایران و عراق و هندوستان در شرف تأسیس مشروع عظیم الشّأن فتح اقالیم مرکزی در قلب قارّهٔ افریقا باعث استحکام روابط بین محافل روحانیّهٴ پیروان جمال ابهی در جزائر بریطانیا و موطن جمال ابهی و قطر مصر و قارّهٔ شمالی آمریکا.

مصداق وعدهٴ الهی به ابناء خلیل و ورّاث کلیم ظاهر و باهر و دولت اسرائیل در ارض اقدس مستقرّ و بروابط متینه بمرکز بین‌ المللی جامعهٴ بهائی مرتبط و باستقلال و اصالت آئین الهی مُقرّ و مُعترف و بثبت عقدنامهٔ بهائی و معافیّت کافّهٔ موقوفات امریّه در مرج عکّا و جبل کرمل و لوازم ضروریّهٔ بنای بنیان مقام اعلی از رسوم دولت و اقرار برسمیّت ایّام تسعهٴ متبرّکهٔ محرّمه موفّق و مؤیّد.

قصر مبارک مزرعه که پس از خروج جمال قدم از سجن اعظم بقدوم آن محیی رمم در سنین معدوده مشرّف پس از پنجاه سال بطیب خاطر بواسطهٔ نمایندگان وزارت ادیان تسلیم متولّیان اماکن متبرّکهٔ مطهّرهٔ بهائیان در ارض اقدس گشت.

حجرهٴ مسکونهٔ مولی الانام در قشلهٔ نظام تخلیه و از اماکن مقدّسهٔ بهائیان محسوب گردید تعمیر و ترمیم و تنویر و تزیین بیت افخم جمال قدم در مدینهٴ عکّا که در بحبوحهٔ انقلابات داخلیّه در سنین اوّلیّهٔ سجن اعظم بقدوم مبارک مشرّف و در ایّام هبوب اریاح نقض بقدوم غصن فرید و وحیدش مزیّن منتهی و مانند دو قصر مزرعه و بهجی زیارتگاه زائرین و حیرت بخش واردین از دور و نزدیک گردید.

مقدّمات تهیّهٔ نقشهٔ اوّلین معبد جبل کرمل که مهندس آن بقلم مرکز عهد الهی تعیین گشته فراهم روابط جدیده با نمایندگان عُصبهٔ امم در ممالک مختلفه در خاور و باختر مستحکم محافل روحانیّهٔ جدید التّأسیس در ده کشور از کشورهای قارّهٴ اوروپ بهمّت علمداران حزب مظلوم ثابت و استوار و انجمن‌های بین‌المللی بهائی در عواصم این بلدان در اثر این فتح عظیم در هر سنه مرتّباً دائر عقدنامهٴ بهائی در خطّهٴ عراق پس از مدّتی انتظار و در بیست ایالت از ایالات متّحدهء آمریک در دوائر رسمیّه مثبوت و معتبر.

متجاوز از صد محفل روحانی بعضی مرکزی و اکثری محلّی در دوائر دولتی در قارّهٔ شمالی و مرکزی و جنوبی آمریکا و هندوستان و برما و پاکستان و اقلیم کندا و آلمان و انگلستان و جزایر فیلیپین و مصر و استرالیا مسجّل و بدینواسطه یاران عزیز در این ممالک بتأسیس اوقاف بهائی رسماً مفتخر نشریّات امریّه متجاوز از شصت لغت در اقطار عالم مطبوع و منتشر عَلَم دین اللّه در متجاوز از صد مملکت از ممالک مستقلّه و اقالیم تابعه در شرق و غرب مرتفع و اخیراً به تأییدات ربّ الجنود و عون و عنایت ربّ ودود که در جمیع شئون قائد و حافظ و حارس و هادی و ناصر حزب مظلوم است هیئت بین‌المللی بهائی که مقدّمهٴ تشکیل اوّلین محکمهٔ رسمی در جامعهٔ پیروان آئین یزدانی و منتهی بتأسیس دیوان عدل الهی و تمرکز و استحکام مرکز بین‌المللی اداری امر اللّه در قرب مقام اعلی و جریان سفینة اللّه بر جبل کرمل و ظهور اهل بهآء خواهد گشت، در ظلّ مقامات مقدّسه در ارض اقدس تأسیس گشته تا این عبد مستمند را که در دریای مشاغل و غوائل لاتعدّ و لا تحصی غوطه‏ور است معاونت کند و در تشیید بنیان مقام رفیع اعلی و استحکام روابط با امنای دولت جدید التّأسیس در این ارض و بتهیّهٔ وسائل جهت تبدیل این هیئت بمرور ایّام بمحکمهٴ مستقلّ بهائی و اجرا و تنفیذ احکام آئین یزدانی مساعده نماید تا بتدریج آنچه در الواح الهیّه مسطور و مدوّن است در این ارض و بلدان دیگر در شرق و غرب کاملاً تحقّق پذیرد

ای برادران و خواهران روحانی، در این سنهٴ جدیده و سنهٴ آتیه که انشاء اللّه و اراد منتهی بجشن مجلّل عید مئوی حلول سنهء تسع و ظهور وعدهٴ صریح نقطهء اُولی و تجلّی روح اعظم بر قلب الطف جمال ابهی در سجن ارض طا و افتتاح عهد اعزّ ابهی خواهد گشت و صد سال تمام از واقعهٔ هائلهٔ مذبحهٔ کبری و بلیّهٔ عظمی و توقیف و توهین و سجن جمال قدم در آن مقرّ انتن اظلم و شهادت نقطهٔ جذبیّه ورقهٔ طیّبهٔ طاهرهٴ زکیّه و قتل اصحاب باقیه و رؤسای معدودهء حزب مظلوم و نهب اموال و هتک ناموس و اهراق دم جمعی از نفوس بریئهٔ مقدّسهٔ ثابتهٔ راسخه منقضی خواهد شد، شایسته و سزاوار آنکه بیاد آن بلایای عظیمه و رزایای متتابعه و دمآء مسفوکه و اموال منهوبه و بیوت مطموره و بقاع و قرای منهدمه و به شکرانهٔ صون و صیانت الهیّه که در مدّت صد سال بل ازید نهال بیهمال امر اللّه را از صرصر امتحان و زوابع افتتان و اریاح حوادث و انقلابات عالم محافظه فرمود، در این اشهر باقیهٔ معدوده که بکمال سرعت درگذر است و تلافی هر قصوری و فتوری که در این ایّام واقع من بعد ممتنع و محال، عموم من فی البهآء کثلّة واحدة بآنچه سزاوار عبودیّت این آستان مقدّس و فداکاری در سبیل این مشروع اعظم افخم است قیام نمایند قیامٌ تتحیّر منه سکّان ملأ الاعلی قیامٌ تستبشر منه ارواح القدّیسین و الکرّوبیّین فی الجنّة العلیا قیامٌ تهتزّ منه طلعات الفردوس و حوریّات الانس فی الفردوس الابهی قیامٌ یتباهی به معشر النّبیّین و المرسلین فی جبروت البقاء قیامٌ یمجّده غصن البهآء الجالس عن یمین عرش العظمة فی حرم الکبریاء قیامٌ یقدّسه النّقطة الاولی فی مقابلة العرش خلف سرادق القدس فی قطب الجنان قیامٌ یشهده سلطان القدم المستوی علی عرشه الافخم الاعظم فی ظلّ قباب العظمة فی بحبوحة الفردوس فی ملکوته الابهی تا بمنّه تعالی این مراحل باقیه بتقدیرات الهیّه و تأییدات مولی البریّه طیّ گردد

و این مشروع اعزّ اعلی در ارض اقدس انجام یابد و بمرور ایّام مصداق بشارات الهیّه در کتب و صحف و زبر و الواح در اطراف و اکناف عالم تحقّق پذیرد و در این عهد و عهود آتیهٔ این عصر و در عصر ثالث که عصر ذهبی دور مقدّس جمال ابهی است آنچه در هُویّت این امر عزیز الهی است ظاهر و نمایان گردد و شریعة اللّه جلوهٴ حیرت انگیز در بسیط غبرأ نماید و عَلَم استقلال دین اللّه در قطب آفاق موج زند و شلّیک وحدت عالم انسانی بلند شود و جهان بدرجهٔ بلوغ رسد و عصر ذهبی جمال قدم عالم را منوّر فرماید و مدنیّت الهیّه چهره بگشاید و سلطنت الهیّه تأسیس گردد و ملکوت اللّه در انجمن بنی آدم استقرار یابد و عالم ادنی آئینهٔ عالم بالا و قطعه‏ ئی از فردوس اعلی و جنّت ابهی گردد.

البدار البدار یا احبّآء البهآء البدار البدار یا اصحاب الرّایة البیضاء البدار البدار یا مظاهر الحبّ و الوفاء الرّاکبین فی السّفینة الحمرأ و المروّجین للشّریعة الغرّأ هلمّوا بنا علی السّلوک فی هذا الصّراط المستقیم الممدود و الاستقامة فی هذا السّبیل الواضح المشهود و انفاق ما وهبنا ربّنا لتشیید هذا المقام المبارک المحمود و نصب هذا اللّواء المعقود علی اعلی الأعلام فی مشارق الأرض و مغار بها و القیام علی اجرأ ما نصحنا و امرنا به مولانا و سیّدنا و محبوبنا مالک الغیب و الشّهود و التّکبیر و البهآء و التّحیّة و الثّناء و النّور و الضّیاء علیکم و علی من یحبّکم و یقتدی بکم و یسلک فی منهاجکم و یحمیکم و یعینکم و ینصرکم و یرفع شأنکم و یحقّق آمالکم و یخذل اعدائکم و یأخذکم حقّکم من الّذین ظلموکم حبّاً للّه ربّ العالمین

نوروز سنهٴ ١٠٨
بندهء آستانش، شوقی


توقیع مبارك نوروز ١١٠ بديع

توقیع منیع مبارک حضرت ولیِّ امر اللّه باعزاز بهائیان شرق (مورّخهٔ نوروز سنهٔ ١١٠ بدیع) نشریّهٴ محفل روحانی ملّی بهائیان هند و پاکستان و برما توقیع منیع مبارک نوروز یکصد و ده (١١٠) صادر از یراعهٔ مولای توانا حضرت ولیّ امر اللّه ارواحنا لعنایاته الفدا

هیئت محترمهٴ مجلّلهٴ ایادی امر اللّه و حضرات افنان ثابتهٔ راسخهٴ بر میثاق اللّه و جنود منصورهٴ مجاهدان و مهاجران فی سبیل اللّه و عصبهٴ جلیلهٴ مبلّغان و ناشران نفحات اللّه و اعضای محافل مقدّسهٴ روحانیّه ارکان و حامیان شریعة اللّه و افراد جامعهٔ پیروان دین اللّه در کشور مقدّس ایران و خطّهٴ هندوستان و برما و پاکستان و اقالیم عربستان و قطر مصر و سودان و ترکیه و افغانستان و عراق عرب و سوریّه و لبنان رجالاً و نساءً صغیراً و کبیراً ملاحظه نمایند

ایّها المتمسّکون بالعروة الوثقی و المضطهدون فی سبیل ربّنا البهیّ الغالب القاهر الابهی و المجاهدون لنصرة امره الارفع الاعزّ الاعلی و المؤسّسون لارکان نظمه الابدع الاعظم الامتن الاسنی در این اوان که نوروز فیروز سنهٴ عاشر قرن دوم بهائی با عید مئوی دعوت سرّی جمال اقدس ابهی روحی للمبتلین فی سبیله الفدا توأم گشته و این دو جشن افخم در این سنهٴ مقدّسهٴ مبارکه در سراسر عالم بهائی بر پا و از مکمن اسنی و رفرف اعلی ندای جانفزای البدار البدار یا معشر الابرار قوموا عن مقاعدکم و انفقوا ما وهبکم ربّکم و اهجروا دیارکم و اوطانکم و انصروا بارئکم و بلغوا النّاس ما بلغکم محبوبکم و مولاکم خطاب باهل بها و اصحاب رایة بیضاء در قارّات خمسه متواصل و هلهلهٴ کروبیّین و قدّیسین و ملائکهٴ مقرّبین در تشجیع جیش عرمرم بهاء و اشتراک در جهاد جهانی روحانی کبیر اکبر متصاعد و شارع قدیر و مبشّر فریدش هر دو از اعلی غرفات جنّت ابهی ناظر و شاهد و نقشهٴ ملکوتی غصن افخمش و مهندس نظم بدیع جهان آرایش که در کتاب وصایا و الواح اخری مدوّن و مسطور و در انظار عالمیان مکشوف و فیالق تأیید مستعدّ نزول و نصرت بانیان قصر مشیدند و گروه مجاهدین و مجاهدات در شرق و غرب و جنوب و شمال صف بسته مهیّای خروج و هجوم و کفاحند این عبد آستان بیاد آن یاران راستان که اکثر در پنجهٴ تقلیب گرفتارند مشغول و بذکرشان مألوف و از نتایج بلایا و تراکم رزایای واردهٴ بر آن حبیبان که در آتش حسرت و حرمان سوزانند متحسّر و متألّم از شدّت فوران نار محبّت و با وجود مشاغل و غوائل بی حدّ و حصر که در نتیجهٴ اتّساع خارق العادهٴ دائرهٴ امر اللّه از شش جهت این عبد را احاطه نموده قلم برداشته تا شمّه ئی از فتوحات جلیله و انتصارات باهره و حوادث جسیمه و وقایع تاریخیّه که در این دو سنهٴ اخیره در جامعهٴ پیروان امر حضرت ربّ البریّه جلوه نموده در این اوراق ثبت نماید و این بشارات را بآن متغمّسین بحر بلا روحی لمصائبهم الفدا ابلاغ نماید و افئدهٴ آن ستمدیدگان را شاد و مستبشر گرداند.

ای یاران با وفا چه مقدار عظیم است امر عزیز الٓهی و چه مقدار متین و رصین است بنیان آئین مقدّس یزدانی و چه مقدار عجیب و غریب است تصرّفات قوّهٴ ازلیّهٴ قدسیّهٴ دافعهٴ ساریهٴ صمدانی که در مدّت صد سال از سنهٴ تسع که میقات انقضای دورهٴ بیان و ظهور ثمرهٴ آئین مبشّر امر محبوب و مقصود عالمیان و افتتاح عهد افخم اعزّ جمال رحمن است الی یومنا هذا در بسیط غبراء علی رؤوس الاشهاد ظاهر و باهر گشته

ملاحظه نمائید که شجرهٴ لا شرقیّه و لا غربیّه که در عهد آدم ید قدرت الٓهیّه در ارض مشیّت غرس نموده و در ادوار سابقه در ارض میعاد در عهد حضرت خلیل و حضرت کلیم و حضرت روح و در جزیرة العرب در عهد حضرت خاتم و در کشور ایران و هندوستان در عهد حضرت زردشت و حضرت بودا و سایر انبیای اولو العزم صلوات اللّه علیهم اجمعین در مدّت شش هزار سال متدرّجاً نشو و نما نموده و به دم شهدای لا تعدّ و لا تحصی سقایت گشته و با وجود هبوب اریاح مخالف و عواصف گوناگون ریشه اش مستحکم گشته و اغصان و افنان و فروعش در ممالک و بلدان در خاور و باختر تعدّد و امتداد یافته و بمرور ایّام ببرگ و شکوفه و گل آراسته و مزیّن گشته و سایه بر عالمیان افکنده و روائح معطّره اش مشام مؤمنین و مؤمنات را در بسیط غبرا معطّر نموده این شجرهٴ الٓهیّه شجرة اصلها ثابت فی ارض الکبریاء و فرعها فی السّماء که ادیان عتیقه در ادوار مختلفه از این اصل قدیم منشعب و متفرّع

در سنهٴ ستّین در اقلیم فارس در مدینهٴ طیبهٴ شیراز بر اثر ظهور قائم موعود نقطة الاوّلیّة الّتی تدور حولها ارواح المرسلین“ ثمرهٴ ازلیّهٔ جنیّهٔ قدسیّه اش را که در هویّتش مکنون و مخزون بوده پس از انقضای شش هزار سال ظاهر و آشکار نمود و عالم کون را پس از طی مراحل طفولیّت و صباوت بمقام بلوغ ذاتی برسانید و این ثمر جنیّ و رطب لطیف ”زیتونة لا شرقیّه و لا غربیّه“ ”قرّة عیون النّبیّین“ ”و الظاهر بآثار جمیع الانبیاء“ در مدّت شش سنه در آسیاب محن و بلا و رنج و ابتلا مقهور و معصور گشت و عاقبة الامر در خطّهٴ آذربایجان در اثر رزیّهٴ عظمی و شهادت کبری خود را در سبیل ظهور اشراق ”بهاء السّموات و الارض“ فدا نمود

سپس در سنهٴ تسع در زندان ارض طا آن سجن انتن مظلم زیت این ذبح اعظم و دهن لطیف آن شهید اکبر افخم و فدائی موعود و مقصود امم مشتعل و روشن گشت و بر اثر تجلّی روح اعظم بر قلب ممرّد الطف جمال قدم و مظلوم عالم رشحی از نور مهیمن حمراء بر عالمیان در ظلمت آن زندان مبذول گشت سپس آن لمعهٴ نور که در طور اکبر درخشیده و طوریّون از لمعاتش منصعق گشته در مدّت ده سال در پس حجبات و سبحات غلیظهٴ اهل غلّ و بغضاء در مدینة اللّه مقنوع گشت و پس از انقضای سنین مهلت در حین حرکت سلطان ظهور از دار السّلام بغداد بمدینهٴ کبیره مصباح محجوب و مغطوء جلوه ئی شدید بنمود و در انتهای واحد از بحبوحهٴ رضوان پرتو بر عالمیان بیفکند متعاقباً در ارض سرّ بر حسب وعدهٴ صریح مبشّر امر حضرت ربّ العالمین در بدایت ثمانین مصباح الٓهی بفرمودهٴ جمال ابهی در بلِّور اخری مشتعل گشت و انوار ساطعه اش اقالیم مجاوره را روشن و منوّر گردانید

سراج امر که نطاق انوارش پس از شهادت حضرت ربّ اعلی منحصر بمهد امر و عراق عرب بود در ایّام توقّف شارع اعظم در ارض سرّ و حصن عکّا چنان بر افروخت که پرتو بر آفاق روم و خطّهٴ هندوستان و قفقازیا و برما و ترکمنستان و مصر و سودان و سوریّه و لبنان بیفکند این انوار ساطعه لمعاتش رفته رفته بارادهٴ غالبهٴ الٓهیّه ازدیاد یافت تا آنکه بر اثر تأسیس میثاق غلیظ و وثیق اتقن اقوم موعود امم در سجن اعظم تجلّیات این مصباح در ایّام مرکز عهد محیی رمم از خاور بر باختر منعکس گردید و حرارت این نار ذات الوقود پس از صعود جمال کبریاء بقارّهٴ امریکا سرایت نمود و در اقصی الغرب مشتعل گشت و از خطّهٴ امریک بقارّهٴ اروپ و در اواخر دورهٴ میثاق این انوار شرق اقصی را منوّر ساخت و در ماوراء البحار در قارّهٴ نائیهٔ استرالیا متلئلأ گشت اینست که میفرماید ”لو یسترون النّور فی البرّ انّه یظهر من قطب البحر و یقول انّی محیی العالمین“

و قبل از اختتام عهد رسولی دور اوّل کور مقدّس که مقارن با افول کوکب میثاق حیّ لایموت بوده شعشعات انوار این مصباح سی و پنج (٣٥) اقلیم از اقالیم شرقیّه و غربیّه را روشن و منوّر ساخت و قارّات خمسهٴ عالم از فیوضات بهیّهٴ باهره اش مستنیر و مستفیض گشت اذاً تحقّق ما صدر من قلم المیثاق قوله عزّ بیانه ”و سترون انّ الاشعّة السّاطعة من شمس المیثاق احاطت الآفاق و تزلزلت ارض الشّبهات و فاض غمام العهد و غیض غدیر النقض یومئذ ترون جمال العهد مستقرّا علی کرسیّ الجلال و آیات المیثاق تتلی علی الآفاق“

طولی نکشید که بر اثر وضع اساس و نصب قواعد و رفع اعمدهٴ اوّلیّهٴ نظم بدیع جهان آرای الٓهی که مبشّرش ربّ اعلی و نقطهٴ اولی و واضع احکامش شارع قدیر جمال اقدس ابهی و مهندس و مبیّنش مرکز میثاق بهاء نور جهان افروز این مشعلهٴ الٓهیّه بر جمهوریّات مرکزی و جنوبی امریک و ممالک مستقلّه و اقالیم تابعه در قطعات اروپا و آسیا پرتو بیفکند و در قلب عالم چنان فورانی نمود که مقارن احتفال عید مئوی بعثت حضرت نقطهٴ اولی عدّهٴ ممالک و بلدان که در ظلّ رأیت الٓهی محشور و از انوار بهیّه اش مستنیر گشته به هفتاد و هشت (٧٨) بالغ گشت و در این سنین اخیره در مدّت نه (٩) سال که فاصلهء بین عید مئوی اوّل و ثانی اهل بهاست لشکر حیات به تأییدات ربّ الآیات البیّنات بفتح پنجاه (٥٠) مملکت دیگر مفتخر و مجموع عدد ممالک و بلدان که در حین ترقیم این اوراق بقوّهٴ اسم اعظم مسخّر و از اشراقات محیّر العقول این نور جهان افروز منوّر گشته به یکصد و بیست و هشت (١٢٨) بالغ این است که از قلم غصن اعظم و مبیّن آیات جمال قدم و مرکز عهد اقوم اتقن این بیان اکمل اتمّ صادر قوله عزّ اعزازه ”سراج میثاق شدّت اشراقش بعد از انکسار زجاج است“.

و همچنین میفرماید ”اگر چنانچه وقتی آید که غصن از عالم جسمانی انفصال یابد و اوراقش بریزد هراسان مشوید زیرا سبز و خرّم شود و پس از مفارقتش چنان انبات نماید و بروید که عالم وجود را بظلّ خویش در آورد و اوراقش به ذروهٔ علیا سر بر آرد و به ثمر و فواکهی جلوه کند که جهانرا معنبر نماید“ و حال پس از انقضای صد (١٠٠) سال تمام از بروز و ظهور این لمعهٴ نور و شعلهٴ ظهور که در افق نور ظاهر و باهر گشته نوری که فی الحقیقه ولید ثمرهٴ ازلیّهٴ شجرهٴ لا شرقیّه و لا غربیّه است که ششهزار سال قبل ید قدرت الٓهیّه در ارض مشیّت کشته و بریزش باران رحمت بی کرانش و حرارت فیض بی منتهایش و نسائم مهبّ عنایتش پرورش داده مقتبسین این نور هدی و فارسان جیش کبریا و گروه مجاهدین و مهاجرین و ناصرین امر بهاء که باشتراک در این جشن اکبر افخم اعلی در این سنهٴ مقدّسهء مبارکه مفتخر بپاس این عنایت کبری و منحهء عظمی عزم را جزم نموده و حاضر و مهیّا گشته که به تأییدات لا ریبیّهء هاطله از ملکوت ابهی چنان قیامی نمایند که در سنین عشرهٴ آتیه که مقدّمهٴ احتفال جشن افخم اعظم و عید مئوی ثالث عالم بهائی و صدمین سال دعوت جهری جمال لایزالی و استقرار مکلّم طور بر عرش ظهور است بفتح و تسخیر یکصد و سی و یک (١٣١) مملکت دیگر از ممالک مستقلّه و اقالیم تابعه و جزائر مهمّهٴ کرهء ارض نائل و مفتخر گردند تا بمنّه و فضله و هدایته عدّهٴ ممالک و بلدان که در مدّت یک قرن بل ازید بقوّهٴ اسم اعظم در ظلّ امر اللّه وارد گشته مضاعف گردد و شعلهٴ این آئین نازنین در ارکان عالم بر افروزد و لهیب سراجش بعنان آسمان رسد و تجلّیاتش آفاق و اکوانرا احاطه نماید و نورش جهانتاب گردد و صیت عظمت و اقتدار و قهّاریت و غلبهٴ ظاهره و سیطرهٴ محیطه اش جهانگیر گردد و وعدهٴ غصن برومند بهاء که در دو لوح امنع اقدس در تفسیر آیهٴ کریمهٴ سفر حضرت دانیال مدوّن و مسطور است تحقّق پذیرد قوله عزّ کلمته در آن تاریخ آثار علوّ و امتناع و سموّ و اعتلا از برای کلمة اللّه در شرق و غرب حاصل گردد و تعالیم اللّه تتمکّن فی الارض حقّ التّمکّن و تملأ الانوار مشارق الارض و مغاربها یؤمئذ یفرح المؤمنون“.

نعم العزم هذا العزم و نعم القیام هذا القیام بهما استفرحت ارواح الملأ الاعلی و اهتزّت هیاکل الصّافین و الکروبیّین فی الافق الابهی و ارتفع صوت التّهلیل و التّکبیر فی بحبوحة الفردوس خلف حرم الکبریاء سبحان ربّنا البهیّ الابهی سبحان ربّنا العلیّ الاعلی تعالی تعالی ربّنا المسخّر المتجبّر الناصر الغالب المقتدر القهّار له الغلبة و الهیمنة و الاستقلال و العزّة لاحبّائه و ایادی امره و افنان شجرته و امناء شریعته و انصار دینه و المختارون فی ملکوته

یا احبّاء البهاء و مطالع انواره و مظاهر آثاره وقت آنست که بیمن و مبارکی این سنهٴ مقدّسه نظر را بالواح الٓهیّه و صحف قیّمه و ببعض از قصائد و مدائح در وصف بیان میقات و اثبات عظمت و اهمیّت این سنه که بسنهٴ بعد حین معروف و موصوف است متوجّه و منعطف سازیم و در کیفیّت و رفعت آن تفکّر و تمعّن نمائیم

حلول این سنهٴ مقدّسه که فی الحقیقه ولید اوّلین عهد پر شور و آشوب عصر رسولی دور بهائی است و مبدأ الف سنهٴ مذکورهٴ در کتاب الٓهی و اختتام دورهٴ شریعت بیانی و افتتاح عهد مشعشع جمال لا یزالی غرّهٴ محرّم الحرام سنهٔ هزار و دویست و شصت و نه از هجرت رسول اکرم علیه الصّلوات و السّلام است پس از انقضای دو ماه از دخول مظلوم عالم در سجن اکبر مظلم در ارض طا که به امّ العالم در امّ الکتاب ملقّب و بافق نور موصوف و بخطاب ”قد جعلک اللّه مطلع فرح العالمین“ مخاطب گشته

حلول این سال فرخنده فال متعاقب حوادث مؤلمهٴ مازندران و نیریز و زنجان و واقعهٴ هائلهٴ شهادت شهدای سبعه در طهران و شهادت نقطهٴ اخری و رافع رأیت سوداء در خراسان و وحید عصر و فرید زمان در نیریز وشخص شاخص و صاحب قول نافذ در زنجان و شهادت نقطهٴ اولی در تبریز و مذبحهٴ کبری در ارض طا و مقارن با شهادت نقطهٴ جذبیّه سر حلقهٴ نساء دورهٴ بیان و کاتب وحی و انیس جلیل نقطهٴ اولی در جبلین شامخین و کاتب دیگر که از ارکان شرع بدیع محسوب گشت

در بیان عظمت و تعیین میقات این سنهٴ مقدّسه این کلمات درّیّات از سماء مشیّت ربّ اعلی نازل قوله جلّت عظمة ”و فی سنة التّسع انتم کلّ خیر تدرکون“ ”و فی سنة التّسع انتم بلقاء اللّه ترزقون“ و هم چنین میفرماید ”فانّ لکم بعد حین امر ستعلّمون“ و ایضاً میفرماید ”و اشهد انّ فرق القائم و القیّوم عدد تسعة ذلک ما تکملنّ الکینونات فی مقاعدهنّ ذلک فرق بین کلّ اعظم و عظیم“ و ایضاً میفرماید ”من اوّل ذلک الامر الی قبل ان یکمل تسعة کینونات الخلق لم تظهر و انّ کلّما قد رأیت من النّقطة الی ما کسوناه لحما ثمّ اصبر حتّی تشهد خلق الآخر اذاً قل فتبارک اللّه احسن الخالقین“. و هم چنین میفرماید ”امروز بیان در مقام نطفه است و در اوّل ظهور من یظهره اللّه آخر کمال بیان ظاهر میشود که ثمرات اشجاریکه غرس کرده بچینند“ و ایضاً میفرماید ”و لتراقبنّ فرق القائم و القیّوم ثمّ فی سنة التّسع کلّ خیر تدرکون“. و ایضاً خطاباً للعظیم میفرماید هذا ما قد وعدناک قبل حین الّذی اجبناک اصبر حتّی یقضی عن البیان تسعة فاذاً قل فتبارک اللّه احسن المبدعین“

و جمال قدم و اسم اعظم روحی لسلطنته الفداء در این مقام باین بیان ناطق قوله عزّ بهائه ”در این ظهور بدع قدس رحمانی در سنهٴ تسع در سرّ سرّ نفوس مقدّسهٴ مطهّرهٴ زکیّه در همان حین تکمیل شدند“ و همچنین میفرماید ”در سنهٴ تسع این ظهور اعظم از مشرق ارادهٴ الٓهی مشرق و لائح لا ینکره الّا کلّ غافل مریب“

و از کلک میثاق این کلمات محکمات صادر قوله عزّ بیانه "سنهٔ شصت و نه که در کتاب باب به سنهٴ بعد حین تعبیر و وعد ظهور حقیقت امر و اسرار خویش نموده" و ایضاً میفرماید "فی الحقیقه در شب و روز دقیقه ئی از ذکر او فتور نداشت و جمیع تابعانرا بانتظار طلوع او دلالت مینمود بقسمی که در تألیفات خویش بیان مینماید که من از کتاب اعظم حرفی و از آن بحر بی پایان شبنمی هستم و چون او ظاهر گردد حقیقت و اسرار و رموز و اشارات من مشهود شود و جنین این امر در مراتب وجود و صعود ترقی نموده بمقام احسن التّقویم فائز و بخلعت فتبارک اللّه احسن الخالقین مزیّن گردد و این قضیّه در سنهٔ شصت و نه که مطابق عدد سنهٴ بعد حین است کشف نقاب کند و تری الجبال تحسبها جامدة و هی تمرّ مرّ السّحاب تحقّق یابد" و همچنین میفرماید "در جمیع الواح و کتب ذکر بهاءاللّه نمودند و بشارت بظهور بهاءاللّه دادند که در سنهٴ نه هر خیری می یابید در سنهٔ نه سعادت کلّی حاصل میکنید در سنهٔ نه بلقاء اللّه فائز میشوید و از این قبیل بیانات بسیار و جمال مبارک را باسم من یظهره اللّه ذکر فرموده اند".

و در مکاشفات یوحنّا این آیه مدوّن و مسطور ”وای دوّم در گذشته است و اینک وای سوّم بزودی میآید“ در تعبیر این آیه این کلمات از کلک میثاق صادر ”وای اوّل ظهور محمّد بن عبد اللّه علیه السّلام وای دوّم حضرت اعلی له المجد و الثّناء وای سوّم یوم عظیم است که یوم ظهور ربّ جنود و تجلّی جمال موعود است“. و ایضاً در تفسیر این آیه میفرماید ”و این وای سوّم روز ظهور جمال مبارک است یوم اللّه است و نزدیک است بیوم ظهور حضرت اعلی“ و همچنین شیخ اجل احسائی کوکب درّیّ صبح هدی در جواب نامهٴ سیّد مرفوع که نیز بظهور موعود بشارت داده و از میقات آن یوم رهیب استفسار نموده چنین نگاشته ”ان اطمئنّ بفضل ربّک و لا تیئس بما یعملون لابدّ لهذا الامر من مقرّ و لکلّ نبأ مستقرّ و لا یحسن الجواب بالتّعیین فستعلمنّ نبأه بعد حین و لا تسئلوا عن اشیاء ان تبدّلکم تسوئکم و السّلام.

در ذکر بلایای وارده در آغاز این سنهٴ مقدّسه بر جمال قدم و مظلوم عالم در آن زندان مظلم این کلمات درّیّات از سماء مشیّتش نازل قوله تبارک ذکره "ما را اخذ نمودند و از نیاوران که در آن ایّام مقرّ سلطنت بوده سر برهنه و پای برهنه پیاده با زنجیر بحبس طهران بردند چه که یک ظالمی سواره همراه کلاه از سر برداشت و بسرعت تمام با جمعی از میر غضبان و فراشان ما را بردند و چهار شهر در مکانیکه شبه و مثل نداشت مقرّ معیّن نمودند اما سجن که محل مظلوم و مظلومان بوده فی الحقیقه دخمهٴ تنگ و تاریک از آن افضل بوده و چون وارد حبس شدیم بعد از ورود ما را داخل دالانی ظلمانی نمودند از آنجا از سه پلهء سراشیب گذشتیم و به مقرّی که معیّن نموده بودند رسیدیم امّا محلّ تاریک و معاشر قریب صد و پنجاه نفس از سارقین اموال و قاتلین نفوس و قاطعین طرق بوده مع این جمعیّت محلّ منفذ نذاشت جز طریقی که وارد شدیم اقلام از وصفش عاجز و روائح منتنه اش خارج از بیان و آن جمع اکثری بی لباس و فراش اللّه یعلم ماورد علینا فی ذاک المقام الانتن الاظلم" و ایضاً میفرماید "در ایّام توقّف در سجن ارض طا اگر چه نوم از زحمت سلاسل و روائح منتنه قلیل بود و لکن بعضی از اوقات که دست میداد احساس میشد از جهت اعلای رأس چیزی بر صدر می ریخت بمثابهٴ رودخانهٴ عظیمی که از قلهٴ جبل باذخ رفیعی بر ارض بریزد و بآن جهت از جمیع اعضاء آثار نار ظاهر و در آن حین لسان قرائت مینمود آنچه را که بر اصغاء آن احدی قادر نه" و ایضاً میفرماید "چهار شهر در مقدّمهٴ حضرت سلطان بعذابی معذّب که ذکر و شرح آن از قلم و مداد بر نیاید لسان از ذکرش عاجز و قاصر است"

و در مناجاتی از قلم اعلی در ذکر این رزایا و بلایا نازل ”لم ادر من ایّ بلائی اشکو الیک اشکو یا الٓهی عن سجنی فی اشهر معلومات او عمّا ورد علیّ فیه من سلاسل الّذی کسرت عنقی من ثقلها او حدید الّذی کان علی رجلی عمّا اکتسبت ایدی الاشقیاء او اذکر یا الٓهی حین الّذی اخذونی و اذهبونی من قریة الی مدینة و کان رأسی عریانا و رجلی متحافیا و عنقی مغلولا و یدای مشدوداً ثمّ اجتمعوا علیّ العباد و منهم عرفونی و منهم الّذین ما عرفونی و الّذینهم عرفونی فمنهم کانوا قائمون و متحیّرون فی امری فمنهم کانوا ان یشمتوننی و الّذین ما عرفونی رموا کلّهم نحوی ما تیسّر لهم من الحجر و الخشب کانّهم ما شربوا خمر الانصاف و ما شمّوا روائح الائتلاف فو جمالک القدیمة و انوار وجهک البدیعة وردوا علیّ ما استحیی ان اذکره بین یدیک و القلم لن یحرّک علیه و المداد لن یجری به و اللوح لن یحمل و النفوس لن یطیق“ و در مناجاتی دیگر میفرماید ”گردنی را که در میان پرند و پرنیان تربیت فرمودی آخر در غلهای محکم بستی و بدنی را که بلباس حریر و دیبا راحت بخشیدی عاقبت بر ذلّت حبس مقرّر داشتی قلّدتنی قضائک قلائد لا تحدّ و طوّقتنی اطواقاً لا تفکّ“.

و در تاریخ نبیل اعظم راجع بشدائد این سجن اکبر این عبارات مدوّن و مسطور ”چون بانبار رسانیدند در سیاه چالی که در قدیم خزینهٴ حمام بوده جایشان دادند و زنجیر قرا گهر که در سنگینی معروف است بر گردن و بند گران بر پایشان نهادند و تا سه یوم مطلقاً نه اکلی موجود نه شربی و نه سکونی مشهود و نه نومی“

و همچنین در تاریخ خود مینگارد ”در ایّام حضور بارها از لسان مبارک شنیده شد که میفرمودند جمیع این نفوسیکه در فتنهٴ سنهٔ حین بشهادت رسیدند در انبار طهران با من بودند و ما ها دو دسته بودیم که رو بروی یکدیگر پا در خلیلی و گردن در زنجیر بودیم من بآنها ذکری تعلیم نموده بودم که شبها به صوت بلند خوانده میشد یکدسته میگفتند هو حسبی و حسب کلّشیٔ دستهٔ دیگر در جواب میگفتند و کفی باللّه حسیبا بهمین منوال در منتهای شوق و اشتعال هر شب تا نیمه های شب صدای ذکر مرتفع بود بحدّی که یک شب شاه در عمارت خود شنیده بود و پرسیده بود که این چه صداست گفته بودند که بابیها هر شب ذکر میکنند و این صدای ذکر آنها است و هر روزی میآمدند و اسمی را ذکر مینمودند که صاحب این اسم کیست هر کس که میگفت منم معلوم بود که نوبت شهادت اوست و چون پایش را از خلیلی بیرون میآوردند با من مصافحه میکرد و او را بمقام بقا و افق اعلی بشارت میدادم و خوشنود روانه میکردم و با دیگران هم میگفتم مصافحه میکرد و میرفت و بعد از شهادتش آن میر غضب که با من اظهار محبّت میکرد میآمد و تفصیل حالش را که چه نوع شهیدش کردند و مقام صبر و استقامتش بچه درجه بود ذکر مینمود هر روز بهمین منوال بود“.

و امّا آنچه راجع بکیفیّت نزول وحی الٓهی و تجلّی روح اعظم بر قلب الطف اطهر اقدس مظلوم عالم و محبوب امم است این کلمات درّیّات از مخزن قلم اعلی صادر قوله جلّ کبریائه ”در شبی از شبها در عالم رؤیا از جمیع جهات این کلمهٴ علیا اصغا شد انّا ننصرک بک و بقلمک لا تحزن عمّا ورد علیک و لا تخف انّک من الآمنین سوف یبعث اللّه کنوز الارض و هم رجال ینصرونک بک و باسمک الّذی به احیی اللّه افئدة العارفین“ در این مقام در سورهٴ هیکل این کلمات عالیات نازل ”فلمّا رأیت نفسی علی قطب البلاء سمعت الصّوت الابدع الاحلی من فوق رأسی فلمّا توجّهت شاهدت حوریّة ذکر اسم ربّی معلّقة فی الهواء محاذی الرّأس و رأیت انّها مستبشرة فی نفسها کانّ طراز الرضوان یظهر من وجهها و نضرة الرّحمن تعلن من خدّها و کانت تنطق بین السّموات و الارض بنداء تنجذب منه الافئدة و العقول و تبشّر کلّ الجوارح من ظاهری و باطنی ببشارةٍ استبشرت بها نفسی و استفرحت منها عباد مکرمون و اشارت باصبعها الی رأسی و خاطبت من فی السّموات و الارض تاللّه هذا لمحبوب العالمین و لکن انتم لا تفقهون هذا لجمال اللّه بینکم و سلطانه فیکم ان انتم تعرفون و هذا لسرّ اللّه و کنزه و امر اللّه و عزّه لمن فی ملکوت الامر و الخلق ان انتم تعقلون انّ هذا لهو الّذی یشتاق لقائه من فی جبروت البقاء ثمّ الّذین هم استقرّوا خلف سرادق الابهی و لکن انتم عن جماله معرضون“

و همچنین در ابیاتیکه در آن ایّام از مخزن قلم ابهی صادر نفس مظهر ظهور بتلویحی ابلغ از تصریح اشاره بتجلّی این روح اعظم میفرماید قوله تبارک ذکره

رشح عما از جذبهٴ ما میریزد سرّ وفا از نغمهٴ ما میریزد
از باد صبا مشک ختا گشته پدید این نفحهٴ خوش از جعدهٴ ما میریزد
بحر خفا از موج لقا کرده ظهور وین طرفه عطا از جذبهٴ ها میریزد
نقرهٴ ناقوری جذبهٴ لاهوتی این هر دو ز یک نفحه از جوّ سما میریزد
دور انا هو از چهرهٴ ما کرده ظهور کور هو هو از طفحهٴ ما میریزد
یوم خدا از جلوهٴ ربّ شد کامل این نغز حدیث از غنّهٴ طا میریزد
کوثر حقّ از حقّهٴ دل گشته هویدا وین ساغر شهد از لعل بها میریزد
آهنگ عراقی بین دف نوائی بین کف الهی بین کز مشرق ها میریزد
طفح بهائی بین رشح عمائی بین کاین جمله ز یک نغمه از لحن خدا میریزد
نخلهٴ طوبی بین رنّهٴ ورقا بین غنّهٴ ابها بین کز لمع صفا میریزد
طلعت لاهوتی بین حوری هاهوتی بین جلوهٴ ناسوتی بین کز ساحت ها میریزد

نبیل اعظم شیفته و دلدادهٴ جمال قدم و مدّاح آن محیی رمم در قصیده ئی از قصائد خویش در ذکر تسع چنین سروده

آن نبأ را که کاظم مسعود گشت سائل ز احمد محمود
احمدش گفت کان رخ باهر نبئش بعد حین شود ظاهر
سنهٴ ”حین“ شد و مه ماهی کرد با عاشقانش همراهی
ماند با عاشقانش ازافضال چهار مه در سلاسل و اغلال
تا که حین رفت و بعد حین آمد سنهٴ تسع والهین آمد
تسع موعود را که ربّ بیان کرد وصفش چو آفتاب عیان
گفت آن شاهباز عرشی سیر کاندر او تدرکون کلّ الخیر
شاه ابهی برون شد از زندان جمله آفاق شد چو گل خندان
عطری از طرّه اش پدید آمد کاسمان و زمین جدید آمد

و همچنین در وصف عید نوروز آن سنهٴ مقدّسه این ابیات در آن تاریخ مدوّن و مسطور

”مبارک عید نوروزی که عالم زو جدید آمد
که در وی بر همه امکان بخوشنودی پدید آمد“
”که یاران جام جان نوشید قمیص نور در پوشید
برضوان لقا کوشید که یار ناپدید آمد“
”جمال اللّه ظاهر شد ظهور تسع باهر شد
جهان از شرک طاهر شد که سلطان فرید آمد“
”شهنشاه انام آمد ولی نامش غلام آمد
شب هجران تمام آمد لنا البشری که عید آمد“
”برون شد یوسف از زندان جهان شد همچو گل خندان
مبارک کنز مخفی را ز عرش اللّه کلید آمد“
”زمان پر روح و ریحان شد زمین پر از دل و جان شد
که چشم و قلب وی روشن ز ذی العرش المجید آمد“
”وزید آن نفحهٴ باقی ز باغ وصل خلّاقی
بسر شد لیل نومیدی الا صبح امید آمد“

و همچنین عندلیب گلشن بهاء در قصیده ئی از قصائد خویش در نعت و ثنای جمال ابهی باین نغمه مترنّم

ساقی بده جامی دگر صهبای گل فامی دگر
کاینک دلارامی دگر آمد چه زیبا آمده
از نقطه بعد از نه (٩) سنه با سطوت
و با هیمنه با صد هزاران بیّنه از کشور طا آمده
ذرّات امکان در ندا کز مشرق قدس لقا
نور احد شمس بها با صد تجلّا آمده
عقل نخستین مات او روح القدس مرآت او
و از نفحهٴ آیات او جان در مسیحا آمده
با یک جهان مجد و شرف با عالمی شور و شعف
خود با نبیّین سلف آن فرد یکتا آمده
شمس بقا طالع شده صبح لقا طالع شده
یوم خدا طالع شده ربّ البرایا آمده
وجه لمیع کبریا غیب منیع لا یری
با نغمهء انظر تری بر ارض غبرا آمده
غیب بقا شد جلوه گر سرّ عما شد پرده در
و آن غائب از هر ذی بصر بی پرده پیدا آمده

و همچنین ورقای ایکهٴ وفا بلبل خوش سخن و طوطی شکر شکن در وصف و مدح سنهٴ مقدّس تسع باین نغمهٴ احلی مترنّم

چه گشت میقات تسع بامر حقّ منتهی ز ذلّت امر یافت اله خلق آگهی
چه لجّه آمد بجوش غیرت ربّ البهیّ نشست سلطان امر بعرش شاهنشهی
بدست حقّ بر فکند زوجه ابهی نقاب

گشت زشعشاع وجه کون و مکان بحر نور بزد سرافیل روح بامر حقّ نفخ صور
حشر من فی الوجود بعثر من فی القبور نشّر ما فی الصّحف حصّل ما فی الصّدور
نزل ما فی السّماء برز ما فی التّراب

بعرش شد مستوی من هو یحی العظام بصور اعلی قلم دمید روح القیام
بر آمد از انصعاق قلوب موتی تمام مهلّلاً ناطقاً بحمد ربّ الانام
مسبّحاً ناظراً بمن الیه اناب

ز خرمن جود وی بهر کران خوشه چین گروهی از انبیا قبیلی از مرسلین
بحقّ کمین خادمش فدای روح الامین چو ذرّه در ساحتش شموس حقّ الیقین
دیوک عرشی برش حقیر تر از ذباب

از قلمش منهمر بحر بیان موج موج جنود الهام و وحی در کنفش فوج فوج
اهل حضائض ز وجد پریده بر اوج اوج بسوی او شد دوان منجذبین زوج زوج
ز شوق پر اضطرام ز وجد پر انجذاب

چو سدرهٔ هیکلش بحبّ شرر بار شد ز جذبهٴ عشق وی جهان پر از نار شد
چو آذرین طلعتش بجلوه نوّار شد ز نو بهار جمال زمانه گلزار شد
فتاد اندر قلوب ز نار عشق التهاب

شد دل هر قطره ئی ز وجد او پرحبور زوجه هر ذرّه ‏ئی تافت شموس سرور
لجّهٴ ظلمت بدل گشت بدریای نور شد ز قری و مدن پدید شور و نشور
روان قوم کفور فتاد در پیچ و تاب

مهیمنا مالکا بذات سبحانیت بمظهر اسم ربّ که شد بجان فانیت
بمشرق شمس عهد بغصن قدمانیت بفرع قدس رفیع ببدر نورانیت
که خلق داده نجات ز ظلمت احتجاب

یا اصحاب الوفاء و الرّاکبین فی السّفینة الحمراء ملاحظه نمائید که حلول این سنهٴ مبارکهٴ مقدّسه که فاتحهٴ عهد بهیّ الانوار ثانی نخستین عصر دور اوّل کور مقدّس است و از قلم اعلی و کلک نقطهٴ اولی و یراعهٴ غصن اعظم سدرهٴ منتهی بچنین اوصاف عالیه ئی موصوف و در کتب انبیا و اولیا و رسالهٴ نجم بازع افق هدی و قصائد و مدائح پیروان آئین اعزّ اسنی بچنین نعوتی منعوت با چه مصائب و نوائبی مصادف و مقارن گشته

در آغاز این سنهٴ مقدّسه سیل بلا من کلّ الجهات در مهد امر اللّه منهمر و باران محن و رزایا از سحاب قضا نازل و هاطل جامعهٴ جدید التّأسیس در معرض مخاطرات عظیمهٴ گوناگون واقع و طوفان امتحان و افتتان در اشدّ هیجان و نار غضب شاهانه و بغض و عداوت مأمورین دولت از وزراء و وکلاء و علماء سوء و ملّت غافل و جاهل در اشتعال و فوران حلول این سنه در ایّامی واقع که شارع قدیر امر بدیع خود شهید و نجوم درهرههٴ آسمان بیان آفل و فحول اصحاب و بعضی از حروفات بیانیّه و کتّاب وحی و خال اعظم آن سیّد امم مقتول و جمعی دیگر اسیر و مسجون بشهادت مرکز عهد الٓهی در یک سنه از آن سنوات پر محنت و انقلاب بیش از چهار هزار نفر کشته و جمّ غفیری اطفال و نساء بیکس و پرستار پریشان و سر گشته پامال شده تلف گشتند“ شخص معلوم که خود را پیشوای حزب مظلوم می پنداشت مرعوب و بلباس تبدیل در جبال مازندران متواری بعضی از رؤسای بیان خود سرانه و جسورانه مدّعی مقامات عالیه و برخی در کمال ذلّت و مسکنت سرگردان و پریشان و نالان در عراق عرب بفرمودهٴ جمال قدم ”حرفی از امر اللّه مذکور نبود و قلبی مشهود نه“

و در مهد آئین نازنین بشهادت نبیل اعظم که در آن ایّام در آن دیار سیّار بود سراج امر خاموش و ارباب دواعی در جوش و خروش ارکان منهدم نور الٓهی مقنوع و مغطوء و جمال لا یزالی یگانه ناصر امر ربّ قدیر در اعماق آن زندان اظلم اسیر غلّ و زنجیر مطابقاً لما اخبر به الرّسول و رواه الشّیخ ابن العربیّ فی کتابه ”و یقتلون کلّهم الّا واحد منهم ینزل فی مرج عکّاء فی المأدبة الالٓهیة الّتی جعلها اللّه مائدة للسّباع و الطّیور و الهوام“ و این شهادت را نیز ناظر امور خارجهٴ ایران میرزا سعید خان در نامهٴ خویش خطاب بسفیر دولت علیّه در مدینهٔ کبیره داده و این عبارت را نگاشته و اطمینان داده ”بعد از اهتمامات بلیغه که در قلع و قمع فرقهٔ ضالّهٔ خبیثهٴ بابیّه از جانب دولت علیّه بآن تفصیل که آنجناب میدانید بتقدیم رسید الحمدللّه ریشهٴ آنها بتوجّهات خاطر همایون سرکار اعلیحضرت قویشوکت شاهنشاه جمجاه دین پناه روحنا فداه کنده شد“.

حال ملاحظه نمائید با وجود این لطمات شدیده که بر هیکل امر الٓهی در سنین اوّلیّه وارد گشته و این زوبعهٔ عظمی که قندیل الٓهی را بمجرّد اشتعالش احاطه نموده و این زلزلهٔ کبری که ارکان آئین جدید التّأسیس الٓهی را در بدو نشأه ‏اش مرتعش ساخته بمرور ایّام و در طی سنین و اعوام چه آثاری از جلوهٴ هیکل زیبای امر الٓهی و چه تأثیراتی از التهاب و اشتعال این نار موقدهٴ صمدانی و چه نتایجی از ارتفاع این بنیان الٓهی در آفاق و انفس ظاهر و پدیدار گشته و حال در این دو سنهٴ اخیره که پایان این قرن پر انوار سرمدیّ الآثار است ملاحظه نمائید که جند اللّه و راکبین سفینة اللّه و ثابتین بر عهد اللّه و مروّجین شریعت اللّه و ناشرین نفحات اللّه و حامیان دین اللّه و مؤسّسین نظم بهاء اللّه روحی لقیامهم الفداء چه قیامی نموده اند و بچه فتح و ظفری در اقطار جهان نائل گشته اند قیام و ظفری که فی الحقیقه مسک الختام این قرن جلیل است

یاران جمال ابهی حبّاً و وفاءً لمولاهم و خالصاً لوجهه و منقطعاً عن دونه و ابرازاً لقدرته و اشتهاراً لدینه بیاد این بلایا و رزایا که در نخستین عصر دور اوّل کور مقدّس برمؤسّسین آئین یزدان باریده و بپاس مواهب الٓهیّه و تأییدات متتابعه که در مدّت صد سال بل ازید شامل جامعه اهل بها گشته و بشکرانهٔ حفظ و صیانت الٓهیّه که از بدو ظهور امر الٓهی الی یومنا هذا در قطعات خمسهٔ عالم با وجود انقلابات شدیده و اختلافات متزایده و محاربات متتابعه بین ملل و امم نصیب بندگان اسم اعظم گشته و تمهیداً لجهادهم الکبیر الاکبر قیامی عاشقانه نموده و سمند همّت را در میادین خدمت چنان جولانی داده که ندای وا طوبی وا طوبی از سکّان رفیق ابهی مرتفع و هتاف احسنتم احسنتم یا اهل البهاء و اصحاب الوفاء از ذروهٴ علیا متتابع و متواصل فاتحهٴ این قرن اعزّ اتمّ و میلاد این سرّ منمنم مصادف با بلاء ادهم و ظلمات مُدلهمّ و ختامش مقارن با فتح و ظفر اعظم در سراسر عالم چنانچه در بدایت این اوراق ذکر شد یاران الهی بدلالت و اعانت امنای امر اللّه و بر وفق نقشه های مختلفهٴ متعدّده که در مهد امر اللّه و در ایالات متّحدهٴ امریک و جزائر بریطانیا و جمهوریّات مرکزی و جنوبی قارّهٴ امریکا و اقلیم کندا و هندوستان و برما و پاکستان و عراق و استرالیا و آلمان و مصر و سودان طرح گردیده عدّهٴ ممالک و بلدان که به نیروی اسم اعظم مسخّر گشته به یکصد و بیست و هشت رساندند

و تأیید الٓهی بحدّی شامل و قوّهٴ امر بدرجه ئی نافذ گشت که در مدّت یک سنه هیجده مملکت در ظلّ امر اللّه محشور گشت به تأییدات الٓهیّه و اعانهٔ محافل مقدّسه روحانیه و همّت مجاهدین ومجاهدات و مهاجرین و مهاجرات ممالک غربیّه و شرقیّه و اقطار جنوبیّه و شمالیّه مجموع مراکز امریّه در جزیرة العرب از ده و در قطر مصر و سودان از سی و ممالک اروپ که به همّت یاران امریک در این سنین اخیره در ظلّ امر اللّه در آمده از چهل و در جزائر بریطانیا از پنجاه و در قارّهٴ استرالیا و جزیرهٴ نیوزیلند و تسمانیا از شصت و در مملکت نمسه و آلمان از هفتاد و در اقلیم کندا از نود و در خطّهٴ هندوستان و برما و پاکستان نیز از نود و در جمهوریّات مرکزی و جنوبی قارّهٴ امریکا از صد و در مهد امر اللّه از ششصد و در ایالات متّحدهٴ امریک از هزار و دویست تجاوز نموده و عدّهٴ مراکز امریّه در کرهٴ ارض من اقصاها الی اقصاها به دو هزار و پانصد بالغ گشت

و مستظلّین در ظلّ شجرهٴ طوبی و مقتبسین از نور هدی و متمسّکین به عروهء وثقی در این ممالک و بلدان بعضی از جنس ابیض و بعضی از جنس اسود و برخی از جنس اصفر و قلیلی از جنس احمر و اسمر کلّ در ظلّ سرا پردهٴ یگانگی مجتمع و از یک مصدر مستفیض و به حبل المتین یک نظم متمسّک و اصول و احکام یک شرع را مروّج و از فیوضات یک آئین مستنیر و مستمدّ نشریّات امریّه که در مدّت صد سال به چهل و یک لغت از لغات شرقیّه و غربیّه ترجمه و طبع و منتشر گشته بود در این سنین تسعهٔ اخیره بر اثر همم عالیهٴ متزایدهٴ ناصران امر حضرت ربّ البریّه به سی و دو لغت دیگر ترجمه و طبع و منتشر گشت و به پانزده لغت دیگر ترجمهٔ این آثار بهیّه مباشرت گردید نطاق امر اللّه بحدّی وسعت یافت که در ختام این قرن نمایندگان از سی نژاد از نژاد های مختلفهٴ عالم و از بیست و سه قبیله از قبائل متعدّدهٴ منتشره در قارّهٴ افریقیا در ظلّ سرادق جمال ابهی وارد و از انوار ساطعهٴ امر مقدّسش مستمدّ گشتند.

در ارض اقدس لانه و آشیانهٔ انبیا قلب العالم و قبلة الامم مرکز عظیم الشّأن روحانی و اداری پیروان جمال قدم و اسم اعظم در سراسر عالم مقدّمات تشیید قبّهٴ رفیعهٴ بدیعهٴ ذهبیّهٴ مقام بهیّ الانوار رفیع البناء سرمدیّ الآثار مبشّر موعود امم و تأسیس مرکز اداری جهانی امر محیی رمم فراهم ایادی امر اللّه که بر حسب وصایای محکمهٴ متقنهٴ مرکز عهد جمال قدم بصیانت امر اللّه و ترویج کلمة اللّه که اعظم وظائف آن عصبهٴ نورانیّه است مأمور و مکلّفند در قارّات خمسه و از بین یاران فرقانی و مسیحی و کلیمی بعدد واحد معیّن و چهار نفر از این نفوس مشخّصهٴ معیّنه در ارض اقدس متعهّد خدمات خاصّه و بر ترویج و استحکام مشروعات مهمّهٴ جدید التّأسیس این ارض قائم هیئت بین المللی بهائی که مقدّمهٴ تأسیس محکمهٴ علیا در ارض میعاد و منتهی بانتخاب اعظم هیئت تشریعیّهٔ عالم بهائی و تأسیس دیوان عدل الٓهی خواهد گشت تکمیل و وظائف اعضایش و هیئت عامله اش کاملاً تعیین گردید.

باب زیارت مقامات مقدّسه که در مدّت ده سال بر اثر انقلابات خارجه و داخله مسدود بود بر وجه یاران شرق و غرب مفتوح گردید و بر جلوه و عظمت این مقامات در انظار اولیای امور در مرکز بیفزود.

مقام ربّ اعلی و نقطهٴ اولی روحی لمظلومیّته الفداء که جمال قدم و مظلوم عالم در اواخر ایّام اقامتش در سجن اعظم تأسیس فرموده و قدس الاقداسش را غصن اعظمش در بحبوحهٴ انقلابات ناقضین و مفتّشین بید قدرتش تشیید فرموده و وسائل انتقال عرش مطهّر را از ارض طا بارض میعاد فراهم ساخته و در نوروز سنهٴ ١٩٠٩ از میلاد حضرت روح بدست مبارکش رمس مطهّر را در تابوت مرمر در قلب آن بنیان مقدّس استقرار داده و پس از انقضای چهل ٤٠ سال در نوروز ١٩٤٩ ببنای رواق آن مقام مقدّس بر وفق میل و ارادهٴ غصن اعظم بها مباشرت گردیده و دو سال بعد از آن مقارن عید سعید نوروز در سنهٴ ١٩٥١ مقدّمات نصب ارکان هشت گانهٔ قبّهٴ رفیعه اش در داخل آن مقام فراهم گشته در این دو سنهٴ اخیره به تأییدات ملکوت ابهی بکمال سرعت وضع اساس این قبّه در خارج آن مقام انجام و اتمام یافت و طبقهٴ ثانیه اش مرتفع شد و مناره های بدیعهٴ رفیعهٴ هشت گانهٴ آن مقام منیع که تاج ثانی آن بنای افخم است منصوب گشت و متعاقب آن طبقهٴ ثالث دارای نوافذ متعدّده مطابق عدد حروفات بیانیّه که ارکان شریعت بدیعه و وسائط فیض نقطهٴ ازلیّه بوده بنا گردید و احجار اوّلیّهٴ قبّهٴ ذهبیّه که تاج ثالث آن مقام است منصوب گشت و دوازده هزار قطعه از قطعه های مذهّب جهت نصب آن قبّهٔ رفیعه که مساحتش به دویست و پنجاه متر مربّع بالغ در مدینهٴ اوترخنا در کشور هلند سفارش گردید و امید وطید چنان است که در ایّام رضوان که جشن اعظم این سنهٴ مقدّسه است وسائل نصب آن فراهم گردد و به تأییدات متتابعهٴ جمال رحمن در پایان این سنه این مشروع عظیم و خطیر اتمام و انجام پذیرد.

و نیز در ارض اقدس در این دو سنهٴ اخیره نقشهٔ بدیعهٴ اوّلین معبد جبل کرمل که در جوار این مقام مقدّس من بعد تأسیس خواهد گشت ترسیم و حاضر و مهیّا گشت و عنقریب بامریک ارسال خواهد شد تا بنظر نفوس مجتمعهٴ در مؤتمر ثانی تاریخی مجلل این سنهٴ مقدّسه برسد و بر سرور و ابتهاج محتفلین و مشترکین در آن جشن اکبر بیفزاید. اراضی مجاورهٴ موقوفهٴ مقام مقدّس نقطهٴ اولی در نتیجهٴ ابتیاع بیست و یک قطعه که متعلق بنفوس مغرضه از معاندین بوده و مساحتش متجاوز از بیست و پنجهزار متر مربع اتّساعی سریع یافت و بوسائل غیبیّه مقدّمات ابتیاع قطعاتی دیگر که مشرّف بر آن مقام است و مدّت سی سال است که یاران الٓهی طالب و شائق تملّک آن بوده و مساحتش متجاوز از بیست هزار متر مربع است فراهم گشت.

و ایضاً در جوار قبلهٴ اهل بها محطّ رحال ملأ اعلی اجلالاً و تکریماً لهذا المقام الکریم و المقرّ الاقدس الاطهر الاعزّ العظیم در این سنهٴ مقدّسه که صدمین سال بعثت آن موعود امم و محیی رمم است پس از خذلان ناقضین حسود و جحود و در نتیجهٴ مغلوبیّت و هزیمت دشمنان دیرین امر حضرت ربّ العالمین که مدّت شصت سال با ناقضین پر کین عهد جمال مبین مرتبط و در طوفان مفتّشین مُعین و مؤیّد و مهماندار اعدای امر اللّه و در سنین عدیده بتوهین و تحقیر آن مقام مقدّس مشغول و تعدّی بر اراضی مجاورهٴ آن مقام اطهر نموده اراضی وسیعه وقف آن روضهٴ مقدّسه گشت و مساحت موقوفات امریّه در مرج عکّا که منحصر به چهار هزار متر مربع بود به یکصد و پنجاه و نه هزار متر مربع بالغ گشت و در قلب این اراضی موقوفه پس از انقضای شصت سال از صعود جمال احدیّه در قطعه ئی که مساحتش سیزده هزار متر مربع بالغ و در شمال غرب آن مقرّ اطهّر واقع به تأیید من اللّه حرم اقدس بنحو اکمل و اجمل تأسیس گشت و شبهه ئی نبوده و نیست که این بقعهٴ نوراء و حدیقهٴ غلباء و روضهٴ غنّاء که مقدّمهٴ تشیید ضریح اقدس اطهر امنع ارفع ابهی در سنین آتیه است در نتیجهٔ تسطیح و تنسیق و تزئین و امتداد شوارع تسعه و نصب ابواب خمسه و مصابیح مضیئهٔ متلئلئه قطعه ئی از فردوس اعظم و زیارتگاه ملل و امم و نزهتگاه عموم از اجناس و طبقات و مذاهب مختلفه در این دیار و اقالیم مجاوره گردد.

فئهٔ ضالّهٴ ناقضین و ناکصین پر کین بر اثر قضیّهٴ غصب مفتاح روضهٴ مبارکه و تخلیهٴ قصر مشید جمال احدیّه و در نتیجهٔ ابتیاع اراضی وسیعه و تأسیس موقوفات امریّه در جوار مقامات مقدّسه و اسقاط حقوقشان در محکمهٴ مدنیّه و انقراض و انعدام رؤسا و زعماء و اعوان و متعلقات و علی رأسهم زعیم ثانی و خلیفهٴ ناقض اکبر و ابن سیّد متمرّد بمصیبات و بلیّات و نکبات گوناگون در این سنین اخیره معذّب و از ظهور و بروز آثار غضب و سخط الٓهی حیران و پریشان.

در قارّهٴ امریک مشروع بنای معبد رفیع البناء ابدیّ الآثار پیروان جمال مختار امّ المعابد غرب و رمز مدنیّت الٓهیّه که حجر زاویه اش را ید قدرت غصن اعظم ابهی نهاده و مصارفش از دو میلیون و نیم دولار متجاوز به همّت یاران غیور و علمداران حزب مظلوم در آن خطّهٴ پر نور پس از پنجاه سال انتظار انجام یافت و اتمام تزئینات داخله اش و تنسیق حدائق نه گانه اش بر شکوه و جلال و ابهّت آن معبد افخم بیفزود و مقدّمات افتتاح رسمی آن معبد جلیل که آیتی از آیات جشن مئوی در آن سامان است باحسنها و اکملها فراهم گردید

قیمت موقوفات امریّه در آن خطّهٴ مبارکه که بفرمودهٴ مرکز عهد الٓهی ”میدان اشراق انوار است و کشور ظهور اسرار و منشأ ابرار و مجمع احرار“ از سه میلیون دولار و تعداد مراکز امریّه در کافّهٴ ایالات متّحده از هزار و دویست و عدّهٴ ایالات که معترف به رسمیّت و مستعدّ تسجیل عقد نامهٴ بهائی گشته از بیست متجاوز در شمال آن قارّهٔ مبارکه در اقلیم کندا که به فرمودهٴ حضرت عبد البهاء مستقبلش بسیار عظیم است و حوادثش بینهایت جلیل امر الٓهی یوماً فیوماً در ارتفاع و یاران جانفشان به استحکام مؤسّسات امریّه مشغول و بابتیاع بنائی بمبلغ چهل و نه هزار دولار جهت تأسیس حظیرة القدس و محفظهٴ آثار ملّی بهائی در مدینهٴ تورنتو که از مدن مهمّهٴ آن اقلیم محسوب است مؤیّد و مفتخر.

نار موقده در اثر تأکیدات مرکز میثاق جمال قدم در جزیرهٴ فسیحهٴ نائیهٔ گرین لند مشتعل و سراج امر به همّت مهاجرین فی سبیل اللّه در جزیرهٴ نیو فاوندلند روشن و علم الٓهی در قرب مدار قطب شمال موّاج و قلوب از سطوع انوار تأیید در آن اقطار شمالیّه قرین سرور و فرح و ابتهاج و همچنین در جمهوریّات مرکزی و جنوبی امریک به همّت یاران و اماء الرّحمن جدید الاقبال در مراکز مختلفهٴ متزایدهٴ آن اقلیم دو رکن رکین دیوان عدل الٓهی منصوب و اساس نظم بدیع در آن دیار بدرجه ئی مستحکم که در عواصم اکثر این جمهوریّات هیئت منتخبه در جامعهٔ بهائی رسمیّت یافته و محافل روحانیّه در دوائر دولتی مسجّل و مساحت کافّهٴ اراضی موقوفه در آن صفحات که یکی از آن اخیراً به کربلا و دیگری به رضوان بین النّهرین موسوم گشته از چهار صد و پنجاه هزار متر مربّع تجاوز نموده. در قارّهٴ پر شور و آشوب اروپ به تأییدات حضرت ربّ البریّه و به همّت مؤسّسین ارکان مدنیّت الٓهیّه و واضعان نقشهٴ ثانی هفت ساله دو مؤتمر مجلّل بین المللی بهائی یکی در عاصمهٔ مملکت لوکسمبورگ و دیگری در اقلیم هلند منعقد و در نتیجهٴ مذاکرات و مشاورات در ترویج امر خطیر تبلیغ و اتّساع دائرهٴ نشریّات امریّه روابط روحانیّه بین مراکز جدید التّأسیس در ده مملکت از ممالک مستقلّه که در سنین سبعهٴ اخیره در ظلّ امر الٓهی مستظلّ گشته ایجاد گردید و اساس نظم بدیع مستحکم گشت و رونق مؤسّسات بدیعه ازدیاد یافت.

در مدینهٔ مدرید اوّلین مؤتمر بهائی مرکّب از نمایندگان پیروان جمال اقدس ابهی که در دو مملکت پرتقال و اسپانیا بترویج امر اعزّ اسنی مألوف و مشغولند منعقد و در مدینهٴ بروکسل یاران جمال رحمن که در اقلیم ثلاثهٴ هلند و لوکسمبورگ و بلجیک ساکن و مقیمند بتشکیل نخستین مؤتمر بهائی مؤیّد و در عاصمهٴ ایطالیا مرکز حبر اعظم مروّجان و حامیان امر جمال قدم بتأسیس اوّلین مؤتمر بهائی مرکّب از نمایندگان مراکز امریّه در آن اقلیم موفّق و در مملکت سویس در قلب آن قارّهٴ پر محنت و بلا طلیعهٔ جند هدی و متمسّکین به عروهء وثقی بانعقاد مؤتمر ثالث و رابع تابعان امر بها یکی در عاصمهٴ آن مملکت و دیگری در مدینهٴ بازل مفتخر.

و اخیراً یاران عزیز در دو کشور سویس و ایطالیا بکمال اتحاد و اتفاق بعزمی راسخ و همّتی بلیغ بتهیّهٴ مقدّمات اوّلین انجمن شور روحانی در مدینهٴ فلورانس و تشکیل اوّلین محفل مرکزی روحانی و نصب رکن ثانی عشر بیت عدل اعظم الٓهی در ایّام رضوان در این سنهٴ مقدّسه مشغول و مألوف.

در قلب قارّهٔ افریک نار موقده مشتعل و نمایندگان قبائل و عشایر بافق اعلی متوجّه و بحبل المتین آئین نازنینش متمسّک در بیست و پنج اقلیم از اقالیم تابعه در آن خطّهٴ وسیعه علم هدی مرتفع و عدّهٴ مؤمنین و مؤمنات که در یک سنه اقبال بامر ربّ متعال نموده و بعضی اصلاً مسیحی و بعضی فرقانی و بعضی وثنی از دویست و پنجاه متجاوز و عدّهٴ لغات متداولهٴ در آن قارّه که آثار امریّه بآن ترجمه و طبع گشته به دوازده بالغ و در مدینهٴ کامپالا عاصمهٴ اقلیم یوگندا و در مدینهٴ دارالسّلام در اقلیم تنگانیکا و در مراکز اخری مهاجرین فی سبیل اللّه بوضع اساس نظم بدیع جهان آرای جمال ابهی و تشکیل اوّلین محفل روحانی موفّق و مفتخر و در عاصمهٴ اقلیم یوگندا به همّت یاران جانفشان بنائی جهت تأسیس حظیرة القدس بمبلغ هفده هزار دولار ابتیاع گشته و متجاوز از ده مرکز در این دو اقلیم و اقلیم لیبیا و کینیا و لیبریا و اقالیم دیگر که در سواحل شمالیّه و غربیّه و شرقیّهٔ آن قارّه واقع مهیّا و مستعدّ تشکیل محفل روحانی در ایّام سعید رضوانند و محافل مرکزی در جزائر بریطانیا و قارّهٴ امریکا و ایران و هندوستان و برما و پاکستان و مصر و سودان که در این مضمار مجاهد و مساعد یکدیگرند بتمام قوی ساعی که نار موقده یوماً فیوماً مشتعل تر گردد و نعرهٴ قبائل از دور و نزدیک بلند شود و مصداق یدخلون فی دین اللّه افواجاً در ممالک مستقلّه و اقالیم تابعه و جزائر مجاورهٴ آن قارّهٔ وسیعهٔ مستعدّه ظاهر و نمایان گردد

و همچنین در دو قارّهٴ آسیا و استرالیا جنود مجنّدهٴ امر بهاء بفتوحات و انتصارات عظیمه در این دو سنهٔ اخیره مفتخر و نائل بر وفق نقشهٴ جدیده یاران جانفشان هندوستان و برما و پاکستان پرچم امر الٓهی در جزیرهٴ سیلان موّاج و در عواصم اقالیم مجاوره به همّت مهاجرین و مهاجرات مراکز امریّه در مجمع الجزائر ایندونیزیا و دو اقلیم سَروک و سیام و شبه جزیره ملیا و اقالیم تابعهٴ نپال و هند و چین بعضی در شرف تأسیس و بعضی در تزاید اراضی وسیعه جهت تقویت و توسعهٔ مدرسهٴ جدید التّأسیس پنجگانی که مساحتش از صد هزار متر مربع متجاوز ابتیاع گردید و محفل روحانی جدید التّأسیس در مدینهٴ معروفهٴ سینغاپور رسماً تسجیل گشت.

و به همّت یاران قارّهٴ استرالیا انوار ساطعهٴ این امر بر جزائر بعیدهء کَلِه‏دُنیا در جنوب محیط اعظم پرتو افکند و مساحت اراضی موقوفه در آن قارّه و جزیره مجاورهٴ نیوزیلند از یکصد و پنجاه هزار متر مربع تجاوز نمود

در مملکت ترکیه پس از مدّتی رکود در جریان امور امریّه محفل روحانی در عاصمهٴ آن مملکت و نقاط اخری تأسیس گشت و در مدینهٔ کبیره قطعاتی از ارض متبرّکهٔ مشرّفه بقدوم مولی الانام که قیمتش از دوازده هزار دولار متجاوز ابتیاع گردید و مقدّمات تملّک اراضی دیگر که موطئ اقدام مبارک در ارض سرّ بوده فراهم گشت. و نیز اخیراً یمن بعنایت حضرت ذوالمنن و همّت هموطنان اسم اعظم و دو جزیرهٴ فرموزه و کره بواسطهٴ یاران الٓهی در چین و امریک در ظلّ امر الٓهی وارد و از اشراق و لمعان نور هدی مستفیض و مستنیر گشت.

یا معشر المحبّین این بود شمّه ئی از انتشار سریع محیّر العقول انوار این مصباح که در مشکوة ارض طا صد سال قبل در بحبوحهٴ طوفان بلا بر افروخت و در زوراء از خلف حجبات خارج گشت و در بلّور ارض سرّ متلأ لأ و مشتعل گردید و از افق حصن عکّا و قبلهٴ اهل ابها سطوع بر آفاق غربیّه نمود و در نتیجهٔ استقرار نظم بدیع الٓهی شعشعات انوارش پس از انقضای یک قرن از مرکز جهانی عالم بهائی بر کرهٴ ارض از اقصی شمال باقصی جنوب عالم و از شرق اقصی بغرب اقصی پرتو افکند.

اگر اندکی تأمّل و تفرّس نمائیم ملاحظه میگردد که این آثار که در اواخر این قرن پر انوار ظاهر و پدیدار گشته کلّ فی الحقیقه مقدّمه ئی بوده جهت انعقاد کنفرانسهای تاریخی چهار گانهٔ بین القارّات که اهل بها در پایان این قرن بپاس مواهب و فیوضات صد سالهٴ امر جمال ابهی و اجلالاً و تکریماً لامره و اثباتاً لقدرته در این سال فرخنده فال که جشن اکبر اهل بهاست در چهار قارّه از قارّات عالم منعقد مینمایند و این انجمنهای اربعه که در تاریخ امر اللّه بی سابقه است هر یک مقدّمهٴ جهاد کبیر اکبر است جهادی که فارسان جیش عرمرم بها در مدّت ده سال به تأیید من الملأ الاعلی و به معاونت ایادی امر اللّه و ناشرین نفحات اللّه و حامیان شریعت اللّه در جمیع اقطار و اشطار در آن مشارکت و معاضدت خواهند نمود و این جهاد جهانی روحانی نیز بنفسه مقدّمهٴ تأسیس و استحکام نظم بدیع الٓهی و اقامهٴ ارکان دیوان عدل الٓهی در جمیع ممالک و بلدان عالم است که انشاء اللّه تعالی عموم من فی البهاء در عهود آتیهٔ عصر تکوین و در طی قرن ثانی بهائی بآن کاملاً موفّق و مفتخر خواهند گشت

مؤتمر اوّل به تأیید من اللّه و توفیق من لدنه در قلب قارّهٴ افریک در اواسط شهر شُباط در این سنهٴ مقدّسه در مدینهٔ کمپالا تحت اشراف امنای محفل مرکزی بهائیان بریطانیا منعقد گردید و نمایندگان محافل مرکزی ایالات متّحده و ایران و بریطانیا و مصر و هندوستان رسماً شرکت نمودند و جمعی از ایادی امر اللّه و بیش از سی نفر از مهاجرین و مهاجرات و نمایندگان از نوزده مملکت و سی و دو نژاد و متجاوز از دویست و بیست نفر از یاران و اماء الرّحمن در آن انجمن مجتمع و مشترکین اکثر از یاران جدید الاقبال از جنس اسود و حضّار کلّ از زیارت شمائل مبارک نقطهٴ اولی و تلاوت آیات کتاب قیّوم الاسماء و مشاهدهٴ صور متحرّکهٴ مقامات مقدّسهٴ علیا در ارض اقدس مستبشر و مذاکرات و مشاورات کلّ حصر در نشر نفحات اللّه و رفع لواء دین اللّه در اقالیم باقیه و جزائر مجاورهٴ واقعه در شرق و غرب آن قارّهٴ وسیعه

مؤتمر ثانی انعقادش در قارّهٴ امریک در جوار امّ المعابد غرب در ایّام رضوان تحت اشراف امنای محفل مرکزی بهائیان ایالات متّحده مجریان فرمان تبلیغی مرکز عهد و پیمان حضرت یزدان و مرکّب اوّلاً از نمایندگان آن محفل مجلل و محفل مرکزی بهائیان در اقلیم کندا که در تنفیذ آن فرمان شریک و سهیمند و همچنین نمایندگان دو محفل مرکزی بهائیان امریکای مرکزی و جنوبی که معین و مساعد در اجرای آن فرمانند و ثانیاً از نمایندگان یاران و اماء الرّحمن در هر یک از ایالات متّحده و ولایات اقلیم کندا و جمهوریّات مرکزی و جنوبی قارّهٴ امریکا و هدفش مشاوره در تهیّهٴ وسائل جهت تأسیس امر اللّه در اقالیم باقیه و جزائر مجاوره در دو محیط اطلس و اعظم

مؤتمر ثالث انعقادش در ایّام تابستان در قارّه اروپ در عاصمهٴ اسوج تحت اشراف لجنهٴ تبلیغی قارّهٴ اروپ که از لجنه های ملّی محفل مرکزی بهائیان ایالات متّحده محسوب است و مرکّب اوّلاً از نمایندگان محافل مرکزی بهائیان در ایالات متّحده و جزائر بریطانیا و آلمان و ثانیا از نمایندگان ممالک اسوج و نروج و بلجیک و هولند و لکسمبورگ و سویس و ایطالیا و پرتقال و اسپانیا و انگلستان و ویلز و اسکوتلند و جزیرهٴ ایرلند و ممالک آلمان و فرانسه و فینلند و نمسه و هدفش مذاکره در ایجاد وسائل جهت تأسیس امر الٓهی در ممالک باقیهٔ متعلّقهٴ آن قارّه و جزائر مجاوره در بحر متوسّط و اقیانوس اطلس و بحر شمال مؤتمر رابع انعقادش در فصل خریف در قارّهٴ آسیا در عاصمهٴ هندوستان تحت اشراف امنای محفل مرکزی بهائیان هندوستان و برما و پاکستان و مرکّب اوّلاً از نمایندگان محافل مرکزی بهائیان ایران و هندوستان و برما و پاکستان و عراق و استرالیا و ایالات متّحده و کندا و جمهوریّات مرکزی و جنوبی قارّهٴ امریکا و ثانیاً از نمایندگان بهائیان در ممالک مستقلّه و اقالیم تابعه در قارّهٴ آسیا و قارّهٴ امریکا و قارّهٴ استرالیا و جزیرهٴ نیوزیلند و تسمانیا و هدفش تمهید وسائل جهت رفع لواء امر اللّه در ممالک مستقلّه و اقالیم تابعه در قارّهٴ آسیا و جزائر متعدّدهٴ واقعه در اوقیانوس هند و محیط اعظم

یا احبّاء البهاء و مظاهر قدرته بین خلقه انعقاد این انجمنهای اربعه چنانچه از قبل ذکر شد تمهیدات اوّلیّه جهت افتتاح جهاد کبیر اکبر است که بمنظور اجرای وصایای مرکز عهد اللّه و تنفیذ فرمان تبلیغی مبیّن آیات اللّه مستظلّین در ظلّ شریعت اللّه کلّ کثلّةٍ واحده در اواخر عقد اوّل و عقد ثانی در این قرن کور مقدّس قیام بر آن خواهند نمود آغاز این جهاد جهانی روحانی مقارن با جشن صدمین سال دعوت خفیّ جمال قدم در سجن اکبر مظلم و پایانش توأم با عید مئوی دعوت جهری آن محبوب عالم و موعود امم در رضوان اعظم امتدادش ده سال است و نطاقش اقطار و اشطار در سراسر جهان مصدر و منبع اصلی و محرّک حقیقی اش ارادهٴ غالبهٴ نافذهٴ جمال قدم و فیوضات لاریبیّهٔ مبشّر اسم اعظم که از عالم بالا بر جند هدی ناظر و حامی و ملهم و مؤیّد گروه مجاهدین و مجاهدات در میادین جهانند سالار اعظمش غصن اعظم بهاء که از ملکوت ابهی دلیل و هادی و ناصر جنود مجنّدهٔ پیمان است قُوّادش امنای محافل مرکزی بهائیان در قارّات خمسه که مروّجان دین اللّهند و حامیان و ناصران شریعت اللّه اسباب و وسائل فعّاله که کافل و ضامن موفّقیّت مشترکین در این جهاد خطیر است مؤسّسات متینهٴ نظم بدیع الهی که مدّت سی سال است یاران الٓهی و اماء الرّحمن بر وفق احکام شارع قدیر و وصایای غصن بی نظیرش به ایجاد و انتظام و استحکام آن پرداخته مقدّماتش نقشه های متعدّده که در این سنین اخیره در ممالک مختلفه محافل روحانی مرکزی در جامعهٔ بهائی هر یک مستقلّاً بطرح و تنفیذ آن موفّق و نائل گشته و در نتیجه لیاقت و استعداد لازم جهت اقدام و اشتراک در این جهاد عظیم و جسیم اکتساب نموده

مقصد اصلیش در مقام اوّل توسعه و تقویت مؤسّسات امریّه در مرکز جهانی عالم بهائی در ارض اقدس
و در مقام ثانی ایجاد وسائل فعّاله جهت تقویت جامعهٴ پیروان امر الٓهی در دوازده مملکت از ممالک شرقیّه و غربیّه که مراکز اداری جهت تنفیذ نقشه های تبلیغی ملّی خواهند بود
و در مقام ثالث استحکام اساس امر در یکصد و هیجده مملکت از ممالک مستظلّه در ظلّ امر الٓهی
و در مقام رابع فتح ممالک و اقالیم تابعه و جزائر مهمّه که عددش به یکصد و سی و یک بالغ و تا بحال در ظلّ امر اللّه وارد نگشته
اهدافش که در پیام عمومی این عبد از قبل تصریح و تعیین گشته بس خطیر و عظیم و جلیل است

هدف اوّل اتّخاذ تمهیدات اوّلیّه جهت تشیید مقام اعزّ اطهر اقدس افخم جمال قدم و اسم اعظم در قلب حرم اقدس در ارض میعاد در مرج عکّا شمال مدینهٴ منوّرهٴ بیضاء

هدف دوم مضاعفهٴ عدد اقالیم که در ظلّ امر الٓهی وارد گشته که مستلزم ارتفاع علم دین اللّه در اقالیم مهمّهٴ باقیهٴ عالم است و شامل جمیع اقالیم مذکوره در الواح مرکز میثاق است که تا بحال در ظلّ لواء معقود وارد نگشته مجموع این اقالیم به یکصد و سی و یک بالغ و شامل چهل و یک اقلیم در قارّهٴ آسیا و سی و سه اقلیم در قارّهٴ افریقیا و سی اقلیم در قارّهٴ اروپا و بیست و هفت اقلیم در قارّهٴ امریکا و از این اقالیم فتح بیست و نه اقلیم بمحفل مرکزی بهائیان ایالات متّحده محوّل گشته که یازده اقلیم از آن در قارّهء افریقیا وهشت اقلیم در قارّهٴ آسیا و شش اقلیم در قارّهٴ اروپ و باقی در قارّهٴ امریک واقع و فتح شانزده اقلیم بمحفل مرکزی بهائیان هند و برما و پاکستان محوّل که یازده اقلیم از آن در قارّهٴ آسیا و باقی در قارّهٴ افریقیا واقع و فتح سیزده اقلیم به محفل مرکزی بهائیان ایران محوّل که هفت اقلیم از آن در قارّهٴ آسیا و باقی در قارّهٴ افریقیا واقع و فتح سیزده اقلیم بمحفل مرکزی بهائیان کندا محوّل که یازده اقلیم از آن در قارّهٴ امریک و باقی در قارّهٴ آسیا واقع و فتح یازده اقلیم بمحفل مرکزی بهائیان بریطانیا محوّل که هفت اقلیم از آن در قارّهٴ اروپ و باقی در قارّهٴ افریقیا واقع و فتح یازده اقلیم بمحفل مرکزی بهائیان آلمان و نمسه محوّل که تماماً در قارّهٴ اروپ واقع و فتح نه اقلیم به محفل مرکزی بهائیان جمهوریّات جنوبی امریکا محوّل که هشت اقلیم از آن در قارّهٴ امریک و یک اقلیم در قارّهٴ آسیا واقع و فتح هشت اقلیم بمحفل مرکزی بهائیان در جمهوریّات مرکزی امریکا محوّل که چهار اقلیم از آن در قارّهٴ امریک و باقی در قارّهٴ آسیا واقع و فتح هفت اقلیم بمحفل مرکزی بهائیان استرالیا و نیوزیلند محوّل که تماماً در قارّهٴ آسیا واقع. و فتح شش اقلیم بمحفل مرکزی بهائیان مصر و سودان محوّل که تماماً در قارّهٴ افریقیا واقع و فتح شش اقلیم بمحفل مرکزی بهائیان سویس و ایطالیا محوّل که تماماً در قارّهٴ اروپ واقع و فتح سه اقلیم بمحفل مرکزی بهائیان عراق محوّل که دو اقلیم از آن در قارّهٴ آسیا و یک اقلیم در قارّهٴ افریقیا واقع

هدف سوم ازدیاد عدد لغاتی که آثار امریّه بآن ترجمه و طبع شده و یا در دست ترجمه است به بیش از دو برابر و از این لغات جدیده چهل لغت در قارّهٴ آسیا و سی و یک لغت در قارّهٴ افریقیا و ده لغت در هر یک از دو قارّهٴ اروپ و امریک متداول و از این لغات که اکثرش کتاب مقدّس انجیل بآن ترجمه گردیده سی و یک لغت سهم محفل مرکزی بهائیان بریطانیا و بیست لغت سهم محفل مرکزی بهائیان ایالات متّحده و چهل لغت سهم محفل مرکزی بهائیان هند و برما و پاکستان هدف چهارم استحکام اساس امر اللّه در یکصد و هیجده اقلیم از اقالیم عالم که در ظلّ امر اللّه وارد گشته و شامل بیست و نه اقلیم در قارّهء امریک و چهل و یک اقلیم در قارّهٴ آسیا و بیست و دو اقلیم در قارّهٴ اروپ و بیست و چهار اقلیم در قارّهٴ افریقیا و دو اقلیم در قارّهٴ استرالیاست و از این اقالیم استحکام اساس امر اللّه در بیست و سه اقلیم بمحفل مرکزی بهائیان ایالات متّحده محوّل گشته که دوازده اقلیم از آن در قارّهٴ اروپ و شش اقلیم در قارّهٴ آسیا و سه اقلیم در قارّهٴ امریکا و باقی در قارّهٴ افریقیا واقع و چهارده اقلیم بمحفل مرکزی بهائیان ایران محوّل که دوازده اقلیم از آن در قارّهٴ آسیا و باقی در قارّهٴ افریقیا واقع و چهارده اقلیم بمحفل مرکزی بهائیان هند و پاکستان و برما محوّل که یازده اقلیم از آن در قارّهٴ آسیا و باقی در قارّهٴ افریقیا واقع و سیزده اقلیم بمحفل مرکزی بهائیان در جمهوریّات مرکزی امریکا محوّل که جمیعش در آن قارّه واقع و یازده اقلیم بمحفل مرکزی بهائیان بریطانیا محوّل که نه اقلیم از آن در قارّهٴ افریقیا و یک اقلیم در قارّهٴ اروپ و یک اقلیم در قارّهٴ آسیا واقع و ده اقلیم بمحفل مرکزی بهائیان در جمهوریّات جنوبی امریکا محوّل که تماماً در آن قارّه واقع و هشت اقلیم بمحفل مرکزی بهائیان مصر و سودان محوّل که تمامش در قارّهٴ افریقیا واقع و هفت اقلیم بمحفل مرکزی بهائیان آلمان و نمسه محوّل که ایضاً تمامش در قارّهٴ اروپ واقع و هفت اقلیم بمحفل مرکزی بهائیان عراق محوّل که جمیعش در قارّهٴ آسیا واقع و شش اقلیم بمحفل مرکزی بهائیان استرالیا و نیوزیلند محوّل که چهار اقلیم از آن در قارّهٴ آسیا و باقی در قارّهٴ استرالیا واقع و چهار اقلیم بمحفل مرکزی بهائیان کندا محوّل که سه اقلیم از آن در قارّهٴ امریک و یک اقلیم در قارّهٴ اروپ واقع و یک اقلیم بمحفل مرکزی بهائیان سویس و ایطالیا محوّل و آن در قارّهٴ اروپ واقع

هدف پنجم مضاعفهٴ عدد مشارق اذکار در جامعهٴ بهائی که مستلزم اقدام بتشیید دو معبد یکی در قارّهٴ آسیا در مهد امر اللّه در ارض طا که به امّ العالم و افق نور موصوف و منعوت و دیگری در قلب قارّهٴ اروپ در مدینهٴ فرانکفورت که در قلب مملکت آلمان است و از آن کشور پر استعداد انوار امر الٓهی بفرمودهٴ مرکز عهد اللّه ساطع گردد و اقالیم مجاوره را روشن و منوّر گرداند

هدف ششم تعیین محلّ و ابتیاع اراضی جهت تأسیس بنیان افخم مشرق الاذکار جبل کرمل در جوار مرکز روحانی و اداری جهانی بهائیان در ارض اقدس

هدف هفتم تعیین محلّ و ابتیاع اراضی لأجل بنای یازده معبد که سه عدد آن من بعد به تأیید من اللّه در قارّهٴ امریک یکی در شمال آن قارّه در اقلیم کندا در مدینهٔ تورونتو و ثانی در عاصمهٴ جمهوریّت پناما و ثالث در جنوب آن قارّه در مدینهٴ سانتیاگو عاصمهٴ جمهوریّت شیلی تأسیس خواهد گشت و سه عدد دیگر در قارّهٴ افریقیا یکی در قلب آن قارّه در مدینهٴ کمپالا عاصمهٴ اقلیم یوگندا و ثانی در شمال آن قارّه در مدینهٴ قاهره عاصمهٔ قطر مصر مرکز عالم عربی و اسلامی و ثالث در مدینهٴ جوهانزبرگ که از مدن مهمّهٴ افریقیای جنوبی محسوب بنا خواهد شد و پنج عدد دیگر که در آینده در قارّهٴ آسیا و قارّهٴ اروپ و قارّهٴ استرالیا تأسیس خواهد گشت که یکی از آن در مدینة اللّه در جوار بیت اعظم ثالث الحرمین عالم بهائی و دیگری در مدینهٴ دهلی عاصمهٴ خطّهٴ وسیعهٴ هندوستان و ثالث در شمال قارّهٴ اروپ مدینهٴ استکهلم عاصمهٴ اسوج و رابع در جنوب آن قارّه در عاصمهٔ ایطالیا در مدینهٔ رومیّه که مقرّ حبر اعظم و محور و مرجع اعلای اقدم و اهمّ مذاهب منشعبه از امّت مسیحیّه است و خامس در مدینهٴ سیدنی که اوّلین مرکز امر اللّه است و از مدن مهمّهٔ قارّهٴ فسیحهٔ نائیهٔ استرالیا محسوب

هدف هشتم بنای اوّلین مؤسّسه از توابع و ملحقات امّ المعابد غرب در ایالات متّحده که در تاریخ امر بی سابقه و باعث استحکام روابط بین جامعهٔ پیروان امر الٓهی و ساکنین آن دیار خواهد گشت

هدف نهم تعیین وظائف و اتّساع دائرهٴ اقدامات و خدمات ایادی امر اللّه در سراسر عالم بهائی

هدف دهم تأسیس محکمهٴ بهائی در ارض اقدس که مقدّمهٴ انتخاب و تشکیل اعظم هیئت تشریعیّهٔ جامعهٴ پیروان امر الٓهی و استقرار بیت عدل اعظم در ارض اقدس خواهد بود

هدف یازدهم تنظیم و تدوین احکام منصوصهٴ کتاب مقدّس اقدس امّ الکتاب آئین بهائی ناموس اکبر ”میزان الهدی بین الوری و برهان الرّحمن لمن فی الارضین و السّموات“.

هدف دوازدهم تأسیس شش محکمهٴ ملّی بهائی در اعظم مدن ممالک اسلامیّه در مدینة اللّه عاصمهٴ عراق عرب و ارض طاء عاصمهٴ کشور مقدّس ایران و مدینهٴ قاهره عاصمهٴ قطر مصر مرکز عالم عربی و اسلامی و دهلی عاصمهٴ هندوستان و کراچی عاصمهٴ پاکستان و کابل عاصمهٴ افغانستان

هدف سیزدهم اتّساع دائرهٴ موقوفات بین المللی بهائی در دامنهٴ جبل ‌کرمل و مرج عکّا

هدف چهاردهم بنای محفظهٴ آثار بین المللی در جوار پر انوار مقام اعلی و در قرب مرقد بقیّة البهاء خانم اهل بهاء و رمسین اطهّرین غصن شهید بها و ورقهٴ مبارکهٴ علیا

هدف پانزدهم بنای مرقد منوّر حرم نقطهٴ اولی در مدینهٴ طیّبهٴ شیراز

هدف شانزدهم تعیین مدفن والد ماجد جمال قدم و اسم اعظم و مخدّرهٴ کبری امّ نقطهٴ اولی و ابن خال آن حضرت و انتقال رمس آنان بگلستان جاوید بهائیان در جوار بیت اعظم در مدینة اللّه

هدف هیفدهم تملّک باغ رضوان در مدینة اللّه و ابتیاع محلّ و مقرّ سجن اکبر جمال رحمن در مدینهٴ طهران و مشهد نقطهٴ بیان در مدینهٴ تبریز و محبس آن حضرت در جبل شدید در آذربایجان

هدف هیجدهم تزیید عدّهء محافل مرکزی روحانی به بیش از چهار برابر که مستلزم تشکیل بیست و یک محفل در قارّهٴ امریک و سیزده محفل در قارّهٴ اروپ و ده محفل در قارّهٴ آسیا و سه محفل در قارّهٴ افریقیا و یک محفل در قارّهٴ استرالیا و از بیست و یک محفل مرکزی که باید به همّت محفل مرکزی بهائیان ایالات متّحده در قارّهٴ امریک تأسیس گردد بیست محفل در جمهوریّات مرکزی و جنوبی آن قارّه و یک محفل در اقلیم آلَسکا در قارّهٴ شمالی واقع و از سیزده محفل مرکزی که در قارّهٴ اروپ تأسیس خواهد گشت دوازده محفل به همّت محفل مرکزی بهائیان ایالات متّحده در عواصم ممالک مستقلّهٔ اسوج و نروج و لکسمبورگ و بلجیک و دانمارک و هلند و فرانسه و فینلند و پرتقال و اسپانیا و سویس و ایطالیا و یک محفل دیگر به همّت محفل مرکزی بهائیان آلمان در عاصمهٴ مملکت نمسه تشکیل خواهد شد و از ده محفل مرکزی که در قارّهٴ آسیا من بعد تأسیس میگردد چهار محفل به همّت محفل مرکزی بهائیان هند و پاکستان و برما در عواصم جزیره سیلان و برما و پاکستان و در منطقهٴ واقعه در شرق جنوبی قارّهٴ آسیا در مدینهٴ جاکارتا عاصمهٴ مجمع الجزایر ایندونیزیا و محفل به همّت محفل مرکزی بهائیان ایران در عربستان در جزیرهٴ بحرین و عاصمهٴ ترکیه و عاصمهٴ افغانستان و دو محفل به همّت محفل مرکزی بهائیان ایالات متّحده در عاصمهٴ ژاپان و در جزایر محیط اعظم در مدینهٴ سووا عاصمهٴ جزایر فیجی و یک محفل به همّت محفل مرکزی بهائیان عراق در شرق ادنی در ارض با تشکیل خواهد گشت و از ٣ محفل مرکزی که در قارّهٴ افریقیا تشکیل میگردد یک محفل به همّت محفل مرکزی بهائیان بریطانیا و موسوم بمحفل مرکزی بهائیان افریقیای شرقی و مرکزی و مرکزش در مدینهٴ کمپالا و دیگری به همّت محفل مرکزی بهائیان ایالات متّحده و موسوم بمحفل مرکزی بهائیان افریقیای غربی و جنوبی و مرکزش در مدینهٔ جوهانزبرگ و دیگری به همّت محفل مرکزی بهائیان مصر و سودان و موسوم بمحفل مرکزی بهائیان در شمال غربی افریقیا و مرکزش در مدینهٔ تونس و محفل مرکزی اخیر به همّت محفل مرکزی بهائیان قاره استرالیا در عاصمهٴ جزیرهٴ نیوزیلند در مدینهٴ اوکلند تأسیس خواهد گشت

هدف نوزدهم تزیید تعداد حظائر قدس ملّی به هفت برابر که مستلزم تأسیس بیست و یک حظیره در قارّهٔ امریک و پانزده حظیره در قارّهٴ اروپ و نه حظیره در قارّهٴ آسیا و سه حظیره در قارّه افریقیا و یک حظیره در جزیرهٴ نیوزیلند و حظیره ئی دیگر در مدینهٴ لندن و این حظائر قدس ملّی در جمیع عواصم و مراکزی که در آن در سنین آتیه محافل مرکزی تأسیس خواهد شد استقرار خواهد یافت

هدف بیستم تدوین قانون اساسی و نظامنامهٴ ملّی بهائی و تأسیس موقوفات ملّی در هر یک از عواصم و مدن ممالک مستقلّه و اقالیم تابعهٴ مذکوره

هدف بیست و یکم تزیید عدد محافل مرکزی روحانی که تا بحال رسماً تسجیل گشته به بیش از پنج برابر که مستلزم تسجیل هر یک از محافل مرکزی ملّی که من بعد تأسیس خواهد یافت و باضافه تسجیل محفل مرکزی بهائیان ایران و عراق

هدف بیست و دوم تأسیس شش مؤسّسهٴ مطبوعات ملّی بهائی که دو مؤسّسه از آن در قارّهٴ آسیا یکی در طهران و دیگری در عاصمهٴ هندوستان و یک مؤسّسه در قارّهٴ شمالی امریک در شهر ویلمت و دیگری در قارّهٴ جنوبی در مدینهٴ ریودو جانرو و مؤسّسه دیگر در قارّهٴ افریقیا در مدینهٴ قاهره و دیگری در قارّهٴ اروپ در مدینهٴ فرانکفورت تأسیس خواهد گشت

هدف بیست و سوم اشتراک اماء الرّحمن ایران در عضویّت محافل روحانی ملّی و محلّی

هدف بیست و چهارم تأسیس شعبه های محافل روحانی ملّی بهائیان ایران و عراق و بریطانیا و استرالیا و آلمان و کندا در ارض اقدس بر حسب قوانین و مقرّرات حکومت جدید التّأسیس اسرائیل

هدف بیست و پنجم تأسیس مطبعهٔ ملّی بهائی در عاصمهٔ ایران

هدف بیست و ششم تحکیم روابط بین جامعهٴ بین المللی بهائی و هیئت امم متّحده

هدف بیست و هفتم در صورت امکان انضمام یازده جمهوریّت که از اجزاء اتّحاد جماهیر شوروی محسوبند و دو کشور از کشورهای اروپ که مرتبط و تحت نفوذ آن هیئت است بدائرهٔ نظم اداری امر الٓهی بواسطهٴ محافل مرکزی بهائیان در ایران و امریک و آلمان

هدف بیست و هشتم که هدف اخیر و مسک الختام این جهاد عظیم و کبیر است انعقاد کنگرهٴ جهانی بهائی در جوار باغ رضوان که ثالث الحرمین عالم بهائی است بمناسبت جشن افخم اعزّ اعظم که مقارن با صدمین سال دعوت جهری جمال قدم و ارتقاء آن موعود امم و محیی رمم بر سریر سلطنت الٓهیّه خواهد بود و در سراسر عالم بهائی بر پا خواهد گشت

یا احبّاء البهاء و مشاعل حبّه و منابع ذکره بین بریّته چه مقدار عظیم و خطیر است این جهاد جهانی روحانی و چه رفیع است مقام و منزلت فارسان مضمار عبودیّت و مجاهدان و باسلان این مبارزات در این عصر اعزّ مشعشع نورانی آنچه را لسان عظمت در این روز فیروز بآن شهادت داده به یاد آورید قوله عزّ بهائه لعمر اللّه از برای ناصر مقدّر شده آنچه که خزائن ارض بآن معادله ننماید“

در این اوان که جشن اکبر ابهی بر پا صدای الوَحا الوَحا یا احبّاء البهاء العَجل العَجل یا امناء البهاء از عالم بالا متصاعد و هُتاف یا طوبی و یا بشری و یا عزّا و یا شرفا لمن قام بکلّیّته علی نصرة امر البهاء از ملأ اعلی متتابع و رنّهٴ ملکوتی انصرونی انصرکم العهد منکم و الوفاء من ربّکم و معینکم و ناصرکم از خلف سرداق ابهی مرتفع یوم یوم جهاد کبیر اکبر است و زمان زمان تشتّت و هجرت و مجاهدت و مبارزت و جانفشانی و استقامت در سبیل امر مالک قدر میقات ظهور وعود الهیّه و بروز اسرار مکنونه و تحقّق بشارات عظیمه و جلوهٴ انتصارات باهره و وقوع وقایع خطیرهٴ جسیمه در شرق و غرب و جنوب و شمال جامعهٴ پیروان آئین حضرت احدیّه غیث عنایت هاطل است و نسائم جان پرور بشارت دهندهٴ طلوع فجر عزّت امر بها در هبوب وسائل و اسباب در اثر استقرار نظم بدیع الهی کاملاً مهیّا ”و کلّ الاشیاء“ بفرمودهٔ ربّ البرایا ”حامل فیوضات و استعدادات لا تحصی“ جنود الهام صائل و صفوف ملائکهٴ تأیید مصفوف میدان وسیع و دشمنان دیرین در شرفهٴ زوال الواح نصحیّه و ارشادات الهیّه منتشر و نقشهٴ ملکوتی در انظار عالمیان مکشوف و کیفیّت تنفیذش از قلم غصن بها مرقوم و اهدافش مصرّح و معلوم فرمان سالار جند بها صادر و اهل ملأ اعلی ناظر و منتظر وقت قیام و خروج و هجوم و جوش و خروش و کفاح و تسخیر مدن و فتح اقطار و غلبه بر جهان و جهانیان است

اهل بها کما امرهم مولاهم و محبوبهم باید چون هوا لطیف شوند و چون نار مشتعل گردند و از ثقل ما سوی الله خفیف شوند و چون اریاح بر اقطار و اشطار مرور نمایند و از تلوّنات و تطوّرات و انقلابات عالم افسرده و مضطرب نگردند بقوّهٴ توکّل بیرون آیند و به ردای تقوی مُرتدی گردند و برجل استقامت قدم بمیدان گذارند و بانقطاعی بی نظیر و با توجّهی تامّ و قلبی پر فتوح و عزمی چون کوه آهنین مانند اولیاء و اصفیاء از پیشینیان در ممالک و بلدان متشتّت شوند و عالم کون را بحرکت آورند و در جبال و اودیه و براری و صحاری و جزائر ندای جانفزای یا بهاء الابهی را به سمع وضیع و شریف از طوائف و قبائل و عشائر و مذاهب و ادیان و طبقات و اجناس مختلفه رسانند پرچم امر اللّه را در ماوراء مدار قطب شمال مرتفع سازند و صیت آئین الهی را در جزائر واقعه در اقصی جنوب نمیکرهٴ غربی مرتفع نمایند آوارهٴ صحاری عربستان و جبال و اتلال و دشتهای وسیعهٴ قارّهٴ آسیا و آجام افریک گردند و در مناطق بعیدهٴ صعب المرور در جزائر پاسیفیک در قلب محیط اعظم اقامت نمایند آرام نگیرند راحت نجویند و تأسّی به مطالع انوار در عصر رسولی نمایند و مداومت نمایند تا از خود در صحیفهٴ عالم یادگاری گذارند که عرفش الی ابد الدّهور مشام روحانیانرا معطّر سازد

ای یاران عزیز تر از دل و جان تصوّر منمائید که تنفیذ و اجرای این نقشه و وصول باهداف این جهاد خطیر جهانی روحانی در این ایّام پر اغتشاش و انقلاب صعب و یا آنکه ممتنع و محال است اگر یاران با وفا چنانچه لایق و شایستهٴ عبودیّت آستان بهاست منقطعاً عن الجهات قیام نمایند و استقامت کنند این انقطاع و قیام و استقامت چنان نفوذی در هویّت عالم امکان نماید و تأثیر در آفاق و انفس نماید که خود حیران گردند ان اذکروا فیهذا المقام ما صدر من قلم المیثاق حضرت اعلی روحی له الفداء میفرماید لو ارادت نملة ان یفسّر القرآن من ذکر باطنه و باطن باطنه لتقدر لانّ السّرّ الصّمدانیّة قد تلجلج فی حقیقة الکائنات چون مور ضعیف را چنین استعداد لطیف حاصل دیگر معلوم است که در ظلّ فیوضات جمال قدم روحی لاحبّائه الفداء چه عون و عنایت حاصل گردد و چه تأیید و الهام متواصل شود“

ای یاران جان نثار بیقین مبین بدانید که در نتیجهٴ وقایع خطیرهٴ جسیمه که در پیش است و انتصارات باهره که آثار اوّلیّه اش در جامعهٴ بهائی حال نمایان گشته و در اثر تأییدات لاریبیّهٴ الٓهیّه و انقلابات جهان که متتابعاً متزایداً از پس پردهٴ قضا ظاهر و پدیدار میگردد امر عزیز الٓهی در عهود آتیهٴ عصر تکوین که عصر ثانی دور بهائی است و در عصر ذهبی که عصر ثالث و اخیر نخستین دور کور مقدّس است مراحل باقیه را در کافّهٴ ممالک و دیار که بانوار ساطعه اش در این قرن پر انوار منوّر گشته طی نماید و وعود الٓهیّه که در خزائن صحف قیّمه مخزون است کلّ تحقّق یابد

دورهٴ مجهولیّت که اوّلین مرحله در نشو و نمای جامعهٴ اهل بهاست و مرحلهٴ ثانیهٴ مظلومیّت و مقهوریّت که در وقت حاضر در کشور ایران امر مبارک جمال ابهی آنرا طی مینماید هر دو منقضی گردد و دورهٴ ثالث که مرحلهٴ انفصال شریعت اللّه از ادیان منسوخهٴ عتیقه است چهره بگشاید و این انفصال بنفسه مقدّمهٴ ارتفاع علم استقلال دین اللّه و اقرار و اعتراف بحقوق مسلوبهٴ اهل بها و مساوات پیروان امر جمال ابهی با تابعان ادیان معتبره در انظار رؤسای جهان و این استقلال ممهّد سبیل از برای رسمیّت آئین الٓهی و ظهور نصرتی عظیم شبیه و نظیر فتح و فیروزی که در قرن رابع از میلاد حضرت روح در عهد قسطنطین کبیر نصیب امّت مسیحیّه گشت و این رسمیّت بمرور ایّام مبدّل و منجر بتأسیس سلطنت الٓهیّه و ظهور سلطهٴ زمنیّهٴ شارع این امر عظیم گردد و این سلطنت الٓهیّه مآلاً بتأسیس و استقرار سلطنت جهانی و جلوهٴ سیطرهٴ محیطهٔ ظاهری و روحانی مؤسّس آئین بهائی و تشکیل محکمهٴ کبری و اعلان صلح عمومی که مرحلهٔ سابع و اخیر است منتهی گردد اینست که میفرماید این ظلمهای واردهٴ عظیمه تدارک عدل اعظم الٓهی می نماید“ و این عدل اعظم یگانه اساس صلح اعظم و صلح اعظم کافل و ضامن استقرار وحدت اصلیهٴ ملل و امم و این وحدت اصلیّه کاشف سلطنت اسم اعظم در سراسر عالم خواهد بود

و این مرحلهٔ اخیره بنفسه مقدّمهٔ ظهور و جلوهٴ مدنیّت حقیقیّهٔ الٓهیّه و بلوغ عالم به رتبهٴ کمال که اعلی المراتب است و تبدیل ارض به قطعه ‏ئی از فردوس اعظم ”اذاً تری الارض جنّة الابهی“ فسبحان ربّنا البهیّ الابهی و سبحان ربّنا العلیّ الاعلی و حال در خاتمهٴ این اوراق شمّه‏ئی از آنچه از سماء مشیّت نیّر آفاق و از قلم گهر بار مرکز عهد و میثاق در بیان لزومیّت و اهمّیّت امر خطیر تبلیغ امر اللّه و نصرت دین اللّه و مهاجرت فی سبیل اللّه نازل گشته ثبت میگردد لیکون ختامه مسک و فی ذلک کفایة للمتبصّرین و تذکرة و تبصرة للمخلصین.

”یا اهل البهاء انتم نسائم الرّبیع فی الآفاق بکم زیّنّا الامکان بطراز عرفان الرّحمن و بکم ابتسم ثغر العالم و اشرقت الانوار ان اخرجوا من افق الاقتدار باسم ربّکم المختار و بشّروا العباد بالحکمة و البیان بهذا الامر الّذی لاح من افق الامکان ایّاکم ان یمنعکم شیءٌ عمّا امرتم به من القلم الاعلی اذ تحرّک علی اللّوح بسلطان العظمة و الاقتدار طوبی لمن سمع صریره اذ ارتفع بالحقّ بین الارضین و السّموات طوبی لمحلّ و لبیت و لمقام و لمدینة و لقلب و لجبل و لکهف و لغار و لاودیة و لبرّ و لبحر و لجزیرة و لدسکرة ارتفع فیها ذکر اللّه و ثنائه نفس حرکت لوجه اللّه در عالم مؤثّر بوده و هست و در کتب قبل مقام توجّه مخلصین باطراف لاجل هدایت عباد مذکور و مسطور امروز روز بیان است باید اهل بها بکمال وفق و مدارا اهل عالم را بافق اعلی هدایت نمایند. اجساد طالب ارواح است باید نفوس ملکوتیّه بنفحات کلمهٴ الٓهیّه اجساد را بارواح تازه زنده نمایند در هر کلمه روح بدیع مستور طوبی از برای نفسی که باو فائز شد و بتبلیغ امر مالک قدم قیام نمود ان یا احبّاء اللّه لا تستقرّوا علی فراش الرّاحة و اذا عرفتم بارئکم و سمعتم ما ورد علیه قوموا علی النّصر ثمّ انطقوا و لا تصمتوا اقلّ من آن و انّ هذا خیر لکم من کنوز ما کان و ما یکون لو انتم من العارفین و نفسه الحقّ سوف یزیّن اللّه دیباج کتاب الوجود بذکر احبّائه الّذین حملوا الرّزایا فی سبیله و سافروا فی البلاد باسمه و ذکره و یفتخر کلّ من فاز بلقائهم بین العباد و یستنیر بذکرهم من فی البلاد انّ الّذین هاجروا من اوطانهم لتبلیغ الامر یؤیّدهم الرّوح الامین فو اللّه الّذی لا اله الّا هو لو یقوم واحد منکم علی نصرة امرنا لیغلّبه اللّه علی مائة الف و لو ازداد فی حبّه لیغلّبه اللّه علی من فی السّموات و الارض کذلک نفخنا حینئذ روح القدرة فی کلّ الاشطار

در کتاب وصایا آخرین ندای حمامهٴ ایکهٔ وفا و غصن برومند سدرهٔ منتهی و مرکز میثاق بها خطاب باهل بها و جالسین فلک ابهی این کلمات درّیّات مدوّن و مسطور ای ثابتان بر پیمان این طیر بال و پر شکسته و مظلوم چون آهنگ ملأ اعلی نماید و بجهان پنهان شتابد و جسدش تحت اطباق قرار یابد یا مفقود گردد باید افنان ثابتهٴ راسخه بر میثاق اللّه که از سدرهٴ تقدیس روئیده اند با حضرات ایادی امر اللّه علیهم بهاء اللّه و جمیع یاران و دوستان بالاتّفاق بنشر نفحات اللّه و تبلیغ امر اللّه و ترویج دین اللّه بدل و جان قیام نمایند دقیقه ئی آرام نگیرند و آنی استراحت نکنند در ممالک و دیار منتشر شوند و آوارهٴ هر بلاد و سرگشتهٔ هر اقلیم گردند دقیقه ئی نیاسایند و آنی آسوده نگردند و نفسی راحت نجویند در هر کشوری نعرهٴ یا بهاء الابهی زنند و در هر شهری شهرهء آفاق شوند و در هر انجمنی چون شمع بر افروزند و در هر محفلی نار عشق بر افروزند تا در قطب آفاق انوار حقّ اشراق نماید و در شرق و غرب جمّ غفیری در ظلّ کلمة اللّه آید و نفحات قدس بوزد و وجوه نورانی گردد و قلوب ربّانی شود و نفوس رحمانی گردد در این ایّام اهمّ امور هدایت ملل و امم است باید امر تبلیغ را مهمّ شمرد زیرا اسّ اساس است این عبد مظلوم شب و روز بترویج و تشویق مشغول گردید دقیقه ئی آرام نیافت تا آنکه صیت امر اللّه آفاق را احاطه نمود و آوازهٴ ملکوت ابهی خاور و باختر را بیدار کرد یاران الٓهی نیز چنین باید بفرمایند اینست شرط وفا و اینست مقتضای عبودیّت آستان بها حواریّون حضرت روح بکلّی خود را و جمیع شئون را فراموش نمودند و ترک سر و سامان کردند و مقدّس و منزّه از هوی و هوس گشتند و از هر تعلّقی بیزار شدند و در ممالک و دیار منتشر شدند و بهدایت من علی الارض پرداختند تا جهانرا جهان دیگر کردند و عالم خاک را تابناک نمودند و به پایان زندگانی در راه آن دلبر رحمانی جانفشانی کردند و هر یک در دیاری شهید شدند فبمثل هذا فیعمل العاملون“

و در لوحی از الواح میفرماید ”وقت آنست که جوش دریا زد و اوج ثریّا جست وقت تنگ است و حرکت خیل الهی بی درنگ باید سبقت و پیشی گرفت و شمع نورانی افروخت“ و در مقامی دیگر این کلمات درّیّات از یراعهٴ مرکز عهد ربّ الآیات البّینات خطاب بیاران خطّهٴ امریک صادر ”یقین بدانید که هر نفسی الیوم به نشر نفحات اللّه قیام نماید جنود ملکوت اللّه تأیید فرماید و الطاف و عنایات جمال مبارک احاطه کند ای کاش از برای من میسّر میشد که پای پیاده و لو بکمال فقر به آن صفحات مسافرت مینمودم و نعره زنان در شهر ها و دهات و کوه و بیابان و دریا یا بهاء الابهی میگفتم و ترویج تعالیم الٓهی مینمودم ولی حال از برای من میسّر نه لهذا در حسرتی عظیم هستم“ و التّکبیر و البهاء و التّحیّة و الثّناء علیکم و علی الّذین سمعوا و أجابوا نداء ربّهم و محبوبهم و ترکوا أوطانهم و نسوا أوکارهم و فدوا راحتهم و رخائهم و سرعوا إلی الأقالیم القاصیة و الأقطار الشّاسعة فی مشارق الأرض و مغاربها حبًّا للّه و خالصًا لوجهه و اتّباعًا لأمره و إعزازًا لدینه الأعزّ الأوعر الأفخم الأقدس الخطیر

نوروز ١١٠
بندهٔ آستانش شوقی


توقیع مبارک نوروز ١١١ بدیع

هیئت محترمهٔ مجلّلهٔ ایادی امر اللّه و حضرات افنان ثابتهٔ راسخهٔ بر میثاق اللّه و جنود منصورهٴ مُجاهدان و مُهاجران فی سبیل اللّه و عصبهٔ جلیلهٔ مبلّغان و ناشران نفحات اللّه و اعضای محافل مقدّسهٔ روحانیّه ارکان و حامیان شریعة اللّه و افراد جامعهٔ پیروان دین اللّه در کشور مقدّس ایران و خطّهٔ هندوستان و برما و پاکستان و اقالیم افریقیا و عربستان و قطر مصر و سودان و ترکیه و افغانستان و عراق عرب و سُوریه و لُبنان رجالاً و نسائاً صغیراً و کبیراً ملاحظه نمایند:

یا نصرأ الرّحمن فی المدن و الدّیار البشارة البشارة که در این روز فیروز و نوروز سنهٔ اُولای جهاد کبیر اکبر جهان افروز آثار علوّ و سموّ آئین نازنین و تباشیر نصرت و غلبهٔ گروه مجاهدین و مهاجرین و رافعین لوأ مبین امر حضرت ربّ العالمین اهل آسمان و زمین را هر دو باهتزاز آورده و وله و طربی زائد الوصف احداث نموده اهل ملأ اَعلی از این بطش و صولت حیران و هلهله کُنانند و ارواح قدّیسین و کرّوبیّین و عن ورائهم مَعشر النّبیّین و المرسلین از نهیب این قیام و خروج و هجوم و جوش و خروش و تشتّت و مجاهدت لشکر حیات مُستبشر و شادمان و پیروان جمال اقدس ابهی از این فتح و فیروزی علمداران حزب مظلوم در سراسر جهان در اشدّ هیجان و غلیان ندای جان افزای حمداً لربّنا العلیّ الاعلی حمداً لربّنا البهیّ الابهی از حنجر فارسان مضمار مجاهدت و مظاهر انقطاع و قدرت و شجاعت و بسالت و توکّل و استقامت که در اقلّ از یک سنه به نیروی اسم اعظم و مُحیی رَمم بفتح نود و یک اقلیم در شرق و غرب و جنوب و شمال در قارّات خمسهٴ عالم و دو محیط اطلس و اعظم و اقیانوس هند و دو بحر متوسّط و شمال مفتخر گشته‌اند، مُرتفع و صلای اَن استبشروا یا احبّائی و امنائی قد اقتربت السّاعة ان ارتقبوا یوم النّصر از خلف سرادق کبریا محلّ استوای عرش قائد اعظم جیش عرمرم و مقرّ سریر سلطان ملکوت ربّ الجنود متتابع و متواصل.

حمداً و شکراً لربّنا البهیّ الباهی الهادی الغالب النّاصر القاهر الابهی که سنهٴ مقدّسهٔ صدمین سال بعثت سرّی اسم اعظم و موعود ملل و امم باحسن وجه منقضی گشت و عید مئوی ثانی اهل بها و اصحاب رایت بیضأ در این سال فرخنده فال بنحو شایسته خاتمه یافت و باعث اشتهار آئین حضرت ذوالجلال گردید جشن اکبر کما ینبغی و یلیق برپا گشت و انجمن های اربعهٔ بین القارّات بشارت دهندهٔ انعقاد کُنگرهٔ جهانی اهل بها در جوار بیت اعظم ابهی به ابهّت و جلالی بی‌نظیر و نظم و ترتیبی بدیع و شور و ولهی بی‌مثیل و عدیل به تأییدات خفیّه و جلیّهٔ ربّ جلیل در قلب قارّهٔ مشتعلهٔ افریقیا و جوار اُمّ المعابد غرب در قارّهٔ آمریکا و عاصمهٔ کشور اسوج در شمال قارّهٔ اروپا و در عاصمهٔ اقلیم هندوستان در قارّهٔ آسیا تحت اشراف امنای محافل مرکزی روحانی بهائیان در جزایر بریطانیا و ایالات متحدهٔ آمریکا و هندوستان و پاکستان و برما در اواخر زمستان و موسم بهار و ایّام تابستان و فصل خریف متتابعاً منعقد گردید

و جمعی از اعضای هیئت محترمهٔ مُجلّلهٔ ایادی امر اللّه و افنان ثابته بر عهد اللّه و ناشرین نفحات اللّه و اُمنای محافل روحانی مرکزی و محلّی جامعهٔ پیروان دین اللّه و برخی از مهاجرین و مهاجرات فی سبیل اللّه و جمّ غفیری از پیروان اسم اعظم و سالکان سبیل اقوم و متمسّکین بحبل المتین شرع افخم اشرف اکرم از رجال و نسأ که تعداد آنان از سه هزار و چهار صد متجاوز و از بیش از هشتاد ٨٠ اقلیم از اقالیم جهان درین مراکز اربعه مجتمع و بعضی از جنس ابیض و اسود و قلیلی از جنس اصفر و احمر و اسمر کُلّ بکمال محبّت و وداد و اتّفاق و اتّحاد و وله و توجّه و انجذاب در ظلّ سراپردهٔ یگانگی مؤانس و مجالس و جمعاً بزیارت شمایل مبارک جمال اقدس ابهی و حضرت نقطهٔ اُولی روحی لادنی عبدٍ من عبید هما الفدأ مفتخر و فائز و از استماع آیات و غزلیّات و ادعیهٔ صادره از مخزن قلم اعلی و منتخبات کتاب مستطاب قیّوم اسمأ مهتزّ و از مشاهدهٔ صور متحرّکهٔ مقامات مقدّسهٔ علیا در ارض اقدس در مرج عکّا و جبل کرمل بالاخص قبّهٔ مرقد بهیّ الانوار نقطهٔ اولی و ملاحظهٔ نقشه و مجسّمهٔ بدیعهٔ اُمّ المعابد ارض اقدس عُلیا محظوظ و مستبشر

-عید اعظم رضوان که بنصّ قاطع عید اللّه و سلطان اعیاد است در این سنهٔ مقدّسه با انقضای نود ٩٠ سال تمام از بعثت جهری مالک انام در دارالسّلام مقارن گردید و این دو عید مجلّل در قطعهٔ آمریک با افتتاح امّ المعابد غرب پس از انقضای پنجاه سال از آغاز تأسیس این مشروع خطیر توأم گشت و همچنین با انعقاد مؤتمر ثانی بین القارّات و انجمن سالیانهٔ شور روحانی یاران آمریک مقارن گردید و بر سرور و حبور و شعف و ابتهاج حُضّار و شرکت کنندگان و وکلای مُنتخبه و مدعوّین در این احتفال اعظم بیفزود

در صحن آن بنیان رفیع الشّأن که حجر زاویه‌اش را ید قدرت مرکز میثاق جمال ابهی نهاده و قیمت اراضی و مصارف بنا و تزیینات داخله و خارجه‌اش از دو ملیون و نیم دولار تجاوز نموده و متجاوز از پانصد و سی هزار نفس بزیارت آن معبد افخم تا بحال فائز گشته، جمّ غفیری از یار و اغیار از طبقات و ممالک و مذاهب مختلفهٔ متعدّده که تعدادشان از سه هزار متجاوز در میقات معیّن مجتمع و از ترتیل آیات و تلاوت مناجات و قرائت مُنتخبات کتب مقدّسهٔ الهیّه از زبور و تورات و انجیل و فرقان و استماع کلمات درّیّهٔ بدیعهٔ صادره از کلک نقطهٔ اولی و غزلیّات و آیات مُهیمنهٔ نازله از مخزن قلم اعلی مهتزّ و مستبشر و بیگانگان از تعالیم شارع امر الهی مستفیض و بر مقاصد اصلیّهٔ اهل بهأ مطّلع و بر عمومیّت و جامعیّت آئین جدید التّأسیس الهی کاملاً واقف و شاهد

این اجتماع مهیب و عظیم که در اهمّ و اقدم مرکز امر اللّه در قارّهٔ آمریک در ظلّ قبّهٴ شامخهٔ بیضای معبد جلیل القدر قویّ الارکان سرمدیّ الآثار یاران در آن قارّه منعقد و در تاریخ امر بدیع بهیچوجه من الوجوه سابقه نداشته و شور و آشوبی جدید در قلوب دوران و نزدیکان انداخته نیز با افتتاح جهاد جهانی روحانی کبیر اکبر و انتشار نقشهٔ بدیعهٔ ده سالهٔ پیروان مالک قدر در خاور و باختر مقارن گردید و لزومیّت اجرای فرمان واجب الاذعان مرکز عهد و پیمان محبوب و مقصود عالمیان بر جنود مجنّدهٔ الهیّه در آن محشر عظیم ثابت و مدلّل گشت

و وظائف موکولهٔ مفروضهٔ مرجوعهٔ حتمیّهٔ مقدّسه و تکالیف متعدّدهٔ مختلفهٔ مجریانش راجع باتّخاذ تمهیدات اوّلیّه جهت تشیید ضریح مُطهّر مقدّس جمال ابهی در مرج عکّا و رفع لوأ دین اللّه در یکصد و سی و یک اقلیم از اقالیم دنیا و ترجمه و طبع آثار به نود و یک لغت از لغات شرقیّه و غربیّه و استحکام اساس مؤسّسات امریّه در یکصد و بیست و هشت اقلیم از اقالیم مستظلّه در ظلّ امر الٓهی

و بنای دو معبد یکی در ارض طا و دیگری در قلب قارّهٔ اروپا و ابتیاع اراضی جهت بنای امّ المعابد ارض اقدس و یازده معبد دیگر در قارّات خمسهٴ عالم و بنای اوّلین مؤسّسه از توابع امّ المعابد غرب و تشکیل محاکم شرعیّهٔ بهائی در ارض اقدس و عواصم ممالک اسلامیّه و اتّساع دائرهٔ اقدامات ایادی امر حضرت ربّ البریّه و تدوین احکام منصوصه در امّ الکتاب شریعت بهائیّه و اتّساع دائرهٔ موقوفات بین‌المللی بهائی در ارض میعاد و بنای دارالآثار بین‌المللی در جبل کرمل و تشیید مرقد منوّر حرم نقطهٔ اُولی در مدینهٔ شیرازو تعیین مدفن والد ماجد جمال قدم و مُخدّرهٔ کبری امّ نقطهٔ اُولی و ابن خال آنحضرت و انتقال رمس آنان بگلستان جاوید بهائیان در مدینة اللّه و تملّک باغ رضوان در مدینة اللّه و ابتیاع سجن اکبر در مدینهٔ طهران و مشهد نقطهٔ اولی در مدینهٔ تبریز و محبس آن حضرت در آذربایجان

و تأسیس چهل و هشت محفل مرکزی روحانی ارکان بیت عدل اعظم و تأسیس پنجاه حظیرة القدس ملّی در قارّات خمسهٔ عالم و تدوین قانون اساسی و تأسیس موقوفات ملّی و تسجیل محافل مرکزی روحانی جدید التّأسیس و دو محفل مرکزی روحانی ایران و عراق عرب و تأسیس شش مؤسّسهٔ مطبوعات ملّی بهائی و اشتراک امأالرّحمن ایران در عضویّت محافل روحانی ملی و محلّی و تأسیس شعبه‌های شش محفل روحانی مرکزی و تحکیم روابط جامعهٔ بین‌المللی بهائی و هیئت امم متّحده و تأسیس مطبعهٔ ملّی بهائی در عاصمهٔ کشور ایران یک یک مکشوف و معلوم و واضح گردید.

در ارض اقدس لانه و آشیانهٔ انبیأ و مرکز روحانی جهانی اهل بهأ و محور و مرجع اعلای کافّهٔ مؤسّسات نظم بدیع جهان آرای پیروان امر ابدع اسنی اجلالاً لهذه السّنة المقدّسة و تکریماً لمقام النّقطة الاوّلیّة الازلیّة مشروع محیّر العقول تشیید ضریح اقدس اطهر اکرم باب اللّه الاعظم و ذکر اللّه الاعزّ الافخم بوجه اکمل و اتمّ انجام و اتمام یافت و قبّهٔ منیعهٔ بدیعهٔ جسیمهٔ ذهبیّهٔ مقدّسهاش که تاج ثالث آن مقام اطهر است و ارتفاعش از چهل متر و مساحتش از دویست و پنجاه متر مربّع متجاوز و مقدّمات نصب ارکان هشت گانهاش در داخل آن مقام مقارن عید نوروز در سنهٔ ١٩٥١ فراهم و احجار اوّلیّهاش مقارن نوروز سنهٔ ١٩٥٣ منصوب گشته بود،

در پایان این سنهٔ مقدّسه سنهٔ مئوی میلاد دعوت سرّی جمال قدم مقارن انعقاد مؤتمر رابع بین القارّات جامعهٔ پیروان اسم اعظم مرتفع گشت و مرکز مجلّل مقدّس روحانی جهانی پیروان مُحیی رمم در دامنهٔ کرم الٓهی باحسنها و اکملها پس از شصت سال انتظار تأسیس یافت و دستور صادر از فم مطهّر کاملاً تنفیذ گردید در اواسط آن سنهٔ مقدّسه در ایّام عید سعید رضوان بنصب قطعه‌های مذهّب گنبد مقام مهیمن مولی الانام متوکّلاً علی اللّه مباشرت گردید

و در یوم تاسع آن عید اعظم که با انقضای نود سال تمام از اظهار امر جمال اقدس ابهی در مدینهٔ دارالسّلام مقارن گشته بود اجتماعی از مسافرین و مجاورین کعبهٔ مقصود در جوار آن مقام مقدّس انعقاد یافت و مجتمعین کُلّ خاضعاً خاشعاً متذکّراً مبتهلاً حامداً شاکراً مولاهم و مقصودهم و مبشّر امر ربّهم و معبودهم توجّه بآن ضریح منوّر نموده و بعضی از محتفلین در آن یوم مقدّس بطبقهٔ اعلای آن بنای افخم ارتقأ جُسته و پس از وضع مُشتی از تراب سقف حُجرهٔ سجن مبارک آن مظلوم در جبل ماکو در عقب قطعه ‏ئی از قطعات مذهّب تاج آن مقام محمود و طواف آن قبّهٔ شامخه جمعاً بزیارت عتبهٔ مقدّسه‌اش فائز و بذکر بلایای وارده بر آن مولای فرید و وحید در دو جبل باسط و شدید و قدرت قاهرهٔ نافذه و عنایات فائقهٔ مبذولهٔ جمال قدم و اسم اعظم یگانه محبوب و مقصود آن سلطان امم در حقّ مبشّر امر مُبرمش و انذارات و بشارات صادره از قلم مقدّسش که در قیّوم اسمأ و توقیع شاه غافل ذاهل مدوّن مألوف و متذکّر گشتند

قوله جلّت عظمته ( قسم بخداوند اگر بدانی در عرض این چهار سال چها بر من گذشته است از حزب و جند حضرتت نَفَس را بنفَس نمیرسانی از خشیة اللّه الّا و آنکه در مقام اطاعت امر حجّت اللّه بر آئی و جبر کسر آنچه واقع شده فرمائی قسم بسیّد اکبر اگر بدانی در چه محلّ ساکن هستم اوّل کسیکه بر من رحم خواهد کرد حضرتت میبود در وسط کوه قلعه ایست در آن قلعه از مرحمت آن حضرت ساکن و اهل آن منحصر است به دو نفر مستحفظ و چهار سگ حال تصوّر فرما چه میگذرد)

و ایضاً میفرماید:( یا قرّة العین قل انّی انا النّور قد کنت علی الطّور الفؤاد بالحقّ مشهوداً یا قرّة العین انّا قد شرحنا صدرک فی الامر من کلّشیٔ علی الحقّ بالحقّ بدیعا اصبر یا قرّة العین فانّ اللّه ضمّن عِزّک علی البلاد و من علیها و هو اللّه کان علی کلّشیٔ قدیراً).

تعالی تعالی قدرته النّافذة السّاریة فی حقائق الکائنات تعالی تعالی امره القاهر الغالب علی من فی الارضین و السّموات تبارک الّذی بدّل النّار بالنّور و الذّلّ بالعزّ و الاضطراب بالاطمینان و الشّدّة بالرّخأ و الحزن بالفرح الاکبر و السّجن بالقصر الرّفیع و المقام الشّامخ السّامی المتلئلأ الاعزّ الاطهر الاجمل الاتقن الابدع البدیع و این بنیان رفیع الشّأن قویّ الارکان سرمدیّ الآثار که نتیجهٔ شهادت آن سیّد اخیار و نفی و تبعید جمال مختار باین دیار و مقدّمهٔ سلطنت ابدیّه و سلطهٔ ظاهره و سیطرهٔ محیطهٔ شارع اعظم و مظهر قدرت پروردگار است و بشارت دهندهٔ استقرار مدنیّت الهیّه که ولید امر عزیز کردگار است و بر مدینهٔ منوّرهٔ فسیحهٔ مبارکهٔ حیفا مشرف و در قلب کوه خدا نور افشان، حال بمثابه ملکه در انظار آشنا و بیگانه ظاهر و باهر و جالب انظار و جاذب افئده و قلوب جمهور اغیار و ابرار در آغوش آن جبل مقدّس در بحبوحهٔ جنّت عُلیا و در وسط اراضی موقوفهٔ مقام علیّ اعلی بر عرش عُلی جالس و بردأ بیضأ مرتدی و صدرش باسم اعظم مزیّن و رأسش بتاج ذهبی مُتوّج و حزامش بلونین خضرأ و حمرأ ملوّن و بحدائق وسیعهٔ متعدّده محاط

و در مقابل اقدامش طبقات ممتدّه که هر یک بمصابیح مضیئه روشن کانّها طبقات من النّور نور علی نور وجهش بسوی سجن اعظم ابهی الموصوف بسمأ السّمأ من القلم الاعلی و قبلهٔ اهل بهأ مطاف ملأ اعلی در وادی ایمن مرج عکّا متوجّه و در یمینش اتلال جلیل مهد مسیح صبیح و محلّ بعثت حضرت روح که در قرب شاطی نهر اردن واقع و در یسارش رأس کرمل مقام حضرت ایلیا و بقعهٔ مرتفعهٔ علیا که بقدوم جمال اقدس ابهی و صدور لوح کرمل از مخزن قلم اعلی مشرّف و مفتخر گشته و در خلفش جبلین صهیون و زیتا و اورشلیم قدیمه البیت المقدس و مَحلّ شهادت و مدفن حضرت عیسی و مَقرّ استقرار عرش داود و معبد عظیم الشّأن سلیمان و مسجد اقصی ثالث الحرمین عالم اسلامی و عن ورائهم جبل السّینأ مهد شریعت موسویّه بقعة الطّور فاران النّور ارض القدس الّتی فاز فیها الکلیم باصغأ النّدأ من الشّجرة الُمبارکة و عن ورائهم جزیرة العرب ارض الحجاز مهد شریعت محمّدیّه و مدینهٔ یثرب و بطحأ مکّهٔ مکرّمه و مدینهٔ منوّره قبلة الاسلام و مضجع سیّد الانام علیه الآف التّحیّة و الثّنأ تعالی تعالی هذا المقام الشّامخ الاعظم العظیم تعالی تعالی هذا المضجع المُبارک المعطّر المطهّر المتلئلأ المنیع تعالی تعالی هذا المقرّ الاعزّ الأقدس المبارک الرّفیع یا ملکة کرمل علیک من التّحیّات اطیبها و ازکیها و من الصّلوات اجملها و ابهاها تبارک الّذی شرّف مقرّک بقدومه و عیّن مقامک و ذکرک فی لوحه و کتابه نعم الاقتدار هذا الاقتدار الّذی تحیّرت منه افئدة المقرّبین و المرسلین کانّی اراک فی منامی مستویةً علی عرشک العظیم مرتدیةً ردائک البیضأ مُتوّجةً بتاجک الذّهبیّ متلئلأ الانوار فیک و حولک منادیةً باعلی النّدأ ناطقةً بین الارض و السّمأ و کانّی اشاهد ارواح القدّیسین و الکرّوبیّین یسرعنّ الیک بکلّ شوق و وله و انجذاب و یشیرنّ باصابعهم الیک و یطوفنّ حولک و یَستنشقنّ روائح ازهارک و اورادک و یستبرکنّ بتراب مقامک و یخرّن بوجوهم علی التّراب تلقأ وجهک اجلالاً و اعزازاً لسکینة اللّه فیک و اللّوءلوء المکنون فی حضنک طوبی الف طوبی لمن یزورک و یطوفک و یخدمک و یسقی ازهارک و یجد روائح القدس من اورادک و یُثنی علیک و یُمجّد مقامک حبّا للّه موجدک فی هذا العصر المشعشع المقدّس الاعظم الاعزّ البدیع.

یا اولیأ اللّه و حزبه، حال وقت آن است که نظر را به نتائج و تأثیرات این جشن اکبر اعزّ اکرم که در پایان صدمین سال دعوت سرّی جمال قدم در سجن انتن اظلم در اکثر ممالک و بلدان عالم بهمّت پیروان اسم اعظم و تحت اشراف نمایندگان جامعهٔ سالکین صراط اقوم برپا گشته متوجّه سازیم و در وقایع اخیره و تطوّرات جدیدهٔ امر الهی و فتوحات و انتصارات باهرهٔ متتابعه که جند هدی بر اثر صدور فرمان رفیع و منیع و یرلیغ بلیغ قائد آسمانی و مرکز عهد ارفع اتقن صمدانی در این اشهر معدوده در میادین این عالم ظلمانی بآن فائز و نائل گشته‌اند، اندکی تفرّس و تمعّن نمائیم شکر و سپاس محرّک عالم وجود، حضرت معبود و جمال مقصود را لائق و سزا که آثار اوّلیّهٔ این نهضت روحانی قبل از انقضای سنهٔ اولای نقشهٔ دهسالهٔ مشترکین در این جهاد جهانی در انفس و آفاق نمایان و پدیدار گشته و تباشیر طلوع و بزوغ شمس عزّت موعوده و غلبهٔ ظاهره و سیطرهٔ محیطهٔ امر حضرت احدیّه در آفاق غربیّه و شرقیّه و جنوبیّه و شمالیّه کاملاً هویدا و نمودار گشته

امر عزیز الهی بر وفق تعلیمات و ارشادات و تأکیدات متتابعهٔ سالار اعظم جند بها که در الواح نصحیّه و کتاب وصایا مرقوم و مدوّن و بر طبق نقشهٔ ملکوتی مرتسمه بقلم معجز شیم مرکز عهد اتقن اوفی در الواح متعدّدهٔ صادره بافتخار علمداران حزب مظلوم در قارّهٔ آمریکا و بوسیلهٔ مؤسّسات متینهٔ نظم بدیع الهی که مدّت سی سال است بانیان این صرح مشید بتأسیس و استحکامش مشغول و مألوفند بسرعتی محیّر العقول در تقدّم و انتشار و تعداد پیروانش یوماً فیوماً در ازدیاد و دایرهٔ تصرّفات عجیبهٔ غریبهٔ مُدهشه‌اش آناً فآناً در اتّساع صیت بزرگواریش در اقطار مرتفع و آثار بهیّه‌اش در ممالک و دیار منتشر بساط نظم جهان آرایش در معرض عالم مبسوط و دعائم لا یتزعزع و لا یتزلزل شرع شریفش در کلّ آفاق مرفوع گروه مجاهدین و مجاهداتش در وله و انجذابند و نار عشق دلدادگانش از شیخ و شابّ در غایت اشتعال و التهاب حامیان و انصارش در بسیط غبرأ متشتّت اسرارش مشتهر احکامش نافذ رافعین رایت بیضایش منصور انوارش متلئلأ شآبیب فضل و احسان مؤسّس عظیم الشّأنش مستمرّاً هاطل وقوّهٔ دافعهٔ ساریه‌اش در هویّت کائنات متلجلج فدائیانش پر شور و آشوب و روائح مسکیّهٔ آثار بهیّه‌اش در اقطار و جزائر نائیه در نواحی قطبین شمال و جنوب در مرور و هبوب عَلَم مبینش در ما ورأ قطب شمال موّاج و سراج وهّاجش در ابعد مدن جنوبیّهٔ عالم از خطّ استوأ مستضیٔ هلهلهٔ منادیانش در میادین افریک و آمریک و آسیا و افریک مرتفع و انتصارات باهرهٔ ناشرین نفحاتش متواصل و متزاید و ایادی فعّاله‌اش به تبشیر و ترویج و سیر و سفر و استحکام بنیاد مؤسّساتش در قارّات خمسه و بقعهٔ مبارکهٔ مقدّسه لیلاً و نهاراً مشغول و مألوف صاعقهٔ غیرت الهی بر ناقضان عهد وثیق و ناکصان میثاق غلیظ شارع قدیرش متتابعاً نازل و حنین و ناله و انین دشمنان و خصمأ دیرینش از منابر و معاهد مُرتفع

ولولهٔ جمّ غفیری از زنگیان از قبائل متعدّدهٔ مختلفه در قلب قارّهٔ مشتعلهٔ افریک متصاعد و اقبال سُرخ پوستان و زرد پوستان در غرب اقصی و شرق اقصی مترادف و متتابع زمامداران از بطش و صولت و انقطاع و استقامت این جنود باسله حیران و علمأ سوء از مسیحی و مسلمان بر اثر این فتح و فیروزی فارسان این مضمار مغموم و هراسان ملاحظه نمائید سپاهیان این جیش عرمرم که در شرق و غرب و جنوب و شمال در قارّات خمسهٔ عالم و در جزائر اقیانوس هند و بحرین متوسّط و شمال و دو محیط اطلس و اعظم منتشر و در مدن و قری و صحاری و آجام سیّار و در اودیه و جبال منادی و در جزائر نائیه در ماورأ مدار قطب شمال مقیم بشأنی قیام نموده‌اند و ندای قوموا عن مراقدکم و اهجروا اوطانکم و انصروا امر ربّکم و بارئکم که در الواح نازله از کلک نقطهٔ اولی و جمال ابهی و مرکز میثاق بها نازل اجابت کرده‌اند

و چنان ثبات و استقامتی ظاهر نموده‌اند که در اقلّ یک سنه بفتح نود و یک اقلیم از اقالیم دنیا موفّق و مفتخر گشته‌اند و جمیع اقالیم باقیهٔ مذکوره در نقشهٔ دهساله را باستثنای جمهوریّات اتّحاد شوروی و ممالک تحت نفوذ آن هیئت متعهّد شده‌اند و بنصرت و ظفری نائل گشته‌اند که شبه آن نه در عهود ثلاثهٔ عصر رسولی و نه در نخستین عهد عصر تکوین مشاهده گشته

آئین نازنین که در دورهٔ بیان اوّلین عهد نخستین عصر دور بهائی در مدّت نه سال نطاقش به دو کشور ایران و عراق عرب منحصر بود و در عهد ثانی عهد جمال اقدس ابهی در مدّت سی و نه سال عَلَمش در سیزده اقلیم از اقالیم شرقیّه و در عهد ثالث عهد مرکز میثاق جمال قدم در مدّت بیست و نه سال در بیست مملکت دیگر از ممالک شرقیّه و غربیّه مرتفع گشته بود و پس از انقضای صد سال از سنهٔ ستّین تعداد ممالک مستظلّه در ظلّش به هفتاد و هشت بالغ گشته بود و پس از انقضای نه سال در حین افتتاح جهاد جهانی روحانی اهل بها انوار ساطعه اش یکصد و بیست و هشت اقلیم را روشن نموده بود،

حال قبل از اختتام نخستین سنهٔ این جهاد کبیر اکبر دائرهاش چنان اتّساعی یافته که من حیث المجموع تعداد ممالک مستقلّه و اقالیم تابعه که در ظلّ شجرهٔ لاشرقیّه و لاغربیّه وارد به دویست و نوزده بالغ گشته و از این ارقام کاملاً مستفاد میگردد که پس از انقضای سه ربع قرن از بعثت نقطهٔ اولی مقارن انتهای عصر رسولی نخستین عصر دورهٴ اولای کور مقدّس که امتدادش هفتاد و هفت سال و ابتدایش سنهٔ ستّین و انتهایش صعود مرکز میثاق جمال مبین است اقلّ از چهل اقلیم در ظلّ امر اللّه وارد گشته و در مدّت ربع قرن بل اقلّ از آن از صعود مرکز میثاق جمال ابهی تا جشن صدمین سال بعثت نقطهٔ اولی بیش از چهل اقلیم از انوارش مستفیض گشته و در مدّت نه سال که فاصلهٔ بین عید مئوی اوّل و ثانی اهل بهاست پنجاه مملکت از ممالک دنیا منضمّ بممالک مفتوحه گشته و اخیراً در اقلّ یک سنه از حین افتتاح جهاد کبیر اکبر الی یومنا هذا متجاوز از نود اقلیم بممالک و اقالیم مستظلّهٔ مفتوحه اضافه گشته

و عدّهٔ این اقالیم مفتوحه از حین افتتاح جهاد کبیر تا بحال سه ربع کلّیّهٔ اقالیمی است که باید بر طبق نقشه در مدّت ده سال در تصرّف امر بدیع در آید و این اقالیم و جزائر و مراکز که بهمّت یاران برگزیدهٔ امر کبریا و مشاعل حُبّ و وفا و فارسان و رسولان جمال ابهی و مجریان فرمان مقدّس غصن دوحهٔ بقا حضرت عبدالبهأ در اندک مدّتی در ظلّ شجرهٴ انیسا مستظلّ گشته و در دائرهٔ نظم جدید التّأسیس قویّ الارکان سریع الاتّساع عدیم المثال جهان آرای الهی وارد گشته شامل جمیع اقالیم مذکوره در نقشهٔ دهساله و واقعه در قارّهٔ اروپ باستثنای جمهوریّات و ممالک تابعهٔ اتحّاد شوروی و جمیع اقالیم واقعه در قارّهٔ آمریک باستثنای اقلیم لبرادر و جمیع اقالیم واقعه در قارّهٔ آسیا باستثنای دو اقلیم تیبت و بوتان و جمهوریّات و ممالک تابعهٔ اتّحاد شوروی در آن قارّه و همچنین شامل کافّهٔ جزائر بحر الرّوم که قعرش در این ایّام مقرّ و آرامگاه نفس نفیس ایادی امر اللّه و در ساحلش مضجع شهید فی سبیل اللّه واقع

و همچنین جمیع جزائر بحر شمال باستثنای جزیرهٔ اسپیتزبرگن و اکثری از جزائر نائیه که در قطب محیط اعظم و دو اقیانوس هند و اطلس واقع و همچنین دو جزیرهٔ فرانکلین و فالکلند که یکی در ماورأ مدار قطب شمال متجاوز از هفتاد درجه شمال خطّ استوا واقع و دیگری در قرب مدینهٔ مجلانیس که ابعد مُدن جنوبیّهٔ عالم از خطّ استواست و در این اقالیم شمالیّه که در ماورأ مدار قطب شمال واقع چنانچه معلوم است در اواسط تابستان آفتاب غروب نمینماید و در نیمه شب مشرق و نمایان اینست که از قلم اعلی در کتاب اقدس این آیهٔ مبارکه نازل: ”و البلدان الّتی طالت فیها اللّیالی و الایّام فلیصلّوا بالسّاعات و المشاخص الّتی منها تحدّدت الاوقات انّه لهو المُبیّن الحکیم“

و همچنین این ممالک مفتوحهٔ جدیده شامل بعضی از مستعمرات بعیده است که در محیط هند و در ساحل اقیانوس اطلس واقع و محلّ تبعید و اجتماع مجذومین و مبروصین و منفای مجرمین و محکومین باعمال شاقّه و به ردائت آب و هوا و سکّانش به توحّش و تعصّب معروف و موصوف

و همچنین اقالیم دیگر که ذکرش در تاریخ امر الهی مذکور و مثبوت است که یکی از آن اقلیم فیزان است که در حدود صحرای قارّهٔ افریک واقع و آن صحرائی است که در بحبوحهٔ انقلاب مفتّشین جالس بر اریکهٔ ظلم خلیفهٔ اسلام عبدالحمید پلید عزم را جزم نموده بود که یوسف بهأ را در آن زندان اندازد و دیگری جزیره شیطان است که سنین عدیده از انوار ساطعه از سجن اعظم محروم بوده و محلّ اقامت و مرکز ریاست مطلع اعراض ناقض عهد نقطهٔ اولی حیّهٔ رقطأ یحیی بی حیا و عدوّ لدود جمال ابهی که باین خطاب از قلم اعلی مخاطب گشته ( تاللّه الحقّ عرّ روح الامین رأسه عن فعلک و جلس حوریّات الغرفات علی الرّماد من ظلمک)

و دیگری ارض السّرّ مدینهٴ مبارکهٔ ادرنه است که ذکرش در الواح شتّی نازل و بابدع اوصاف مذکور و موصوف از جمله میفرماید قوله جلّ جلاله:( اذا سمعت بانّ سراج الحجاز ترک مشکوة العراق لا تحزن لانّ فیه اسرار عظیم فسیوقد فی بلّور اخری و هذا تقدیر من عزیز قدیم) زیرا در آن مدینهٔ مبارکه در سنهٔ ثمانین شمس حقیقت از برج اسد از اعلی افق عالم اشراق نمود و در نقطهٔ احتراق بدرخشید و بفرمودهٴ مبشّر امر حضرت ربّ العالمین ( مالک یوم الدّین در ابتدای ثمانین) ظاهر و باهر گشت و ایضاً این ممالک مفتوحه بر طبق نقشهٔ دهساله شامل بعضی از جزائر پولینیزیا و میلانیزیا و مایکرونیزیا که در محیط اعظم واقع و در الواح صادره از قلم مرکز میثاق بافتخار یاران و امأ الرّحمن در ایالات متّحده و کندا مصرّح قوله عزّ بیانه ( باید جمعی زبان دان منقطع منزّه و مقدّس مملوّ از محبّت اللّه توجّه بسه دسته جزائر عظیمهٴ دریای پاسیفیک مثل پولی نیزیا، مایکرونیزیا و میلانیزیا و جزائریکه متعلّق باین سه دسته است نمایند و مسافرت کنند و بقلبی طافح به محبّت اللّه و لسانی ناطق بذکر اللّه و دیده‏ئی متوجّه بملکوت اللّه ناس را بظهور ربّ الجنود بشارت دهند).

و سکّان این جزائر نائیهٔ جنوبیّه که بقوّهٔ اسم اعظم و همّت فارسان جمال قدم پس از افتتاح جهاد کبیر اکبر مفتوح گشته مانند ساموا و تونگا و مارکزا و کوک و کرولین و جیلبرت و الیس و سلیمان و هبریدیز جدید و مجمع الجزائر تواموتو اکثر از جنس اسمر و در قدیم متوحّش و آدمخوار و جمعی از آنان بهمّت مبشّرین امر حضرت روح در ظلّ شریعت مسیحیّه وارد و حال عدّهٔ معدودی از این نفوس مانند سرخ پوستان آمریک درین ایّام اخیره در ظلّ شریعت بهائیّه مستظلّ و از انوارش مقتبس و در نشر آثارش بین آن قبائل متأخّرهٔ متعدّده ساعی و جاهد

و از جمله قبائل و اجناس و نژادهای دیگر که در این نخستین سنهٴ جهاد جهانی روحانی بنور ایمان منوّر گشتهاند نژاد بربر است که مسکن آنان در ساحل بحر متوسّط واقع و نژاد اهالی کشورآن اسلامی شمال قارّهٔ افریک است و همچنین قبیله ‏ئی از قبائل آن قارّه که در قرب خطّ استوا ساکن و افراد آن قصیر القامه و در جنگل و آجام آن قارّه ساکن و متوطّن و بصید و شکار مشغول و همچنین اسکیموهای جزیرهٔ گرینلند که در شمال قارّهٔ آمریک واقع و ذکر آنان و جزیره هر دو در الواح صاره از قلم مرکز عهد جمال قدم خطاب بیاران و امأ الرّحمن ایالات کندا مصرّح قوله عزّ بیانه:( باید احبّای الهی جانفشانی نمایند اگر چنین همّتی بنمایند یقین است که تأییدات کلّیّهٔ الهیّه یابند و جنود آسمانی پی در پی رسد و نصرت عظیمی حاصل گردد بلکه انشأ اللّه ندأ ملکوت اللّه بمسامع اسکیموهای اهالی جزائر شمال کندا و گرینلند برسد اگر در گرینلند نائرهٔ محبّت الهی شعله زند جمیع یخهای آن مملکت آب شود و سرما باعتدال مبدّل گردد یعنی قلوب حرارت محبّت اللّه یابد آن خطّه و دیار گلشن الهی شود و بوستان ربّانی گردد و نفوس مانند اشجار پر ثمر بنهایت طراوت و لطافت تزیین یابند همّت لازم است همّت اگر همّتی نمائید که در میان اسکیموها نفحات الهی منتشر شود تأثیر شدید دارد).

و در لوحی دیگر میفرماید: ”اگر ممکن است مبلّغین بسایر ولایات کندا ارسال دارید و همچنین به گرینلند و بلاد اسکیموها مبلّغین بفرستید“ و نیز در این اشهر اخیره بعضی از قبائل سرخ پوستان که در جمهوریّات شمالی و مرکزی و جنوبی قارّهٔ آمریک متشتّت بمعرفت امر حضرت ربّ البریّه و اطّلاع بر تاریخ و تعالیم بهیّهاش و مقاصد و مآرب پیروانش فائز و در مقرّ اجتماعشان با شرکت کنندگان در این جهاد کبیر اکبر مرتبط و معاشر

و از جمله دو قبیلهٔ چیپیر و شوانو در ایالت وسکنسین و قبیلهٔ یکیما در ایالت واشنگتون و قبیلهٔ ستیلوارتر در ایالت نوادا و قبیلهٔ چیریبو در جمهوریّت کستاریکا و قبیلهٔ آپاچه در ایالت آریزونا و قبائل نواهو و زونی و هُپی در ایالت مکسیک جدید و قبیلهٔ وباندوت در ایالت اکلاهما و قبیلهٔ سمینُل در ایالت فلوریدا و از جمله قبائل متعدّدهٔ افریقیا که در این سنهٔ اولای جهاد جهانی پیروان امر بها در ظلّ سراپردهٔ امر اعزّ اسنی مستظلّ گشته قبائل مسائی و یوکومو و ممبورو و یقیا و بنینگ و کیکا و لمتا و یمبرویس که منضمّ به دوازده قبیلهٔ دیگر گشته که قبل از افتتاح این جهاد کبیر اکبر در دائرهٔ سریع الاتّساع نظم بدیع وارد شده و بعضی از افراد این قبائل بر مهاجرت و مجاهدت قیام نموده و جمعی را بشریعهٔ باقیه دلالت نموده و از جمله لغات مصرّحه در نقشهٔ دهسالهٔ یاران حضرت ربّ البریّه که تعداد آن به نود و یک بالغ

و خادمان فعّال پر اهتمام امر ربّ الانام پس از افتتاح این جهاد مبادرت بترجمهٔ آثار امریّه بآن لغات نمودهاند لغت چه روکی که از لغات هندیهای قارّهٔ آمریک محسوب و لغات باسک و مالّتی و پیه مونتی و فله می و استونی که در قارّهٔ اوروپ مستعمل و لغات به او و ملاکس و گاو شونا و سوتو و کره بو و کیله و دغالی و سوسو و لمباکه از لغات قبائل افریک است و لغات بلوچی و منیپوری و پنجابی و پشتو و گرجی و توونیکوباری و لیچادیانی و جاوه‏ئی و آسامی و تبّتی که در قارّهٔ آسیا متداول و ایضاً اخیراً یاران جانفشان مبادرت بترجمهٔ آثار امریّه بلغات دیگر نموده که در آن نقشه مذکور نه از جمله لغات موهوک و میاکیچه و کولو و کوارانی و دیاک و اترسو که بعضی از لغات هندیهای آمریک و قبائل افریک محسوب و برخی در جزائر محیط اعظم متداول و در نتیجهٔ این مساعی جلیله عدّهٔ لغات که در اقالیم مختلفه آثار امریّه تا بحال بآن ترجمه شده من حیث المجموع به صد و بیست و دو بالغ

و ایضاً از جمله محافل روحانیّه که در این سنهٔ جدیده بهمّت مجریان نقشهٔ دهساله رسماً تسجیل گشته و اعتبار نامهٔ رسمی از طرف اولیای امور بعنوان امنای این محافل صادر گشته محفل روحانی بهائیان در مدینهٔ فرزنو و ساند‌یه‌گو در ایالت کالیفرنیا و محفل روحانی بهائیان مدینهٔ تولسون در ایالت آریزونا که از ایالات متّحدهٔ آمریک محسوب

و از جمله حظائر قدس که از بدو افتتاح این جهاد بوسیلهٔ یاران و خادمان امر مولای عالمیان ابتیاع گشته و رسماً افتتاح یافته حظیرة القدس یاران مدینهٔ پاریس است که من بعد بمرکز اداری ملّی بهائیان فرانسه مبدّل و محور تأسیسات یاران در آن کشور خواهد گشت و ایضاً حظیرة القدس بهائیان در مدینهٔ آنکورج که از مراکز مهمّهٔ امریّه در اقلیم آلاسکا محسوب و در مستقبل ایّام آن حظیره نیز بمرکز اداری یاران آن اقلیم مبدّل خواهد گشت و ایضاً حظیرة القدس جدید التّأسیس محلّی یاران در مدینهٔ اناکساکی که از مدن کشور ژاپان است

و همچنین در ایّام اشهر اخیره متمسّکین بعروة الوثقای شریعت مقدّسه موفّق بتحصیل اجازهٔ رسمی از طرف رؤسای دولت و حکومت جهت معافیّت اطفال بهائی از حضور در مدارس در ایّام متبرّکهٔ محرّمهٔ منصوصه در الواح الهیّه گشته، از جمله یاران مدینهٔ کلیولند و کنوشا و می‏ود ولا از انگلیز میه نل و نیوتن و پرنس جورج و نایلیز که کلّ در ایالات متّحدهٔ آمریک واقع و از مراکز مهمّهٔ امریّه محسوب

و همچنین بانیان نظم بدیع الهی و مجریان فرمان آسمانی و علی رأسهم امنای نه محفل مرکزی روحانی پس از اعلان این جهاد روحانی جهانی بتهیّهٔ مقدّمات و تمهیدات اوّلیّه لاجل ابتیاع اراضی معابد متعدّده در قطعات خمسهٔ عالم پرداخته و مبالغ باهظه در ممالک مختلفه جهت این مشروعات خطیره که مجموعش از دویست هزار دولار متجاوز بصرافت و طیب خاطر تقدیم نموده از جمله امّ المعابد قارّهٔ استرالیا در مدینهٔ سیدنی و اُمّ المعابد اقلیم کندا در مدینهٔ تورنتو و اُمّ المعابد آمریکای مرکزی در مدینهٔ پناما که در الواح صادره از قلم میثاق مذکور و اهمّیّتش مصرّح و امّ المعابد قطر مصر در مدینهٔ قاهره مرکز عالم اسلامی و عربی و امّ المعابد کشور هندوستان در دهلی جدید و اُمّ المعابد عراق عرب در مدینة اللّه دار السّلام در جوار بیت اعظم مولی الانام و اُمّ المعابد کشور ایطالیا در مدینهٔ رومیّه محلّ اقامت حبر اعظم و اوّل و اقدم و اعظم مرکز اداری امّت مسیحیّه در عالم و امّ المعابد افریقیای جنوبی در مدینهٔ جوهانیزبرگ که از حیث جمعیّت و اتّساع ثانی مدینهٔ قارّهٔ افریک است و امّ المعابد سه کشور اسکاندیناوی در مدینهٔ شمالیّهٔ استوکهلم و امّ المعابد افریقیای مرکزی در مدینهٔ شهیرهٔ کامپالا که اوّلین مرکز یاران و امأ الرّحمن سیاه پوست سفید قلب در آن قارّهٔ جسیمهٔ پر استعداد است

و همچنین یاران عزیز ثابت قدم ممتحن جمال قدم در کشور مقدّس ایران با وجود انقلاب امور و تشتّت افکار و اضطراب جمهور و تضییقات متمادیه و مشکلات متنوّعه متوکّلین علی اللّه بتهیّهٔ مقدّمات بنای اُمّ المعابد مهد امر رحمن در آن سامان پرداخته و در ترسیم و طرح نقشههای مختلفه ساعی و جاهد و همچنین در قلب قارّهٔ پر شور و آشوب اوروپ مروّجین امر ربّ الرّبوب و مقلّب القلوب در کشور آلمان که بفرمودهٴ مرکز میثاق محبوب امکان و مالک ادیان در مستقبل ایّام چنان مشتعل و نور افشان گردد که اقالیم مجاوره را روشن و نورانی نماید با وجود مصاعب و شدائد و متاعب لا تعدّ و لا تحصی که در سنین جنگ و انقلاب بر متمسّکین بعروة الوثقای امر حضرت ربّ الارباب وارد گشته بکمال جدّیّت و اهتمام قیام نمودند که محلّ بنای معبد را سریعاً تعیین و ابتیاع نمایند و متعاقباً بوضع اساس و نصب ارکان اوّلین مشرق الاذکاربهائیان در آن قارّه پردازند

و اخیراً در مدینهٔ مبارکهٔ طهران افق نور امّ عالم و مسقط الرّأس محیی رمم به تأییدات اسم اعظم در نتیجهٔ تصمیمات مهمّه و مساعی متمادیه وسائل محافظه و تملّک سجن اکبر مالک قدر محبس اظلم صیلم و محلّ بعثت سرّی جمال قدم و مرکز تجلّی روح اعظم بر قلب ممرّد اطهر الطف موعود ملل و امم که بر جمیع اماکن متبرّکه در آن مدینهٔ مقدّم و فی الحقیقه ثانی مقام در آن کشور مکرّم است فراهم گشته مقامی که در آن بفرمودهٴ مرکز عهد مولی الانام: ”جنین امر بمقام احسن التّقویم فائز“ زیرا در مدّت اقامت مظلوم عالم در آن سجن انتن سنهٔ مبارکهٔ تسع آغاز گردید و دورهٔ بیان منقضی شد وحی الٓهی نازل گشت و بفرمودهٴ نفس مظهر ظهور در عالم رؤیا کلمهٔ عُلیا اصغا شد و بر اثر آن رؤیا آثار نار در هیکل مظهر ظهور ظاهر گشت و بشارت کبری و خطاب بمن فی الارض و السّمأ و صوت ابدع احلی از حوریّهٔ روح معلّق در هوا استماع گردید وای سوم آشکار گشت و ثمرهٔ شریعت بیان پدیدار گردید و در سرّ سرّ بفرمودهٔ مولی البریّه نفوس مقدّسهٔ مطهّره تکمیل شد و وعدهٔ طلعت اعلی ”و فی سنة التّسع انتم کلّ خیر تدرکون“ ”و فی سنة التّسع انتم بلقأ اللّه ترزقون“ ”فانّ لکم بعد حین امر ستعلمون“ ظاهر گشت و مصداق ”ستعلمنّ نبأهُ بعد حین“ تحقّق یافت و عهد ثانی بهیّ الانوار نخستین عصر اوّلین دور کور مقدّس افتتاح گردید.

در ارض اقدس مرکز روحانی و اداری جهانی بهائی مقارن این فتوحات عظیمه و انتصارات باهرهٔ جنود مُجنّدهٔ الهیّه در میادین خمسهٔ آمریکا و افریقیا و اروپ و آسیا و متعاقب اتمام و انجام مشروع مقدّس اعزّ اسنی تشیید مقام و نصب قبّهٔ ذهبیّهٔ مقام اطهر افخم حضرت اعلی و نقطهٔ اولی در آغوش کوه خدا و بر طبق نقشهٔ دهسالهٔ اهل بها اراضی امّ المعابد ارض اقدس ناحیهٔ غربی آن مقام مقدّس مُجلّل زیبا در رأس آن جبل در بقعه‏ئی که بقدوم جمال ابهی و صدور لوح کرمل مشّرف و مفتخر گشته تعیین گردید و مبلغ صد هزار دولار لاجل ابتیاع آن محلّ تقدیم و باب مخابره با نمایندگان حکومت اسرائیل مفتوح گشت و در نتیجهٔ این مفاوضات اطمینان تامّ حاصل گردید که این بقعهٔ مشرّفه ابتیاع و بموقوفات بین‌المللی بهائیان منضمّ خواهد گشت و این بقعهٔ مرتفعه قبلاً متعلّق باصحاب دیر بوده و صاحبانش رؤسای طایفه ‏ئی از طوائف مسیحیّه که مرتبط بکنیسهٔ تابعهٔ حبر اعظم در مدینهٔ رومیّه است و در ایّام جنگ بین‌المللی نظر بموقعیّت و اهمّیّت آن محلّ رؤسای عسکریّهٔ دولت انگلیز لاجل دفاع و حمایت و صیانت مدینهٔ حیفا آن بقعه را تملّک نمودند و اخیراً در نتیجهٔ انقلاب داخله و غلبهٔ کلیمیان بر اعراب و تأسیس حکومت مستقلّ اسرائیل در ارض میعاد مالکیّت آن ارض بدولت جدید التّأسیس انتقال یافته و رؤسای حکومت منصوره که در این سنین اخیره پس از استقرار امور در ارض اقدس اقرار برسمیّت و استقلال آئین بهائی نموده و در حمایت مقامات مقدّسه در دو مدینهٔ عکّا و حیفا ادنی فتور و قصوری ننموده و اراضی موقوفهٔ روضهٔ مبارکهٔ علیا و مقام اعلی و اماکن متبرّکه و معاهد دیگر را با وجود اتّساع و تعدّد از مالیات ملّی و محلّی هر دو معاف نموده و قصر مبارک مزرعه را بر حسب حکم مبرم بهیئت اوقاف اسلامیّه، تسلیم بهائیان نموده و ایّام متبرّکهٔ محرّمه و عقد نامهٔ بهائی را رسماً شناخته، حال بکمال رغبت راضی و مستعدّ بیع این اراضی به بهائیان گشته‌اند و این ظفر عظیم من دون شبهه و تردید نتیجهٴ حدوث انقلاب اخیر است که در نتیجهٔ آن مصداق جعل اعلاهم اسفلهم و اسفلهم اعلاهم ظاهر گشت و دشمنان دیرین مغلوب و حکّام جدید بر اثر تحقّق وعود بشارات صریحه که در کتب بهائیان مدوّن در جمیع شئون مساعد و موافق و مستعدّ ایجاد تسهیلات جهت بهائیان و معاهد آنان در ارض اقدس گشته‌اند

و همچنین در نتیجهٔ ابتیاع دو قطعه زمین یکی مشرف بر رمسین اطهرین و متعلّق بیکی از مخالفین و ناقضین عهد ربّ العالمین و دیگری در قرب مضجع حضرت ورقهٔ علیا و متعلّق بشخص کلیمی و قیمت آن دو قطعه از بیست هزار دولار متجاوز مساحت اراضی موقوفهٔ بهائیان در آن جبل مقدّس به دویست هزار متر مربّع بالغ گشت و بالنّتیجه مساحت اراضی موقوفه در مرج عکّا و جبل الکرمل من حیث المجموع از ثلث ملیون متر مربّع تجاوز نمود و ایضاً در این ایّام اخیره بر طبق قوانین و مقرّرات حکومت متبوعه شعبه‌های محافل ملّی روحانی بهائیان جزائر بریطانیا و کندا و استرالیا رسماً در نهایت اتقان تأسیس گشت و مقدّمهٔ انتقال قسمتی از اراضی موقوفهٔ بین‌المللی بهائیان در ارض اقدس بنام شعبه‌های این سه محفل مرکزی روحانی که در سه قارّه واقع فراهم گردید

و متعاقب این انتصار جدید که از اهداف مهمّهٔ نقشهٔ دهسالهٔ پیروان امر ربّ مجید است بتأسیس شعبهٔ محفل ملّی روحانی بهائیان ایران با وجود عدم تسجیل و رسمیّت آن هیئت منتخبه در آن کشور مقدّس مبادرت گردید و در نتیجهٔ مساعدت و موافقت اولیای امور در این سامان کاملاً اتمام و انجام یافت و عنقریب قسمتی از اراضی که در قرب مقام اعلی واقع بنام شعبهٔ این محفل که رکنی از ارکان دیوان عدل الهی محسوب انتقال خواهد یافت و بمرور ایّام شعبه‌های سائر محافل روحانی مرکزی در شرق و غرب و جنوب و شمال در ارض اقدس که قلب عالم و قبلهٔ امم است تأسیس خواهد شد و بدینوسیله رفته رفته وسائل ارتباط ظاهری و باطنی و شرعی و معنوی این ارکان متینهٔ بیت عدل اعظم الهی بر حسب احکام بدیعهٔ منصوصه در کتاب الهی و قوانین و انظمهٔ جدیدهٔ متبوعه در این ارض باحسنها و اکملها ایجاد خواهد گشت و این اقدام بنفسه باعث استحکام اساس و ازدیاد جلوه و رونق اوقاف بین‌المللی بهائی و اشتهار آئین الهی خواهد شد

و همچنین در این ایّام بتأییدٍ من اللّه نقشهٔ بدیعهٔ دار الآثار بین‌المللی بهائی که تأسیسش در جوار پر انوار مبشّر امر ملیک مختار از اهداف مهمّهٔ نقشهٔ ده ساله در این ارض مقدّس اقدس است بکمال دقّت ترسیم و مُهیّا گشته و عنقریب مقدّمات ساختن این بنای مجلّل که بر حسب نقشهٔ بدیعه دارای پنجاه ستون است و بر رمسین اطهرین مشرف و صدرش باسم اعظم مزیّن کاملاً فراهم خواهد گشت و باین تأسیس که اتقن و احسن و اکمل و اتمّ وسائل جهت جمع و محافظه و ترتیب آثار متزایدهٔ متشتّتهٔ مبارکه است قلم اعلی در لوحی از الواح اشاره فرموده جلّ اعزازه ”شأن نزول شأن حقّ است و انتشار شأن خلق و انّه لناشر امره بید النّاشرات من ملئکة المقرّبین لابدّ از خلف سرادق عصمت ربّانی عبادی روحانی ظاهر شوند و آثار اللّه را جمع نمایند و باحسن نظم منتظم سازند و هذا حتم لا ریب فیه“

و این معهد جلیل بنفسه مُقدّمهٔ تأسیس مرکز عظیم الشّأن اداری جهانی بهائیان در آن جبل مقدّس است و بدایت جریان سفینة اللّه و تحقّق بشارت عظیمه که بتلویح ابلغ از تصریح در لوح کرمل قلم اعلی بآن اشاره فرموده است قوله عظم سلطانه: ”هذا یوم فیه بشّر البرّ و البحر و اخبر بما یظهر من بعد من عنایات اللّه المکنونة المستورة عن العقول و الابصار سوف تجری سفینة اللّه علیک و یظهر اهل البهأ الّذین ذکرهم فی کتاب الاسمأ تبارک مولی الوری الّذی بذکره انجذبت الذّرّات و نطق لسان العظمة بما کان مکنوناً فی علمه و مخزوناً فی کنز قدرته انّه هو المهیمن علی من فی الارض و السّمأ باسمه المقتدر العزیز المنیع“

و شبهه ‏ئی نبوده و نیست که مقصود از این سفینه که در آخر این لوح مذکور سفینهٔ احکام است نه سفینهٔ امر اللّه که ملّاحش شارع اعظم جمال اقدس ابهی و رکّابش کافّهٔ اهل بها و اصحاب سفینهٔ حمرا که بشارتش را نقطهٔ اُولی در کتاب قیّوم اسمأ در سنهٔ اولای عهد اعلی بلغت فصحی و بلحنی ملیح و دلربا داده قوله ما احلی بیانه و ما ابهی عزّه و ذکره “و لقد خلق اللّه فی حول ذلک الباب بحوراً من مأ الاکسیر مُحمّراً بالدّهن الوجود و حیواناً بالثّمرة المقصود و قدّر اللّه له سفناً من یاقوته الرّطبة الحمرأ و لا یرکب فیها الّا اهل البهأ باذن اللّه العلیّ و هُو اللّه قد کان عزیزاً حکیما“ مقصود در این لوح عظیم که فی الحقیقه کاشف اسرار الهیّه و بشارت دهندهٴ دو تأسیس عظیم و جلیل و خطیر که یکی روحانی و دیگری اداری در مرکز جهانی آئین بهائی است سفینه‏ئی است که راکبینش رجال بیت عدل اعظم که بر طبق وصایای متقنهٔ مرکز عهد اتمّ و اقوم مصدر تشریع احکام غیر منصوصهاند و این احکام در این دور بدیع از این جبل مقدّس جریان یابد همچنانکه در عهد حضرت کلیم شریعة اللّه از صهیون جاری و ساری گشت و این جریان سفینهٔ احکام اشاره باستقرار دیوان عدل الهی که فی الحقیقه دارالتّشریع است و شعبه‏ئی از مرکز جهانی اداری بهائیان در این جبل مقدّس محسوب و در بنائی مخصوص در قرب دار الآثار بین المللی که حال وقت تأسیس آن است در نقطه‏ئی مشرف بر این مراقد شریفهٔ منوّره و در جوار مقام اعلی استقرار خواهد یافت

و در قرب این دو بنیان رفیع النبأ و این دو معهد قویّ الارکان بنائی دیگر که دارالولایه و مرکز تبیین و تأویل و تفسیر احکام منصوصه است و مؤیّد و متمّم هیئت تشریعیّه است متدرّجاً مرتفع خواهد گشت و نیز بنیانی دیگر منضمّ باین ابنیهٔ ثلاثه خواهد شد که مرکز ترویج و دارالتّبلیغ است و مقرّ استقرار ایادی امر اللّه که بر حسب نصّ قاطع کتاب وصایا مأمور بمحافظه و صیانت و حمایت امر اللّه و حفظ وحدت جامعه و انتشار دین اللّه و ابلاغ کلمة اللّهند و این ابنیهٔ جلیلهٔ سامیه که بطرزی زیبا و هندسه ‏ئی بدیع متدرّجاً در حول این مراقد تأسیس خواهد یافت کلّ از تفرّعات این مرکز اداری عظیم الشّأن ثابت الارکان عظیم الاتّساع پیروان امر مالک الابداع و ملیک الاختراع محسوب

و این مرکز اداری جامعهٔ بهائیان عالم بنفسه محور تأسیسات نظم بدیع آن محیی رمم و منبع جود و کرم و رمز وحدت اصلیّهٔ دول و ملل و امم و مقرّ سلطنت و جلوه‌گاه سلطهٔ روحانیّه و زمنیّه و مرجع اعلای پیروان امر اتمّ اکرم و محلّ انعکاس و معرض تجلّیات عرش مصوّر رمم بر آفاق عالم و منبع مدنیّت الهیّه که اعلی و ابهی ثمرهٔ امر اسم اعظم است و در عصر ثالث ذهبی دور بهائی و در ادوار آتیه اثراتش کاملاً پدیدار و فیوضاتش چون سیل جارف منحدر بر عالمیان خواهد گشت این است که میفرماید قوله تکبّر کبریائه ”لعمری سوف نطوی الدّنیا و ما فیها و نبسط بساطاً آخر انّه کان علی کُلّ شیٔ قدیرا“

و شبهه‏ ئی نبوده و نیست که مرکزی در ارض اقدس انسب و اجمل و اجلّ و اعزّ از مراقد شریفهٔ ثلاثه که در سنین اخیره در جوار تربت منوّر معنبر نقطهٔ اولی تأسیس یافته از برای این ابنیهٔ عالیه که من بعد بمرور ایّام در دامنهٔ کرم الٓهی مرتفع خواهد گشت متصوّر نه زیرا این سه نفس زکیّهٔ مطهّره و سه ودیعهٔ الهیّه و سه لطیفهٔ ربانیّه و سه کنز ثمین منتسب بشجرهٔ الٓهیّه‌اند و یادگار جمال احدیّه و مرکز عهد مولی البریّه در بلایای وارده بر مظلوم عالم از نفی و غربت و کربت شریک و سهیم و بعنایات فائقه‌اش مخصّص و در زبر و صحف و الواح و ادعیه‌اش بابدع اوصاف موصوف رتبه و مقامشان بسی عظیم است و قدر و منزلتشان بشهادت قلم اعلی و کلک مرکز میثاق جمال ابهی بغایت رفیع یکی ثمرهٔ سدرهٔ منتهی خانم اهل بهأ سراج ملأ اعلی بقیّة البهأ و ودیعته و دیگری غصن شهید دوحهٴ بقا المخلوق من نور البهأ و ثالث الورقة المُبارکة العُلیا صاحبة البهأ مونس جمال ابهی امّ حضرت عبدالبهأ در لوحی که باثر قلم اعلی مرقوم و در محفظه‏ئی مخصوص در قرب مرقد خانم اهل بهأ محفوظ و آیاتش بمثابه تاج در سنگ قبّهٔ مضجع منوّرش منقوش این کلمات درّیّات نازل: ”کتاب من لدنّا للّتی سمعت و فازت و انّها تورّقت من هذا الاصل القدیم ظهرت باسمی و ذاقت رضائی المقدّس البدیع سقیناها مرّة من فمی الاحلی و اخری کوثری اللّمیع علیها بهائی و عرف قمیصی المنیر” و همچنین در لوحی دیگر قلم اعلی چنین شهادتی داده قوله جلّ احسانه: ”یا ایّتها الورقة المبارکة النّورأ قد جعلناک من خیرة الامأ و اعطیناک مقاماً لدی الوجه الّذی ما سبقته النّسأ کذلک فضّلناک و قدّمناک فضلاً من لدن مالک العرش و الثّری“

و در بیان مقام شامخ ارفع غصن اللّه الاطهر پس از صعودش بافق اعلی این بیان احلی از مخزن قلم ابهی صادر قوله عزّ ثنائه: ”طوبی لک بما وفیت میثاق اللّه و عهده الی ان فدیت نفسک امام وجه ربّک العزیز المختار انت المظلوم و جمال القیّوم قد حملت فی اوّل ایّامک ما ناحت به الاشیأ و تزلزلت الارکان طوبی لک و لمن یتوجّه الیک و یزور تربتک و یتقرّب بک الی اللّه ربّ ما کان و ما یکون طوبی لک و للّذین تمسّکوا بذیلک الممدود“

و همچنین میفرماید:”هذا یومٌ فیه استشهد من خلق من نور البهأ اذ کان مسجوناً بایدی الاعدأ“ ”أنْ یا دال الابدیّة قد تشرّفت بک تلک الارض و ما حولها انّک انت ودیعة اللّه و کنزه فی هذه الدّیار سوف یظهر اللّه بک ما اراد انّه لهو الحقّ علّام الغیوب انّا لو نذکر اسرار صعودک لینتبهنّ اهل الرّقود و یشتعلنّ الوجود بنار ذکر اسمی العزیز الودود“

و همچنین میفرماید ”ای ربّ قد فدیت ما اعطیتنی لحیوة العباد و اتّحاد من فی البلاد“ و در لوحی که پس از ارتقأ امّ حضرت عبدالبهأ الورقة المُبارکة العُلیا از قلم جمال ابهی صادر این عنایات لا تحصی مبذول قوله عزّ ذکره: ”یا نوّاب یا ایّتها الورقة المنبتة من سدرتی و المؤانسة معی علیک بهائی و عنایتی و رحمتی الّتی سبقت الوجود قد رضی اللّه عنک من قبل و من بعد و اختصّک لنفسه و اصطفاک بین الامأ لخدمته و جعلک معاشرة هیکله فی اللّیالی و الایّام اسمعی مرّة اخری رضی اللّه عنک فضلاً من عنده و رحمةً من لدنه و جعلک صاحبة له فی کلّ عالم من عوالمه طوبی لامة ذکرتک و ارادت رضائک و خضعت عندک و تمسّکت بحبل حبّک و ویل لمن انکر مقامک الأعلی و ما قدّر لک من لدی اللّه مالک الأسمأ و اعرض عنک و جاحد ثنأنک عند اللّه ربّ العرش العظیم“.

قلم مرکز میثاق نیّر آفاق در لوحی از الواح در جواب سؤال یکی از یاران راجع بتفسیر اصحاح پنجاه و چهارم کتاب اشعیا صریحاً شهادت داده که این اصحاح راجع به ورقهٔ علیا امّ عبدالبهاست و در این کتاب این آیات واضحات بیّنات مُدوّن:

”ذرّیّت تو اُمّتها را تصرّف خواهند نمود مترس زیرا که خجل نخواهی شد و مشوّش مشو زیرا که رسوا نخواهی گردید زیرا که آفرینندهٔ تو که اسمش ربّ الجنود است شوهر تو است و قدّوس اسرائیل که بخدای تمام جهان مُسمّی است ولیّ تو میباشد اینک من سنگهای تو را در سنگ سرمه نصب خواهم کرد و بنیاد تو را در یاقوت زرد خواهم نهاد و منارهای تو را از لعل و دروازهایت را از سنگهای بَهْرَمان و تمامی حدود ترا از سنگهای گران قیمت خواهم ساخت“

و ایضاً بمرور ایّام و به تأییدات لا ریبیّهٔ مستمرّهٔ مولی الانام و سابق الانعام پیروان امر ملیک علّام بتأسیس ثالث در این جبل در رأس کرمل که متمّم این دو تأسیس عظیم است مباشرت خواهند نمود و بتشیید امّ المعابد ارض اقدس و توابع و ملحقاتش کاملاً اقدام خواهند کرد و این تأسیس ثالث مرکز عبادت است و رکن ثالث تأسیسات بهیّهٔ اهل بهأ در ارض اقدس نورأ تأسیس اوّل در قلب کرمل که از حیث رتبه و مقام بر کافّهٔ تأسیسات آتیه در این جبل مقدّم مقام علیّ اعلی مطلع الانوار تأسیس ثانی در رأس آن جبل مشرق الاذکار تأسیس ثالث در آن جوار پر انوار مرجع ابرار و اخیار و مرکز رتق وفتق امور جامعهٔ پیروان امر کردگار تعالی تعالی قدرته النّافذة فی حقایق الممکنات- تعالی تعالی اسراره المکنونة المودعة فی هویّه الموجودات- تعالی تعالی سیطرته الغالبة علی کلّ الاشیأ- تعالی تعالی سلطنته المحیطة القاهرة علی من فی الارضین و السّموات.

یا احبّأ اللّه و هداة خلقه، از جمله دلائل و علامات شمول تأییدات الهیّه و ظهور و بروز نصرت و غلبهٔ ظاهرهٔ امر سلطان احدیّه در این سنهٔ جدیده که آغاز جهاد کبیر اکبر است، خذلان و هُبوط و سقوط و انعدام دشمنان حقود و جحود و عنود است که پس از مشاهدهٴ آثار و علامات حیرت انگیز ارتفاع امر اللّه و اشتهار دین اللّه و نفوذ کلمة اللّه و فوران نار محبّة اللّه و نصرت و ظفر حامیان و ثابتان بر میثاق اللّه و شور و وله ناشرین نفحات اللّه و تعیین و قیام ایادی امر اللّه و استحکام اساس شریعة اللّه و خروج و خروش و تشتّت مهاجرین و مجاهدین فی سبیل اللّه خائباً و خاسراً به مقرّ خود راجع و به گروه ناقضین و مبغضین و مُعرضین و معاندین و مستکبرین که در سنوات اخیره متتابعاً باسفل السّافلین ساقط گشته، ملحق گشتند.

آوارهٔ بیحیا نفس مهملهٔ سافله در قعر هاویه ساقط و به ادنی درک سجّین راجع گشت این کرم شبتاب که قصد مبارزه با آفتاب جهانتاب نمود و این قطرهٔ منتنهٔ آسنه که مقاومت با امواج طمطام بحر اعظم را سهل و آسان شمرده بود و از روائح کریهه‌اش خاطر روحانیان سنین عدیده مکدّر و آزرده و از اعمال قبیحهٔ شنیعه‌اش آشنا و بیگانه مُتنفّر و از هجوم عنیفش بر شعائر و مقدّسات و مُعتقدات اهل بهأ عیون ملأ اعلی گریان و در اعراض و اعتراضش از حروفات نفی در ادوار سابقه ثابت‌تر و جسورتر و فظیع‏تر، عاقبة الامر مخذول و منکوب گشت و مأیوساً خاسراً به درک اسفل السّافلین راجع شد و اراجیف و شبهات واهیه و هذیانات و اوهامات و مقاصد فاسده‌اش کلّ هبائاً منبثّاً گردید این نفس بیمایهٔ بی‌پایه که سی سال با دشمنان دیرین و پرکین امر ربّ العالمین مرتبط بود و بزعم باطلش کشف قناع نموده بود تا امر عزیز الهی را رسوای عالم نماید و نظمش را پریشان و پیروانش را متفرّق نماید و سراجش را منطفی و عَلَمش را سرنگون و بنیادش را منهدم سازد بالمآل هیاهو و عربده‌اش کَرَنّةِ بَعوضةٍ فی الوداد خاموش شد و از احداث تفرقه و انشقاق و انقسام و انشعاب در جامعهٔ پیروان امر حضرت ربّ الارباب کاملاً مأیوس گشت و پس از مشاهدهٔ آثار جلیّهٔ علوّ امر اللّه و امتناع دین اللّه باسفل سقر راجع گشت بل السّقر یفرّ من نفسه و الجحیم یستعیذ باللّه من وجهه و لقائه تاللّه یلعنه کلّ ما صدر من قلمه و خرج من فمه تبّاً له و تعساً له قد قضی اللّه علیه و الحقه بالهالکین فرید پلید هائم در هیمأ شهوات، مصداق”ویلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَهٍ الّذی جَمَعَ مالاً و عَدَّدَهً “،که مدّت چهل سال از صراط امر منحرف و اعمالی را در ایّام مسافرت مرکز میثاق بهأ بقارّهٔ آمریکا و قبل از آن مرتکب و بتلبیس و تزویری ظاهر و در شهواتی منهمک که از شدّت تأثّر هیکل میثاق لرزان و مرتعش میگشت و پس از انفصالش با دشمنان مرکز عهد جمال ابهی در ارض اقدس علناً ارتباط یافت، عاقبة الامر با دست تهی به دار البوار راجع گشت.

فلّاح مغرور و لجوج که بمخالفت اصول و نقض مبادی نظم بدیع جهان آرای الٓهی پرداخت و از وصایای محکمهٔ الهیّه کاملاً منحرف گشت و باعث تشویش افکار و غفلت و محرومیّت جمعی از خویشان و اعوانش گردید، عاقبت در آتش اندوه و حسرت سوخت و بخسران مبین دچار گشت.

این نفوس واهیهٔ مبغضهٔ ساهیهٔ ساقطه که حبّ جاه و مال و ریاست و منصب و مقام از صراط مستقیم الهی کاملاً منحرف ساخت و در ایّام انقلاب و هُبوب اریاح شدیدهٔ امتحان و افتتان امر اللّه را موهوم و موهون شمرده و ملعبهٔ صبیان انگاشته و از صراط مستقیم لغزیده و در اواخر ایّام حیات پر تباهشان هر یک به رأی العین مشاهده نمودند چگونه امر مظلوم عالم صیتش ذائع و شایع گشته و رنّه در عالم انداخته و تجلّیاتش آفاق اکوان را احاطه نموده و کیهان را نورانی نموده و عَلَمش در قارّات خمسه مرتفع گشته و وحدت جامعهٔ پیروانش محفوظ مانده و مؤسّسات بدیعه‌اش منتظم و احکامش اشتهار یافته و معابد و حظائرش در انظار جلوه نموده و نظم بدیعش عَلَم افراخته و شعلهٔ جهان افروزش در قلوب عباد و امأ و شیخ و شابّ و وضیع و شریف از اجناس مختلفه و مذاهب متعدّده مُشتعل گشته و وعود صریحه که در کتب دو مؤسّس بی‌نظیرش و مرکز میثاق شارع اعظمش مُدوّن، تحقّق یافته و روح تعالیم جانپرورش در هیکل عالم جاری و ساری گشته.

و از حسن تصادف خاتمهٔ حیات پُر وبال این نفوس محتجبه با افتتاح عهد ثانی دومین عصر نخستین دور کور مقدّس مقارن گردید، عهدیکه آغازش با طرح نقشه‌های بدیعهٔ متعدّدهٔ محافل مرکزی روحانی اهل بها در اقالیم مختلفهٔ عالم و صدمین سال دعوت سرّی جمال قدم و تشیید ضریح مُبشّر امر مبرم و احتفال افخم اکرم در سراسر عالم و انعقاد انجمن های اربعهٔ بین القارّات در سنهٔ مقدّسه و افتتاح امّ المعابد غرب در قارّهٔ آمریک و اعلان جهاد کبیر اکبر و نصب قبّهٔ ذهبیّهٔ ضریح مطهّر و ظهور مقدّمات اوّلیّه و تباشیر تأسیس مرکز اداری جهانی اهل بها در ارض اقدس و خذلان دشمنان امر اللّه در خاور و باختر توأم گشته.

امر اعزّ ابهی در این اوان که افتتاح عقد ثانی دومین قرن بهائی و پایان سنهٔ اولای جهاد روحانی جهانی اهل بهاست علمش در متجاوز از دویست و ده مملکت موّاج و پیروانش در بیش از دو هزار و پانصد مرکز در شرق و غرب و جنوب و شمال ساکن در ارض اقدس مقام بهیّ الأنوار مبشّر فریدش که مصارف تشیید و نصب قبّهٔ ذهبیّه‌اش از سه ربع ملیون دولار متجاوز در قلب جبل کرمل مرتفع و متلئلأ اوقافش در دو مدینهٔ عکّا و حیفا به چهار ملیون دولار بالغ و مساحت اراضی تابعهٔ دو مقام مقدّسش در مرج عکّا و جبل کرمل از ثلث ملیون متر مربّع متجاوز در موطن اصلی دو مؤسّس جلیلش اوقاف ملّی و محلّیش لا تعدّ و لا تحصی و مساحت اراضی معبد پیروانش از سه ملیون متر مربّع و قیمت مرکز اداری تابعانش در عاصمهٔ آن اقلیم از چهار ملیون تومان متجاوز در ایالات متّحدهٔ آمریک مهد مدنیّت الهیّه قیمت اوقافش از سه ملیون و مصارف معبد رفیع البنأ پیروانش از دو ملیون و نیم و میزانیّهٔ محفل مرکزی تابعانش از نیم ملیون دولار متجاوز و تعداد زائرین آن معبد عظیم از نیم ملیون متجاوز قیمت حظائر قدس ملّی تابعانش در اقالیم مختلفه از دو ملیون دولار و اوقافش در جمهوریّات مرکزی و جنوبی قارّهٔ آمریک از نیم ملیون متر مربّع و قیمت اوقافش در خطّهٔ هندوستان و برما و پاکستان از یک ملیون روپیه متجاوز.

در قارّهٔ افریک عَلَمش در متجاوز از چهل اقلیم موّاج و تعداد پیروانش از جنس اسود از ششصد متجاوز و عدّهٔ مراکز امریّه بصد و پنجاه بل اَزْیَد بالغ و تعداد قبائل که در ظلّ ظلیلش مستظلّ از شصت متجاوز در مکّهٔ مکرّمه قبلهٔ اسلام و نجف اشرف و کربلای مُعلّا و مدینهٔ کاظمین و عاصمهٔ کشور ایطالیا مرکز حبر اعظم و اهمّ و اقدم طائفهٔ امّت مسیحیّه و در عاصمهٔ قطر مصر مرکز عالم اسلامی و عربی و در مدینهٔ کبیره که سنین عدیده مرکز خلافت مجعوله و محلّ استقرار دو عدوّ لدود شارع امر حضرت احدیّه بوده و رسولان و منادیان امرش و مجاهدان در سبیلش بنصب علم مبین و هدایت غافلین و وضع اساس نظم بدیع و نصب ارکان شرع اشرف متین بعزمی خلل ناپذیر مشغول و مألوف جمعی از دشمنانش که سالیان دراز در جوار سجن اعظمش ساکن و متوطّن و با وجود عنایات لا تحصایش با ناقضین عهد وثیقش معاشر و مرتبط مغلوب و متشتّت و حیران و سرگردان در جزیرهٔ شیطان عصبهٔ غرور حزب ناعق اعظم یحیی بی‌شرم بکلّی خاموش بل مفقود و معدوم لاتسمع منهم صوتاً و لا رکزاً بساط ناقضین میثاق غلیظش پس از لطمات شدیده که متتابعاً بسرعتی مُحیّر العقول بر ارکان آن فئهٔ ضالّه وارد منطوی و بقیّهٔ این شرذمهٔ قلیله و ثلّهٔ مقهوره در شرفهٔ انحلال و اضمحلال و منحصر به مجد خبیث صد سالهٔ عاجز و مفلوج که از فم میثاق حیّ لا یموت بمظهر شیطان موصوف و مُشتی از سفهای بلها که در گوشه‏ئی چون مُوش کور خزیده و از احقر و اضعف عباد محسوب اذاً ظهر و تحقّق ما صدر من قلم مرکز المیثاق و اخبر عنهم فی لوح من الواحه قوله تبارک ذکره ”بگو ای بیچارگان، بلعام باعور چه سروری یافت و قیافا چه عطایا دید و ابو لهب و ابو جهل چه اجر عمل دیدند و اثیم زنیم چه فوز عظیم جست و یحیی چه حیاتی یافت؟ عنقریب شما نیز در همان حفرها مقرّ و مأوی خواهید یافت شدّاد بیداد چه کرد، نمرود عنود چه از دستش برآمد، فرعون بی‌عون چه ظفری یافت، کافر منحوس چه سعادتی جست و تقی شقی چه غلبه حاصل نمود؟ و حال آنکه با چتر و عَلَم و خیل و حشم مقاومت امر اللّه خواستند و با لشکر خونخوار منازعه و مهاجمه بر ابرار نمودند، عاقبت خائب و خاسر گشتند شما ای صبیان با این عنق منکسره، چه خواهید کرد؟“.

بشارت کبری که در خاتمهٔ این اوراق این عبد آستان به یاران و ستمدیدگان ایران و بالاخصّ جمهور امأ الرّحمن در آن سامان که در خدمات امریّه لیلاً و نهاراً ساعی و جاهدند میدهد آنکه در این عید رضوان که مسک الختام سنهٔ اولای جهاد کبیر اکبر است و افتتاح نخستین سنهٔ عقد ثانی دومین قرن بهائی است و در سنوات آتیه جمهور مؤمنات از سن بیست و یک ببالا کاملاً حقّ مشارکت با رجال را در عضویّت محافل روحانیّهٔ محلّی و ملّی خواهند داشت سدّ منیع در نتیجهٔ تطوّرات اخیره و خدمات باهرهٔ مستمرّهٔ خواهران روحانی در آن سامان و خارج کشور ایران کاملاً مرتفع و مساوات تامّ حاصل ولی امید چنانست که بر اثر این فتح و فیروزی پس از مدّتی انتظار و اشتیاق، امأ مؤمنات موقنات وقت را غنیمت شمرند و فرصت را از دست ندهند و در این ایّام اکتفا بمساوات اداری ننموده در میدان تبلیغ و مهاجرت فائق بر رجال گردند و در میدان مجاهدت گوی پیشی را از آنان بربایند و شجیعتر و جسورتر و منقطعتر در جامعهٔ پیروان امر اللّه مبعوث شوند و بخواهران روحانی خویش در آمریک که در فتح ممالک بر رجال سبقت جسته اقتدأ و تأسّی نمایند و بالأخصّ بر اثر فخر المبلّغین و المبلّغات آیت توکّل و انقطاع و قبسهٔ نار محبّة اللّه مارثاروت مشی نمایند و چنان همّتی بنمایند که عموم من فی البهأ حیران گردند و ملأ اعلی تحسین نمایند و ندای جمال ابهی از افق اعلی از خلف سرادق کبریا مرتفع گردد که، بُشری لکنّ یا امائی الزّاکیات القانتات النّاطقات بذکری و النّاشرات لنفحاتی و الرّافعات للوأ دینی المبین بین العالمین“ عالم نسأ ”بشهادت قلم میثاق“ در این دوره از فیوضات جمال ابهی در جوش و خروش است و از صهبأ الطاف مست و مدهوش روز بروز در ترقّی است عنقریب ملاحظه مینمائید که بین نسأ نفوسی چنان منجذب مبعوث شوند که سبب حیرت گردند شمع روشن شوند و ناطق بحجج و برهان ربّ ذوالمنن گردند“.

ای دلدادگان جمال ابهی، روحی لکم و لمحبّتکم و قیامکم الفدأ انظروا ثمّ اذکروا ما انزله قلم مرکز العهد و المیثاق فی لوح من الواحه قوله تعالی و تقدّس ذکره ”ملکوت الهی در نهایت قوّت ولی لشکر حیات جسور باید تا تأییدات متتابعاً ببخشد میدان واسع است و وقت جولان است و هنگام ظهور قدرت و قوّت دل و جان“

یا احبّأ البهأ، یوم یوم شماست و وقت وقت شما آنچه الیوم لازم و واجب و مغناطیس تأیید الهی است، قیام جمّ غفیری از مؤمنین و مؤمنات از شیخ و شابّ و غنی و فقیر و امّی و ادیب و سیاه و سفید بر نصرت دین مبین است باید کلّ کثلّةٍ واحده در سنین تسعهٔ باقیه قیامی عاشقانه و دلیرانه نمایند و در بسیط غبرأ منتشر گردند و به فرمودهٴ جمال قدم قدم انقطاع بر کلّ من فی الارضین و السّموات گذارند و آستین تقدیس بر کلّ ما خلق من المأ و الطّین برافشانند“ و با قلبی فارغ و روحی خفیف و دلی افروخته و عزمی ثابت و قدمی راسخ در اتّساع دائرهٔ امر اللّه و انتشار نفحات اللّه و استحکام اساس شریعة اللّه و ارتفاع صیت دین اللّه و ازدیاد عدد پیروان مذهب اللّه لیلاً و نهاراً همّت بگمارند نعره زنان و یا بهأ الابهی گویان بسوی اقالیم غیر مفتوحه و مراکز جدید التّأسیس بشتابند و بتأسیس مراکز منفرده که بمنزلهٔ نقاطند متوکّلاً علی اللّه مبادرت نمایند

و این مراکز منفرده را باسرع مایمکن در نتیجهٔ تبلیغ و هدایت نفوس قولاً و عملاً بجماعات که بمنزلهٔ حروفاتند مُبدّل نمایند و جماعات را متعاقباً بمحافل محلّیّه که بمثابه کلمات تامّاتند تبدیل دهند و در ازدیاد این محافل روحانیّهٔ محلیّه در ممالک مختلفه متمادیاً همّت بگمارند تا وسائل انعقاد انجمن های شور روحانی متدرّجاً بکمال متانت فراهم گردد و محافل ملّی روحانی که بمنزلهٔ آیات بیّناتند تشکیل گردد و ارکان دیوان عدل الهی مرتّباً منصوب شود و بر این ارکان قبّهٔ بنیان الهی که بیت عدل اعظم و بمثابه کتاب مبین است مرتفع گردد و مؤسّسات نظم بدیع الهی باین تاج مفخرت عظمی متوّج گردد و در دامنهٔ کرم الهی جبل الرّبّ در مقرّ معیّن استقرار یابد ملاحظه نمائید قلم اعلی چه بشارات عظیمه‏ ئی در الواح داده و چه وعده های صریحه‏ ئی از قلم محتوم اعلایش نازل فرموده در سورهٴ هیکل این کلمات درّیّات مسطور” سوف یخرج اللّه من اکمام القدرة ایادی القوّة و الغلبة و ینصرنّ الغلام و یطهّرنّ الارض من دنس کلّ مشرک مردود و یقومنّ علی الأمر و یفتحنّ البلاد باسمی المقتدر القیّوم و یدخلنّ خلال الدّیار و یأخذ رعبهم کلّ العباد هذا من بطش اللّه انّ بطشه شدید“.

و همچنین در این سورهٴ مبارکه این آیات باهرات مدوّن ”سوف یبعث اللّه بک ایادی غالبةً و اعضاداً قاهرةً یخرجنّ عن خلف الاستار و ینصرنّ نفس الرّحمن بین الامکان و یصیحنّ بصیحةٍ تتمیّز منها الصّدور کذلک رقم فی لوحٍ مسطور و یظهرنّ بسطوةٍ یأخذ الخوف سکّان الأرض علی شأنٍ کلّهم یضطربون“ و ایضاً میفرماید ”فسوف یرتفع النّدأ فی کلّ مدینةٍ و تجد النّاس خائفین و وجلین من سطوة الامر و کذلک کان الأمر فی الالواح مقضیّاً“.

و ایضاً میفرماید ”عنقریب از جمیع اقطار عالم ندای بلی بلی و لبّیک لبّیک مرتفع خواهد شد چه که مفرّی از برای احدی نبوده و نیست“ و ایضاً میفرماید ”سوف یظهر اللّه من هذا الافق نوراً و قدرةً و بهما تظلّم الشّمس و تمحو آثار من استکبر علی اللّه و تستضیٔ وجوه المخلصین و سوف تحیط انوار وجه ربّک من علی الأرض انّه علی کلّ شیٔ قدیر“.

و ایضاً میفرماید ”سوف ترون الکلّ مقبلین الی اللّه و باکین علی مافات عنهم فی ایّامه انّه لهو المبیّن العلیم“ و ایضاً میفرماید ”سوف یرون المشرکون رایات النّصر و یسمعون اسم اللّه من کلّ الجهات یومئذٍ یقولون انّا آمنّا باللّه قل اللّه اعلم بما فی صدور العالمین“ و ایضاً میفرماید: ”سوف یرون الموحّدون اعلام الظّهور فی کلّ الاشطار“ و ایضاً میفرماید ”قسم بکتاب اعظم که امر اللّه احاطه نماید و جمیع ارض را اخذ کند“ و همچنین از قلم میثاق مؤیّداً لما صدر من القلم الأعلی این کلمات درّیّات صادر ”لا تیأسوا من روح الله سینکشف القناع باذن اللّه عن وجه الامر و یسطع هذا الشّعاع فی آفاق البلاد و تعلو معالم التّوحید و تخفق اعلام آیات ربّکم المجید علی الصّرح المشید“ و ایضاً میفرماید:”عنقریب نور توحید آفاق شرق و غرب را چنان نورانی فرماید که مجال انکار بجهت احدی نماند“ ای برادران و خواهران روحانی، حال وقت قیام است و یوم خروج و هجوم و خروش و زمان زمان مهاجرت و مجاهدت و نشر انوار هدایت و جنگ و ستیز با ظلمات ضلالت ایّام در گذر است فرصت را باید غنیمت شمرد و الّا یا حسرة علینا علی ما فرّطنا فی جنب اللّه.

الوحا الوحا یا معشر المؤمنین و المؤمنات، العجل العجل یا عباد اللّه و أمائه فی المدن و الدّیار قوموا علی النّصر بکلّیّتکم و دعوا الدّنیا و زخرفها عن ورائکم و اترکوا أوطانکم و أوکارکم و ذوی قرابتکم و شدّوا ظهرکم و بلّغوا النّاس ما بلّغکم ربّکم و بارئکم و بشّروهم بما وعدکم مقصودکم و محبوبکم فو اللّه الّذی لا إله إلّا هو بقیامکم عن مقاعدکم تهطل شآبیب فیض مولاکم و موجدکم و بمهاجرتکم أوطانکم تظهر خفیّات أمر معبودکم و مسجودکم و باستقامتکم یتزعزع بنیان أعدائکم و خصمائکم و بانقطاعکم تندکّ جبال أوهام رؤسائکم إن ثبّتّم أقدامکم علی هذا الصّراط فو عزّة ربّکم و جلاله و عظمته و علائه روح القدس ینفث فی فمکم و روح الأمین یُلهمکم فی قلوبکم و روح الأعظم یحیط بکم عن یمینکم و یسارکم و خلفکم و قدّامکم أنِ استبقوا فی خدمة أمر ربّکم هذا خیر لکم عمّا تَطْلُع الشّمس علیها أن أنتم بأمره موقنون و هذا خیر النّصح منّی علیکم إن أنتم تقبلون و التّحیّة علیکم و علیکنّ أجمعین

نوروز ١١١
بندهٔ آستانش، شوقی


توقيع سنه ۱۱۳ بديع

هیئت محترمهٴ مجلّلهٴ ایادی امر اللّه و حضرات افنان ثابتهٔ راسخهٔ بر میثاق اللّه و جنود منصورهٴ مجاهدان و مهاجران فی سبیل اللّه و عصبهٴ جلیلهٴ مبلّغان و ناشران نفحات اللّه و اعضای محافل مقدّسهٔ روحانیّه ارکان و حامیان شریعة اللّه و افراد جامعهٴ پیروان دین اللّه در کشور مقدّس ایران و خطّهٴ هندوستان و برما و پاکستان و اقالیم افریقیا و عربستان و قطر مصر و سودان و ترکیّه و افغانستان و جزائر اوقیانوس هند و محیط اعظم و عراق عرب و سوریّه و لبنان رجالاًو نساءً صغیراً و کبیراً ملاحظه نمایند:

یا مَعْشَر المؤمنین و المؤمنات أُحَیِّیکُم مِنْ هذه البقعة الأحدیّة المبارکة المقدّسة المطهّرة النّورآء بقلب خافق بمحبّتکم و فؤآد منجذب بنفحات ذکرکم و لسان ناطق بثنآئکم و محامدکم و عین دامعة لضرّکم و اضطهادکم و روحٍ مهتزٍّ ببشاراتکم و عظیم ولائکم و ولهکم و اشتعالکم و صبرکم و اصطبارکم و ثباتکم و استقامتکم و خدماتکم و مجهوداتکم و فتوحاتکم تکریماً لاسمه الأعزّ العزیز و إجلالاً لظهوره الأمنع المنیع و إعزازاً لمیثاقه الأمتن المتین و تعظیماً لشعائر دینه الأقوم القویم و إثباتاً لأصول نظمه الأبدع البدیع و امداداً لجهاده الأکبر الکبیر و کشفاً لأسرار شرعه الأمجد المجید و تمهیداً لأعلان أمره الأوعر الأفخم الأنور الأقدس المبرم الخطیر صلوات اللّه و الطافه و عزّه و بهائه علیکم یا احبّاء اللّه و امآئه و خیرة خلقه و رعاة اغنامه و مشاعل حُبّه و مصابیح هدایته و امناء أمره طوبی لکم الف طوبی لکم یا عزّاً لکم و یا روحاً لکم بما اجبتم ندائه و وفیتم بمیثاقه و ثبّتتم اقدامکم علی صراطه و اعتصمتم بحبله و حملتم الشّدائد فی سبیله و ترکتم اوکارکم و هجرتم اوطانکم تنفیذاً لأمره و افترقتم من اقاربکم و فدیتم راحتکم طلباً لمرضاته و دعوتم النّاس فی مشارق الارض و مغاربها لاستظلال فی ظلّه و اقتدیتم بالّذین سبقوکم من آبائکم و اجدادکم فی هدایة خلقه و تبلیغ رسالته و الانقطاع عن کلّ ما سواه و الترنّح من صهبآء الشّهادة حبّاً لجماله و بذلتم ما وهبکم ربّکم لاعزاز دینه و ترویج مبآدئه و کشف اسراره و تعمیم تعالیمه و استحکام دعائم نظمه و اثبات استقلال شریعته و اشتهار صیت امره الاعظم العظیم تاللّه تنظرکم فیهذا الحین عیون اهل ملأ الاعلی و تستبرکنّ بانفاسکم سکّان رفرف البقآء و یشیرنّ الیکم اهل سرادق الابهی و تتهلّل لنصرکم و ظفرکم وجوه حوریّات القدس فی الجنّة العلیا و تسبّح ملائکة الأمر حول حرم الکبریآء و یمجّدکم فی مقابله العرش سیّدکم و محبوبکم مرکز عهد اللّه الأمتن الاسمی و یبارککم ربّکم و مولیکم النّقطة الاولی مبشّر امره الأسنی سلطان الرّسل قرّة عین الانبیاء و یخاطبکم لسان العظمة فی بحبوحة الفردوس جمال اللّه البهیّ الابهی مبعث الرّسل بارئکم و موجدکم بان یا احبّائی و حفظة امانتی و هداة خلقی طوبی لکم بُشْری لکم مرحی بکم من هذه المِنْحة العظمی انتم النّاصرون لأمری انتم الشّاربون من رحیق حبّی انتم أعلام نصرتی فی مملکتی انتم المختارون فی ملکوتی انتم المتّکئون علی وسادة عزّی طوبی لمن تأسّی بکم و سلک فی منهاجکم تاللّه یؤیّده روح الأعظم کما ایّدناکم من قبل و من بعد ان استقیموا علی هذا الصّراط ایّاکم ایّاکم اَنْ تخوّفکم جنود الجبابرة و سطوة الفراعنة ایّاکم ایّاکم اَنْ تمنعکم عن ادآء رسالات ربّکم و مولاکم و محبوبکم دولة هاتک او لومة لائم او صولة ظالم او شوکة فاتک سوف یدمدم علیهم العذاب کما دَمدَم علی الّذین کانوا من قبلهم و انّ هذا لوعدُ غیر مکذوب.

یا مشاعلَ الحُبّ و مطالع الوفآء، در این سنین اخیره از حین اختتام سنهٴ مقدّسه عید مئوی ثانی اهل بهاء و راکبین سفینهٴ حمرآء و افتتاح جهاد کبیر اکبر در این عصر افخم اسنی الی یومنا هذا از جهتی سیل جارف بلایا و رزایا در موطن اصلی جمال ابهی منهمر و تندباد امتحان و افتتان در هبوب و مرور و ضوضاء همج ارض و اراذل قوم مرتفع و مفتریات محتجبین و هذیانات و اراجیف مکذّبین در جرائد و نشریّات پی در پی منتشر و تهدیدات دشمنان پر کین متتابع و متزاید و نار بغض در قلوب مشتعل و غبار و دخان ظلم بعنان آسمان متصاعد اولیای الهی یاران راستان در پنجهٴ تقلیب گرفتار و اصحاب فتور و عصبهٴ غرور بتمام قوی بر قلع و قمع حزب اللّه عاشقان جمال ابهی و سالکان سبیل وفا و رافعین رایت بیضآء قائم و شرذمهٴ از ذئاب کاسره از ایکات نفاق مرّةً اخری خارج بکمال صولَت بر اغنام الهی مهاجم و بتوهین و تحقیر و هدم و تخریب و زجر و ضرب و شتم و هتک ناموس و اهراق دمآء بریئه مشغول و علمای رسوم بعربده و هیاهو و همهمه و دمدمهٔ جدیدی مألوف و جمعی از بلهآء و سفهاء و بلدا و جهلا در تشویق و تأیید و معاضدت و مساعدت و اشتراک در این حملهٴ اخیر با یاغیان و طاغیان علناً لیلاً و نهاراً در سراسر موطن اصلی جمال ابهی ساعی و جاهد

ولی هزار شکر مولای بیهمتا را که از جهتی دیگر با وجود تتابع بلایا بل در بحبوحهٴ رزایا آئین جهان افروز جمال اقدس ابهی رغماً لأنف الخصمآء و الاعدآء آناً فاناً در ممالک اخری در ارتفاع و در این سنهٴ ثلاثه امر مبین و آئین نازنین به نیروی اسم اعظم محیی العالمین بر متجاوز از صد و ده اقلیم از ممالک و جزائر شرقیّه و غربیّه و جنوبیّه و شمالیّه پرتو افکنده و چنان ولوله‏ئی در این عالم ادنی انداخته و شور و وله و نشوری احداث نموده که اهل امکان را از قریب و بعید و وضیع و شریف و آشنا و بیگانه حیران نموده

صد هزار شکر در این ایّام که عید سعید نوروز است و این عبد مستمند بترقیم این اوراق مشغول و مقارن با اختتام دومین مرحلهٔ این جهاد کبیر جهان افروز است شلّیک یا بهاء الابهی و یا ربّی الأعلی در برّ و بحر در قارّات خمسهٴ عالم و جزائر دو محیط اطلس و اعظم و دو بحر متوسّط و شمال و اوقیانوس هند بلند است و پرچم اسم اعظم موّاج و صیت أمر اعزّ اقوم مشتهر و ندای لبّیک یا ربّنا العلیّ الأعلی و یا ربّنا البهیّ الابهی در متجاوز از دویست و چهل اقلیم از اقالیم دنیا از حیّز ادنی بافق اعلی متصاعد و قلوب جمّ غفیری از مؤمنین و مؤمنات از جنس ابیض و اسود و احمر و اصفر و اسمر از تجلّیات بدیعهٔ حیرت انگیز امر ربّ فرید و سطوع انوار تأیید و بروز تباشیر قهّاریّت و غلبهٴ ظاهرهٴ آئین مجید مهتزّ و میثاق امتن در هویّت پیروان امر ربّ ذوالمنن مستحکم و بساط نظم بدیع در تمام جهان منبسط و هلهلهٔ فارسان جیش عرمرم بهاء گروه مهاجرین و مجاهدین پر وفا از اکناف و اطراف مرتفع الحزن و السّرور قد اعتنقا فسبحان ربّنا المقّدّر النّاظر القاهر المقتدر المتجبّر الحافظ المهیمن العظیم.

ای یاران ارجمند، دریغ و افسوس که در کشور مقدّس ایران موطن اصلی جمال موعود مهد آئین ربّ ودود جمهور سکّانش از شعشعات انوار این امر عظیم تا بحال پس از تجاوز از صد سال مهلت غافل و ذاهل در سبات عمیقند و به کابوس ثقیل گرفتار و بر اصنام اوهام عاکف قلوبشان از نفحاتش محروم و ابصارشان مردود و اسیر قیود در بُعد ابعدند بل معترض و مخالف و در اطفاء سراج وهّاج امر ذو الجلال ساعی و جاهد تراهم فی وادی الأوهام هائمین و فی خوضهم لاعبین آن قوم پر لوم از طبقات مختلف و علی رأسهم الفئة الفاسدة ارباب عمائم الّذین زیّنوا رؤوسهم بالبیضآء و الخضرآء بر مقدّسات این امر گرانبها از هر سو مهاجم و در اثبات بطلان این امر نازنین و تزییف سنن و شعائر این دین مبین و تفریق و تشتیت شمل مؤمنات و مؤمنین و ایجاد انشعاب و انشقاق در صفوف جنود مجنّده‌اش و هدم بنیان مؤسّسات بدیعه‌اش و استئصال این شجرهٴ لا شرقیّه و لا غربیّه که ید قدرت الهیّه در آن ارض غرس نموده و به دمآء بیست هزار شهید سقایت فرموده بکمال جدّیّت و اهتمام قائم و مداوم

شبهه ‏ئی نبوده و نیست که اعلای حیرت انگیز امر اللّه و اشتهار سریع نبأ عظیم و ولوله‌اش در اقالیم و رفع لوائش در متجاوز از صد و ده اقلیم در اقلّ از سه سنه و رفع قواعد و دعائم نظم بدیع الهی و جلوهٴ متزایدهٔ تأسیسات امریّه و تشیید مقامات مقدّسه و تأسیس اوقاف و اتّساع دائرهٴ آن در ارض اقدس قلب العالم و قبلة الأمم و اتمام مشروع عظیم بنای سامی امّ المعابد غرب در قطب آمریک و احتفال مجلّل عید مئوی اوّل و ثانی اهل بهاء در قارّات خمسهٴ عالم و انعقاد انجمنهای اربعهٔ بین القارّات در قارّهء افریک و آمریک و اروپا و آسیا و افتتاح جهاد کبیر اکبر و طرح و اعلان و انتشار نقشهٴ بدیعهٴ دهساله و قیام و خروج و هجوم و تشتّت مهاجرین و مجاهدین در ممالک و دیار و فتح صد اقلیم در سنهٴ اولای این جهاد جهانی روحانی و اشتعال قارّه افریک و اقبال سریع نمایندگان قبائل متعدّدهٴ مختلفه و ارتفاع رایت بیضآء در قلب بحار بالأخصّ در محیط اعظم و تأسیس و تعدّد مراکز این امر اعزّ اتمّ در اقالیم عربستان بالاخصّ در مکّهٔ مکرّمه قبلهٴ عالم اسلامی، کلّ باعث تحیّر و موجب توهّم و اضطراب گشت و محرّک عرق عصبیّت و معاندت دشمنان دیرین گردید و بر اشتعال نار حسد و بغضآء در قلوب اهل شرور و عصبهٴ غرور بیفزود و چنان التهابی در صدور احداث نمود که بغتةً من دون ستر و حجاب از مساجد و منابر سیل تهمت و افترآء جاری گشت و در صفحات جرائد این هجوم عنیف و ذمّ و قدح و تزییف بعباراتی فضیح منعکس گردید فئهٴ باغیهٴ ضالّه بعزمی متین بر قلع و قمع این حزب مظلوم قیام نمودند

طولی نکشید که از مقامات عالیه اوامر اکیدهٔ صریحه در توقیف و تعطیل امور امریّه و منع از اجتماع پیروان امر حضرت ربّ البریّه و اشتغال و احتلال حظیرهء یاران ارض طا و محور دوائر امریّه و اوّلین مرکز اداری اهل بهاء و متمسّکین به عروهٴ وثقی در آن اقلیم پر بلا صادر گشت و در مجلس شورا در حضور وزراء و وکلای مجتمعه عدّه‏ئی من دون ستر و حجاب زبان به تهدید و تزییف گشودند و محرّرین مقالات در جرائد عدیده در آن عاصمهٴ پر شور و آشوب بکمال صراحت بعباراتی سخیفه بر مقدّسات آئین الهی حمله‏‏ ئی شدید نمودند و در همان مجلس بعضی از وکلاء بنهایت الحاح و اصرار صدور حکمی رسمی از طرف هیئت تشریعیّه در تحریم و اعلان عدم مشروعیّت آئین بهائی و حجز اموال و تملّکات امریّه و ضبط اوقاف این حزب و اخراج و تبعید جمعی از مؤمنین و مؤمنات و قلع و قمع این طایفه طالب گشتند

در نتیجهٔ این فتنه و فساد قبّهٔ رفیعهٴ آن بنای مجلّل را منهدم ساختند و رسماً اشغال نمودند و در ولایات مختلفه در اثر این هجوم عنیف ضوضا بر پا گشت و تضییقات و اذیّات از طرف مأمورین و علمای رسوم از مجتهدین و وعّاظ دفعةً واحدةً شدّت یافت حظائر قدس اشغال گشت و جمعی در مدن و قری عوام کالانعام را به تعدّی بر اهل بها و قتل و غارت بکمال جسارت تحریک نمودند و به سبّ و لعن و شتم در معابر زبان گشودند و به تخریب و تاراج و حرق بیوت مسکونهٔ این فئهٴ مظلومه و هدم و نبش مقابر در مدافن بهائیان و ضرب نفوس و قطع اشجار و هتک ناموس نسآء و ضرب اطفال و اخراج آنان از دبستان و دبیرستان و اجبار به تبرّی مؤمنین و مؤمنات از عقیدهٴ خویش و انعقاد مجالس تعزیه در بیوت آنان و غارت محصولات فلاحتی آن مظلومان و قطع معاملهٴ با آنان و اخراج جمعی از دوائر دولتی اقدام نمودند و چنان شقاوت و قساوتی ظاهر نمودند که در مزرعه ‏ئی که در قرب دهی از دهات واقع بتحریک کدخدای آن محلّ جمعی اراذل از اشرار که عدد آنان به پانصد بالغ با طبل و شیپور و چوب و تبر هجوم بر ساکنین آن مزرعه نموده هفت نفر را از رجال و نسآء که یکی از آنان هفتاد ساله و دیگری هشتاد ساله بوضعی فجیع شهید نمودند امر بمقامی رسید که لطمه و وهنی عظیم از ید ستمکار لعین و لئیم به کعبهٴ پیروان امر جمال قدیم در آن اقلیم وارد گشت و جزئی از اجزاء بیت اللّه الحرام در مدینهٴ مبارکهٴ شیراز که منصوص کتاب اقدس و اوّل و ابهی و اشرف مقامات متبرّکهٴ مقدّسهٴ آن ارض است و بیتی از بیوت مجاورهٴ آن منهدم گردید

و اخیراً در ارض خا متجاوز از هشتاد نفر از رجال و نساء را اشرار تبهکار پس از شکنجه و آزار از بیوت مسکونه بیرون کشیده بظلمی مبین پالان و افسار نموده و زنگ بگردنشان انداخته آنانرا جبراً چهار دست و پا در کوچه و بازار با طبل و دُهل گردانیدند و پس از آن منازل آن مظلومانرا غارت نمودند تبّاً لهم سحقاً لهم وَیْلٌ لهم تعساً لهم و لاعوانهم و اتباعهم قد بکی من ظلمهم محمّد رسول اللّه و ذرفت من اعمالهم عیون اهل ملأ الأعلی و ضجّت حوریّات القدس فی اعلی الغرفات فی الفردوس الابهی و تفتَّتتْ اکباد المؤمنین و المؤمنات فی مشارق الارض و مغاربها فضّ اللّه فاهم و قطع لسانهم و کسّر اعناقهم و اناملهم و اقلامهم فو ربّ العماء سوف یفتنون بفتنة عمیآء صمآء و یضربْنَ علی فمهم ملائکة الأمر و تنزل اللّعنة علیهم و یمرّ الرّیح الحمرآء و یحیطهم عذاب اللّه الکبیر الاکبر من فوقهم و تحت أرجلهم و یحلّ بهم بلاء لم یسمع بلاء اشّد منه اذاً ترجف ارکانهم و تقشعرّ جلودهم و یضعون انامل الحسرة بین أنیابهم و لا یجدون لانفسهم ناصراً و لا معیناً اذاً یأکلهم النّیران و یمحی اللّه آثارهم و یلحقهم بالهالکین اذاً لا تسمع لهم صوتاً و لا رکزاً در این مقام از قلم مرکز میثاق جمال ابهی این کلمات بیّنات صادر ”از سرشک دیدهٴ یتیمان حذر لازم زیرا سیل خیز است و از دود آه مظلومان پرهیز باید زیرا شرر انگیز است“

این است که از قلم اعلی این کلمات درّیّات و این شهادت عظمی نازل قوله جلّت عظمته ”قسم بآفتاب حقیقت که اگر آن حضرت در مملکت دیگر ظاهر میشد البتّه مقامش مرتفع و امرش ظاهر و نورش باهر و کلمه‌اش محیط می گشت“ ”لعمر اللّه اگر قلم اعلی به احزاب عالم توجّه می‌نمود بمثل آنچه به اهل ایران نمود هرآینه اکثری وارد بحر اعظم می‌شدند چنانچه در این ارض جمعی قبل از تبلیغ داخل شدند بمثابهٴ امطار آیات بر ایران هاطل و نازل معذلک میّت مشاهده می شوند ”إلّا من شاء اللّه ربّ العالمین“ و ایضا می فرماید ”اگر حضرت مبشّر روح ما سواه فداه در این ارض ظهور می‌نمود حال اکثر خلق را از اهل حقّ مشاهده می‌نمودی چه که اوهامات حزب شیعه از جابلقا و جابلسا و ناحیه مابین این نفوس نبوده و نیست“ واز قلم میثاق مؤیّداً لما صدر من القلم الاعلی این شهادت اتمّ اوفی نازل”این کوکب روشن اگر از مطلع انجمن اوروپ طالع شده بود حال ملاحظه می فرمودی که چه شور و ولهی بود و چه ولوله و طربی“ و ایضاً میفرماید ”شمس حقیقت اگر در سائر اقالیم اشراق نموده بود تا بحال اشعّه‌اش جهانگیر گشته بود زیرا اهل آن اقلیم قدر این فضل عظیم را می د‌انستند ولو مؤمن نبودند مسرور بودند“

در بیان غفلت و سوء رفتار و عاقبت پر وبال این هیاکل بغضیّه از قلم اعلی این بیانات خطیرهٴ قهریّه و انذارات شدیده نازل قوله جلّ کبریائه لمّا تفرّسنا وجدنا اکثر اعدائنا العلماء“ ”ینوح من اعمالهم محمّد رسول اللّه فی اعلی الجنان یشهد بذلک من ارسله بسلطان مبین“ ”زیّنوا رؤوسهم بالبیضآء و الخضرآء و عملوا ما ناح به الرّوح الأمین“ ”نشهد انّهم کانوا جداراً بین اللّه و احبّائه“ یا معشر العلمآء بکم انحطّ شأن الملّة و نکس علم الاسلام و ثلّ عرشه العظیم کلّما اراد ممیّز ان یتمسّک بما یرتفع به شأن الاسلام ارتفعت ضوضاؤکم بذلک منع عمّا اراد و بقی الملک فی خسران کبیر“ قل یا معشر العلمآء لا ترون بعد الیوم لانفسکم من عزّ لانّا اخذناه منکم و قدّرناه للّذین آمنوا باللّه الواحد المقتدر العزیز المختار“ قل یا معشر العلمآء من الاعجام قد اخذتم زمام العباد باسمی و تقعدون علی الصّدور بنسبتکم إلیَّ فلمّا أظهرْت نفسی أعرضتم و عملتم ما جرت به دموع العارفین سوف یفنی ما عندکم و یبدّل عزّکم بالذّلة الکبری و ترون جزأ اعمالکم من اللّه الآمر الحکیم“ ”اهل سُنّة و یهود و مجوس و نصاری و سایر احزاب هیچیک عمل ننمود آنچه را از آن قوم ظاهر شد“ ”یهود از ظلم آن حزب به حقّ پناه برده و می‌برد و کذلک احزاب اخری“ ”قسم بآفتاب افق بیان که طرف ناخن یکی از امآء مؤمنات الیوم عند اللّه اسبق است از علمای ایران که بعد از هزار و سیصد سنه انتظار عمل نمودند آنچه را که یهود در ظهور حضرت روح عمل ننمود“ ”پست‌ترین جنبنده‌های ارض اَحسن از آن نفوس بوده و هستند“ ”سوف تأخذهم زبانیة العذاب من لدن عزیز مقتدر قیّوم“ و از قلم میثاق این کلمات تامّات در این مقام نازل ”این عزّت مبدّل بذلّت کبری گردد و این سطوت و شوکت منقلب بمقهوریّت عظمی شود ایوان بدل بزندان گردد و اوج ماه بقعر چاه انجامد قهقهه و خنده نماند بلکه نحیب بکاء بلند شود گنبدهای سفید و نیلگون سرنگون گردد“ ”حضرات رؤسآء آخور را دیده‌اند و آخر را ندیده‌اند و ضربت علیهم الذّلّة و المسکنة و بآؤُا بغضبٍ من اللّه عنقریب این نغمهٴ وا طوبی وا طوبی منقلب بفریاد وا ویلا و وا اسفا گردد“ ”عنقریب ملاحظه خواهید فرمود که کلّ باعنق منکسره خائب و خاسر…. مبتلا گردند. این نفوس بمنزلهٴ بعوضند چندی در گِل و کثافات خویش می‌غلطند یک عربده ‏ئی می‌اندازند و عاقبت کان لم یکن شیئاً مذکوراً معدوم گردند“ ”زنان ناتوان مرد میدان گشتند و گوی سبقت و پیشی از مجتهدان زمان ربودند“ ”خسرانهم خسران الفریسیّین و هوانهم هوان کَهَنة البَعل فی زمن ایلیا من الاسرائیلیّین“

ای هموطنان جمال قدم و اسم اعظم، روحی لضرّکم الفدآء سلطان قدم مسلّی اعظم می فرماید قوله ما احلی بیانه و ما ابهی عزّه و ذکره یا حمامة الوفآء خاطبی الضّعفآء انّه اذا وجدتم الضّرّآء اشتدّت و البأسآء امتدّت و الارض ارتجفت و الجبال ارتعدت و زوابع الشّدآئد احاطت و بحور البلایا فاحت و اریاح الرّزایا هاجت و طوفان الامتحان احاط الامکان علیکم بالصّبر الجمیل فی سبیل ربّکم الجلیل“ قل یا حزب اللّه ایّاکم ان تخوفکم قدرة العالم او تضعفکم قوّة الامم او یمنعکم ضوضآء اهل الجدال او تحزنکم مظاهر الجلال کونوا کالجبال فی امر ربّکم المقتدر العزیز المختار“ قل ایّاکم ان تضعفکم اقویاء الارض او تخوّفکم امرآء البلاد توکّلوا علی اللّه و فوّضوا الأمور الیه انّه ینصرکم بالحقّ و هو المقتدر علی ما یشاء و فی قبضته زمام الاقتدار“ ایّاکم ان تحزنکم سطوة الظّالمین و ظلم المعتدین“ ”لا تحزنکم کثرة الاعداء سوف یجعلهم اللّه هبآءً و لا تسمع ضوضائهم الّا کطنین الذّباب اِنّه کان بکلّ شیءٍ علیما“ قسم باسم اعظم که این بلای ادهم را رخائی عظیم از عقب چنانچه صریحاً میفرماید ”عنقریب معرضین نادم و خاسر مشاهده شوند ومقبلین بکمال عزّ و تمکین هذا حتم عند ربّک“ و ایضاً می‏فرماید ”اگر در این ایّام مشهود و عالم موجود فی الجمله امور بر خلاف رضا از جبروت قضا واقع شود دلتنگ مشوید که ایّام خوش رحمانی آید و عالمهای قدس روحانی جلوه نماید و شما را در جمیع این ایّام و عوالم قسمتی مقدّر و عیشی معیّن و رزقی مقرّر است البتّه بجمیع آنها رسیده فائز گردید“ ید غیبی در کار است و محتسب حقیقی ناظر و مراقب و بیدار اریاح عدلیّه بارادهٴ ازلیّهٴ نافذهٴ مولی البریّه در میقات معلوم مرور نماید و این ظلمهای وارده بفرمودهٴ مظهر احدیّه تدارک عدل اعظم می‏نماید و این انقلاب و هیجان بنفسه مقدّمهء نجات و استخلاص آن ستمدیدگان و شیفتگان روی جمال رحمن از قیود صد سالهٔ امر یزدان در آن سامان است و منتهی بحلول عصر جدید و ورود جامعهٴ پیروان امر ربّ مجید بمرحلهٴ ثالث که مرحلهٴ انفصال آئین بدیع و منیع از شرع منسوخ و عتیق است خواهد گشت تمهیداً لرفع علم استقلال دینه الاعزّ الاشرف الافخم العظیم کلمات درّیّات را که در این مقام از قلم اعلای محیی الانام صادر بیاد آورید قوله الاحلی لعمر اللّه مظلومیّت بسیار محبوب است ایّام غلبهٴ ظاهره خواهد آمد و لکن این لذّت را نخواهد داشت و اگر درست ملاحظه کنی عظمت امر را با حالت مذکوره مشاهده نمائی“

ای یاران رشید پر وفا، چه قدر شکرانه لازم و چه قدر حمد و ثنا سزاوار که در حمل این ثقل اعظم و تحمّل این بلاء ادهم آن یاران مکرّم تأسّی به جمال قدم و مبشّر اسم اعظم و غُصن فرید آن منجی عالم و سیّد امم و محیی رمم نموده وقت آن است که این بلایا و رزایای لا تعدّ و لا تحصی را بخاطر آورید و در شدّت و حِدّت و امتداد و اتّساع و تنوّع بلیّات و صدمات واردهٴ بر مظلوم عالم و بشارت دهندهٴ امر مبرم و غصن افخم اعظم تفکّر و تمعّن نمائید در این مقام این کلمات و عبارات حزن انگیز از قلم اعلی جاری تعالت عظمته قسم بآفتاب معانی که از ظلم این ظالمان قامتم خم شده و مویم سفید گشته البتّه اگر بین یدی العرش حاضر شوی جمال قدم را نمی‌شناسی چه که طراوتش از ظلم مشرکین تبدیل شده و نضارتش تمام شده تاللّه قلب و فؤآد و حشا جمیع آب شده و لکن بقوّة اللّه بین عباد حرکت مینمائیم“ ”تاللّهِ یا أعرابی لو تنظروننی لن تعرفونی و قد ابیّض مسک السّود من تتابع البلایا و ظهرت الف الأمر علی هیئة الدّال من توالی القضایا ثمّ اصفر هذا الوجه المحمر المنیر“ تاللّه قد ابتلی طیر القدس تحت الظّلم بین طیور البغضآء منهم من یضربه بمنقاره و منهم بمیسره و منهم بمخلبه و منهم باظفاره کذلک کان البلاء من سحاب الغلّ علی هیکل الطّیر مرشوحاً“ ”و کان قدّامی ثعبان القهر و فتح فمها لیبلعنی و عن ورائی غضنفر الغضب و یرید أن یشقّنی و عن فوقی یا محبوبی سحاب القضآء و یمطر علیّ أمطار البلآء و عن تحتی نُصبَت رماح الشّقا لیجرح اعضائی و بدنی“

”لعمراللّه اگر قلم اعلی از این حین الی الیوم الّذی لا آخر له خود را بخطاب یا مظلوم مخاطب سازد حق دارد ظلم از هر قسمی و هر شأنی از آن از قبل و بعد بر مشارق نور و مطالع ظهور وارد و لکن بر این مظلوم وارد شده آنچه که شبه نداشته و ندارد“ ”قسم بآفتاب افق محبوب که نقطهٴ اوّلیّه در ایّام خود به حزنم محزون بوده و بر بلایم گریسته“ ”در کلّ حین در دست شمر کین و خولی بید‌ین و شدّاد عناد و نمرود مردود و فرعون ملعون و یهود عنود و بوجهل حسد و قابیل بغضآء مبتلی بوده و هستم“ تاللّه قد احاطنی حزنٌ لن تر عین الابداع شبهه و انّک لو ترید ان تعرف الاسرار الامر فاخرج عن المدینة الّتی کنت فیها ثمّ ادخل فی العرآء ثمّ اسکن فی نفسک ثمّ اصمت عن کلّ الاذکار ثمّ توجّه بقلبک اذاً تسمع ضجیج الاشیاء و صریخهم فی حزنی و کذلک نلقی علیک فی سرّ الاشارات جواهر الاسرار لعلّ تطّلع بما لا اطّلع به احد من الخلق“ فواللّه لو یطّلع احدٌ علی ما ورد علیّ لیسکن فی العرآء و یفر ّعن المعاشرین و لن یستأنس بأحد و لن یأکل من شیء الی ان یفدی نفسه فی حبّه هذا الجمال المنیر و کلّما ورد علیّ فی الظّاهر لیس عندی شیء حتّی اذکره لکم یا معشر المحبّین بل بما ورد علیّ فی الباطن و هذا ما لا یقوم معه اهل السّموات و لن یحمله کلّ من فی الملک اجمعین تاللّه لن اقدر ان اذکر حرفاً منه و لو اذکر حرفاً منه لتنفطر عنه السّموات و الارضین“ ”لو تجعل الفاً من البحر مداداً لمصائبی تاللّه لتنفد و لن ینفد ذکر مصائبی الّتی کانت عن افق القضآء مشهوداً و انّک ان ترید ان تعرف اثراً منها فاستنشق الهوآء ثمّ کلّ شیء ان وجدت رائحة الدّم اذاً فکّر فیما ورد علی جمال القدم من سهام هؤلآء الّذین کفروا باللّه و آیاته بعد الّذی خلق بقوله انفسهم و کلّ من فی الملک مجموعاً“ ”حال ملیک غیب و شهود بر جمیع مشهود و بشأنی ضرّ بر وجود مبارکش وارد شده که اگر جمیع بحور غیب و شهود مداد شوند و کلّ من فی الملک اقلام و جمیع من فی السّموات و الارض راقم البتّه از ذکرش عاجز شوند“ ”و فی کلّ یوم ما کان غذآئه اِلّا من قطعات کبده و شرابه من قطرات دمه“ قسم بخورشید سمآء توحید که اگر خورشید سماء ظاهره بر حزن جمال احدیّه مطّلع شود ابداً از افق خود طالع نشود و قمیص نور و ضیا از خود بیندازد“ ای امة اللّه هنگامیکه در بساط آسایش جالس شوی بذکر این مسجون مشغول شو و اگر غریبی مشاهده نمائی از غربت و کربت این غلام روحانی ذکر نما قسم بنقطهٴ وجود که بلایائی وارد شده که ذرّهٔ آنرا آسمان و زمین و جبال حمل نتواند نمود ذکر مصائب غلام مستور به و انّه بکلّ شیء علیم“ یا عین ابکی لضرّی و ابتلائی و یا قلب ضجّ بما ورد علی نفسی قسم بذکر اعظم که بلائی بر این عبد وارد شده که مظلومان عالم از اوّل دنیا الی حین بر مظلومیّتم نوحه مینمایند“ یا لیت کنت فانیاً و ما ولدتنی امّی و ما سمعت ما ورد علیه من الّذینهم عبدوا الاسمآء و قتلوا منزلها و خالقها“ فآهٍ آهٍ لیس لی من امّ لتبکی علی حالی و لا لی من اخت لتعری رأسها فی عزائی و مصیباتی و لا عندی من مؤنس لیؤآنسنی فی بلائی او یرافقنی فی ابتلائی“ فآهٍ آهٍ فو الّذی قد استکفّ ورقآء المحزون فی صدر البهآء لنسیت کلّما شهدت من اوّل یوم الّذی شربت لبن المصفّی من ثدی امّی الی حینئذ بما اکتسبت أیدی النّاس و کان اللّه یعلم کلّ ما کان النّاس هم لا یعلمون“

و در قصیدهٴ ورقائیّه از قلم مظلوم عالم نازل:

”فطوفان نوح عند نوحی کأدمعی و ایقاد نیران الخلیل کلوعتی
و حزنی ما یعقوب بث اقلّه و کلّ بلا ایّوب بعض بلیّتی“

و از قلم میثاق در ذکر بلایای وارده این کلمات حزن انگیز صادر ”الٓهی تری وحدتی و غربتی و کربتی و تشاهد نحول جسمی و ذهول نفسی و خسوف بدری و کسوف شمسی و ضعف ارکانی و تزلزل اعضائی و تزعزع وجودی و تضیّق صدری و خفقان قلبی و زهاق روحی و عدم شروحی و شدّة بلائی فی سبیلک و کثرة ابتلائی فی محبّتک ای ربّ استأصلت الزّوابع دوحتی النّاشئة و اقلعت الزلازل ارومتی النّابتة و اخذتنی اعاصیر البلوی و اهلکتنی شدائد البأسآء و الضّرّآء“ ”یا محبوبی انحنی ظهری و ابیّض شعری و ذاب لحمی و بلی عظمی و تقطّعت کبدی و احترق قلبی و اتّقدت نار الأسی بین اضالعی و احشائی“ ”ترانی هدفاً لکلّ سهام و غرضاً لکلّ نصال و خائضاً فی غمار البلآء و غریقاً فی بحار المصائب و الارزآء ارفعنی الیک لانّ الارض ضاقت علیّ و الحیاة مریرة لدیّ و الآلام تتموّج کالبحور و الاحزان تهجم هجوم الطّیور علی الحبّ المنثور فنهاری من الآسی لیل بهیم و صباحی مساء مظلم بهمومٍ عظیم و عذبی عذاب و شرابی سراب و غذائی علقم و فراشی اشواک و حیاتی حسرات و میاهی عبرات و اوقاتی سکرات و بعزّتک لقد ذهلت عن کلّ شیء و لا اکاد افرّق بین لیلی و نهاری و غداتی و عشائی و سهری و رقادی بما اشتدّت الارزآء و عظم لی البلآء و عرض داء لیس له دوآء.“

ای عاشقان جمال ابهی، قدر این موهبت کبری را بدانید که در این بلایا و رزایا بشرف مساهمت با مظلوم عالم و مرکز میثاق محیی رمم مشرّف و نائل گشته‌اید و قطره ‏ئی از این علقم بلا را چشیده‌اید و این تاج افتخار را بر سر نهاده‌اید در ذکر مصائب وارده بر متقدّمین در آن سرزمین از قلم اعلی نازل قوله عظم سلطانه ”مصائب و بلایای شما بمثابه کنوز است و در خزائن امانت الهی محفوظ و مصون“ و ایضاً میفرماید ”و نفسه الحقّ سوف یزیّن اللّه دیباج کتاب الوجود بذکر احبّآئه الّذین حملوا الرّزایا فی سبیله“ ”فو اللّه لو کان للدّنیا و ما فیها قدر عند اللّه علی قدر بعوضة لن تصل الذّلّة فیها علی احد من المؤمنین“ ”فاعلموا بانّ البلایا و المحن لم یزل کانت موکّلة لاصفیاء اللّه و احبّائه ثمّ لعباده المنقطعین“ نفس این بلایا و رزایا را جمال ابهی و غصن اعظمش در الواح شتّی طالب و آمل و وقوع و صدورش را حامد و شاکر در این مقام از قلم اعلی نازل قوله تبارک ذکره فاعلم ثمّ ایقن انّا فی اوّل یوم فیه ارتفع صریر القلم الاعلی بین الارض و السّمآء انفقنا ارواحنا و اجسادنا و ابنائنا و اموالنا فی سبیل اللّه العلیّ العظیم و نفتخر بذلک بین اهل الانشآء و الملأ الأعلی یشهد بذلک ما ورد علینا فیهذا الصّراط المستقیم“ ”لعمری لو اذکر حلاوة بلایا الّتی اکون فیها لتنفد الألواح و تنصعق الاقلام و ربّک علی ما اقول علیم“ ”لعمری احبّ البلاء فی سبیل اللّه موجد الاشیآء کما یحبّون النّاسُ ابصارهم بل ازید و یشهد بذلک ربّک العزیز المختار“ ”لعمری انّ السّجن بیتی و هو ابهی من کلّ البیوت ان انتم من العارفین و لو انّ یدی قد فتحت باب السّجن و لکنّ قلبی یُحبّ ان یکون فیه انّ ربّک لهو المبین الحکیم“ ”قل انّ البئر بیتی و السّجن قصری و البلاء اکلیل البهآء ان اعرفوا یا اولی الابصار من افق الذّلّه اشرقت شمس اسمی العزیز“ قد جعل اللّه البلآء اکلیلاً لرأس البهآء سوف تستضیءُ منه الآفاق“ ”قد تزیّن رأس البهآء باکلیل البلاء کذلک قضی الأمر فی لوح کان بخاتم اللّه مختوماً“ ”طوبی لحین الّذی فیه یفدی الغلام فی سبیل اللّه الملک العدل الحکیم و طوبی لآن فیه یسفک دم الغلام حبّاً لمحبوب العالمین فیا حبّذا لساعة کان الغلام فیها مطروحاً علی التّراب بین یدی اللّه مقصود العارفین فو محبوبی الحقّ ارید ان افدی فی سبیله بدلاً عن کلّ العالمین لو انتم من العالمین عزیز علیّ بان یقتل احد فی سبیل اللّه و انا باقی فی الارض و بذلک یحزن قلبی و یکدّر عیشی لو انتم من الموقنین“ و کذلک از قلم میثاق نازل:

”بالبلاء استضاء وجه البهآء و بالبأسآء و الضّرّآء تبسّم ثغر کلّ عبد للبهآء“ ”یا امة اللّه اذا اجبت دعآءً فی حقّ عبدالبهآء تذلّلی الی الملکوت الأعلی و ابتهلی و قولی ربّ ربّ زد فی بلاء عبدالبهآء فی سبیلک و املأ له کأس المصائب و الرّزایا و أمطر علیه سحاب الامتحانات و زیّن عنقه بالسّلاسل و الاغلال فی السّجون و القلاع فی محبّتک و اجعل دمه مسفوکاً فی سبیلک و ارزقه الجلوس علی سریر الصّلیب بموهبتک حتّی تأخذه نشوة صهبآء الفداء و یطیر بها الی جوار رحمتک الکبری فی ملکوتک الأعلی هذا هو الدّعآء فی حقّ عبدالبهآء لانّ هذه غایته القصوی و منیته الکبری و موهبته العظمی الّتی یتمنّاها فی کلّ حین“ ”یا أمة اللّه لا تحزنی و لا تتکدّری من البلایا الّتی احاطتنی لانّی استبشر بها و افرح بها لانّها نزلت و تنزل علیّ فی سبیل اللّه و أعلمی انّنی وُلدتُ فی البلآء و رَضعتُ من ثدی البلآء و نَشئتُ فی البلآء و بلغتُ فی البلآء و شَببتُ فی البلآء و شُبتُ فی البلآء فما احلی البلآء فی سبیل اللّه و ما اشهی نعمة البلآء فی حبّ اللّه و ما اعذب کأس البلآء فی محفل التّجلّی عند مشاهدة نور الکبریآء لیت النّجوم سهام و صدری هدف لها فی سبیل اللّه و لا اتمنّی الّا ان اعلَّقَ فی الهوآء و یرشّ الف رَصاص علی صدری فی محبّة البهآء او تقطع جسمی ارباً ارباً او یرموننی فی قعر البحار او یجرعونی کأساً من سمّ الهلاک فی محبّة الجمال الأبهی هذا منتهی آمالی و غایة مقصدی و اعظم مطلبی و منتهی رجائی“.

ای متمسّکین بعروهٴ وثقی الّتی لا انفصام لها، این فتنه و آشوب و انقلاب اخیر که در موطن مقدّس مولای علیم و خبیر بغتةً احداث گشت بشهادت کلّ از آشنا و بیگانه و یار و اغیار باعث اشتهار و ارتفاع صیت آئین کردگار در کلّ اشطار گردید این هجوم عنیف از طرف عصبهٴ مغروره فئهٴ خادعین و مکفّرین و مبطلین بر شعائر و مقدّسات این امر نازنین و یگانه ملجأ و منجی اهل زمین و ضوضا و غوغای باغین و طاغین نفوس واهیهٴ سافلهٴ لاهیهٴ ساهیه بمثابهٴ صور اعظم و نفخه اکبر و نقرهٴ افخم صیت امر اکمل و اتمّ را در خافقین مرتفع ساخت و ولوله‌اش در بسیط خاک رنّه ‏ئی حیرت انگیز بینداخت و صیت امر اللّه را دفعةً واحدةً بمقاماتی رساند و جلب انظار نفوسی را نمود که تا بحال حرفی از این ظهور اعظم نشنیده و ادنی اطّلاعی از تصرّفات و فتوحاتش در عالم نداشته اهل بها کثلّة واحده من دون تأمّل و تردّد و بعزمی متین بکمال همّت و جدّیّت و با قلبی مملوّ از تأثّر و تأسّف و محبّت و شفقت متوکّلین علی اللّه النّاظر الشّاهد القاهر المقتدر القدیر بر دفاع و معاضدت و معاونت و مساعدت ستمدیدگان برادران و خواهران روحانی خویش در آن اقلیم پر بلا موطن اصلی جمال ابهی قیام نمودند قیام استفرحت منه قلوب اهل ملأ الاعلی و در اعلان مقاصد اصلیّهٔ پیروان این امر اعزّ اسنی و تظلّم نزد رؤسآء و امراء و وزراء و وکلاء و احتجاج شدید بر رُوات کذب و افترا و تبیین و تشریح مبادی سامیه جامعه راجع به عقائد اصلیّهٴ دینیّهٴ مروّجان امر حضرت ربّ البریّه و اقرار و اعتراف به حقیّت و رسالت شارع شریعت اسلامیّه و توجّه اهل بها بامور روحانیّه و تمسّک آنان بحبل المتین تعالیم سماویّه و عدم مداخله در امور سیاسیّه و تجنّب از احزاب و فرق مختلفهٴ متنازعه و اثبات اصالت و استقلال و عمومیّت شریعت بدیعهٴ الهیّه و انقیاد تامّ و اطاعت احکام و مقرّرات حکومات متبوعهٴ خویش در ممالک متفرّقهٴ متعدّده همّت بلیغ بگماشتند

محافل ملّیّهٴ روحانیّه ارکان جامعه و متجاوز از هزار مرکز از مراکز امریّه در مدن و قری در قطعات خمسهٴ عالم و جزائر نائیه بعضی کتباً و بعضی تلغرافیاً به اعلیحضرت شاهنشاه ایران خلّد اللّه ملکه و وزرای عظام ایّدهم اللّه و وکلای مجلس شورای ملّی و مجلس سنا در کشور مقدّس ایران مخابره نمودند و این تلغرافات که از جهات مختلفه و مراکز عدیده دفعةً واحدةً چون غیث بر دوائر حکومتی آن ارض هاطل بدست مأمورینی بیفتاد که نه نام بعضی از آن مراکز را شنیده و نه موقع جغرافی آنرا شناخته این مخابرات متتابعه کلّ من دون شک و شبهه علّت تحیّر و باعث تعجّب اولیای امور گردید یاران رشید الهی در این مراکز امریّه در احقاق حقّ مظلومین و منکوبین و ملهوفین بقدر استطاعت خویش سعی بلیغ مبذول داشتند بالاخصّ در قارّهٴ آمریک مهد نظم بدیع و مدنیّت الهیّه که بفرمودهٴ حضرت من طاف حوله الاسمآء ”میدان اشراق انوار است و کشور اسرار و منشأ ابرار و مجمع احرار“

و همچنین در اقلیم انگلستان نمایندگان جامعهٴ پیروان جمال ابهی قیامی عاشقانه نمودند و بجمیع وسائل از برای ازالهٴ ظنون و اوهام متوهّمین و رفع سوء تفاهم مأمورین و تشریح اصول آئین ربّ العالمین و مدافعه از حقوق مظلومین تشبّث نمودند جماعات و محافل محلّیّهٴ روحانیّه در ایالات متّحده با رئیس جمهور تلغرافیاً مخابره نمودند و در صفحات جرائد و مجلّات در اثبات مظلومیّت و بیان مقهوریّت پیروان امر مقدّس حضرت احدیّت و تبیین مقاصد و مآرب و مبادی جامعهٴ بهائی و ذکر شمّه‏ئی از تاریخ پر هیجان این فئهٴ مظلومه مقالات مشروحه منتشر ساختند و در صفحات اعظم جرائد عالم و مجلّات مهمّهٴ مختلفهٴ متعدّده از جمله جریدهٴ معروفهٴ تایمس که اوّل جریدهٴ انگلستان بل اشهر جریدهٴ عالم است و در قضیّهٔ شهدای یزد در لوحی از الواح نازلهٴ از قلم اعلی بخطابِ یا تایمز یا دارای گفتار و مطلع اخبار“ مخاطب گشته انعکاسات این واقعهٴ مؤلمه منطبع و منتشر گشت و بر اشتهار این قضیّه بیفزود و ایضاً اتماماً للحجّة و تأییداً لما سبق نمایندگان جامعهٴ بهائیّه متوسّل بهیئت نمایندگان امم متّحده گردیدند و در سازمان ملل و دیوان دول رنّهٴ این قضیّهٴ خطیره مرتفع گشت و شرح و بیان تفاصیل این فجایع و اعمال شنیعه و مظالم وارده و لطمات و بلیّات شدیده علّت تحیّر و باعث جلب انظار رؤسای قوم و صاحبان مناصب عالیه در ممالک مختلفهٴ شرقیّه و غربیّه گردید

تقریر مشروح و مبسوط در بیان این وقائع هائله و اثبات حقائق امریّه تسلیم امین جامعهٴ ملل متّحده گردید و نسخه‏ئی لاجل اطّلاع رئیس شعبه ئی از شعب مهمّهٴ آن هیئت که مرجع امور اقتصادیّه و اجتماعیّه است ارسال گشت و نسخه‌های متعدّدهٴ این تظلّم‌نامه بنمایندگان دول مشترکه در مجلس اعلای این هیئت مجلّله و موظّفین آن تقدیم گشت و در نتیجهٴ تقدیم این تقریر من دون تأخیر هیئتی مرکّب از ارکان سازمان ملل متّحد تعیین گردید و مأمور بمراجعه بنمایندهٴ دولت ایران گشت و باب مخابرهٴ رسمی بین این هیئت و آن دولت مفتوح شد و از مدیر دائرهٴ حقوق بشر نامه‏ئی خطاب به امین محفل مرکزی بهائیان ایالات متّحده صادر گشت و در این نامه رسماً وصول این تقریر و احاله‌اش بمقامات مربوطه و ارسالش بدولت ایران لأجل محافظهٴ حقوق اقلّیّات اشعار گردید و نیز بر حسب اخبار منتشره رئیس جمهور ایالات متّحده بنفسه در حضور محرّرین و مخبرین جرائد مهمّهٴ آن کشور بر کلّ سبقت یافته و حدوث این انقلاب را خود اعلان نموده و انتشار داده جمعی از اجلّهٴ ادبا و دانشمندان و مؤلّفین و مورّخین و مستشرقین و اساتذهٴ معروف در دارالفنونهای قارّهٴ شمالی آمریک و ارکان وزارت خارجهٴ ایالات متّحده و رئیس الوزرای کشور هندوستان و قرینهٴ رئیس جمهور سابق آمریکا بعضی بصرافت طبع و برخی پس از اطّلاع بر این وقائع مؤلمه در نتیجهٴ مراجعه و مخابره با امنای محفل مرکزی بهائیان ایالات متّحده زبان به قدح و ذمّ مرتکبین این اعمال شنیعه گشودند بعضی شهادت بمظلومیّت یاران ستمدیدهٴ جمال ابهی دادند و بعضی بدفاع از حقوق مسلوبهٴ جامعه و تبیین و تشریح تعالیم الهیّه و مبادی نظم بدیع و تعریف و توصیف اصول شریعت سماویّه علی قدر مراتبهم پرداختند جمعی از این نفوس محترمهٴ منصفه متحیّر و متأسّف و برخی ناصح و معاتب و عدّه‏ئی خشمگین و مشمئز و در صفحات جرائد و مجلّات اظهار استیحاش و استیآء شدید نمودند و قلیلی به توبیخ و انذار پرداختند

طولی نکشید که به ارادهٴ غالبهٴ نافذهٔ الهیّه این فتنه و آشوب در اثر این اشتهار سریع و احتجاج شدید تسکین یافت و دخان ظلم و ستم بنشست و سیل تهمت و افترأ که از قلم و فم جهلهٴ قوم و رذلهٴ پر لوم منهمر گشته بود متوقّف گشت و ضوضا و هیجان اهل طغیان به سکون و سکوت مبدّل گردید دشمنان حسود و جحود از تنفیذ اهداف سیّئهٴ خویش مأیوس و منصرف گشتند و گرگان و درندگان از افتراس اغنام الهی ممنوع شدند و نباح کلاب و عوأ ذئاب در آن اقلیم خاموش گشت و ارباب مکابرت و استکبار رسوای عالم گشتند بعضی در حُفرات یأس در طبقات سفلیهٴ خود بخزیدند و در نار حسرت و اَسَف عظیم بسوختند و برخی گرفتار و بعذاب الیم معذّب گشتند و عدّه‏ئی اعدام و به اسفل السّافلین راجع گشتند. امر بمقامی رسید که مقاومت و مهاجمهٴ شدید بر حزب مظلوم در شهر رمضان مبدّل بمحافظت و صیانت پیروان سمتدیدهٴ حیّ قیّوم در ایّام محرّم و صفر گشت و امر اکید کتبی راجع به تخلیهٔ حظائر قدس از طرف امنای دولت صادر شد و تأکیدات صریحه در عدم تعرّض و احداث انقلاب و اغتشاش در کافّهٔ ولایات خطاب به مأمورین دولت ابلاغ گردید لعلّ اللّه یحدث بعد ذلک امراً مرضیّاً للّه القدرة من قبل و من بعد انّ اللّه علی کلّ شئ قدیر

ایّها المقتبسون من نور الهدی، این انقلاب اخیر در موطن اصلی امر ربّ قدیر از جهتی علّت اشتهار آئین الهی و انتشار صیتش در کلّ اقطار گشت و از جهتی دیگر اساسش را در قلوب پیروانش در کلّ اشطار تقویت نمود و مستحکم ساخت جمعی از کوته نظران در بدو این ضوضا و غوغا چنین تصوّر نمودند و بخود وعده دادند که این مقاومت و مهاجمت و اشتداد و زجر و عقوبت و تندباد غضب و حِدّت وبطش و صولت و سطوت ارباب مکابرت و انذارات و تخویفات خصم الدّ امر حضرت احدیّت و سیل افترا و تهمت عنقریب ریشهٴ شجرهٴ مثمرهٴ مرفوعهٴ لا شرقیّه و لا غربیّه را در موطن و مَنبت اصلیّه‌اش دفعةً واحده قلع و قمع نماید و سراج وهّاج را کاملاً خاموش نماید و جمعی از عشّاق جمال ابهی و پروردهٴ ید عنایت حضرت عبدالبهآء را در ممالک و دیار پریشان و مأیوس نماید و از صراط مستقیم منحرف سازد و زلزله بارکان جامعه در کافّهء ممالک اندازد و شعلهٴ نار محبّت اللّه را در افئدهٴ صافیهٴ مؤمنین و مؤمنات و موقنین و موقنات بیفسرد و شمل یاران راستان را متشتّت نماید و رخنه‏ئی در صفوف جنود مجنّده احداث کند و علّت انشقاق و انشعاب و تفرقه و اضمحلال و انقراض گردد.

هیهات هیهات ”بئس ما ظنّوا و ساء ما حکموا ذرهم یخوضوا او یلعبوا و یمرحوا و یرتعوا حتّی یقضی اللّه امراً کان مفعولاً“ اشعال نار ظلم و اعتساف و تتابع محن و بلایا و اشتداد رزایا ادنی خللی در وحدت جمع اهل بها و فتوری در عزم متمسّکین به عروهٴ وثقی احداث ننمود بلکه علّت انتباه نفوس و باعث تقویت بنیهٴ امراللّه گردید و روح جدیدی در کالبد مروّجین دین اللّه و مهاجرین و مجاهدین فی سبیل اللّه و ناشرین نفحات اللّه و ایادی و امنای امر اللّه و مؤسّسین شریعت اللّه و حامیان حصن اللّه و راکبین سفینة اللّه بدمید عباد اللّه و اماء اللّه فی مشارق الارض و مغاربها چون سدّ متین مقاومت سیل ترّهات و اباطیل و اراجیف و اکاذیب اولو الطّغیان را نمودند و بکمال جدّ و جهد به قلوب مطمئنّه و اقدام راسخه و ارواح منجذبه و افئدهٴ مشتعله در هدایت نفوس غافله و انتشار روائح مسکیّه و ندای به ملکوت سلطان احدیّه و تکذیب اقاویل و اباطیل و نفی اعتراضات جدید و قدیم دشمنان امر ربّ البریّه و کشف اسرار و رموز شریعت سماویّه و اثبات مقاصد اصلیّهٔ روحانیّه و رفع شبهات و توهّمات نفوس محتجبه و اتّساع نطاق جامعهٴ بهائیّه و تشتّت در ممالک و جزائر بعیده و فتح اقالیم غیر مفتوحه و تنفیذ نقشهٴ بدیعهٴ دهساله بیش از پیش همّت بگماشتند لیثبت ما صدر من القلم الأعلی فی الواح شتّی قوله الاحلی ”بالبلآء علا امره و سنا ذکره“ ”قل البلایا دهنٌ لهذا المصباح و بها یزداد نوره اِن کنتم من العارفین“ ”بلائی عنایتی ظاهره نار و نقمة و باطنه نور و رحمة“ ”بالبلا ربّینا الامر فی القرون الماضیة سوف تجد الامر مشرقاً من افق العظمة بقدرة و سلطان“ ”قل انّ البلاء ماءُ لما زرعناه فی الصّدور سوف تنبت منه سنبلات ینطق کلّ حبّة منها انّه لا اله الّا هو العزیز الحکیم ”قد جعل اللّه البلاء اکلیلاً لرأس البهآء سوف تستضیء منه الآفاق“ ”قل انّ القضاءَ مؤیدٌ لهذا الامر و البلاءَ معین لهذا الظّهور“ ”انّا لم نزل ارتفعنا سدرات الأمر بماء الاعراض و الدّم ان انتم من العالمین“ ”قل انّ الاعراض من کلّ معرض منادٍ لهذا الأمر و به انتشر امر اللّه و ظهوره بین العالمین“ ”قد جعل اللّه البلاءَ غادیةً لهذه الدّسکرة الخضرآء و ذبالةً لمصباحه الّذی به اشرقت الارض و السّمأ“ ”بظلمهم رفعنا الأمر و انتشر ذکر اسم ربّک فی البلاد بمنعهم ظهر الاقبال و بظلمهم طلع نیّر العدل تفکّروا لتعرفوا یا اولی الالباب“ ”مرّةً بایادی الظّالمین یرفع أمره و اخری بایادی اولیآئه الّذین یرون الغافلون ککفّ تراب و ینطقون بما نطق القلم الاعلی فی الافق الابهی“ قل تاللّه ترتفع هذه السّدرة بماء اعراضکم و لکن انتم لا تشعرون فی انفسکم و تکوننّ من الغافلین“ ”لو یسترون النّور فی البرّ إِنّه یظهر من قطب البحر و یقول انّی محیی العالمین“

یا احبّاء اللّه و امآئه جامعهٴ پیروان نیّر آفاق روحی لحبّهم و شهامتهم و ثباتهم و استقامتهم الفدأ که پس از افول کوکب درّیّ میثاق قدم بمرحلهٴ اولای تأسیس نظم بدیع الهی گذاشته و در مدّت بیست سال أَو أَزْیَد باستحکام اساس و وضع قواعدش و تأسیس محافل محلّیّه و تشکیل محافل ملّیّه در قطعات خمسهٴ جهان مشغول و مألوف بوده و سپس در این سنین اخیره وارد مرحلهٴ ثانیه که مرحلهٴ ترویج دین اللّه و اتّساع نطاق امراللّه و تسخیر ممالک غیر مفتوحه و طرح نقشه‌های ملّیّه و افتتاح جهاد کبیر اکبر است گشته، حال به تقدیرات الهیّه و وسائل غیبیّه و بر وفق ارادهٴ غالبهٴ نافذه در اثر این انقلاب و بلایای واردهٴ اخیره وارد مرحلهٴ ثالثه گشته که مرحلهٴ اشتهار و ارتفاع صیت امر حضرت کردگار است و این مراحل ثلاثه که مرحله ٴ‌ استحکام أساس و اتّساع نطاق و اشتهار صیت امر نیّر آفاق است مقدّمهٴ اعلان آئین یزدان در تمام جهان است که مرکز عهد و پیمان جمال رحمن بآن در الواح اشاره فرموده و این اعلان تحقّق نیابد الّا بقیام زمامداران دول و امم شرقیّه و غربیّه و رؤسای مذاهب و ادیان عتیقه در قارّات خمسه و ایجاد ولوله ‏ئی اعظم و آشوبی اکبر و زلزالی اشدّ از آنچه تا بحال دشمنان امر ذوالجلال در بعض از ممالک شرقیّه احداث نمودند

یاران راستان در این ایّام انقلاب و افتتان باید نظر را باین بیان صریح که از قلم ملهم معجز شیم مولای خبیر و علیم نازل متوجّه سازند و در آنچه اخبار فرموده تمعّن و تفرّس نمایند قوله الاسنی ”الیوم قوای رؤسای ادیان باجمعهم متوجّه تشتیت انجمن رحمن و تفریق و تخریب بنیان حضرت یزدان است و جنود مادّی و ادبی و سیاسی جهان از هر جهت مهاجم چه که امر عظیم است عظیم و عظمت امر در انظار واضح و لائح“ و ایضاً میفرماید ”امر عظیم است عظیم و مقاومت و مهاجمهٴ جمیع ملل و أمم شدید است شدید عنقریب نعرهٴ قبائل افریک و آمریک و فریاد فرنگ و تاجیک و نالهٴ هند و امّت چین از دور و نزدیک بلند شود و کلّ بجمیع قوی بمقاومت برخیزند و فارِسان میدان الهی به تأییدی از ملکوت ابهی به قوّت ایقان و جند عرفان و سپاه پیمان جند هنالک (مهزوم) من الاحزاب را ثابت و آشکار کنند“ ملاحظه نمائید که بصریح عبارت میفرماید ”مقاومت و مهاجمهٴ جمیع ملل و امم شدید است شدید“ و شبهه ‏ئی نبوده و نیست که مقاومت سیل امر اللّه و هجوم بر مقدّسات دین اللّه از طرف جمهور ناس و زمامداران هر دو در شرق و غرب و جنوب و شمال و همچنین از طرف رؤسای کنائس در دو قارّهٴ اوروپ و آمریک و مبشّرین حضرت روح در دو قارّهٴ استرالیا و افریک و اقطاب و رؤسای ادیان عتیقهٔ هند و چین در جنوب شرقی قارّهٴ آسیا و شرق اقصی خواهد بود شور و آشوب اخیر اولو الطّغیان در اقلیم ایران بنفسه مقدّمهٴ حدوث ولوله ‏ئی اعظم و انقلابی اشدّ و هیجانی اکبر در اقالیم سائرهٴ جهان است زیرا میفرماید ”کلّ بجمیع قوی بمقاومت برخیزند“ و این انقلاب اعظم مقدّمهٔ اعلان امر اللّه در تمام کرهٴ ارض و غلبهٴ جند اللّه و انهزام و انقراض اعدأاللّه و تنبّه عمومی اهل عالم و اقبال دول و امم و تحقّق بشارت ”یدخلون فی دین اللّه افواجاً“ خواهد بود

از سنین اوّلیّهٔ این ظهور ابدع اعظم الی یومنا هذا مقاومت و مهاجمهٴ بر حصن حصین امر اللّه منحصر به رؤسای حزب شیعه و اهل سنّت و جماعت و عدّه ‏ئی قلیل از مبشّرین و کشیشهای ملّت حضرت روح در بعض از اقالیم شرقیّه و غربیّه بوده ولی من بعد متدرّجاً در میقات معلوم باسباب غیبیّه این مقاومت و مهاجمه به اعضا و رؤسای کنائس از رهبان و قسّیسین و اساقفه و مطارنه و بطارکه از مذاهب مختلفه در قارّات خمسه بالاخصّ به رؤسای طائفهٔ انجیلیّه در جزائر بریطانیا و حبر اعظم رئیس اقدم و اکبر طوائف مسیحیّه در مدینهٴ رومیّه سرایت خواهد کرد و رفته رفته انعکاساتش در ممالک جنوب شرقی قارّهٴ آسیا و جزائر مجاوره و شرق اقصی ظاهر و پدیدار خواهد گشت ”و نالهٴ‌ هند و امّت چین“ بفرمودهٴ مرکز میثاق ربّ العالمین مرتفع خواهد شد و حنین رؤسای دو طائفهٔ برهمیّه و بودائیّه مانند حنین منابر در موطن اصلی جمال ابهی به عنان آسمان متصاعد خواهد گشت اینست که میفرماید ”واقعه‌ها در پیش است و دشمن از پس“ آنچه تا بحال واقع گشته مبادئ و تمهیدات و مقدّمات است نه خاتمه و انتهی

و همچنین بیقین مبین بدانید که نفس این قیام و تولید ولوله و آشوب و ظلم و ستم و تهدید و مقاومت و تحریک و زجر و هجوم بالمآل باعث انحطاط و علّت هبوط و سقوط جمهور محرّکین و متعصّبین و ظالمین و مفسدین و معترضین و معتدین و مهاجمین و انقراض و زوال علمای سوء و رؤسای ادیان عتیقه در اقالیم سائره گردد فتنهٴ حزب شیعه و قیام و مقاومت خلفا از جماعت سنّت در مدینهٴ کبیره و ضوضای علمای ازهر در مدینهٴ قاهره مرکز و محور جامعهٴ عربیّه و اسلامیّه بمثابهٴ اوّلین مبارزه و نخستین اصطدام است در این معرکهٴ هائله بین طلیعهٴ جنود ضلالت و عمی و علمداران جیش عرمرم بها و شبهه‏ ئی نبوده و نیست که این مقاومت و مهاجمه بمرور ایّام شدّت نماید و این اصطدام بین سپاه ضلال و لشکر حیات نطاقش وسعت یابد و ولوله‌اش جهانگیر گردد و نتائج و اثراتش زلزله به ارکان جهان اندازد و عالمی را حیران سازد و امراللّه را علی رؤوس الاشهاد اعلان نماید و مصداق ”جُنْدٌ ما هُنالِکَ مَهْزُوْمٌ مِنَ الاَحزاب“ را و ”نُریْدُ اَنْ نَمُنَّ عَلَی الّذینَ استُظْعِفُوا فی الارض و نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً و نَجْعَلَهُمُ الوارِثینَ“ را ظاهر و آشکار سازد

نفس این جهاد کبیر اکبر و این قیام و خروج و جوش و خروش و ترک اوطان و تشتّت در ممالک و دیار و نصرت و ظفر در میدان مجاهدت و هدایت جمّ غفیری در ممالک و جزائر متعدّده از اجناس و طبقات و السن و الوان و طوائف مختلفهٴ متنوّعه مُمهّد سبیل و وسیلهٴ تسریع این اصطدام حیرت انگیز و جنگ و ستیز بین اصحاب یسار و یمین است چنانچه علامات اوّلیّهٔ اتّساع نطاق این مبارزه در سنین اخیره در قارّهٴ افریک و جزائر بعیدهٴ محیط اعظم در نتیجهٴ مقاومت و تحریکات مبشّرین ظاهر و نمایان گشته و بتدریج در اثر همّت و بسالت و شجاعت و استقامت و اقدامات مستمرّهٔ متزایدهٔ گروه مجاهدین و مهاجرین، این مقاومت بسائر طوائف و مذاهب سرایت نماید و رعب الهی را متدرّجاً در قلوب زمامداران اندازد و بر شدّت و حِدّت این رزم روحانی و اتّساع دائرهٔ معرکه‌اش بیفزاید جمال قدم سلطان الامم و محیی الرّمم به سپاهیان دلیرش در این انقلاب اعظم کاملاً اطمینان داده و باین بیان اکمل و اتمّ وعدهٴ نصرت داده قوله تکبّر کبریآئه ”لعمری لا ینزل علی الاحبّآء الّا ما هو خیرٌ لهم یشهد بذلک قلم اللّه المقتدر العزیز المحبوب“ و ایضاً میفرماید انّه ما قدّر من قلم التّقدیر لاحبّائه الّا ما هو خیرٌ لهم و نسئله بان یوفّقهم علی الصّبر و الاصطبار لئلّا تمنعهم البلایا عن صراط اللّه العزیز العلیم“

حال سزاوار آن است که در خاتمهٴ این اوراق نظر را به تأثیرات مدهشهٴ اقدامات اخیره و فتوحات و مشروعات بهیّهٔ ناصران امر جمال ابهی در این دو سنهٴ اخیرهٔ جهاد روحانی اهل بهاء متوجّه سازیم و در تصرّفات عجیبهٴ غریبهٴ قوّهٴ قاهرهٴ ازلیّهٴ قدسیّه و موجد و محرّک این جهاد کبیر اکبر که کوسش را ایادی غالبهٴ سپاهیان ربّ الجنود در برّ و بحر و در غرب و شرق و جنوب و شمال بکمال قدرت و اقتدار کوبیده و میکوبند اندکی تمعّن و تفرّس نمائیم

مجاهدین فی سبیل اللّه و منادیان به ملکوت اللّه که در نخستین سنهٴ این جهاد کبیر اکبر به قوّهٴ اسم اعظم به فتح صد اقلیم از اقالیم عالم مفتخر گشتند در سنهٴ ثانی و ثالث این جهاد نیز به عزمی خلل ناپذیر در میدان مجاهدت مداومت نموده در ایفای وظائف مقدّسه ٴ‌متعدّدهٴ حتمیّهٴ خویش کما امرهم و نصحهم مولاهم همّتی بلیغ مبذول داشتند و چنان استقامتی بنمودند و به فتح و ظفری نائل گشتند که ندای احسنتم احسنتم یا احبّائی و نصرأ امری از مکمن اسنی خطاب به جند باسل بها مرتفع گشت و هلهلهٔ اهل ملأ اعلی رنّه در غرفات فردوس ابهی و جنّت علیا بینداخت در نتیجهٴ این همّت موفور و سعی مشکور و قیام و خروج و مهاجرت و تشتّت، عدد ممالک مستقلّهٔ عالم و اقالیم تابعه در شرق و غرب و جنوب و شمال که به نور امر اللّه منوّر و در ظلّش مستظلّ گشته به دویست و چهل و هفت بالغ گشت و از این ممالک دو مملکت که در قطعهٔ هند و چین واقع و یک جزیره که از جزائر اوقیانوس اطلس است در نقشهٴ ده ساله مذکور نه و فتحش از خدمات باهره و فتوحات اضافیّهٴ مجاهدین و ناصرین امر ربّ البریّه محسوب

مجموع مراکز امریّه در برّ و بحر و مدن و قری که نطاقش از ابعد مدن جنوبیّهٴ عالم از خطّ استوأ الی ماورأ مدار قطب شمال امتداد یافته و سه سال قبل به دو هزار و پانصد بالغ گشته و بشارتش را این عبد به یاران عزیز قبلاً داده، در اواخر این سنه که ختام دومین مرحلهٴ این جهاد کبیر اکبیر است از سه هزار و ششصد تجاوز نموده اقالیم مختلفهٴ متعدّدهٔ واقعه در قارّات اربعهٴ آسیا و افریقیا و اوروپ و آمریکا که اسمائش در نقشهٴ دهساله مذکور و مثبوت کلّ باستثنای جمهوریّات اتّحاد شوروی و ممالک و اقالیم مرتبطه در نتیجهٴ این فتح و ظفر مفتوح گشت و همچنین کافّهء جزائر بحر متوسّط و محیط اعظم من دون استثناء در نطاق امر اللّه وارد و به ورود و وفود رسولان امر اللّه و مهاجرین فی سبیل اللّه مشرّف و مفتخر گشت و ایضاً جزائر مذکوره در این نقشه که عدد آن به هفتاد و دو بالغ بتأیید من اللّه در اقلّ از سه سنه کلّ مفتوح گشته باستثنای شش جزیره که یکی در بحر شمال واقع و دیگری در اوقیانوس اطلس و دو جزیره در اوقیانوس هند و دو جزیرهٴ دیگر که از توابع اتّحاد شوروی محسوب است و مجموع جزائر کُرهٴ ارض که از اشعّهٴ ساطعهٔ امر اللّه مستنیر و در نطاق نظم بدیعش وارد گشته حال به نود و هشت بالغ در قارّهٴ اوروپ صیت نبأ عظیم و امر ربّ مقتدر و کریم به ممالک نائیهٴ شمالیّه رسیده و در مرکزی از مراکز که ما وراء مدار قطب شمال در آن قارّه است و هفتاد درجه شمال خطّ استوأ واقع عَلَم مبین بدست مجاهدین و مهاجرین مرتفع گشته نمایندگان چهل نژاد از نژادهای مختلفهٴ متنوّعهٴ متنازعهٴ متباغضه در ظلّ شریعتش وارد و از مصدر فیوضاتش مستمدّ و به روحش مؤیّد و در سبیل رضایش سالک و از خوان نعمتش متنعّم و بر خدمت امرش قائم و در ترویج کلمه‌اش ساعی و جاهد کتب و جزوه‌های امریّه به صد و هشتاد و نه لغت از لغات متداولهٴ بین ملل و امم به همّت رسولان اسم اعظم و مروّجان شریعت اقوم ترجمه شده و از این لغات متجاوز از سی لغت در نقشهٴ بدیعه مذکور نه و به همّت ناشران نفحات اللّه بر لغات معیّنه اضافه گشته و بعض از نشریّات را یاران غیور و خدوم باقصی شمال و ابعد مراکز عالم که بیش از هشتاد درجه فوق خطّ استوا واقع ارسال نموده‌اند ترویجاً لأمره و اثباتاً لقدرته و اعلاءً لکلمته در قارّه افریک که بنار موقدهٴ الهیّه مشتعل گشته و بر قارّات خمسه سبقت یافته عدّهٴ مؤمنین و مؤمنات از سه هزار و عدّهٴ موقنین و موقنات از جنس اسود از دو هزار و عدد مراکز امریّه از چهارصد و عدد قبائل از صد و چهل (١٤٠) و عدد محافل روحانیّه از صد و بیست و عدد لغات که آثار امریّه بآن ترجمه گشته از پنجاه متجاوز و در نتیجهٴ این تقدّم سریع و نفوذ شدید و اقبال بی مثیل و اجابت بی نظیر دعوت ربّ جلیل، جنود منصورهٴ الهیّه در سراسر آن قارّهٴ وسیعه به تهیّهٴ مقدّمات انتخاب وکلاء و تشکیل سه انجمن شور روحانی و تأسیس سه محفل مرکزی ارکان دیوان عدل اعظم الهی بکمال شعف و سرور و بهجت و حبور مشغول و مألوف

عدد محافل روحانی ملّی و محلّی که در دوائر حکومتی در ممالک مختلفهٴ عالم تا بحال رسماً تسجیل و بصدور اعتبار نامهٴ رسمی از طرف ولاة امور لاجل تأسیس اوقاف بهائی مفتخر گشته به صد و شصت و شش بالغ و عدد حظائر قدس ملّیّه که در اقلّ از سه سنه در ممالک اوروپ و افریک و جمهوریّات جنوبی و مرکزی قارّهٴ آمریک و اقلیم آلسکا و ژاپان و عربستان و ترکیّه و سیلان و جزائر جنوبیّهء محیط اعظم و افغانستان تأسیس یافته و قیمت آن به نیم ملیون دولار بالغ گشته از چهل متجاوز و یاران جانفشان مولی الانام در اقالیم متعدّده در اثر این اقدام به تلافی و جبران خسارت فادحهٴ اخیرهٔ اشغال و هدم قبّهٴ رفیعهٴ اوّلین حظیرهٴ یاران ستمدیده در موطن اصلی حضرت احدیّه کاملاً موفّق و به اثبات بیان صریح جمال قدم در ذکر غلبه و انتصار اسم اعظم مؤیّد قوله جلّ اعزازه لو یسترون النّور فی البرّ انّه یظهر من قطب البحر و یقول انّی محیی العالمین“ بانیان نظم بدیع و سالکان صراط مستقیم و مجریان فرمان مولای فرید و عظیم به ابتیاع اراضی ده معبد که قیمت آن جمعاً بصد هزار دولار بالغ و در جوار مدینة اللّه در دار السّلام بغداد و عاصمهٔ قطر مصر مرکز عالم اسلامی و عربی و در قلب کشور آلمان و عاصمهٴ هندوستان و اقلیم کندا و مدینهٴ سیدنی اوّل و اقدم مراکز امریّه در قارّهٴ استرالیا و عاصمهٴ جمهوریّت پناما که ذکرش در الواح مبارک مثبوت و مدینهٴ کمپالا در قلب قارّهٴ افریک و مدینهٴ جوهانیزبُرگ که اوّل مدن جنوبیّهٴ آن قارّه محسوب و عاصمهٴ کشور ایطالیا مرکز حبر اعظم واقع متتابعاً در این سه سنهٴ اخیره مؤیّد و همچنین بطرح نقشه و تهیّهٴ وسائل تشیید دو معبد عظیم الشّأن در قلب دو قارّهٴ اوروپ و افریک مفتخر

مقدّمات تأسیس اوقاف بهائی در متجاوز از بیست مملکت از ممالک عالم بهمّت عشّاق اسم اعظم و مؤسّسین نظم أبدع افخم فراهم و قیمت این اراضی و اماکن موقوفه که در قارّات خمسه در اقلّ از سه سنه یاران مالک گشته‌اند از صد هزار دولار متجاوز و در ابتیاع اراضی باقیه در ممالک سائره بر وفق نقشهٴ دهساله مروّجان امر ربّ البریّه بکمال همّت جاهد و مداوم اقلیم بعید تیبت که چون میّت از نفحات یوم ظهور بکلّی محروم و از استفاضهٴ از انوار ساطعه‌اش کاملاً ممنوع و محجوب و در خلف جبال شامخهٔ باذخه واقع و از مراکز مهمّه و حصن حصین طائفهٴ قدیمهٴ بودیّه محسوب در سلک اقالیم مفتوحه در این سنهٴ اخیره محشور

و در نطاق دائم الاتّساع امر نیّر آفاق وارد در متجاوز از شصت اقلیم از اقالیم شرقیّه و غربیّه که در این سنین اخیره مفتوح گشته تقدّم امر اللّه و نفوذ کلمة اللّه و ازدیاد عدد مؤمنین و مؤمنات مراکز منفرده را بسرعتی محیّر العقول مبدّل بجماعات و عدّه ‏ئی از این جماعات را به محافل مقدّسهٴ روحانیّه تبدیل نمود و در بعض از این اقالیم عدّهٴ مقبلین که بقلبی سلیم توجّه بامر ربّ قدیم نموده و به حبل المتین تعالیمش متمسّک گشته از صد متجاوز و این نفوس جدید الاقبال که اکثر از اهالی اصلی این اقالیمند بکمال انجذاب و اشتعال و اتّفاق و اتّحاد و همّت و شهامت بنوبت خویش قیام بر تبلیغ امر اللّه و ترجمه و انتشار آثار اللّه و استحکام اساس دین اللّه و ترویج احکام شریعت اللّه نموده‌اند و به تأسیس مراکز جدیده و مشروعات مهمّه و طرح نقشه‌های ثانویّه پرداخته و عدّه‏ ئی از آنان بمهاجرت اقدام نموده و حال بوجود ابنا و احفاد روحانی خویش افتخار نموده و می‌نمایند و در نتیجهٴ این فوز مبین مروّجین امر نازنین در این اقالیم از آنچه مأمول بوده و در نقشهٴ دهساله تصریح و تعیین گشته تجاوز نموده‌اند و بمقامی رسیده‌اند که احدی در آغاز این جهاد کبیر اکبر تصوّر چنین فتح و فیروزی و فلاح و نجاح را قطعاً نمی‌نمود٠ در محیط اعظم عدّهٴ جزائر مفتوحه از قدیم و جدید از چهل متجاوز و مجموع مراکز امریّه در این جزائر متشتّتهٴ متعدّده که در جنوب و شمال و غرب و قلب اعظم اوقیانوس عالم واقع به صد و هشتاد بالغ

در ارض اقدس قلب العالم و قبلة الامم و لانه و آشیانهٴ انبیاء و اولیای مکرّم معظّم و مرکز روحانی و اداری جهانی پیروان امر جمال قدم و محور مؤسّسات نظم بدیع اکمل اتمّ منجی عالم و مقصود و موعود امم پس از انجام و اختتام تشیید مقام بهیّ الانوار قویّ البنیان مبشّر ظهور اسم اعظم با وجود انقلابات عظیمهٴ جهان و مخاطرات متزایدهٴ متنوّعه که این ارض را احاطه نموده متوکّلاً علی اللّه بتعیین محلّ استقرار مرکز اداری جهانی اهل بها و ابتیاع اراضی لازمه و تشکیل قوس وسیع بشکل نیم دائره در حول مراقد منوّرهٴ‌شریفه و حفر اساس اوّلین بنای این مرکز عظیم الشّأن مبادرت گردید و قطعه زمینی که در قرب مدفن حضرت ورقهٴ علیا ثمرهٴ سدرهٴ منتهی و سراج ملأ اعلی واقع بقیمت صد هزار دولار جهت بنای معاهد آتیه در دامنهٴ این جبل مقدّس تأمیناً لهذا المشروع المقدّس الخطیر و اجلالاً لمقامه الاقدس الاعزّ المتین ابتیاع گشت و بتدریج قسمتی از احجار و اخشاب و لوازم ضروریّهٴ این بنا که مجموعش از صد و سی هزار دولار متجاوز وارد اسکلهٴ حیفا گشت و قسمتی از اعمدهٴ این بنای افخم که دارای پنجاه و دو ستون است و هر عمودی ارتفاعش از شش متر متجاوز منصوب گردید و به تهیّهء لوازم سقف مجلّل و زیبایش که بلون خضرآء ملوّن و از هشت هزار قطعه مرکّب و قیمت آن از سیزده هزار دولار متجاوز مبادرت گردید و همچنین اقدامات لازمه جهت ابتیاع پنج بیت از بیوت متّصلهٴ بطبقات آن مقام مقدّس که در رأس اوّلین خیابان مدینهٴ حیفا واقع و قیمت آن از ششصد هزار دولار متجاوز خاتمه یافت و به اوقاف بین المللی بهائیان که مساحتش از چهار صد هزار متر مربّع تجاوز نموده منضمّ گردید و ایضاً پس از تأسیس شعبه‌های محافل ملّیّهٴ روحانیّهٴ انگلستان و کندا و ایران و استرالیا بانتقال قسمتی از اراضی موقوفه در این جبل مقدّس که قیمت آن جمیعاً از چهل هزار دولار متجاوز به اسم شعبه‌های این محافل روحانیّه اقدام گردید و معاملاتش حال در ادارهٴ ثبت اسناد و در شرف اختتام است و شبهه‏ئی نبوده و نیست که این انتقال علّت استحکام اساس موقوفات بین المللی بهائی گردد و بر اشتهار و رونق و جلالش بیفزاید ٠

در مرج عکّا اراضی حرم اقدس در حول ضریح مقدّس و جنوب قصر رفیع افخم جمال ابهی اتّساعی جدید یافت و در نتیجهٴ مساعدت و معاضدت اولیای امور مرکزی در مدینهٴ اورشلیم بیتی که مجاور آن قصر مشید است و به قدوم مرکز میثاق جمال ابهی مشرّف گشته ابتیاع گشت و اشتهار و جلوهٴ حدائقش در انظار جمّ غفیری از زائرین و زائرات از یار و اغیار که به زیارت مرقد مطهّر و مشاهدهٴ آثار قصر افخم فائز مضاعف گردید٠ در زاویه‏ ئی از زوایای حرم اقدس کج دُم کین بقیّهٔ زعمأ فئهٔ ناقضین عهد مبین مجد الدّین لعین محرّک ناقض اکبر میثاق ربّ العالمین به ذلّتی مبین به اسفل السّافلین ساقط گشت این عدوّ لدود و خصم حقود و بغض مجسّم که از قلم میثاق جمال رحمن بمظهر شیطان موصوف و در اطوار و حرکات و مسلک و رفتارش رجعت سیّد لئیم اصفهانی که یحیی بی حیا را در ایّام جمال ابهی اغوا نمود پس از صعود نیّر آفاق بکمال تدلیس و تزویر و عزمی راسخ در هدم میثاق الهی همّت بگماشت و با اولیای امور مرتبط گشت و در تهیّهٴ لوائح و ارسال آن به مدینهٴ کبیره مرکز خلافت جائره سعی بلیغ مبذول داشت و در سنین عدیده حلقهٴ اتّصال و واسطهٴ ایصال هدایا از طرف فئهٴ ضالّه به ولاة و متصرّفین و پاشای غدّار جمال پُر وَبال و جمعی از مأمورین تبه کار بود و پس از افول کوکب میثاق بتمام قوی بر معاضدت ناقضان عهد بها و ایجاد رخنه در جامعهٴ پیروان امر حضرت ربّ البریّه و غصب مفتاح روضهٴ مبارکه و ممانعت از تأسیس مشروعات بهیّهء بین المللی در جبل کرمل و مرج عکّا قیام نمود تا آنکه عاقبة الامر به بلای ادهم مبتلا گشت و نصف بدنش مفلوج گردید و بذلّت کبری ایّامی را بسر برد و پس از انقضای صد سال از حیات پُر وَبالش و مشاهدهٴ آثار غلبه و نصرت غصن دوحهٴ بقا و استقرار میثاق جمال ابهی و اشتعال سراج عهد اتمّ اوفی در دویست اقلیم از اقالیم دنیا و تأسیس و استحکام نظم بدیع جهان آرا و اتمام مشروع عظیم الشّأن بنای امّ المعابد غرب در قارّهٔ آمریکا و احتفال دو عید مئوی اهل بهاء و تشیید مقام بهیّ الانوار نقطهٴ اولی و نصب قبّهٴ ذهبیّه‌اش در قلب جبل الربّ کوه خدا خائباً خاسراً به نار حسبان راجع شد و بحطب اکبر قطب شقاق و خلیفه‌اش و بدیع شنیع و جمعی دیگر از رؤسای عصبهٴ غرور و فتور ملحق شد

در ایالات متّحدهٴ آمریک حامیان حزب مظلوم رافعان رایت بیضآء و عَلَمداران جیش عرمرم بها که به تأسیس هزار و پانصد مرکز در آن اقلیم وسیع و آزاد موفّق و مفتخر گشته به تقویت اساس امر اللّه و اتّساع دائرهٔ مؤسّسات امریّه و اشتهار صیت نبأ عظیم در آن قارّهٴ مشتعله که مهد نظم بدیع و منشأ مدنیّت الٓهیه است لیلاً و نهاراً مشغول هیئت منتخبهٴ بهائیان در آن سامان به تقدیم یکی از ادعیهٴ نازلهٴ از کلک مرکز میثاق به رئیس جمهور آن کشور مفتخر و جوابی به امضای رئیس خطاب به آن هیئت صادر و در آن نگارنده نامه ستایش زائد الوصف از تأثیر مطالعهٴ این مناجات نموده. و این هیئت محترمه نیز بتأسیس مؤسّسهٴ مطبوعات ملّی بر وفق نقشهٔ ده ساله مؤیّد و همچنین به طرح نقشه‏ئی زیبا جهت تزیین حدائق تسعهٔ امّ المعابد غرب مطابق دستور و تعلیمات صادرهٴ از قلم مرکز عهد و میثاق موفّق و به ابتیاع قطعه زمینی که قیمت آن از چهل هزار دولار متجاوز جهت تشیید اوّلین مؤسّسهٴ بهائی که از توابع و ملحقات این معبد عظیم الشّأن است مفتخر

و از جمله وقائع مهمّه در آن کشور منوّر صدور دعوتنامهٴ رسمی از طرف یکی از انجمنهای مسیحی و اشتراک نمایندهٴ بهائی در اجتماعی مهیب و مجمعی بی نظیر و مثیل که در مدینهٴ سان فرانسیسکو لاجل تذکّر و دعا از برای هدایت اهل عالم و تأسیس صلح بین ملل و امم منعقد و در این احتفال قریب شانزده هزار نفر مجتمع و در حضور جمعی از اعیان و زمامداران از جمله وزیر خارجهٴ ایالات متّحده و جمعی دیگر از نفوس مهمّهٴ معروفه نمایندگان ادیان عتیقه از مسیحی و هندو و بودائی و کلیمی و اسلام هر یک بنوبت خویش به تلاوت منتخباتی از کتب مقدّسه اقدام نمودند و نمایندهٴ جامعهٴ بهائیان قبل از کلّ رسماً به تلاوت مناجاتی که از قلم جمال ابهی صادر مفتخر گشت و شرح وقایع این اجتماع عدیم النّظیر در جرائد و مجلّات منتشر گردید و بر اشتهار آئین امر کردگار بیفزود٠

و از جمله وقائع مهمّه و حوادث تاریخیّه و فتوحات باهرهٴ جلیله بهائیان در قارّات خمسه در این دو سنهٴ اخیره که باختصار در خاتمهٴ این رساله درج و ثبت می‏گردد انتقال رمس مبارک ابن نقطهٴ اولی روحی لرشحات دمه الاطهر فدأ به همّت افنان سدرهٴ بقا و یاران عزیز با وفا در مدینهٴ مبارکهٴ شیراز در ایّام رضوان به گلستان جاوید بهائیان است در کتاب قیّوم اسماء به مناسبت صعود ابن وحید مظهر مظلومیّت کبری این بیان احلی خطاب به حرم نقطهٴ ‌اولی از قلم مقصود اولیاء و سلطان انبیاء صادر قوله تبارک ذکره ”اعظمی فضل الذّکر الاکبر یا ایّتها الحبیبة من لدی المحبوب عند حبیبی ما انت کاحد من النّسآء ان اتّبعت امر اللّه الحقّ فی الحقّ الاکبر اعرفی حقّ العظیم من کلمة القدیم لنفسک و افخری بالجلوس مع الحبیب محبوب اللّه الاکبر و یکفیک الفخر هذا من لدی الحکیم حمیداً و اصبری علی القضآء فی شأن الباب و أهله و انّ ولدک احمد لدی فاطمة الجلیلة فی الجنّة القدس علی الحقّ بالحقّ قد کان فی الحقّ بالعلم مربوبا“

و از جمله انتقال سند مالکیّت سجن اکبر به نام ایادی امر اللّه و امین حقوق اللّه در مدینهٴ مبارکهٴ طهران و اعلان حقّ اشتراک اماء الرّحمن در قطرین مصر و سودان در عضویّت محفل ملّی و انجمن شور روحانی در آن سامان و تسجیل محفل مرکزی بهائیان سویس و ایطالیا و تأسیس مؤسّسهٴ مطبوعات ملّی در مدینهٴ دهلی عاصمهٔ کشور هندوستان و مرکز انعقاد جلسات اعضای محفل مرکزی هند و برما و پاکستان و سیلان و ابتیاع اماکن متبرّکه در ارض سرّ و انعقاد نخستین مؤتمر بهائی در قلب کشور فرانسه و اجتماع نمایندگان مراکز مختلفه که اخیراً در نتیجهٴ مهاجرت مؤمنین و مؤمنات از قارّهٴ آمریک به قارّهٴ اوروپ متتابعاً تأسیس گشته و مشورت در امر تبلیغ و تهیّهٔ وسائل جهت انعقاد محفل ملّی یاران آن سامان در سنین آتیه و تعیین و تأسیس مدفن بهائی در مدینة اللّه در اقلیم لیبیا و دار السّلام افریقیا و انعقاد اوّلین مدرسهٴ تابستانه در قریهٴ کوبوکا در قلب آن قارّه و اجتماع صد نفر از یاران سفید پوست و سیاه پوست و نمایندگان بیست و هشت مرکز از مراکز مختلفه لاجل اکتساب معلومات امریّه و مشاوره در امر تبلیغ و ترویج امر حضرت احدیّه در مراکز و اقالیم مجاوره و ابتیاع زمین جهت تأسیس مدرسهٴ تابستانه در مدینهٴ مبارکهٴ بغداد و تهیّهٔ نقشه‏ئی جهت بنای امّ المعابد غرب در قارّهٴ استرالیا در سنین آتیه

و حال که ختام سومین سنه و انتهای مرحلهٴ ثانیهٴ جهاد کبیر اکبر است پیروان ثابت راسخ مالک القدر در مراکز متعدّده در متجاوز از نود اقلیم از اقالیم شرقیّه و غربیّه و جنوبیّه و شمالیّه در قارّات خمسه بکمال وجد و سرور و همّتی موفور و وله و وجدی بدیع متوکّلین علی اللّه الحافظ النّاصر القدیر به تهیّهٴ مقدّمات انجمنهای شور روحانی و تشکیل محافل ملّیّهٴ روحانیّه و رفع ارکان و نصب دعائم دیوان عدل اعظم الهی که ما به الامتیاز مرحلهٴ ثالث این جهاد است مشغول و مألوف در آغاز این مرحلهٔ ثالثه که از مراحل مهمّهٴ خطیرهٴ این جهاد کبیر اکبر است سه محفل از این محافل روحانیّه در ایّام آتیه در قلب قارّه افریک و شمال و جنوب آن انشاء اللّه و اراد تأسیس خواهد گشت و در دومین سنه‌اش سیزده محفل دیگر بتأییدٍ من اللّه و قوّةٍ من لدنه بر این محافل ثلاثه اضافه خواهد شد و از این محافل سه محفل در قارّهٴ اوروپ تأسیس خواهد گشت و در انتخاب محفل اوّل بهائیان اسوج و فنلند و نروج و در انتخاب محفل ثانی بهائیان هلند و بلجیک و لوکسنبورگ و در انتخاب محفل ثالث بهائیان اسپانیا و پرتقال اشتراک خواهند نمود و چهار محفل دیگر در قارّهٴ آسیا تشکیل خواهد شد یکی در شرق جنوبی آن قارّه و دیگری در عربستان و دیگری در ژاپان و دیگری در پاکستان منعقد خواهد گشت و پنج محفل دیگر در قارّهٔ آمریک تأسیس خواهد یافت که در انتخاب دو محفل از آن بهائیان جمهوریّات جنوبی و در انتخاب دو محفل دیگر بهائیان جمهوریّات مرکزی و در انتخاب محفل خامس بهائیان اقلیم آلسکا مشارکت خواهند کرد و محفل سیزدهم در جزیرهٴ نیوزیلند که از جزائر جنوبیّهٴ محیط اعظم است تأسیس خواهد گشت و در هر یک از این انجمنهای شور روحانی که مقدّمهٴ تشکیل این محافل روحانیّهٴ ملّیّه است ایادی امر اللّه حفظهم اللّه و ایّدهم بالنّیابة از این عبد حاضر و ناظر خواهند بود در انجمن استکهلم ایادی امر اللّه مستر گروسمن و ایادی امر اللّه مستر مولشْلِگِل و در انجمن بروکسل ایادی امر اللّه مستر تاونزند و در انجمن مدرید ایادی امر اللّه مستر جیاگری و در انجمن جاکارتا ایادی امر اللّه جناب فروتن و در انجمن بحرین ایادی امر اللّه جناب سمندری و در انجمن توکیو ایادی امر اللّه جناب خاضع و در انجمن کراچی ایادی امر اللّه جناب علائی و در انجمن بوئنوس‌آیرس ایادی امر اللّه و امین حقوق اللّه جناب ورقا و در انجمن لیما ایادی امر اللّه مستر هولی و در انجمن پناما ایادی امر اللّه جناب خادم و در انجمن پورت‏‌او پرانس ایادی امر اللّه مسیس ترو و در انجمن انکورج ایادی امر اللّه مستر هنی و در انجمن اوکلند ایادی امر اللّه مسیس دان این نفوس معیّنه با وکلای مجتمعه در مذاکرات و مشاورات امریّه مشارکت خواهند نمود

أیّدکم اللّه یا أحبّآء البهآء و أیادی أمره و حلفآء حبّه علی ما ترتفع به مقاماتکم و تتهلّل وجوه آبائکم و أجدادکم و تظهر خفیّات أمر محبوبکم و مولاکم و تتموّج ألویة النّصر فی بلدانکم و أوطانکم و تهتزّ أرواح المقرّبین فی ملکوت ربّکم و بارئکم و تقشعرّ جلود أعدائکم و خصمائکم و تتحقّق آمالکم و أهدافکم فی خدمة أمره الأعزّ الأقدس الأبدع البدیع و تنفیذاً لجهاده الأشرف الأرفع الأمنع الأفخم الخطیر و لکم منّی ألف تحیّة و ثنآء من هذه البقعة النّورآء زادکم اللّه فی خدمة أمره و نصرة دینه شوکةً و إجلالاً و قدرةً و رجالاً.

نوروز ١١٣
بندهٔ آستانش، شوقی